کلاس خصوصی خانمم

0 views
0%

سلاماحسان هستم 28 ساله مهندس 1شرکت پیمانکاری ام اسم خانومم میترا معلم زبان و معمولا کلاس خصوصی هاشو تو خونه خودمون میذاره اتفاقی که میخوام بنویسم از اونجایی شروع شد که حدود 2هفته پیش منو میترا سر 1 مسئله الکی با هم بحثمون شد و حدود 5 روز بود باهم قهر بودیم و هیچکدوم هم کوتاه نمیومدیم با اینکه تو این چند روزه خیلی تو کف بودمو می خواستم باش سکس کنم و لی سر لجو لج بازی نمی خواستم کوتاه بیام از طرفی هم مطمئن بودم میترا که خیلی حشریه و همیشه عاشق سکسه آخرش کم میاره و میاد آشتی می کنه میترا 1زن خوش گل با پوست سفید باسن بسیار خوش فرمی داره سینه هاش اونقد بزرگ نیست ولی با اونکه کوچیکه اما سفید و خوردنیه بهرحال ظاهرا اونم سر لج افتاده بود و منتظر بود تا من واسه آشتی پیش قدم شم.خانومم 3تا شاگرد خصوصی داره که میومدن خونه ما واسه کلاس 2تا دختر و 1پسر که 1جورایی از فامیلای دور مامانش هم بود اسمش کسری بود حدودا 16-17 ساله بود و رو حساب آشنایی بود که خانمم حاضر شده بود 1 شاگرد پسر بگیره و ساعت 5 بعد از ظهر باش کلاس داشت من اون روز ظهر که اومدم خونه 1چیزی خوردم و 1چرتی زدم که 1دفعه ساعت 4 بم زنگ زدن که باید برم سر ساختمون چون مشکلی پیش اومده من هم سریع آماده شدم و موقع رفتن میترا ازم پرسید کی بر می گردی؟ منم تعجب کردم چون این چند روزه زیاد با هم حرف نمیزدیم چه برسه به اینکه از هم چیزی بپرسیم گفتم معلوم نیست احتمالا شب بیام چون فاصله اون پروژه تا خونه خیلی زیاد بود. تو راه رفتن فکرم در گیر سوال میترا بود و احتمال می دادم که اون از این وضع خسته شده و می خواد امشب 1جورایی آشتی کنه درگیر این فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد رئیس شرکت بود که گفت خودش داره میره سر پروژه و از من خواست 1سری نقشه و جدول براش آماده کنم منم بر گشتم خونه تا موارد خواسته شده رو تا فردا آماده کنم. حدود ساعت 530 بود که رسیدم در خونه ماشین و از سر بی حوصلگی نبردم تو و جلو در انداختم در حیاطو باز کردمو رفتم تو جلو در کفشای کسری رو دیدم و تازه یادم اومد که اون امروز کلاس داره آخه هر وقت که کلاس داشت من تو خونه می موندم نه اینکه به میترا اعتماد نداشته باشم ولی بهر حال درست نبود زنمو با 1 پسر جوون تو خونه تنها بذارم. رفتم به سمت پنجره اتاقی که میترا از اون بعنوان کلاس استفاده می کرد تا ببینم اونجان یا نه که 1دفعه از چیزی که دیدم خشکم زد کسری رو صندلی نشسته بود و میترا جلوش رو زمین، کیر شو از تو شلوارش در آورده بود و داشت باش بازی می کرد و 1نگاهی به کسری می نداختو 1چیزی بهش می گفت تازه فهمیدم میترا واسه چی داشت از من می پرسید کی میای تا بفهمه می تونه امروز کارشو بکنه یا نه نمی دونستم تو اون شرایط باید چیکار کنم من بدبخت فکر می کردم امشب می خواد بام آشتی کنه و 1دل سیر می کنمش ولی حالا داشتم کیر 1ی دیگه رو تو دستاش می دیدم خواستم برم تو شروع کنم به دادو بیداد کردن ولی 1لحظه جلو خودمو گرفتم 1جورایی چیزی که داشتم می دیدم برام جذابیت هم داشت و یواش یواش کیرم داشت از جاش بلند می شد منم خودمو کنار پنجره جا دادم و مشغول تماشای وقایع شدم فقط حیف که صداشونو نمی تونستم بشنوم که به هم چی می گن میترا هنوز لباساش تنش بود و انگار تازه کارشونو شروع کرده بودن خوب نگاه کردم 1پیراهن سفید با یه دامن پوشیده بود که خیلی هم کوتاه نبود ولی هرچی بود تونسته بود با اون کونش بچه مردمو اغفال کنه همینجوری که داشت کیر کسری رو می خورد با دست دیگش هم تخماشو می مالید و انگشت کرد کسری هم چشاشو بسته بودو عین 1 بچه خوب تسلیم بود میترا زیاد ساک زدنو لفتش نداد فکر کنم می دونست کسری تازه کاره و احتمال داره همونجا آبش بیاد پاشد واستاد 1خورده رقصید آخه میترا عاشق رقصیدن بودو همونجوری که داشت خودشو تکون می داد دکمه های پیراهنشو 1ی 1ی باز کرد زیرش 1 سوتین آبی بسته بود اونم باز کرد کسری هم مثل بهت زده ها فقط داشت نگاش می کرد که میترا اومد سمتش کسری هم سریع دست انداخت رو اون سینه های خوش فرم خانمم و اونارو حسابی چنگ زد بعدم میترا نشت رو پاش اونم شروع کرد با حرص و ولع خوردن سینه های سفید میترا، مینرا هم سرشو بالا برده بودو داشت آه و اوه می کرد صداش اونقدر بلند بود که من از پشت پنجره هم می شنیدم چند دقیقه که گذشت میترا بیحال بیحال شده بود و حالا ابتکار عمل افتاده بود دست کسری اونم بعد از خوردن سینه های خانمم چنتا لب ازش گرفتو خوابوندش کف زمین دامنش و بعدم شرتشو از پاش در آورد و ازش خواست 4دستو پا بشه وای … کون میترا تو اون حالت همیشه عالی بود من که داشتم از شق می مردم کسری هم 1خورده با دست کسشو ماید و کیرشو که خیلی هم بزرگ نبود فرو کرد تو و داشت تلنبه می زد صدای میترا قشنگ داشت شنیده می شد آهه اوووه بکن بکن کسری اووی… ولی حدسم درست بود کسری تازه کار بود چون خیلی زود آبش اومد و خودشو خم کرد رو میترا و تموم آبشو خالی کرد تو و بعدشم ولو شد رو زمین میترا هم بلند شد و کسری رو بوسید و نازش کرد منم دیدم کارشون تموم شده بی سرو صدا زدم بیرون و حدود 1 ساعت بعد اومدم اونشب نمی دونستم چرا اینجوری شدم خیلی هم حشری بودم و آخرش شب پا پیش گذاشتم با خانمم آشتی کردم و 2 بار کردمش ولی موقع سکس فقط صحنه های کس دادن خانمم به کسری می اومد جلو چشم.نوشته EHSANOV

Date: نوامبر 25, 2018

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *