دانلود

پسر میره خونه همسایه زن همسایه رو میکونه جر میده

0 views
0%

پسر میره خونه همسایه زن همسایه رو میکونه جر میده

 

دوستان سلام. امیدوارم خوب و شهوانی باشید. اسمم افشین. پس از خوندن داستانهایی از این سایت بر آن شدم که منم داستانم رو براتون بگم. نمیدونم که تا چه حد میتونه براتون جالب باشه ولی بجز اسامی همه داستان اتفاق افتاده. من یه پسر 35 ساله هستم که از بچگی مثل خیلی از نوجوانها مشتاق دونستن مسایل جنسی بودم. اولین آشنایی من با مسایل جنسی از زمان 10 سالگی شروع شد که با پسر همسایمون شایان میرفتیم حمام عمومی چون خونمون حموم نداشت. اون از من 3 سال بزرگتر بود بهمین دلیل مادرم منو باهاش میفرستاد. ما همیشه حرفای سکسی میزدیم ولی به عمل کردنش فکر نمیکردیم. یه روز شایان بمن پیشنهاد کرد با هم جلق بزنیم در حین کار اون دستمو گرفت گفت براش بزنم و اون هم برا من جلق زد. در حین کار اومد جلو چسبوندم به دیوار حموم و لبامو بوسید. کمی هول شدم ولی خوشم اومد. اون کیر خوش تراشی داشت در حد 12 سانت. اون

 

روز با تمایل من گذاشت لای پام و آبشو ریخت دم سوراخم. باور کنید بعد ازین همه سال گرمی و جهش آب منیش در

حشریم میکنه. این رابطه جنسی زیاد جلوتر نرفت و همش تا همون حد

درمالی کونم بود. ما مدت زیادی اونجا نبودیم و با انتقالی پدرم ما اومدیم شهر خودمون. من اون زمان 12 سالم بود و دومیدانی میرفتم. پاهای کشیده و هیکلی قشنگو صافی داشتم و البته بدون مو.. ما با خانواده عمو بزرگم که سه تا پسر داشت رابطه خوبی داشتیم. پسر عمو بزرگم سپهر حدود 19 سالش بود و سرباز بود که اومده بود مرخصی. پسر عمو دومیم سامان 17 سالش بود. یه روز که بابام ومادرم دعوت جایی بودند که باید شب میموندندمنو داداش کوچیکمو گذاشتن خونه عموم. یادم میاد زمستون بود و بساط کرسی و بخاری جور بود. عموم خودشو خانمش پایین خوابید وما 5 تا رو فرستادند بالا زیر کرسی. ما 5 تا هم رفتیم زیر کرسی که بخوابیم. شاید بخاطر بازی و خستگی بود که زود خوابم برد ولی نیمه های شب بود که لمس دستی لای پام منو بیدار کرد. از دیدن پسر عمو بزرگم که کنارم خوابیده بود جا خوردم گفتم چی کار میکنی. گفت ببین افشین صدات درنیاد اگر بیداربشن به ضرر خودته. من که از طرفی داغ شده بودم و از طرفی ترسیده بودم بند رفته بودم که چی بگم. گفت کمی بازی میکنیم تموم میشه. به گفته خودش آرزوی سکس با منو داشته ولی هیچوقت فرصتی

. سپهر وقتی شوک شدن منو دید گفت آروم باش مطمنم تو هم لذت میبری. بعدبا پایین کشیدن شلوارم شروع به ساک

زدن و لیسیدن من کرد, تموم ترسم یواش یواش ریخت و بجاش احساس

خوب وشیرینی جاشو گرفت. سپهر با مهارت خاصی ساکم میزد تا جایی که مطمن شد برا پیشنهادش آمادم. ازم خواست که ساکش بزنم منم با کراهت شروع کردم. اولش هی بهونه میاوردم که اه بد مزس این کارو دوست ندارم. که کمی با دلداری و البته فشار سرمو برمیگردوند رو کیرش. با بزرگ شدن کیرش کمی ترسیدم کیری در حدود 17-18 سانت اما یکدست و صاف. راست میگفت از خوردن اون کیر لذت یردم. بعد گفت ببین افشین من میذارم لای پات چون خیلی تو کفم. من هم با این قول که تو کونم نذار احازه دادم. منو برگردوند و از پشت کیرشو اب دهن زد و گذاشت لای پامو پس از یه چند دقیقه ای گفت که برگردم. برگشتم و به پشت خوابیدم. سپهر پاهامو کشید بالا به طرف سرم و شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم. تماس اون زبون داغ و نمدار و سوراخ صاف و بکر کونم منو از خودم بیخود کرد. با اینکه هوای اتاق گرم نبود ولی از گرمای سکسمون بدنمون داغ بود. این کار سپهر حسابی حشریم کرد و خودم با دستام پاهامو بالا گرفتم تا اون بتونه بهتر کارشو انجام بده. مدتی بعد تماس انگشتش که داشت داخل کونم میشد رو حس کردم. دو دل بودم میدونستم که این ابتدای کار و سپه

ر میخواد که منو بکنه. ولی از طرفی هم این کارو دوست داشتم و لذت بخش بود برام. میتونم الانم تمام احساس اون موقع رو ح

س کنم. بدنم داغ و عرق کرده بود با رفت امد یک انگشت و بعد

و به خوبی و ظرافت انجام میداد که انگار ماهها برا من نقشه میکشیده. باید بگم اون لحظه فرا رسید و سر کیر سپهر تو کونم گذاشته شد. حس غریبی داشتم ولی لذتش 10 برابر بود. سپهر با حوصله سر کیرشو تو کونم گذاشت من کمی ناله کردم ولی دلداریم داد که همه چی خوب پیش میره. من حس کردم که سر کیر امیر کاملا تو کونم هست دست بردم که لمسش کنم سپهر دستمو گرفت گفت تکون نخور اذیت میشی. منم مثل یه بچه حرف شنو به گرفتن پاهام ادامه دادم. حالت شهوت رو تو چهره اش زیر چراغ خواب قرمز رنگی که گوشه اتاق روشن بود میدیدم . تماس بیشتر کیرش تو سوراخ کونم منو هم حسابی حشری کرده بود که حتی لبام از شدت شهوت میلرزید. داشتم یه سکس محشر رو تجربه میکردم. سپهر با حوصله تمام کیرش رو داخل کونم کرد ووقتی کمی ایستاد من دست یردم و کیرش رو لمس کنم. تمام کیرش تو کونم بود. باورم نمیشد. واقعا احساس خوبی داشتم

. با دستم زمانیکه کیرشو آروم میکشید بیرون تا دوباره بکنه تو کیرشو لمس کردم. لزج بود و داغ. کونم هم با لیسیدنها و

انگشت کردنها باز و ول بود. سپهر آروم آروم شروع کرد به تند کردن حرکاتش. س

 

عی میکردم با دستم رفت وامد کیرش رو حس کنم اون هم با دستاش پاهامو حسابی باز کرده بود و رو کونم خیمه زده بود و از گاییدن کونم لذت میبرد. نمیدونم بگم چه مدت این حالت رو داشتیم. ولی من خودم با کیرم بازی میکردم و توی اون حالت خلصه و شهوت از سکس لذت میبردم. سپهر با اروم شدن حرکاتش کیرشو تا آخر تو کونم کرد و نگه داشت. کمی بعد التهاب فوران منی تو کونم رو حس کردم. هر دو لذت برده بودیم. پس از اومدن آبش سپهر لبامو بوسید و گفت به آرزوش رسید. منم که حرفی برا گفتن نداشتم فقط خندیدم. سپهر کمک کرد با ساک زدن بیام و بعد با دستمال تمیزم کرد ازون پس این من بودم که مثل یه بره دنبالش بودم که منو بکنه. هر وقت میدیدمش لبخندی بین جفتمون ردو بدل میشد. این کار رو در هر فرصتی ادامه میدادیم تا زمان ازدواجش که بعد ازون چون کسی رو نداشتم به پسر عمو دومیم نزدیک شدم. اگر این داستانو دوست داشتید بگید که داستان دومم هم بگم . با آرزوی لذت از شهوت برا همه شما.

Date: January 27, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *