هوس یا خشونت

573
Share
Copy the link

فضای اتاق از ناله های من و آه های از سره لذتش پر شده بود چقدر عاشق نفس نفس زدناش توی این حالت بودم…در حالی که روم خوابیده و ازم لب میگیره و با اون چشمای خوشرنگش و تخسی همیشگیش نگاهم میکنهاهنگ ملایم و ارومی که پخش میشد پارادوکس عجیبی با حرکات وحشیانه و خشنش داشت.همیشه عاشق سکس خشن بود و حرکات هاردکورو دوست داشت و من عجیب عاشق حالت صورتش وقتی خشن باهام رفتار میکرد بودم.با شدت تلمبه هایی که میزد نفسم بند اومده بود با صدای ته چاه کناره گوشش گفتممحمد خواهش میکنم اروم تر…بدون اینکه ضرباتش و متوقف کنه با تمسخر توی صورتم در حالی که نفسای داغش پوست صورتمو لمس میکرد گفتتو که همیشه عاشق سکس خشن بودیبعد هم موهامو چنگ زد و لباشو چسبوند به لبام و مهره سکوتو بهم زد…میدونستم توی این حالت چیزی متوقفش نمیکنه برای همین همراهیش کردم و سعی کردم تحمل کنم.کیره بزرگشو چنان با حرص توی کُسم میکوبید که انگار با این کارش داشت عقده هاشو خالی میکرد.نمیدونم چرا همیشه دوست داشت با این کاراش خوردم کنه ،تحقیرم کنه و منه دیوونه ی عاشق ،عاشق خورد شدن به دست اون بودم.بعد از چند دقیقه انقدر بالا و پایین شد تا ارضا شد و مثل همیشه ابشو داخل کُسم خالی کرد.بیحال روم خوابید و حالا به خاطره خیسیه عرق بدنامون به هم چسبیده بود.خودمو بیشتر بهش چسبودمو لباشو کشیدم توی لبامو با تموم وجود خوردمشون درد زیادی کل بدنمو فرا گرفته بود.ولی خوشحال از اینکه این درد به طور موقت تموم شده سرمستانه خندیدم…دره گوشش با یه حالت هیستیریک و عصبی گفتممن چرا انقدر دوست دارم ها؟من چرا تویه بیرحمه سرده اشغالو دوست دارم؟تو چی داری لعنتیه کثافت؟محمد تو چی داری؟هیچی نگفت بازم سردو بی توجه نگاهم کرد دیگه طاقت نیاوردم سرمو با ناباوری به چپ و راست تکون دادم و از روی تخت بلند شدم و با بدن لخت رو به روی میز ارایش وایستادم بوی شهوت از اتاق میبارید…یه لحظه از این وضعیتم حالم به هم خورد شده بودم یک دختره فراری که هفته ها توی خونه محمد بودم و مثل یک هرزه هر ساعت بهش سرویس میدادم و تنم در اختیارش بودچی منو اونجا نگهم میداشت؟عشق؟شورت لامبادای سفیدمو پام کردم و سوتینم تنم کردم خواستم قفلشو ببندم که از پشت بغلم کرد.با عصبانیت از بین دندوناش غریدداری چیکار میکنی گیسو؟_میخوام برم بسه دیگه مثل به برده اینجا بودنم خسته شدم محمد خسته شدم_تو حق نداری جایی بری فهمیدی؟نمیزارم.به بدن لخت سکسیش نگاهی انداختم این پسر خوشگلترین و آس ترین پسر تهران به حساب میومد و من فقط یه دختره معمولی که معلوم بود اینده ای با همچین پسری نداره…توی دلم به سادگیه این چند وقتم پوز خندی زدم روبه روش وایستادم و دستمو روی سینه های لختش کشیدم_بزار برم محمد،تا کی میخوای بازیم بدی؟بس نیست؟_من هیچ وقت بازیت ندادم من ،من دو…با پوز خند نگاهش کردم_حتی عارت میاد این جمله رو به زبون بیاری؟خیلی سخته گفتنش واست چون منو لایقه خودت نمیدونی…_چرا باورم نمیکنی؟_ازم چی میخوای محمد_میخوام که بمونی._تا کی؟_تا ابد…توی چشماش نگاه کردم.رنگ نگاهش با همیشه فرق داشت.سرمو گذاشتم رو سینش و اروم گفتمبهم ثابت کنثابت کن که من واست یه تیکه گوشت بی ارزش نیستم._چجوری باید بهت ثابت کنم؟_نمیدونم خودت بگو_باهم ازدواج میکنیم،خوبه؟با تعجب سرمو از روی سینش برداشتم و نگاهش کردم اینبار با همون اخم همیشگی نگاهم میکرد ولی چشماش میخندیدن_چی گفتی؟_واضح گفتمخانوم خوشگل ایا با بنده افتخاره یه عمر زندگی رو میدین؟اینبار خنده های از روی تمسخرم بلند شد هولش دادم با شدت عقب و داد زدم_بازم داری بازیم میدی مگه نه؟_چرا نمیفهمیمن دوست دارم گیسو_دروغ میگی باور نمیکنم._گیسویی که من میشناسم همیشه محمدشو باور داره._حرفای الانتو باور کنم یا اون روزی که از خونت بیرونم همون روزی که بعد از اینکه دخترونگیمو ازم گرفتی لقب هرزه بهم دادی و پرتم کردی بیرون مردونگیه تو اینقد بود محمدتو منو با این کارات کشتی…به چشماش نگاه کردم توی چشمای رنگیش قطراته اشک جمع شده بود خودشو بهم چسبوند و کیرشو مالوند بهم حتی تو این حالتم نمیتونست از بدنم دل بکنه…_اره گیسو اولش بهت علاقه نداشتم میخواستم بازیت بدم فکر میکردم یه هرزه ای مثل بقیه…به خاطره پولو قیافم افتادی دنبالماما هرچی گذشت بیشتر عاشقت شدم و من اینو نمیخواستم…نمیخواستم عاشق بشم و شدم تو این مدت میخواستم با رابطه ی خشن با تحقیر کردنت اتیش این عشقو خاموش کنم ولی تو هر بار با تحمل کردنات بهم ثابت کردی چقدر دوستم داری و وجود ادمی مثل تو توی زندگیم نعمته…تو بهم یاد دادی وقتی یه دختر کل سرمایه ی زندگیش یعنی بکارتشو بهت میده میتونه واست جونشو هم بده و تو توی این چند هفته هر روزشو با تحمل من از جون مایه گذاشتی…تو عاشقم کردی گیسو طلسمه محمدی که کل عمرش به دخترا به چشم اشغال نگاه میکرد رو شکستی…از شنیدن حرفاش هر لحظه شاد تر میشدم و روح خسته ی این روزام جون بیشتری میگرفتدستمو گذاشتم رو صورتش_محمد دوست دارم عشق من._منم‌ دوست دارم ملکه ی قلبم.نوشته گیسو

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *