چشم و گوش بسته

0 views
0%

سلام خدمت همگی دوستانبه دنیا اومدن تو خونه ای که پدر استاد دانشگاه باشه و مادر هم دبیر از من یه بچه درس خون ساخته بود کسی که مدام ازش درس میخواستن و از بچگی کلاس های مختلف میرفت اما هیچکدوم جز زبان انگلیسی به دردم نخورد و بقیه اتلاف وقت بود و من احسان 24 ساله به پایان دوران کارشناسی ارشد مهندسی برق دانشگاه پلی تکنیک رسیده بودم از اون جا که همش سرم تو درس بود تا اون موقع با دختری دوست نبودم خونواده ام سنندج بودن و من دور از اونها تو تهران درس میخوندم کار پایان نامه ام خوب پیش نرفته بود و 5 ترمه شدم اتاقم عوض شد و از دوستام جدا شدم چون اونها فارغ التحصیل شدن و رفتن. توی اتاق جدید که اتاقی بزرگ بود 7 نفر بودیم دوتا از پسرها خیلی دختر باز بودن و منی که تو این زمینه چشم و گوش بسته بودم از لابلای خاطرات دختربازی و مخ زدناشون به صورت تئوری درس دختربازی یاد میگرفتم ترم 5 تموم شد و من با دختری دوست نشدم برگشتم سنندج و تا رفتن به سربازی مشغول انجام پروژه کسری خدمت شدم اپلیکیشن دوست یابی بیتاک رو نصب کردم و طبق چیزایی که یاد گرفته بودم سعی کردم یه دوست دختر پیدا کنم با دختری به نام مریم اشنا شدم مریم اصالتا اهل اهواز بودن از یه خونواده سنتی و مقید مریم دانشگاه تهران مدیریت خونده بود و تا قبل از قرار ازش عکسی ندیده بودم چون نمیخواست تو چت عکس بده اولین قرارمون تو یه پارک بود من با ماشین رفتم سر قرار همو دیدیم. مریم دختری با قد تقریبی 1.6 متر کمی تپل و نسبتا خشگل و سفید بوب و من پسری با قد 1.75 تر و پوستی سفید و نسبتا خوش تیپ بودم .تو قرار اول فقط نشستیم و حرف زدیم از چیزای مختلف از رشته های تحصیلیمون تا ازدواج و مشکلات جامعه و …. . مریم رو اونروز تا نزدیکای خونشون رسوندم و خداحافظی کردیم و واسه چند روز بعد قرار گذاشتیم باز تو همون پارک مریم لاک زده بود با آرایش ملایم و لباسهای شیک من از تیپش تعریف کردم و لاک ناخن هاش. دستم رو به سمت ناخن هاش که لاک طرح دار برجسته داشت بردم و به دستاش دست زدم مریم مخالفتی نکرد و من جسورتر شدم از زیبایش تعریف کردم بلند شدیم و با مریم قدم زدیم من ازش خواستم دستش رو بگیرم حین قدم زدن که گفت گناه داره و منم گفتم أدم دست کسی که دوسش داره بگیره رو گناه نداره و اونم دستش رو به دستم داد. تو چت زیاد قربون صدقه اش رفته بودم و تیریپ لاو برداشته بودم . اونروز به قدم زدن دست تو دست و حرف زدن گذشت. بهش پیشنهاد دادم واسه دفعه بعد بریم سینما اونم قبول کرد و من هم واسه اولین سانس سینما قرار گذاشتم ساعت 9.30 صبح سینما خیلی خلوت بود و شاید مجموعا 10 نفر روز سه شنبه صبح وسط هفته اومده بودن فیلم ببینن که اونام پسر و دخترای جوون بودن همه دور از هم جفتی نشسته بودن و انگاری واسه شیطنت اومده بودن سینما . در حین تماشای فیلم من و مریم دست تو دست بودیم و حرفای عشقولانه میزدیم که من ازش خواستم ببوسمش و اونم لپش رو جلو آورد و من بوسیدمش این کار حین فیلم چندبار تکرار شد و اونروز اینطوری گذشت دفعه بعد هم سینما قرار گذاشتیم چون تاریک بود و واسه شیطنت عالی بود از طرفی تا یخ مریم رو کامل آب کنم بهترین جا سینما بود که قدم قدم پیش برم این دفعه تو سینما ازش لب خواستم و با حرارت لبهای همو بوسیدیم من که داشت روم زیاد میشد فکری به ذهنم رسید سینما طبق معمول سانس صبح خلوت بود و من به مریم گفتم از وقتی تو رو دیدم قلبم تند تر میزنه و اونم نبضم رو گرفت با خنده گفت آره حسش میکنم من دکمه پیرهنمو باز کردم و دستش رو روی سینه ام گذاشتم گفتم از اینجا حس کن که اونم همین کارو کرد و باز تایید کرد من نبض مریمو گرفتم و به خنده گفتم من چیزی حس نمیکنم و با پررویی دستم رو روی مانتوش زیر سینه اش گذاشتم مریمسینه های بزرگ و تپلی داشت و از اونجا که اصالتا اهوازی بود هات بود و فقط نگاهم کرد و مخالفتی نکرد و من گفتم از اینجا هم چیزی حس نمیکنم و مریم با خنده گفت چون کلی گوشت روشه دیگه رومون به هم باز شده بود و من ممه اش رو تو دستم گرفتم و اون فقط نگاهم کرد و من شروع به ماساژ ممه اش کردم با دست چپ ممه چپش رو ماساژ میدادم که گفت احسان حالم داره بد میشه و من گفتم اگه میخوای ادامه ندم که چیزی نگفت یه کم جلوتر گفت صبر کن دکمه مانتوش رو باز کرد و بند سوتینش رو شل کرد و دست چپم رو رو ممه راستش گذاشت. مریم ممه گرمی داشت نرم و لطیف بود. دیگه با ماساژ من حسابی حالش خراب شده بود و من در گوشش گفتم الان اون پایین خیسه؟ که گفت آره و منم گفتم دوست دارم دست بزنم اول گفت نه و بعد با اصرار من که مواظبم و سینما تاریکه کسی نمیبینه قبول کرد زیپشو باز کرد و دستمو تو شرتش بردم به کسش دست زدم داغ و خیس بود و لزج شده بود و من کسش رو هم حسابی مالیدم مریم حین این کار گازای ریز ازگوشم میگرفت و گردنمو یا لبمو میبوسید نزدیک ارگاسمش مریم به من چسبید و خودش رو سفت کرد و لرزشی به خودش داد که فهمیدم ارضا شده دوبار دیگه هم اینطوری تو سینما گذشت. بار آخر ازش خواستم بریم باغمون خارج از شهر که یه خونه باغ توش بود اولش ترسید ولی بعد من گفتم تا هر جا خواستی پیش میریم قول میدم . من آدم محتاطی بودم چون نمیخواستم برام بعدا این رابطه دردسر بشه تو چت حرفی از سکس نمیزدم و به مریم میگفتم ممکنه حک بشه و باعث آبروریزی بشه اونم ساده قبول میکرد از طرفی خودشم تو چت سر همین ترس اوایل آشنایی تو چت عکسی بهم نداده بود حتی به شکل ویسپر که عکس بعد یه مدت کوتاه حذف میشد هم به من عکس نداده بود. سر ظهر یه روز کاری هفته رو واسه باهم بودنمون تو باغ انتخاب کردم روز قبلش رفتم از داروخونه کاندوم گرفتم و از حرف های دوستام طرز استفاده اش رو یاد گرفته بودم به دختر کارمند داروخونه با خجالت گفتم lay safe میخوام و اون سریع فهمید چی میخوام و گفت کاندوم میخوای؟ منم با خجالت گفتم آره. سر ظهر رسیدیم باغمون پرنده پر نمیزد و منم همینو میخواستم چون نمیخواستم کسی آشنا منو ببینه. رفتیم تو خونه باغ مریم مانتوش درآورد و یه ساپورت با یه تاپ تنش موند. نشستیم کنار هم رو کاناپه و خوردنی هایی که سر راهم خریده بودم رو مشغول خوردن شدیم. چیپس و أبمیوه و پفک بود. بعد خوردنشون تو چشای هم نگاه کردیم و همو بغل کردیم و حرفای عاشقونه زدیم از این که چقدر همو دوست داریمو …. . من شروع به خوردن لبای مریم کردم و اونم با حرارت همراهی میکرد و بعد به گردنش رسیدم و در همین حین سینه هاش رو میمالوندم. مریم حسابی داغ شده بود تاپشو درآوردم و بعد سوتینش و شروع به خوردن سینه هاش کردم. ازش خواستم ساپورتش رو دربیارم که گفت نه و میترسه. مریم دختر بود و ترس از دست دادن بکارتش رو داشت. و منم گفتم فقط نوازشش میکنم عزیزم و اونم قبول کرد. شلوار و شورتش رو در آوردم و برای اولین بار کس از نزدیک میدیدم یه کس صورتی رنگ توی یه بدن سفید تپل. شروع به مالیدن کسش کردم مریم حسابی خیس شده بود شروع به خوردن کسش و اورال سکس کردم که حسابی دیوونش میکرد. هرچند کسش بو و مزه خوبی نداشت. که به دلیل این بود که اواخر سیکل ماهانه اش بود و خیلی ترشح داشت. مریم هم زیپ شلوارم رو باز کرد و من شلوار و شرتمو یه دفعه درآوردم و اون مشغول ساک زدن شد. هر دو حسابی داغ بودیم. من از مریم خواستم سکس آنال (از کون) داشته باشیم که اولش مخالفت کرد و گفت درد داره و من گفتم آروم انجام میدم که راضی شد. به حالت داگی استایل (سگی) رو کاناپه قرار گرفت و من کونش رو انگشت میکردم بعد با دوانگشت خواستم ادامه بدم که نشد کونش خیلی تنگ بود. گفتم با کیرم امتحان کنیم. کاندوم گذاشتم و کیرم رو رو سوراخ کونش که با تف خیسش کرده بودم فشار دادم که اونم براش درد داشت و گفت نمیخوام اصلا. از آنال سکس منصرف شد و گفت بازم برات میخورم. خودش کاندوم رو از ته کشید بیرون و چون یه دستم تو کونش رفته بود و کثیف بود نذاشت دست بزنم. شروع کرد به ساک زدن دوباره و به ذهنم رسید لاپایی باهاش سکس کنم. به مریم گفتم لاپایی سکس کنیم که اونم قبول کرد. یه کاندوم دیگه گذاشتم و روی زمین به پهلو دراز کشیدیم لاپایی مشغول سکس شدیم. هردو در اوج لذت بودیم و من از پشت بغلش کرده بودم و حین سکس لاپایی باسن نرمش رو حس میکردم که خیلی لذت بخش بود. بعد 5 دقیقه آبم اومد . رفتم دسشویی کاندوم رو درآوردم و خودمو شستم اومدم کنار مریم و نوازشش میکردم و تو این فاصله خودم ریکاوری شدم و کیرم راست شد یه کاندوم دیگه گذاشتم و این بار 10 دقیقه طول کشید آبم بیاد. بعد تموم شدن سکسمون هردو خوشحال از این که کلی لذت بردیم لباس پوشیدیم و لبای همو بوسیدیم و حرفای عاشقونه زدیم و برگشتیم سنندج. چندبار دیگه هم همینطور سکس کردیم تا این که از اونجا که من خدمت سربازیم به خاطر پذیرش تدریس توی یه دانشگاه تو تهران تهران افتاده بود به تهران برگشتم و با مریم بعد چند ماه بهم زدم. و این اولین رابطه من با یه دختر و سکسم با یه دختر بود. رابطه ای که منو از آفتاب مهتاب ندیدگی و چشم و گوش بسته بودن درآورد و به رابطه های بعدی هدایت کرد. ممنون از توجهتوننوشته احسان

Date: دسامبر 15, 2018

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *