چاقال

1245
Share
Copy the link

35 ساله بودم و کارگاه کوچک خیاطی ام را یکنفره اداره میکردم. حیاط قدیمی و چند اتاقه خوبی بود. یکی از خانمهای آشنا از من خواست که برای پسر نوجوانش کار پیدا کنم یا اورا به کارگاه خودم ببرم که سه ماه تابستان رو تو کوچه ولو نباشه. گفته بودم بگو بیاد که اومد.پسر 17 ساله قدبلند با اجزای صورت متناسب و پوست سبزه که خیلی هم خنده رو بود.اسمش علیرضا بود و خیلی زود باهم ایاق شدیم. دوهفته ای گذشته بود که یه روز بعداز ظهر دیدیم از پشت بوم صدای پا میاد. گفتم میتونی از لبه پنجره خودتو بکشی بالا ببینی کیه؟گفت آره و خودشو از پنجره بسرعت بالا کشیدو بعداز کمی جروبحث با یه نفر که من ندیدمش اومد پایینو غر میزد که بچه پر روی چاقال . بهش میگم اینجا چکار داری جواب سربالا میده.گفتم به ه ه آقا علیرضا خطرناک شدی . تو چاقال چه میدونی چیه؟ خندید و گفت آقامن اون موقع که سگا تازه اومده بود و منهم داشتم باهاش یه چاقال خوب تپل میزدم زمین. تو کوچمون تو طرشت یه پسر 15 سال چاق بود که به بهونه سگا میاوردمش خونه و اون مشغول بازی با سگا می شد و منم سوارش میشدم . گفتم ایول پدر . من میبینم جلوت مثه پاندول ساعت تکون میخوره.نگو پس آقا علیرضای ما یه پا کونکنه. پدر تو خطر ناکی من دیگه می ترسم با تو توی یه اتاق تنها باشم . از خنده غش کرد. بعد گفت البته جلوی مال شما که چیزی نیست اوه اوه اوه اونجارو. . . . .خلاصه آقا با همین شوخی ها کار به جایی رسید که قرارشد با هردو در بیاریم و با همدیگه مقایسه کنیم. عجب کیر نازی داشت. کمی از مال من بلندتر بود ولی قلمی و نازک. از کلفتی کیر من هی تعریف میکرد. منم از قشنگی و بلندی مال اون . گفتم اجازه میدی سرشو بوس کنم ؟گفت پس بذار برم بشورمش بیام.رفت و اومد و براش خوردم.تخماشم خوردم. ازش خواستم برگرده تا کونشم بوس کنم. برگشت و خودش دولا شد . پوست شکلاتی و سوراخ خیلی خوشگلش جلوی صورتم بود . اول بوسیدمش و بعد لیسیدم. کیرم مثه چوب شده بود. گفت اوستا کرم داری؟رفتم از تو کشو قوطی بزرگ وازلینو آوردم. قبل از اینگه حرفی بزنم خودش رو زمین زانو زدو گفت اوستا قربون دستت فقط اول با انگشت آمادش کن. اصلا فکرشم نمیکردم به این آسونی کار به اینجا بکشه. گفتم خیالت راحت. تو فقط خودتو شل کن. سوراخشو خوب چرب کردم و با انگشت نرمش کردم . خودش گفت خوبه دیگه میتونی بذاری توش. ولی اولش یواش.کیرمو چرب کردمو گذاشتم در کونش.هرچی فشار دادم نرفت.دوباره چرب کردم با فشار مجدد نرفته بود که با نگرانی برگشتو نگام کرد . درست همین موقع قلپی صداکردو کلاه گندش افتاد تو. صبر کردم تا خودش گفت حالا یواش بیا. کشیدم بیرون چرب کردمو از هول بچه کونی که با پای خودش افتاده بود تو بغلم گذاشتم دمشو بدون مکث تا خایه فرستادم تو . وقتی شکمم چسبید به کپلاش گفت اوستا تا بیخش رفت؟میشه حالا تند تند بزنی ؟ گفتم آره علیرضا جون برات تند میزنم . 5 دقیقه ای اون کون مثل عسل رو گاییدم تا شیر آب واشدو همشو خالی کردم اون تو کشیدم بیرون گفتم علیرضاجون پاشو برو خودتو بشور بیا. با التماس نگام کرد و گفت اوستا میشه جق بزنم بعد برم؟ تازه یادم افتاد گفتم بیا کیرتو بمالم بعد 2دقیقه همچین آبی از این کیر قلمی رو تیکه پارچه ها ریخت که حیرون موندم. دیگه تا آخر تابستون روزی نبود که آقا علیرضا به من حالی نده. بدی شو به خوبی خودتون ببخشین ولی جان مادرتون نگین اه اه اه گی چیه و تا تهش نخوندمو زنت تو خونه چیکار میکردو . . . . جان مادرتون بفهمین . ممنون . نوشته کونکن مظلوم

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *