هم پسرو میکنه هم واسش جق میزنه

0 views
0%

هم پسرو میکنه هم واسش جق میزنه

 بود که خونمونو عوض کردیم و رفتیم تو آپارتمان نشستیم. پدرو مادرم هردو شاغل بودن و بهام میرفتن سر کار
دوتاخواهر بزرگترم ازدواج کرده بودن
پشت کنکوری بودم. یه همسایه داشتیم یه دختر و پسر داشتن با پسره رفیق شدم.و چون تو یه آپارتمان بودیم زیاد خواهرشو میدیدم و خونشون هم میرفتم
پدر مادر اونام هردو شاغل بودن و خیلی وقتا مثل من تو خونه تنها بودن. پسره یه سال ازم بزرگتر بود و بعد یه مدت رفت سربازی. خواهرشم دبیرستان بود.
بعد یه مدت دختره معلوم بود ازم خوشش اومده باهاش رفیق شدم
بعد حدود دو سه ماه کار به حرفای سکسی کشید .اون موقع اینترنت دایال آپ و یاهومسنجر پیشرفته ترین امکانات ارتباطی بود که در اختیار داشتیم که البته کم چیزیم نبود. از دختره بگم که پوستش خیلی سفید و صاف بود و چشماش عسلی و موهاشم بلند و بود بودن و تا نصف کمرش میرسیدن. اون زمان شلوارای استرج تنگ که یه بند کف پاشون بود تازه مد شده بودن که اونم اغلب از اونا میپوشید با یه تونیک.تا آخرش یه روز آوردمش خونه
باورم نمیشه اونقدر راحت بزاره بهش دست بزنم و بغلش کنم و ازش لب بگیرم. سریع بردمش رو تخت و روش خوابیدم
به ربع ساعت نکشید حشری شده بود لختش کردم اونم اصلا مقاومت نمیکرد
زیر گردنش و سینه هاش و شکمش و خوردم
رسیدم به کسش که اونم یکم چوچولشو براش خوردم
خیلی حشری شده بود
شروع کردم لای کسش لاپایی زدن که خیلی خیس شد
برش کردوندم بالش گذاشتم زیر شکمش و به کونش یکم وازلین زدم و انگشتش کردم
ولی خیلی متعجب بودم که خیلی راحت و بدون استرس داشت همکاری میکرد
سرکیرمو گذاشتم در سوراخ کونشو و یواش فشار دادم
سرش که رفت تو یه آخ آرومی گفت و دستاش شل شدن
فکر کردم دردش گرفته
یه چند ثانیه صبر کردم و یواش یواش تا نصفه کردم توش
چون قبلا یه دخترو کرده بودم میدونستم الان باید خودشو جمع کنه و از زیر کیر در بره ولی اینکارو نکرد
کیرمو کشیدم بیرون این دفعه باسرعت بیشتری دوباره کردم تو که بیشتر از نصفش رفت داخلش
ازش پرسیدم درد داره؟
اونم گفت آره ولی ازم خواست تلمبه بزنم و همشو بکنم توش
مطمعن شدم قبلا داده
روش دراز کشیدم و یدفعه و باتمام قدرتم تا خایه رفتم توش که یدفعه آه کشداری کشید که مشخص بود از سر لذته نه درد
شروع کردم تند تند تلمبه زدن و اونم چشاشو بسته بود. سینه هاشو با دستام گرفته بودم و فشارشون میدادم تا بعد هفت هشت دقیقه آبم خواست بیاد
ازش پرسیدم دارم میام چیکارش کنم؟ جواب داد تا ته بکنم توش و خالیش کنم ته کونش
دیگه مطمعن شدم که زیاد کون داده
آبو که ریختم توش خوابیده موندم روش
بعد یه دقیقه درش آوردم از روش غلط زدم و کنارش رو به بالا خوابیدم
اونم دستاشو گذاشته بود زیر چونش و سرشو برگردونده بود طرفم و به من نگاه میکرد و لبخند میزد
ازم پرسید خوب بود؟ گفتم آره
بهش گفتم یه سوال بپرسم ولی راستشو بگو
گفت بپرس
پرسیدم چند وقته میدی؟
گفت تاحالا نداده ولی چون حشری بوده انگشت و خیار زیاد تو خودش کرده
ولی چون دیدم دوس داشت آبو توش خالی کنم و این نشونه اینه که قبلا آب کیر زیاد ریخته شده تو کونش و اوبی شده و ازش لذت میبره مطمعن بودم دروغ میگه
دیگه گیر ندادم که ناراحت نشه و قهر نکنه و یه بار دیگه کردمش که بیشتر طول کشید و بعدش رفت خونشون
دفعه بعد چند روز بعد دوباره همینکارو تکرار کردیم
و ازش خواستم بگه با کی سکس میکنه ولی اون همش میگفت با خیار و …
بعد چند ماه که حدود هفت هشت باری اومده بود و حسابی اعتماد کرده بود و ازم مطمعن شده بود بهم گفت که برادرش میکندش
گفت پنج ساله که تقریبا هر شب بجز روزهایی که پریوده به برادرش کون میده
داستان کون دادنش به برادرش مفصله که اینجا جاش نیست بگم.
خلاصه خیلی باهم راحت بودیم
من شهر خودمون دانشگاه قبول شدم اونم پشت کنکوری شد.
داداشش که میومد مرخصی مرتب میکردش که اونم همشو برام تعریف میکرد
گفت دیگه خوشش نمیاد به برادرش بده
قبلا چون به کیر نیاز داشته بهش میداده ولی الان زیاد تمایلی نداره
البته گفت به پیشنهاد برادرش برا سکس جواب منفی میده ولی وقتی شب میره سراغش و یکن دستمالیش میده زود حشری میشه و وا میده و بهش دو سه بار کون میده
میگفت برادرش بهش میگه بعد ازدواجش باید بهش کس بده و از این درخواست ناراحت بود.
میگفت بهم علاقه داره و دوس داره زنم بشه ولی چون من میدونم قبلا داده اونم به برادرش این آرزوش در حد آرزو میونه
راستش منم دوسش داشتم و اگه به کسی دیگه داده بود برام مهم نبود. ولی میدونستم برادرش ولش نمیکنه و معتاد کردن خواهرش شده.
وقتی برادرش میکردش دختره بهم پیام میداد و خبرم میکرد.
گاهی شب تا صب دو بار میکردش و صبح که پدر و مادرشون میرفتن سر کار تا ظهر که برگردن چند بار دیگه هم میکردش
گفت نمیزاره لباس بپوشم و باید با شورت و بدون سوتین تو خونه باشم. گفت مثلا گاهی داره تو آشپزخونه نهار درست میکنه برادرش میاد به کیرش روغن میزنه و همونجوری سرپایی از لای شرتش کیرشو میکنه تو کونش و اونقدر تلمبه میزنه تا ارضا بشه. اینم مجبوره رو میز یا صندلی دولا بشه و کونشو با دستاش براش باز کنه که کیر برادره تا ته بره تو.
بعد چند سال از اونجا و اون شهر رفتیم با چت ازش خبر داشتم گفت که برادرش ازش کس میخواد. تا خواستگار اومد اینم قبول کرد هرچند پسره زیاد مالی نبوده. بعد عروسی شوهرش زیاد تو سکس قوی نبوده و داداشه هم ول کن نبوده و به داداشش کس میداده ولی بدون لذت و زندگیشم زیاد اوضاع و احوال خوبی نداشت. شهری که رفته بودیم چهار ساعت ازشون فاصله داشت. چند بار رفتم پیشش و از کس کردمش ولی بعد مدتی دیگه ازش خبری نداشتم و الانم ندارم.
داستان واقعی بود حالا میخواید باور کنید یا نکنید.

 

Date: دسامبر 7, 2018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *