پسره دوست پسرش بیدار میکنه واسه ی سکس خفن

0 views
0%

پسره دوست پسرش بیدار میکنه واسه ی سکس خفن

سلام میخواستم واستون داستان سکسی یعنی خاطره ی اولین سکسی که با مامان جونم داشتم و واستون تعریف کنم امیدوارم که خوشتون بیاد.
خب بریم سر اصل داستان
و اما از خودم بگم که من 25 ساله هستم و با مادرم زندگی میکنم پدرمو تو یه تصادف 2سال پیش از دست دادم و تک فرزندم لیسانس عمران.
اما مادرم یه زن 45 ساله با قد حدودا 1.70 و با سایز سینه های85 و باسن خوشگل و خوش فرم بزرگ که کیر هر مردی رو شق میکنه من از سن 22سالگی تو کف کون و سینه های ناز و خوشگل مامان جونم بودم و یواشکی میرفتم تو حموم و تو طبقه لیاساش شرتشو بر میداشتم و باهاشون خودمو خالی میکردم و اونو همونجوری که منی توش ریخته بودم میذاشتم سر جاش که تقریبا بفهمه من اینکارو میکنم و تو کفش هستم اما نمیدونم اونموقع میدونست یا نه من از وقتی که بابام فوت شد به فکر یه کردن خوب از کون و کس مامان جونه خوشگلم افتادم این گذشت و تا سن 24 یعنی 2سال طول کشید تا با مامان جون قشنگم که خوشگل هم هست سکس کنم من تو 24سالگی شروع به برداشتن شرتهای مامان جونم کردم و اونارو با خودم میبردم خونه خالم اینا و وقتی خالم خونه نبود و پیش مامان بزرگم بود و از اون نگهداری میکرد با شوهر خالم جلق میزدیم به یاد مامان جون و کون خوشگلش و منی میریختیم توش من شرتهای مامان جون خوشگلمو از طرف کون و کس اندازه کیرم سوراخ میکردم و از اونجا کیرمو میکردم توش که به یاد کون و کس نازش باهاش جلق میزدم تا اینکه مامان از کم شدن شرتهای نازش که توش(توری،لامبادا،و…)تا معمولی بود فهمید که پسرش که من باشم شرتهاشو بر میداره یه روز که از دانشگاه اومدم خونه دیدم مامان جونم که اسمش پوران(پوری جون)آخ با یه ساپورت مشکی تنگ که تا زیر زانوش و کمی پایینتر رو پوشونده بود و یه تاپ کوتاه قرمز پوشیده بود که وقتی از در اومدم تو و دیدم مامان جونم تو یه همچین لباسی هست کیرم داشت از شدت شهوت و شق شدن که(طولش 18سانت و قطرش حدود 8سانت میشد)میترکید مامان جونم گفت برو دست و صورتتو بشور بیا که ناهار بخوریم و من اومدم پشت میز نشستم واسه خوردن ناهار که مامان جونم بلند شد رفت تو آشپزخونه که ماست بیاره آخ که وقتی از پشت اون کون نازشو تو اون ساپورت مشکی تنگ که حتی شورتشو میشد از رو ساپورت دید که یه شورت زرد سکسی چسبیده به کونش بود که کیرمو دوباره شق کرد و لندن و پاریسی که کون مامان جونم موقع راه رفتن میزد آدمو حشری و دیوونه تر میکرد آخ وقتی اومد کاسه برداره تا خم شد من که روبروش نشسته بودم سینه های ناز و گنده مامانمو تو اون حالت دید زدم آخ چه سینه هایی داشت پیش خودم گفتم کاش لخت شده مامان جونمو الان میدیدمو سینشو میکردم تو دهنمو میخوردم و اون یکی سینشو با دستم میمالیدم و مامان جون خوشگلمم واسم کیرمو میمالید تو این فکر بودم که مامانم صدام کرد پسرم،رضا و من گفتم جانم مامان جونم و اون گفتش که حواست کجاست پس میخوام یه سوال بپرسم راستشو میگی و من گفتم جانم بپرسین گفت اگه راستشو میگی و من گفتم حتما بپرسین دیگه جونم به لبم رسید مامان جونم ازم پرسید تو شرتهای منو از تو قفسه لباسام بر میداری و من شروع به من من کردن کردم آخه سرخ شده بودم و هول کرده بودم و انتظار همچین سوالی رو ندارم مامان جونم دوباره گفت رضا قرار شد راستشو بگی من من نکن و نترس و راستشو بگو کاریت ندارم اونوقت سرمو پایین انداختم و گفتم بله ببخشید به خدا غلط کردم دیگه از این غلطا نمیکنم که یهو دیدم مامان جونم دستشو گذاشت زیر چونمو سرمو کشید بالا و گفت خجالت نکش من مامانتم و میدونم هر مردی که سنه تو هست شهوتش بالاست و من هم زنم و تنهام پس طبیعی که اینطوری با شهوت به من نگاه کنی و با فکر من جلق بزنی ناراحت نباش و بلند شو بریم تو اتاق من که وقتی رفتیم تو اتاق مامان جونم من رو هول داد رو تخت دو نفرشو افتاد روم و شروع کرد کیرمو مالیدن از رو شلوارمو لب گرفتن از من که من با تعجب و خجالت نگاش میکردم که لبشو از رو لبم برداشت و گفت رضا تو نمیخوای کاری انجام بدی مثل اینکه تو بیشتر دنبال این بودی منو بکنیا منم سریع جواب دادم چرا نمیخوام شروع کردم تاپ مامانو ازش کندن وای چی میدیدم سینه های ناز و درشتی که از شدت حشری بودن پوری جونم نوکش داشت سوتینشو پاره میکرد یه سوتین توری مشکی تنش بود که نوک سینش و گرد و قلمبه ای سینه های پوری جونم دیده میشد بهش گفتم مامان خوشگلم میشه ساپورتتو جرش بدم آخه اینجوری حشری تر میشمو با حشر بیشتری میکنمت اونم گفت مشکل نداره هر کاری دوست داری بکنو هر جوری دوست داری بکن مامانتو ولی زود باش که دارم از شدت حشر میمیرم پسرم و بعدشم گفت آخ جون پسر خوشگلم میخواد مامانشو بکنه میخواد کون و کس مامانشو بگاد،میخواد کون کوس مامانشو یکی کنه و بعد با یه لحن خاصی گفت آه منم تا مامان اینارو داشت میگفت ساپورتشو جر دادم و سوتینو شورتشو از پاش کندم و شروع کردم به خوردن سینه های ناز مامان جونم که دیدم صدای آه کشیدن مامان جون نازم بلند شد آه آه آه و شروع به کردن انگشتاش لایه موهام کرد و نوازشم میکرد منم لبمو از رو سینه هاشو برداشتم و بوسشون کردم و مامان جونم گفت آخ رضا جونم فدات بشم با لباساتو درار و خودش شروع به کندن شلوارک تنم کرد و منم تیشرتمو از تنم دراووردم و مامان شورتمم کشید پایین و گفت آخ قربون اون کیر دراز و کلفتت برم که الان قرار بکنیش تو کسمو منو تا میتونی بگایی آخ و شروع کرد به ساک زدن کیرمو منم همونجور رو تخت خوابیده بودم و اون که کیرمو میخورد منم سوراخ ناز مامان جونمو با انگشتم باز میکردم تا آماده بشه واسه کردن آخه من عاشق کون مامان پوری بودم و مامان کیرمو خیس خیس کرد و گفت آخ رضا بکن دیگه بکن دیگه طاقت ندارم و میخوام به پسرم کس بدم کسمو بگا و منم شروع کردم مامانو خوابوندمش رو تخت و پاهاشو از هم باز کردم و سر کیرمو با کس مامان جونم هماهنگ کردم و شروع کردم سرشو کردن تو کس مامان جون همین که سرش رفت تو مامان جونم با یه لحن خاصی گفت آه منو بکن کسمو بگا دیگه بکن توم و من تا ته کیرمو دادم تو کس مامان جون و شروع به عقب و جلو کردم بعدش گفتم مامان جون میتونی از کون بهم بدی آخه من عاشق کونتم همیشه به یاد کونت جلق میزدم و مامان گفت آخه من تا به حال از کون ندادم و کونم بدجور درد میگیره کیر توام که کلفت و دراز چجوری زیر کیرت تاب بیارم من گفتم تو قبول کن مامان جونم من یکاری میکنم دردت نگیره زیاد و رفتم کف اصلاحمو از تو حموم آووردم و شروع به مالیدن به سوراخ ناز مامان جونم کردم و یکمین مالیدم به سر کیرمو شروع کردم سر کیرمو با سوراخ ناز کون مامان پوری جونم تنظیم کردم آروم سرشو با فشار کم به سمت تو هوا دادم مامان جونم شروع به آخ کشیدن کرد و منم همون جور با یه دست کسش و با اون یکی سینه های ناز مامان جونمو میمالیدم تا حشرش بالاتر بره و منم تمام کیرمو بتونم بکنم توش و مامان جونم حشری تر شد و منم تمام کیرمو کردم تو و دراووردم و دوباره به سمت تو هول دادم و گفتم مامان جون داگ استایل شو من عاشق اینم تو این حالت کونت و بگام اونم همونجور رو تخت چهار دست و پا نشست منم کیرمو کردم تو کونشو شروع به کردن کون مامان جونم کردم اونم حشری حشری شده بود و میگفت آه آه آه تندتر بگا،بگا دیگه کونمو تندتر بگا منم با این حرفهای حشری کننده مامان جون و تندتر کردنش آب از کمرم راه افتاد و فهمیدم میخواد بیاد که به مامان جون ناز و کردنیم گفتم آخ مامان جون آب منیم داره میاد کجا بریزم اونم گفت آبتو تو کونم خالی کن و با یه لحنی گفت آه پسرم داره کون مامان پوری جونشو آبیاری میکنه و من یهو آبم شروع به اومدن کرد و اونم گفت آخ رضا جونم فدات بشم که کونمو آبیاری کردی الان سیل راه انداختی تو کونم تا بحال ندیده بودم کسی ازش انقدر آب منی بیاد آخ جون که همچین پسر حشری کیر کلفتی دارم و از این به بعد باید شبا با من بخوابی تو اتاق من و رو تختم از این به بعد تا ازدواج کنی من زن توام و تو باید منو بگایی و کون کوسمو یکیشون کنی من برم حموم و رفت تو حموم و منم رفتم بیرون تا یدوری بزنم و بیام آخه هنوز باورم نمیشد که با اونی که میخواستم سکس کردم و به آرزوم رسیدم واسم رویا بود…
پایان
منتظر ادامه ی داستانای من و کردن تو کون ناز مامان جونم باشین فعلا.

Date: دسامبر 12, 2018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *