هیچی شیرین تر از عاشقی نیست

304
Share
Copy the link

تقریبا یک سال از اولین باری که باهاش حرف زده بودم می گذشت ، تو اینستاگرام دیده بودمش دوستاشو میشناختم ولی اون با دوستاش فرق داشت منتظر فرصت بودم که یجوری خودمو به دایرکتش برسونم و باهاش حرف بزنم همینم شد بعد یکی دو هفته به بهونه یه آهنگ رفتم دایرکتش سر صحبتو باز کردم حرف زدنش از همون اول گرم و خودمونی بود با بقیه دخترای هم سنش که از چس کردن و دست بالا گرفتن خودشون لذت میبردن فرق داشت حرف زدنامون بیشتر و بیشتر شد شاید بخاطر این بود که پسر شوخی بودم و واقعا چشمم گرفته بودتش اما هر وقت میخواستم بحث رو ببرم سمت رل زدن اون ممانعت می کرد .گذشت اتفاقات زیادی تو این نزدیک یک سال بینمون افتاد قهر و آشتی هایی که وقت و بی وقت داشتیم بحث هایی سر چیزای عادی که تو همه ی رابطه ها هست اما آخر همه ی اینا به این می رسیدیم که چقد همو دوست داریم و عاشق همیم.پر چونگی کردم نزدیک یه سال از رابطمون گذشته بود و بالاخره یه خونه ی خالی گیرمون اومد تو این مدت سکس چت های زیادی داشتیم راجب پوزیشن های مورد علاقمون حرف می زدیم اما ایندفعه دیگه پشت چت نبود جفتمون نمیدونستیم چه اتفاقی قراره بیافته اما چیزی مسلم بود این بود که قرار نبود فقط فیلم ببینیمو خوراکی بخوریم. بالاخره روزی که منتظرش بودیم رسید اولین باری بود که میخواستم یه دخترو بیارم خونه ساعت نزدیکای 10 صبح بود که بیدار شدیم و بعد یه چت مختصر و مرور کردن کارایی که باید صرفا جهت احتیاط انجام می دادیم آماده اومدن شد.در رو براش باز کردم و اومد تو همون اولش پرید تو بغلم و ازم لب گرفت بعد یه احوال پرسی مختصر و خوردن یکم تنقلات رو کاناپه تو بغل هم چفت شدیم و شروع کردیم به دیدن فیلم یکم از فیلم که گذشت حوصله هر دومون سر رفت برگشت و تو چشمام نگاه کرد و گفت قراره تا شب فیلم ببینیم؟ با یه مکث لبامون تو هم قفل شد دستم رو کمرش بود و اون موهامو می کشید یهو از لبام جدا شد و با تعجب نگام کرد گفتم چیزی شده؟ که گفت فک کردی من خانم جلسه ای چیزی هستم گفتم چطور؟ گفت نمیخوای دستتو ببری پایین تر؟ خندم گرفت و گفتم توله بزار یکم گرم شیم به پایینم میرسیم چرخوندمشو اومدم روش میدونستم نقطه ضعفش گردنشه آروم لبامو ازش جدا کردمو بردم سمت گوشش آروم در گوشش نجوا کردم دختر تو مال منی گرمای نفسم که از شدت شهوت داشت گوشاشو میسوزوند حشری ترش کرده بود یه زبون کوچیک به لاله گوشش زدمو شروع کردم لاله های گوششو خوردن اومدم پایین تر حالا من بودم و گردنش و یه خیال راحت،دیگه نصف جون شده بودیم تو کافه ها از بس با ترس و اضطراب با هم میلاسیدیم صداش خونرو پر کرده بود گردنش دیگه کاملا از مک زدن ها و گاز گرفتنام قرمز شده بود نفسمو زدم بین سینه هاش و اومدم پایین تر میدونستم چطور باید با گرمای نفسم حشریش کنم تاپ نازکشو از تنش در آوردم و شروع کردم از روی سوتین مالوندن سینه هاش نه خیلی بزرگ بود نه خیلی کوچیک متناسب اندامش بود اما به نسبت عکسای که تو سکس چت هامون دیده بودم بزرگتر بود همین باعث شد حشری تر بشم آوردمش بالا تر و گیره سوتینشو باز کردم از بالای سینش شروع کردم به خوردن هر طرف رو که میخوردم با اون دستم سمت مخالف سینشو میمالیدم واقعا تو خوردن حرس درآرم زبونمو تا نزدیک نوک سینه هاش میبردم اما زبون نمیزدم بدون خوردن نوک سینه هاش زبونمو آروم از بین سینه هاش کشیدم و اومدم به نافش رسیدم تو این خوردن ها تنها صدایی که تو گوشم بود صدای ناله های ریزش بود که گهگاهی وسطاش از کلمه بسه استفاده می کرد رسیدم به نافش با نفسم سعی کردم بیشتر تحریکش کنم زبونمو دور نافش چرخوندم و بردم توش دیگه واقعا داشت بیهوش می شد تو سکس چت هامون همیشه باهام کل مینداخت که من تو سکس هم کاملا حواسم بهت هست و نمیزارم هر کاری که میخوای بکنی اما الان فقط ازش چشمای بسته و ناله ای که داشت کم کم ساکت می شد مونده بود بدون هیچ پیش زمینه ای اومدم سراغ نوک سینه هاش و نوکشو گاز گرفتم جیغش در اومد و تنها چیزی که دم دستش بود موهای سرم بود همینطور داشتم ادامه میدادم که یهو دیدم ساکت شد و داره میلرزه یه بوس از پیشونیش کردم و سرشو گذاشتم رو پام و همراه با نوازش موهاش شروع کردم به قربون صدقش رفتن هنوز خمار بود ازش پرسیدم خوب بود دورت بگردم؟ با چشمای بسته سرشو به نشونه ی تایید تکون داد خندم گرفت و بازم بوسیدمش یکم که حالش جا اومد پا شد و نشست رو پام گفت حالا باید حالتو جا بیارم دیوث اومد و ازم لب گرفت وسط لب گرفتناش یه گاز محکم از لبم گرفت و رفت سراغ گردنم خیسی و گرمای زبون و لبشو رو گردنم حس میکردم که با گاز های محکمش همراه بود تو کافه همیشه با جای دندون رو گردن بدرقم میکرد خونه همزمان با خوردن گردنم کوسشو رو کیرم میمالوند یه ریتم خاصی داشت که هرزگاهی با فشاری که با دستام رو کونش میدادم به خودم از بین میرفت لباشو جدا کرد از گردنمو اومد پایین کاناپه جلوم زانو زد شلوارمو در آورد و شروع کرد به مالیدن کیرم از رو شورت لباشو از رو شورت میزد به کیرم که بالاخره خودش طاقت نیاورد و شورتمو در آورد آروم تخمامو زبون زد و کشید تا سر کیرم یه بوس از سرش کرد و رفت پایین و تخمامو کرد تو دهنش و هی مک میزد اصلا حرفه ای نبود ولی میخواست کم نیاره و کاری کنه که لذت ببرم دوباره همون کارو کرد وقتی زبونشو می کشید رو کیرم یه لذت عجیبی داشتم که واقعا توصیفش سخته سرشو گذاشت تو دهنشو با زبونش نوک کیرمو قلقلک میداد دیگه دستام داشت می لرزید واقعا توصیف اون حس سخته نصف کیرمو گذاشت تو دهنش و تند تند جلو عقب می کرد دیگه داشتم ارضا می شدن بهش گفتم که گفت بزا برات جق بزنم کیرم که با آب دهنش خیس شده بود با چند بار تکون دادن خالی شد رو سینه هاش همیشه تو سکس چت هامون فانتزیم این بود که آبمو بخوره یا بریزم رو سینه هاش تمیزش کردم و رفتیم حموم خودمونو تمیز کنیم ساعت دیگه نزدیک 1 ظهر شده بود لخت شدیم و رفتیم تو حموم دستشو گذاشته بود جلوی کسش بخاطر دیدن کسش یکم خجالت کشید که از پشت بغلش کردم و کیرم رفت لای کونش زیر آب بودیم و واقعا داغ شده بودیم گفت دیگه بیشتر از این پیش نریم که آروم در گوشش گفتم قول نمیدم که دخترمو نخورم با یه حالتی ترس و شرم برگشت و تو چشمام نگاه کرد نگاه مظلومش دلمو برد بهش گفتم عاشقتم و ازش لب گرفتمو گفتم دستاشو بزاره رو دیوار و پشتشو بکنه سمت من اونم با یکم ترس از اینکه الان میخوام بکنمش بهم پشت کرد.رو زانو هام نشستم و از پشت یه بوس از کسش کردم شروع کردم به زبون زدن جیغش در اومده بود مزه و غلظت آب کسش کاملا زیر آب دوش حس می شد زبونمو بردم توش گرمای کسش داشت زبونمو می سوزوند چرخوندمش و از جلو ادامه دادم به خوردن زبونمو از پایین تا بالای کسش میکشیدم و کلیتوریسشو با نوک زبونم تحریک میکردم که یهو دیدم داره میلرزه و نمیتونه خودشو رو پاش نگه داره شل شد و اومد پایین بغلش کردمو و شروع کردم تمیز کردن بدنش خودمونو شستیم و اومدیم بیرون بعد ناهار ادامه فیلمی که نتونستیم ببینیمو نگاه کنیم که از خستگی تو بغل هم خوابمون برد و فیلم نصفه موند این اولین فرصت خونه ی خالیمون بود که با بهترین خاطره ای که می شد ساخت سپری شد از اون اتفاق 3 سال میگذره و تو این 4 سال هر روز عاشق تر از قبلیم و زندگی رضایت بخشی داریم امیدوارم شما هم نیمه گمشدتونو پیدا کنید و به این باور برسید که هیچ چیز شیرین تر و جذاب تر از عاشق بودن متعهد بودن تو این دنیا وجود نداره.❤نوشته کولاروف

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *