پایان خوش

476
Share
Copy the link

سلام من حامدم و متاهل مطلقه هستم یعنی هشت ساله پایان زندگیمو دادم به خانمم و خودمو خلاص کردم یکمی هم ورزشکار اماتورم خوب داستان برمیگرده به چند سال پیش که با یکی از همکارانم داشتیم راجب به خانم حرف میزدیم که گفتم بیا این شماره رو بگیر باهاش حرف بزن هم محلی ما هست و اونم یه شماره داد به من و من یه اس دادم سلام و بعدداز چند ساعت شب یهو دیدم ازم شارژ خواست منم یه هزاری فرستادم و گفتم یا راضیش میکنم یا شارژ از دستم میره براش فرستادم یه شارژ و بعدش ارتباطمون شروع شد که داستانش طولانیه و اینجا جاش نیست قرار ملاقات گذاشتیم و در اولین دیدارمون باورم نمیشد که به این زیبایی باشه چشمان زیبایش منو محو خودش کرد و لبان زیباتر اناری رنگش و صورت نازنینش هیکلش عالی بود و با هم کلی حرف زدیم و از هم خوشمون اومد و همش در اغوشم میدیدم این زیبا روی بی همتا رو چند روز بعد من دعوت شدم خونشون چون همه رفته بودن اصفهان تنها بود رفتم تو حیاط وای بایه شلوار سفید تنگ پرید بغلم و همونجا تو حیاط لبامون قفل شدن و عجب بوسه ایی بر لبان هم نشاندیدیم و رفتیم تو ویلاشون که خیلی بزرگ بود و برام چایی اورد و مشغول تهیه مقدمات پذیرایی بود که بلند شدم و تو اشپزخونه چسبیدم بهش و گوش و گردندنازنین رو میبوسیدم و میلیسیدم و از رو شلوار باسن ناز و بی هم تاشو بغل کرده بودم‌ کیرم لای باسنش بودو همونطور در اغوشش داشتم اوردمش تو هال و روی مبل بزرکشون دراز کشیدیم و تو بغل هم شروع کردیم به لب بازی و اهسته دستم روی سینه های نازنین عزیزم بود و داشتم میمالیدمشون و اهسته دستم کردم زیرذتاپ لیمویی نازنین که دستم خورد به سینه های مثل سنگ و سر به هوای او و شروع کردم به خوردن انها نازنین مثل مار روی مبل بخودش میپیچید و نالهایش شهوت انگیزتر میشد و نفسش به شماره افتاده بود و سرم رو با دستش هول میداد پایین وسط سینه هاشو لیس میزدم و شکم صاف و زیبایش را و زبونم روی ناف قشنگش شروع به چرخش کرد و اروم از رو شورت کس باد کرده اش رو بوسیدم و ضورتش را با دندونام کشیدم پایین وای خدا عجب بدنی داشت این دختر روناهای بلند و توپر و کمر باریک سینه هفتاد و پنج و سفت و روی زیبا.شروع به بوسیدن و خوردن کوسش کردم و به صورت69روی هم خوابیدیم چقدر زیبا نازنینم کیرم را میخورد و تخمهایم را تو دهنش میلیسید و وسط کونمو لیس میزد منم زبونمو لوله کردم و تو کس تنگ و پر از ابش رو نوازش میکردم و نازنینم زیرم داشت ناله میکرد چوچوله نازش زده بود بیرون و تو دهنم همش نبض میزد و یهو لرزید و به ارگاسم رسید تو دهنم چه گوترا و شیرین بود نازنین رو دراز کردم و نشستم وسط پاهاش و کیرمو گزاشتم روی کس ورم کرده و خیس ش و فشار دادم و اونمدداشت از حال میرفت و داشتم توش یواش تلمبه میزدم و رونهای نازشو مالش میدادم و انگشتمو فرو کردم تو سوراخ تنگ و صورتی رنگ کونش و میخواستم پردشو بردارم نازنینم حاضر بود وقتی زیرم بود چشمان شهوت الود و خمارش رو دیدم و ناله هایش رو بیشتر عاشقش شدم و کیرم سرش تو کس نازنین بود و من محو تماشایش که برای بار دوم با ناله خفیفش ارضا شد و تموم تخم و شکمم رو خبس کرد و منم ابمو پاشیدم روی سینه هایش و کنار هم دراز کشیدیم در اغوشش بودم که زد به شکمم و گفت پاشو حامدم که غذا سوخت و انروز خوب بی غذا موندیم.عصر پنج شنبه بود که نازی بهم پیام داد فردا شیش صبح بیا پارک جمشیدیه بریم کوه و من راه افتادم و شیش اونجا بودم با یه گروه بیست نفره شروع به صعود کردیم و من و نازنینم تو مسیر دنبالشوندمیرفتیم و بهترین ساعات عمرمون رو طی میکردیم کمکم احساسم از سکس و کردن نازنین تبدیل به عشق ضده بود عاشق اندامش شدم عاشق اخلاقش شدم عاشق حرارت و گرمی تو سکس شدم خلاصه نازنینم شد قطعه ایی از وجودم بعد از کوهپیمایی بالای کوه فرصتی شد که لبهای زیبایش رو ببوسم و اتیش رو روشن کنیم برای سکس ولی توی کوه نمیشد بعد از پایین اومدند و جدا شدن از بچه ها برای ناهار اومدیم پارک جنگلی چیتگر و ناهار خوردیم و رفتیم پارک تو شلوغی پارک و خستگی نازنین رو بادحرفهای سکسی و رومانتیک اماده اش کردم و تو ماشین روی صندلی عقب دراز کشید و چون شیشه هام دودی بودن دستم تو سینه های مثل انارش بود و میمالوندمشون ناله های نازی تبدیل به اه و اوهه سکسی شده بود دست کرده بود تو شلوارم و طلب کیرذمیکرد و زبونشو به لبش میکشید دستم خیس شده بوددازذاب کس نازی و میکشیدمش به نوک سینه های سفت و شق شده اش هوا دیگه کم کم تاریک شده بود که شورتشو تو ماشین درذاوردمذوذکیرم تا دسته تو دهنش بود و تموم هیکل نازش تو بغل من و در اختیارم و کیرم میخورد و ضمنن از مالش بدنش حال میکردم چشمای ناز و خمارشو دیدمذکه طلب کیر داشتذسرمو وسط روناهای پرش فرو بردم و کوسش رو بازبونم مالش میدادم و تو کوسش با زبونم تلمبه میزدن ارگایمش اونقدر شدید بوددکه منو سیراب کرد و از عسل وجودش سیرابم کرد و بیحال روی صندلی اروم گرفته بودبعد اینکه حالش جا اومد نازی جون گفت نوبت منه سیر اب بشم مثل یه پورن استار ساک میزد برام و پایان ابمو تا قطره اخر خوردش و بعدش لب دادیم و اب دهن همو میخوردیم عاشقتم نازنینم .ما بهم میرسیم .نظر یادتون نره هفت سال سکس عشق و عاشقی دارم براتون بنویسم نوشته hamed

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *