پری رویایی

554
Share
Copy the link

سلام اسم من امیر علی اول از همه فحش ندین من پسری با قد ۱۸۹با بدنی کاملا ورزیده رنگ پوست سبزه هستم چون بیشتر هفته می رفتم کینگ بوکس همیشه از امادگی قبلی برخوردار بودم ماجرا برمیگرده به چند ماه پیش که طبق معمول با پدرم سر روندن ماشین دعوام شد پدرم یه کارخانه داره وعضمون هم خوبه طبق معمول نصیحت می کرد اروم برون و من گوشم بدهکار نبود دعوام شد زدم بیرون داشتم تو خیابون های تهران پرسه می زدم که چشمم به دو تا دختر خورد وای پری رویایی هر چی از خوشگلی و اندامشون بگم کم گفتم رفتم جلو با ماشین یه بوق زدم تحویل نگرفت افتادم دنبالشون جالب این بود یه پرشیا پایان اسپورت افتاده بود دنبال یه پراید اخر سر تو چراغ قرمز وایستاد و من باهر مکافاتی بود شماره رو دادم بعد از چند روز دختره زنگ زد و گفت اسمم ترکانه منم گفتم خوشبختم از همون اول با هم بدجوری صمیمی شدیم حتی می شد ماشینمو می دادم می برد یا مثلا به برادرم گفته بودم اونم برادرم ر و دیده بود یه روز گفت امیر تو تا حالا چرا حرف سکس رو پیش نیوردی منم نمی خواستم من بگم می خواستم خودش پا بده گفتم چون خواستم اگه تو بخوای بگی وگرنه نه گفت یه چیز بگم ناراحت نمی شی گفتم نه گفت من پرده ندارم پسر داییم تو یه ۱۲سالگه پارش کرده منم که تو کونم عروسی بود تو دلم گفتم جرت می دم خانوم از اون به بعد کارمون شده بود سکس تل و گاهی وقتا یه بوس و یه لب تو کوچه خلوت زد و با مجوز پدرم درباره زدن یه کارخونه تو اصفهان موافقت شد و من که با پدرم دعوام شده بود نرفتم با ها شون اصفهان من و یه خونه خالی زنگ زدم به ترکان گفتم میایی خونه یه قلیونی بزنیم یه حالی کنیم چند روز گفتم به بابات بگو با دوستام چند روزی میریم شمال گفت باشه قرار شد بعد از ظهر برم دنبالش رفتم حسابی تر تمیز کردم کیر و تخمامو برق انداختم رفتم دنبالش وای یه لباس سکسی با حال پوشیده بود از اون مانتو خفاشی های چسبون رفتیم خونه رسیدیم درو باز کردیم همسایه ها با هم کاری ندارن رفتیم تو گفتم راحت باش چند روزی مهمون مایی قلیون حاضر کردم اونم داشت کانال های ماهواره رو نگاه می کرد رفتم بیرون اومدم دیدم داره تو سیروس پی جی می بینه قلیانو درست کردم نشستم پیشش گفتم ترکان دوست داری این اتفاق هم برا تو بیفته ناز کرد ولی معلوم بود حشرش زده بالا دستمو انداختم دور گردنش از هم لب گرفتیم تا دلتون بخواد دستم انداختم به سینه هاش واااااااااای چه سینه های سفتی مانتو شلوار رو همه چیزشو در اوردم لخت مادر زاد بودیم افتاده به جون سینه هاش تا می تونستم خوردمشون امدم پایین و نافشو لیس زدم تا رسیدم به کسش وای داشتم لیسش می زدم انگار تو یه بهشت بودم دستم کرده بودم توش و با یه دستم پستونشو گرفته بودم صدای نالش کل حالو گرفته بود شهوت داشت از چشاش بیرون می ریخت یهو دیدم داره خودشو جمع می کنه که ارضا شد گفتم حالا نوبت منه ببینم تو چطور به من حال می دی افتاد رو کیرمو تا می تونست خورد گفتم بسده افتادم روش و کیرمو مالیدم به کوسش انقدر لیز بود که سر خورد و رفت ترکان یه جیغ کشید و گفت نکن امیر ایییییی درد می کنه نکنننننن منم داشتم دلداریش میکردم که الان تموم می شه خیلیییییی تنگ بود ولی حال می داد داشتم تلنبه می زدم و حال می کردم که ترکان لرزید فهمیدم دوباره ارضا شده دیگه داشت ابم میومد که تا خواستم خودمو جمع و جور کنم همشو ریختم تو کس ترکان بی حال افتادم روش و یه کم همدیگه رو بوس کردیم و ترکان یه قرص زد بارداری انداخت ببخشید که طولانی شدنوشته امیرعلی

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *