کتایون

0 views
0%

سلام دوستان راستش من شغلم آرایشگری و به کارمم واردم مشتری خاص خودم رو دارم و گاه گداری موهای خانمها رو هم کوتاه میکنم ده سالی میشه در یکی از خیابانهای بالای شهر مثلا گرگان کارم رو شروع کردم و تونستم مشتری های خوبی رو جذب کنم در مورد کوتاه کردن موهای خانمها هم بگم که اصلا در مغازه این کار رو نمیکنم وبا وقت قبلی میرم خونه هاشون بی گدار هم به اب نمیزنم تا مشتری ام رو نشناسم قبول نمیکنم یک روز خانمی با پسر هف هشت ساله اش اومد مغازه و گفت آقا مسعود من خواهر زاده دکتر فلانم زنگ زده بودم اگه زحمتی نیست موهای پسرم رو دیزلی بزنید هفته دیکه عروسی داریم منم سلام علیکی ونگاهی به سر و وضع شون کردم خانمی بود خیلی خوشگل با سینه های جمع و جور بلوز تنگ یقه دار که گردن بندنگین دارش چشمم رو خیره کرد و یک کوچولو خط سینه اش مشخص شلوار لی تنگی پوشیده بود و دستش سوئیچ ماشینش یک لحظه بهت زدم و از تیپش خوشم اومد و اصلا هم فکر سکس تو سرم نبود چون میدونستم از اون خانمهای باکلاس روزگاره که صد تا مثل من رو توی جیبش میکنه گفتم چشم به خانم دکتر سلام برسونیدو رفت اون خاتم دکتر مشتری خودم بود و هر وقت زنگ میزد عصر میرفتم خونه شون و موهاش رو کوتاه میکردم چند باری هم در مراسمهای مخصوص بهم زنگ میزد و میرفتم خونه اش و در دروهمی خانوادگیشون شرکت میکردم و یک سلمونی با کل خونواده شون اجرا میکردم اون هم وسط جمع شون و خیلی ارادت خاصی بین طرفین انجام میگرفت و تقریبا جزو مهمونهای خاصشون بودم مجرد هم بودم و هیچ حس عشقو عاشقی هم نبود سنم هم سی و پنجم بگذریم موهای پسرش رو طبق سفارش کوتاه کردم و پسرش زنگ زد که بیا کارم تموم شد و به مشتری های دیگه ام رسیدم خانم اومد ضمن تشکر و چقدر خوشگل شده و دستت درد نکنه رفت تا تقریبا سه روز بعد زنگ موبایلم بصدا در اومد ساعت حدودای ده صبح بود صدای خانمی بود با نگرانی و اضطراب سلام آقا مسعود خوبید شما روزتون بخیر من خواهر زاده دکتر فلانم دو سه روز پیش با پسرم اومدم خدمت شما سلام سلام روزتون بخیر خوبید شما ؟ ممنون یک زحمتی دارم خیلی هم فوری در خدمتم راستش دیروز رفتم آرایشگاه موهام رو کوتاه کرده خیلی بد و از کارش خوشم نیومده کلی با خودک کلنجار رفتم تا خاله ام شما رو بهم معرفی کرد گفتم اگه زحمتی نیست امروز تشریف بارید خیلی ازتون ممنون میشم میدونم سرتون شلوغه و برنامه هاتون رو بهم میریزم ولی تو رو خدا تا ظهر موهام رو درست کنید از دیشبه فقط دارم گریه زاری میکنم منم با اون صداهای بغض الودش قبول کردم ساعت سه برم خونه شون آدرس رو برام اس کرد ساعت سه رفتم خونه شون یک ساختمان بزرگ چهار طبقه و چهار واحده زنگ زدم و رفتم داخل از زیبایی ساختمان فقط میگم انگار در خارج از ایران بشه این ساختمان رو دید وارددآپارتمان شدم خانمی با تیشرت سفید گلدار چسبان و شلوارک تنگ و موهای بلوندی که اصلا بهش نمیومد در رو برام باز کرد سلام و احوال پرسی و دستش رو دراز کرد و به رسم ادب باهاش دست دادم واقعا دست نرمی داشت بعد با صدای بلند کتی مهمون داریپله ها رو نشونم داد گفت بی زحمت پله ها رو رفتی بالا راهرو سمت چپ اثاق سوم رفتم بالا و در زدم بفرمایید داخل شدم عجب اطاقی پنجره روبروش خیابون معلوم بود سمت چب میز ارایش و سمت راست تختخواب اتاق ی یا چیدمان خوب فکر کنم سی متری میشد اون خانم معلوم شد کتایون اسمش هست با باز شدن در از جاش بلند شد بطرفم اومد تاپ قرمز رنگ کوتاهی تنش بود و با یک شلوار چسبان و کفش پاشنه بلند و از صورتش بگم به شدت دیوانه کننده و از نگاهش نگرانی میریخت موهای رنگ قهوه ای براق و لختی داشت و خیلی خراب به حدی که جلوی خودم رو نتونستم بگیرم و لبخندی زدم که باعث ناراحتی کتایون شد دستش رو دراز کرد و باهاش دست دادم سلامی کردیم و بهش گفت چکار کردی با خودت ؟کتایون منتظر بود تاداشکش درآد و با چهره اشک آلود گفت زنیکه جنده لاشی از دیروزه فکرم رو خراب کرده گوشیم رو درآوردم روی صندلی نشوندمش و یک عکس ازش گرفتم و بعد نمای نزدیکتر از موهاش از کیفم وسایلم رو ریختم روی میز آرایش پیش بند گرفتم و بعد گفتم بی زحمت بلند شید یک سفره بزرگ داشتم پهن کردم رو زمین و صندلی رو برگردوندم بطرف اتاق تعجب کرد گفت چکار میکنی گفتم شما بشینید بقیه اش با من با نگرانی گفت خرابتر بشه میمیرما ….لبخندی زدم و گفتم با من…..نشوندمش پیش بند روش انداختم و دور گردنش میزان کردم حرارت بدنش خیلی بالا بود و صورتش کمی عرق کرده بود جعبه دستمال رو دستش دادم و ازش چند تا برداشتم و صورت نازش رو پاک کردم و گفت ممنون قیچی و شونه رو گرفتم و شروع کردم چند دقیقه ای سکوت حکم فرما بود فقط صدای قیچی میومدفقط بگم تنها مدلی که بهش میومد دور گوش یک سمتش که خراب کرده بودن و طبق معیار خودم کوتاه کردم و یک طرف دیگه هم روی گوشها و به سمت مخالف و کمی هم روی پیشونی موهاش رو حالت دادم چون موهاش لخت بود فرم دادن بهش خیلی مشکل بود و اون ارایشگر نتونسته بود کارش رو خوب انجام بده و منم خیلی ناز براش فرم دادم ….کتایون هیچی نمیگفت و از اینکه نمیتونست خودش رو ببینه کمی هم حرص میخورددیگه آخراش بود و از کارم تا حدودی راضی بودم خواستم یکم اذیتش کنم گفتم ای پدر خیلی سخته نگاهی بهم کرد و اون عمق نگاهش رو خوندم صورتش داغ داغ بود و موهاش روی صورتش چسبیده بود فرجه مو رو گرفتم و صورتش رو پاک کردم ولی هنوز مو چسبیده بود و بقیه رو با دستمال از صورتش پاک کردم کارم تموم شد و روپوش رو از روش باز کردم و صورتش رو تمیز کردم و روبروش خم شدم و نگاهی بهش کردم با لبخند بهش گفتم تموم شد اشکاش هنوز تو چشمش برق میزد جلوش نشستم و دستم رو رو شونه هاش گذاشتم گفتم ناراحت نباش بلند شو بلند شد و سفره زیر پاش رو برداشتم هنوز جرات نکرده بود خودش رو در آینه ببینه منم همه چی رو جمع کردم فقط یک قیچه دستم بودبا شونه دستش رو گرفتم و برش گردوندم یواش یواش به آینه نگاه کرد و با شونه فرم موهای لختش رو مرتب کردم یکم ژل مخصوص به موهاش مالیدم و فرمش رو واقعا زیبا درست کردم چهره زیباش از این رو به اون رو شد خیلی خوشش اومد و فکر کنم بهترین حالتی که میشد براش در نظر گرفت همین مدل بود از خوشحالی بغلم کرد و یک بوسی بر گونه ام زد. چه بوسه داغی بود دوان دوان از اطاق رفت بیرون و فقط صداش میومد لیدا لیدا….اومدم جلو پنجره و داشتم به ماشینم که بیرون پارک کرده بودم نگاه میکردم روی مبل کنار پنجره نشستم و گوشی ام رو باز کردم و داشتم در فضای مجازی دور دور میکردم یک ربعی شد در باز شد و کتایون با چهره ای واقعا زیبا وبا فرم جدید لباس ساپورت کاملا شفاف که شورتش کاملا مشخص بود و نیم تنه کاملا سکسی اومد سمت من دستش رو دور گردنم انداخت و سینه هاش رو بهم چسبوند و لبش رو به لبم نزدیک کرد و بوسه ای داغ نثارم کرد منم اولش یکم منگ بودم و به خودم گفتم الان این خانمه حتما میخواد یکم باهام لاس بزنه و دستمزد ما تخفیف بخوره صورتم رو عقب آوردم گفتم کتایون خانم شما خوبید؟ با لبخند گفت آره که خوبم باز لبش رو‌گذاشت رو لبم و اینبار با عشوه خاصی لبم رو میبوسید و‌منم دیگه کیرم داشت به وول می افتاد دست برم به کمرش و بوسه هاش رو جواب دادم یک دقیقه در همون حال بودم و کیرم دیگه به حدی رسیده بود که به رانهای کتایون برخورد کنه و به روی خودش نمی آوردبعد ازم دور شد و رفت سمت کمد دیواری و از کیف دستی اش کیف پولش رو آورد بیرون و موبایلش رو گرفت و شماره گرفت سلام خاله خوبی دستت درد نکنه ممنون بابت معرفی آقا مسعود خیلی عالی درستش کرد الان عکسم رو برات میفرستمش مادر میگه شکل مارگو رابی شدم کار نداریبعد چند تا عکس سلفی از خودش گرفت و داشت به خانم دکتر ارسال میکردبعد سه ته چک پول پنجاهی گذاشت داخل پاکت پول و بهم داد منم به رسم ادب تعارفی کردم و بعد گذاشتم داخل کتم بعد بهش گفتم اجازه دارم چند تا عکس ازتون بگیرم با کمال میل قبول کرد من هم چند نما ازش عکس گرفتم و خودش هم یک سلفی با من گرفت منم عکس قبلش رو براش ارسال کردم تا تغیرات رو ببینه برعکس کیرمم هنوز در حالت آماده باش بود و چند بار دیدم کتایون بهش نگاهی میکرد ومنم بخاطر اینکه ضایع نشم اجازه مرخص شدن کردم که گفت بفرمایید و کیفم رو گرفتم و بهش دست دادم که برم دستم را ول نکرد با لبخند گفت بازم میتونم ببینمتون؟ منم گفتم در خدمتم برای من افتخار بزرگیه گفت آقا مسعود شما محردید نه؟گفتم آره گفت خوبه پس وقت داریم با خودت و اونت آشنا بشم یه نگاهی به کیرم کرد و گفت انگار جاش تنگه بهش گفتم شرمنده اگه اهانتی از من سر زده گفت نه پدر خوشحالم که در این مدت متوجه شدم خیلی خوبید فردا از صبح تا عصر عقد کنون دعوتیم و اگه شما وقت داشته باشید فردا شب یک قرار کوچولو با هم بگذاریم منم گفتم باشه مانعی نداره البته اگر مراسم تموم شد دیگهگفت تموم نشه برا من تمومه خداحافظی کردم و اومدم مغازه و همش به این فکر بودم که چی پیش میاد فقط برا آماده باش شب آپارتمانم رو مرتب کردم و میوه و لوازم جانبی برای یک سکس رو هم محیا کردم که اگر رو روال پیش اومد دست خالی نباشمعصر وقت به مشتری ندادم تا بتونم وقتم رو راحت بگذرونم ساعت پنج زنگ موبایلم بصدا در اومد داخل ماشین بودم داشتم بسمت آدرسی که کتایون برام فرستاده بود رفتم بهم گفت بیام سر کوچه آذر همونجا ایستادم ده دقیقه ای زمان برد تا رسیدم نشست کنارم و سلام و احوالپرسی واقعا خیلی خوشگل تر از دیروز بود فوق العاده زیبا با مانتو و لباس زیرش نگاهی بهم کرد و‌گفت خوشگل شدم با لبخند بهش گفتم تو فوق العاده ای کتی رسیدیم به خیابون اصلی و گفت ندیدی خانمها چطوری موهام رو نگاه میکردن همشون میگفتن کدوم آرایشگاه رفتی؟ خلاصه بازم دستت درد نکنه همش یادت بودم و بخودم میگفتم این لطفت رو چگونه جبران کنم تازه میخوام یک قضیه رو برات بگم بعد نگاهی به اطراف کرد و گفت کجا داری میری؟گفتم هر جا دوست داری بریم گفت هر جا خودت نظرته منم گفتم باشه پس بریم رفتیم کافه یکی از دوستام و یک میز دنج گیر آوردم و روبرو هم نشستیم و دستاش رو توی دستام گرفتم و لبخندی زد و گفتم‌تعریف کن شروع کرد که ده ساله انگلیس بوده اونجا ازدواج کرده و دو ساله از همسرش جدا شده و با پسرش برگشته ایران گفتم اون پسر که اومد آرایشگاه پسرتونه دیگه گفت آره هفت سالشه و اونحا بدنیا اومده حقیقتش امروز برام غیر از اینکه عقد کنون بود یک روز خاصی برام بود میدونی قرار بود امروز با شخصی آشنا بشم برا ازدواج راستش من همین امروز تصمیمم رو گرفتم و آشنایی ام رو بهم زدم و گفتم فعلا قصد ازدواج ندارم حالا بگذریم ننیخوام پر حرفی کنم مسعود خیلی خوبی در این یک هفته ای انگار چند ساله میشناسمتون منم گفتم اختیار داری سفارش دادم و سفارش رو آوردن و ما در حال گپ زدن بودیم که خلاصه میکنم بهش گفتم راستش دیروز از کارتون گیج بودم که اومدید ازم لب گرفتید خنده ای کرد و‌گفت آخی شما خیلی خوب بودید و منم به هر کسی اینطور راحت نیستم ولی خوب اون شما هم من رو از خجالت در آورد و من رو تشنه کرد به خودم عهد کردم اون لطف شما رو جبران کنم گفتم چه لطفی من اون کارم رو بخاطر خانم دکتر انجام دادم و قرار نیست شما رو در چالش ببرم کتایون دستم رو فشار داد و گفت آقا مسعود من انگار عاشقت شدم تنم لرزید و موندم چی بگم میز رو حساب کردیم و سوار شدیم و گفتم بریم خونه یا جایی دیگه گفت بریم خونه ده دقیقه ای در مسیر بودیم که رسیدیم خونه وارد ساختمان شدیم و هنوز دست در دست هم داشتیمخونه ام بر خلاف کوچک بودنش طراحی و چیدمان خوبی داشت وارد که شدیم ابتدا رفتم آشپزخونه و درست کردن قهوه و نگاهی به کتایون کردم که مانتوش رو درآورده و با یک لباس بلند جلو باز رو مبل نشست و نگاهی به اطراف کرد و گفت خونه خودته؟ گفتم قابل شما رو نداره گفت قشنگه گفتم‌مرسی گفت خونه مجردی دیگه گفتم خونه مجردی که شما فکر میکنید نه من پدرمادرم شهرستان زندگی میکنن و منم با سختی و کار اینو خریدم گفت حالا نمیخواد بگی چند نفر رو آوردی ترتیبشون رو دادی خنده ای کرد و منم سینی قهوه رو آوردم گذاشتم رو میز و کنارش نشستم و گفتم این خونه رو یک ماه پیش خریدم هفت ساله مستاجر بودم اصلا نمیگم نه تک و توک رفتم خونه شون ولی خانم باز نیستم خودت میدونی چند بار اومدم خونه خانم دکتر اونقدر بهم چراغ سبز نشون دادن و منم اونقدر خانم دکتر رو دوس دارم اصلا بخودم اجازه ندادم سواستفاده کنم این حرفم خیلی برا کتایون جالب بود و ید و گفت این که سواستفاده نیست که وقتی میخاره باید خارشش رو گرفت دیگه و لبش رو به لبم چسبوند اون ادکلن دیونه کننده اش هوش از سرم پروند و بخصوص که لبش رو با فشار به لبم چسبونده بود وازم کام میگرفتخیلی دیوانه کننده داشت من رو شهوتی میکرد و چشاش رو بسته بود و منم داشتم حالش رو‌میبردم لبش شدیدا داغ بود و کیرم رو راست کرده بود دست بردم به سینه هاش از روی لباسش وای چقدر سفت وناز بود کوچک و منو وادار کرد بیشتر فشارش بدم دستم رفت پایین دامنش رو زدم بالا و رونش رو لمس کردم واقعا خیلی دیوانه وار شهوتی ام کرد و خود کتایون هم دکمه های پیراهنم رو باز میکرد و دستش را روی سینه های پشمی ام میمالید وای که چقدر با حس بدنم رو میمالید دیگه داشتم کم میاaوردم لبم رو از لبش برداشتم و داشت آه و اوه میکرد بلندش کردم و توی اون حسش بغلش کردمبردمش داخل اتاق خواب و دراز کشید و بازمن رو به خودش کشید منم افتادم روش و مالیدمش گردنش رو زبون میزدم و ردستم رو بردن بطرف سینه هاش اونقدر حشری شده بود لباسم رو از تنم کند و پشت رو میمالید منم دیدم اینطور بهم حال نمیده یکم به طرف راست گردوندمش و از پشت زیپ لباسش رو باز کردم تا بالای باسنش زیپ داشت وای که چه میدیدم یک بدن نرم و کاملا صاف و تحریک کننده و فقط یک نوار نازک سوتین از پشت دیدم میشد پیراهنش خوشگلش رو از پاش در آوردم در همون لحظه کهآرام آرام بلوز دامنش پایین میومدبدنش دیگه خودش رو نشون دادیک سوتین توری با ربان قرمز و شورت ست همون که فقط روی خط کوسش رو پوشونده جلوه گر شد و شلوار که پاش نبودو جوراب ساق بلند رنگ پا واقعا داشت دیوونه ام میکرد منم شلوارم رو در آوردم و شورتم هم از بس کیرم از درازیش درد گرفته بود کشیدم پایین کیرم عین فنر بلند شد و پیراهن بدو دکمه ام رو درآوردم و لخت لخت افتادم روش وای که چه بدنی داشت همینطوری نگاهش میکردم ارضا میشدم سینه هاشی خوشگلش رو میمالیدم و بوس میکردم صدای کتی همش با آه آه همراه بود و معلوم بود داره حال میکنه بدنش دیگه داشت کم کم عرق میکرد و منم اون حرارت بدنش رو حس میکردم بند گره سوتینش از کنار باز میشد و معلوم بود از قبل برنامه ریخته بود که زیاد برا لخت شدنش زمان نبره تشنه کیر بود و احتمالا در این مدتی که ایران بود کیر نخورده دیوان وار کیرم رو چسبید و فشار میداد برگشتم و کتی افتاد روم سوتینش رو در آوردم و سینه هاش آویزون شد وای چقدر بهم داشت خوش میگذشت کتی رو نشست و منم دستام رو بردم رو باسنش هنوز شورت پاش بود و خیسی کوسش رو حس میکردم دست بردم زیر سورتش و باسن نرمش رو مالیدم و سینه های اناریش رو با زبون میخوردم و از شهوت کتی خودش رو روی من انداخت و منم خیلی سریع شورتش رو از پاش کشیدم پایین….وای نگو که هنوز در شوک بودم این چه کس داد و کاملا مستی داشت ابتدا کتی رفت پایین تا کیرم رو ببینه با دستش ور رفت و زبون میزد از کیرم بگم حدود هفده سانتی میشه و چون یک رگ کردی داریم کلفت و دیر ارضا هستم کتی گفت وای چه کیری همش مال خودته؟با لبخند گفتم دیگه همش مال خودت لبخندی زد و گفت اینو بخورم که خفه میشم گفتم بخورش کم کم اون هم اول با زبونش سر کیرم تا تهش رو خیس خیس کرد و بعد یواش فرو کرد توی دهانش وای کهچهدحالی میداد از گاییدن بیشتر بهم حال میداد منم دیگهدصدام در اومده بود و گفتم چقدر خوب میخوری کتی عاشقتم و بعد گفتم بگذار منم کس بخورم اومد بالای تخت و چرخشی زد با همون کیر توی دهانش شروعکرد به جلو عقب کردن منم چون زیر بودم کوسش رو بالا جلوی دهانم دیدم نگو که چه کوسی بوددیعنی نهایت کس یک دختر که من تاکنون دیده بودم چوچولش همچون نرم و کوچیک و حتی یک مو هم نداشت سفید برف و کاملا تحریک کننده ابتدا یک بوس از کوسش گرفتم و با اولین زبون صدای آه کتی در اومد و چند باری کوسش رو چف زدم و حالذمیکرد سی ثانیه ای کوسش رو زبون میزدم که لرزه به تنش افتاد و معلوم بود ارضا شده برگشتم و اومدم بغلش و ازش لب گرفتم و سینه هاش رو میمالیدم یکم شل شده بود و میدونستم هنوز توی کف کیر مونده پس توی بغلم نوازشش میکردم تا حالش جا بیاد با دستای نرمش تن پشم آلودم رو نواز میکرد و دستش رفت سمت کیرم وای که کیرم از زبونش انگار ژله آلود شده بود برم گردوند به کمر و افتاد روم یکم باسنش رو از روم بلند کرد و کیرم رو با دستاش میزان کرد و آرام روش نشست داغ داغ و غیر قابل وصف بود انگار کیرم داشت به آتیش برخورد میکرد وای که چه حال خوبی داشتم کتی با شهوت فراوون کیرم رو آرام آرام داخل کوسش میکرد واقعا با اینکه خیس بود بازم تند بود و صدای جیغ کتی بلند شد ولی چون دوست داشت براش مانعی نبود و یواش یواش کوسش رو میمالید که جا باز کنه منم از اینکه کوسش اینقدر تنگ بود حال میکردم و باسنش رو چسبیده بودم و یواش به پایین فشار میدادم که دردش نگیره و صدای آه و اوهش واقعا اون لحظه برام بهترین موسیقی عمرم بود کتی با اون صدای نازش بهم گفت مسعود قربون اون کیرت بشم پاره شدم منم با اون حالتش گفتم فدات شم عزیزم یواش کن توش دردش کمتر شه اونم گفت عشقش به کلفتیشه و کلفتیش رو دوست دارم و یکدفعه روش نشست و با جیغش افتاد روم یک لحظه فکر کردم غش کرد بعد صورتش رو بلند کرد و ازم کام گرفت و یواش یواش با باسنش جلو عقب میکرد و کیرم داخل گرمای کوسش بالا پایین میشد صدای ناله های کتی و آه من فضا رو در یک سکس به پایان معنی پر کرده بود کتی یکم بلند شد و بصورت ایستاده ولی زانوهای خم بالا پایین میشو و دستش به کوسش و یک دستش هم بیضه و پایین کیرم رو لمس میکرد منم دو تاپسینهپهاش رو میمالیدم و گاهی که خمی میشد بطرفم صورت و موهاش رو نوازش میکردم بدن مون خیس عرق شده بود و خستگی رو در کتی حس کردم بلندش کردم و خوابوندمش به پشت روی تخت و پاهای ناز و زیباش رو خم کردم و وسط پاش قرار گرفتم و کیرم رو با دستم یواش فرو تا دسته داخل کس کتایون اونم پشتم رو گرفته بود و با لبخند ناله میکرد معلوم بود خیلی از این سکس رضایتش از من بیشتره منم با شدت پایان تلمبه میزدم دیگه کوسش کمی جا باز کرده بود ولی هنوز گشاد نشده بود فقط حرارت داخل کوسش بود که کیرم رو گرم کرده بود تا به ارضا نزدیک بشه تقریبا پنج دقیقه ای تلمبه میزدم و تا میدیدم کیرم فرمان میده ریزش آب نزدیکه شل میکردم تا زمان بیشتری کیرم داخل کوسش باشه تا زمانی که دیگه نمیشد کنترل کرد پس کیرم رو بیرون کشیدم و رفتم پایین کس کتی رو زبون زدم بیستدثانیه نشد دیدم کتی داذه باز دگرگون میشه سریع کیرم رو فرو کردم توی کوسش که بیشتر لذت ببره و شدت تلمبه زدنام بیشتر شد و ناله های کتایون بیشتر و لرزش و قدای بیشتر شد و به شدت ناله میکرد و کمرم رو چسبیده بود و داشت ارضا میشد منم کیرم رو تا از کوسش کشیدم بیرون آبم ریخت روی شکم و نافش و منم سرش رو پایین کردم ولی فشار اولیه اش مقداریاز آبم روی صورت و لبش هم ریخته بود کتی با زبونش آبی که روی لبش بود رو خورد و با خنده بهم چقدر دوست دارم مسعود منم کیرم رو که اشکش ریخته بود رو ول کردم و افتادم رو شکم کتی و یک لب جانانه دیگه ازش گرفتم و بهم گفت تاکنون این چنین سکسی در عمرش نداشته و بهترین لحظات زندگی اش رو گذرانده منم بخاطر همین بهش قول دادم تا زمانی که ایران هست با هیچکس دیگه ای سکس نداشته باشم و دربست در خدمتش باشم این چنین عهد دوستی مون بسته شد ساعت دیگه نزدیکای هفت شده بود و گفت دیگه برم حیف که امشب خونه مادر عروس شام دعوتم منم گفتم پس بریم حمام و موهاش رو فرم بدم انگار بهترین خبر زندگیش رو شنیده بود با هم رفتیم حمام و البته شیطونی هاش تمومی نداشت و بخاطر زیبایی بی حدش کیرم توی حمام باز راست کرد و داخل وان بحالت سگی یکبار گائیدمش و بهم گفت نزدیکه سه ساله سکس نداشته و اینجا هم به هیچکس اعتماد نداشته و گفت شما مرا نجات دادید سکس حمام با شیطنتهای کتی به اوج خودش رسیده بود و سیر شدنی نبود و ازم قول گرفت جمعه دیگه با هم باشیم و منم بهش قول دادم و بعد حمام طرحی دیگه روی موهاش اجرا کردم که همه رو انگشت به دهان بگذاره …..نوشته مسعود

Date: آگوست 16, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *