کس و شعر سایت داستان سکسی

0 views
0%

شبخیر گفتیمو کس و شعر اغاز شدروح من رو به نوشتن ساز شدیاد کنج او در سینه ی دلم چشم بسته،آلت و موی تنم راست شدالتماس و خواهشش کردم همیدرب آستان محالش باز شدبر سر دو راهی حشر بودیم گیج ناگهان راه به سوی مقعدش هموار شدکوبش ضربه های به امان ابلیس در مهبلش تیمار شدهرچه میبستم برآن شیرین عسلحرف چشمان خمارش آه شدحس چنگ های مداوم بر تنم نت های لال درون آواز شدسفت و شل گشتیم چون سنگ و عسلعاقبت دشت تشنه تنت پر آب شدمعذرت خواهیم نبودیم در راستای ادببغض دوستان حسر شق را یاد شد.تقدیم به کس و کون های نوشکفتهنوشته کیرواخال

Date: آوریل 15, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *