دانلود

پسره لباس دختره پوشیده سکسی باشه

0 views
0%

پسره لباس دختره پوشیده سکسی باشه

من امیر هستم اهل اصفهان علاقه ای ندارم که به شما بگم واقعیته
من الان ۲۳ساله هستم بدنم هم مثله خیلیا سیکس پک نیست کیر غولم ندارم همش ۱۶سانته قدمم ۱۷۲هست با وزنه ۶۸ نه مثه خیلیا که خودشونو آرنولد جا میزنن

من میخوام داستان سکس با دختر خالم سارا که هم سن خودم هست رو براتون تعریف کنم ماجرا از ۶یا۷سال پیش جایی شروع شد که ما گوشی نوکیا خریدیم اون موقع که اندروید نبود من از دوستام فیلم میگرفتم میدیم نه سکسی (فان) که دختر خالم که بیشتر وقتا خونه مادر بزرگم میدیدمش گفت برا منم فیلم بریز چون وقت نبود و بلوتوث بود نگا میکرد تو گوشی من بعد خوباشو برمیداشت این قضیه چن بار اتفاق افتاد اون موقع من هم توسن بلوغ بودمو کصخل میگفتم میکنمش به چنتا از دوستامم تعریف کرده بودم که اره من دختر خالمو کردم پردشو زدم ازین حرفاو کسشرا من یه فکری به سرم زد که فیلم سکسی پیدا کنم بزارم داخل پوشه فیلم ها اون که فیلمارو دید بگیرم کامل بکنمش .
نزدیک عید ۹۰بود منم میدنستم میریم خونه مادر بزرگم روستا دربه در دنبال فیلم سکسی میگشتم خیلی پیدا کردم همرو ریختم تو پوشه بقیه فیلما
رفتیم روستا دختر خاله گوشیمو گرفت که فیلمارو ببینه خودمم نشستم کنارش یکی یکی فیلمارو میدید من که میدونستم نزدیک میشه به فیلم سکسیه به بهونه آب خوردن رفتم تا فیلم رو تنهایی ببینه من رفتمو بعد یه ربع اومدم دیدم ناراحته گفتم چی شده هیچی نگفت فهمیدم از فیلما خوشش نیومده رفتم زیر زبونش که گفت خجالت نمیکشی فیلم زشت تو گوشیت داری بابات بفهمه کتک میزنه گفتم کدوم گفت برو فیلماتو ببین دیگه بعد چند روز دیدم به گوشیش خیره شده کنج اتاق یهو پریدم گوشیشو گرفتم دیدم بعله فیلم سکسی پلی کرده داره میبینه بهش گفتم کلک توکه خوشت نیومد با این کارش من رفته بودم تو ابرا چه فکرایی که نمیکردم با خودم میگفتم میاد میکشه پایین میگه بکن تو کسم یک خیالای کسشری میکردم که نگو گذشت دیگه کارم همین شده بود چند دفعه که فیلمارو برداشت دیگه گفتم باید بکنمش الان دیگه آمادس یه تعطیلات که رفته بودیم روستا خالم با مادرم بابامو اینا رفته بودن بیرون خودتون که میدنید آدم تو روستا یه جا بند نیست یه سرع توباغو کشاورزی و فامیلو اینا که دختر خالم داشت رخت خواب هارو جمع میکرد و با خواهر کوچیکش سروکله میزد که از خواب بلند شه که من از پشت از سر بی عقلیو کصخلی یه دست زدم به کونش فهمیدو سریع برگشت ولی چیزی نگفت دیگه کار من شده بود همین کارا تا دیگه کلا بیخیالش شدم دو سه سال گذشت تا اینکه گوشی لمسی اندروید اومده بودو همه داشتن واتس اپ بود ولی من گوشی لمسی نداشتم همه صحبت گروه واتس اپ میکرد منم علاقه مند شدم خریدم دیدم خوبه کیف میده دوستام یه گروه داشتن منم ادد کردن که عکس سکسی میفرستادن تازه اومده بودو ازاین بی جنبه بازیا اون موقع اینترنت خوب نبودو فایل سنگین نمیشد فرستاد فیلم سکسی هم میفرستادن بعد چند وقت که گذشت دخترخالم که فهمید من گوشی اندروید دارم پی ام واتس اپ داد کلی حرف زدیم اون دیگه سارای سابق نبود کلی فیلم سکسی دیده بود و میخواست انجامش بده اینارو میشد فهمید منم خیلی بهتر شده بودم دودفعه هم کس کرده بودم به لطف دوستان
گذشت تا اینکه یه دفعه که موقعیتش بود خودش گفت یادته همیشه تو گوشیت فیلم سکسی داشتی از این دخترای پررو هست و از این حرفا که منم هی باهاش مِن مِن کنان درباره سکس باهاش حرف میزدم دوباره فکر کردنش اومد تو ذهنم خیلی میرفتم رو مخش تو وات عکس سکسی براش میفرستادم تا اینکه اون پشت کنکور موندو من دانشگاه قبول شدم یزد برا ملی که به اسرار مادرم آزاد اصفهان رفتم که سارا دختر خالمم مثه من اومد آزاد جفتمون نظری بودیم ولی بعضی درسای عمومی مون باهم بود که دیگه ما خیلی باهم بودیم که بابام برام یه پراید گرفتم که خیلی خوب شد با دختر خالم توی شهر میپلکیدیم و درسامونو مثه هم برمیداشتیم کافه میرفتیم درباره ی همچی از جمله سکس حرف میزدیم تقریبا دوست دختر فابم شده بود همجا همراهم بود البته شوهر خالم مخالف بود که خالم میگفت پاشا از خودمونه و از اون ادما نیست ما جفتمون میخواستیم سکس کنیم ولی مکان نداشتیم تا اینکه مادر بزرگم اومد اصفهان بعد یه هفته خواست بره روستا که مامانمو خالم گفتن پاشا تورو میبره منم قبول کردم پنجاه تومن پول بنزینو گرفتم که برم سارا گفتم که منم میام خالم نزاشت گفت راه دوره و نمیشه که مادر بزرگم وساطت کرد که بیاد خلاصه سه تایی رفتیم به سمت روستا که ۱۱۰کیلومتر تا خود اصفهان راه ساعت ۷:۱۵عصر رسیدیم شبو میخواستیم بمونیم منو سارا که رومون به هم از قبل باز بود موقع خواب چند باری در حد ۱۰ثانیه ممه هاشو فشار دادم چون با مادر بزرگم تو یه اتاق خوابیده بودیمو خوابش خیلی سبک بود نمیشد کاری کرد صب شد ساعت هشت دیگه خواستیم بیایم اصفهان که خدافظی کردیم از خونه زدیم بیرون که هوای سکس زد به سرم به سارا یهوی گفتم میخوای صبی سکس کنیم که گفت چی بگم والا که بعدش گفت کجا برین منم گفتم میریم اتاق داخل باغ رفتیم اونجا در اتاق قفل بود همیشه کلیدو میزاشتن زیر بلوک کنار منبع اب ولی نبود چون مادر بزرگم اومده بود شهر برش داشته بود تصمیم گرفتیم به کارمون تو ماشین برسیم رفتیم داخل ماشین صندلی های جلو رو تا جایی که میشد بردم جلو که راحتتر باشیم عقب خب حالا از سارا دختر خالم بگم سینه ها وکونش بزرگ نیست ولی خوبه ترتمیزو بی مو با قد۱۶۴و وزن۵۲. اول یکم بوسیمش لب گرفتم خوب بود تکیه دادم به درو از پشت بغلش کردم یقشو باز کردمو ممه هاشو میمالیدمو گردنشو میخوردم خوردن گردنشو خیلی دوست داشتم یکم برام ساک زد اصلا بلد نبود دوباره برگشتیم سرلب گرفتنو لاس زدن خیلی خوب انجامش میدام دیگه رفتم سر وقت شلوارش یکم از رو کسشو مالیدم پیشگونش میگرفتم خیلی براش مالیدم کلا من از کس لیسی خوشم نمیادو انجامش ندادم دادم یکم ساک بزنه که دیدم فایده ای نداره چون بلد نبود خواستم شلوارشو کامل بیرون بیارم دیدم اصلا تو ماشین کار آسونی نیست یه چن دقیقه کس شو مالیدم اه اوهش ماشینو برداشته بود خیلی حال میداد با کیرم میمالیدم به کسش میدونستم پرده داره و نمیشه کسشو کرد به همین خاطر فقط باهاش بازی میکردم دیگه رفتم سر وقته کونش لمبرهاشو حسابی مالیدم که گفت من کون نمیدم گفتم نترس خودم درستش میکنم من از تف زدن حالم بهم میخوره و دنبال یه چیز روان کننده دیگه میگشتم تو کیف سارارو نگاه انداختم چیزی نبود مجبور شدم از واکس روغنی داشبورد استفاده کنم برداشتم یکه زدم به سوراخش باهاش بازی کردم دوتا از انگشتامو مدام میکردم تو کونش تا خوب جاباز کنه خیلی لیز شده بود یکمم به کیر خودم زدم بهش گفتم آماده ای که گفت آره نفسم من کیرمو گذاشتم روی سوراخش اولش یواش فشار دادم نرفت داخل چند بار دیگه سعی کردم یواش بفرستم داخل که دیدم نمیشه و یهو خیلی محکم فشار دادم به زور نصفش رفت داخل که یه داد بلند زدو فق میگفت میسوزه و درش بیار منم که نمیخواستم فقط یه بار باشه درش آوردم بعد چندتا فحش آبدار بهم دادو منم یکه زدم رو کونش با خودم گفتم نکنه جر خورده باشه با دستمال کاغذی کشیدم رو سوراخش نگا کردم یکم خونی بود و نشونش ندادم گفتم پس حالا لاپایی میزنم یکم وسط پاهاشو دست کشیدم و گفتم پاهاتو محکم بهم فشار بده همین کارو کرد گذاشتم لاپاش و شروع به تلمبه زدن کردم تا یه ده دقیقه که داشت آبم میومد بهش گفتم چیکارش کنم گفت یه کاریش کن منم بخاطر اینکه کثیف کاری نشه لای دستمال کاغذی ریختمو خودمو خالی کردم انداختم دور یه چند دقیقه هم ممه هاو کس سارا رو مالیدم تا ارضا شه ارضا که شد همش ازم تعریف میکرد میگفت تو خیلی خوبی و کاش همیشه مال هم باشیمو از این حرفا لباسامونو درست کردیم و رفتیم زیر منبع آب دستو صورتمونو شستیم بعد سارا یه نیمچه آرایش کردو را افتادیم توی راه دیدم رو صندلی خیلی وول میخوره گفتم چی شده که گفت کونم خیلی میسوزه فکرکنم جر خوردم منم گفتم نه یکم کردم داخل چیزی نیست رسیدیم اصفهان رسوندمش خونشون بعد خالم پرسید دیر کردین مادر بزرگت سه ساعت پیش زنگ زد گفت راه افتادن که گفتم یه سر به دانشگاه زدیم بعد رفتم خونه همش تو فکر سارا و کونش بودم که زنگ زد گفت خیلی بیشعوری شورتم خونی شده با خنده گفتم چیزی نیست گفت جون همون عمه جندت کونم جر خورده گفتم اونجا امکانات نبود انشالا دفعه بعد که خدافظی کردو این شد اولین داستان منو سارا ممنون که خوندین واقعیت بود هرکسی نظری داره هم با احترام بگه فحش ندید لطفا

Date: فوریه 27, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *