دانلود

کوس مامان خوشگل تو لباس ابی چه ساکی میزنه دختر ایرانی

0 views
0%

کوس مامان خوشگل تو لباس ابی چه ساکی میزنه دختر ایرانی

 

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت کسی که داره میخونه این داستانو… الان سوم آبان 92 ساعت

 

 

11:30.
اسم من حامده، 24 سالمه، اهل شمالم.
اهل دروغ و گزافه گویی نیستم و امید وارم که خوشتون بیاد. من تجربه سکسی زیاد دارم و به جرات میگم این کارا افتخار نیس. من شاید 200-300 تا داستان سکسی خوندم و مطمئنم که 90%ش دروغه و ساختگیه. این داستان چون فقط برام یه سکس نبود و خاطره خنده دار بود مینویسم. اینم بگم. بجای کس نوشتم کوس چون با کس اشتباه نشه. نگین بی سواده ها.
من سال 86 تا 88 دانشگاه دولتی درس خوندم و اون موقع هر کی هر کی دانشگاه قبول نمی شد. دانشگاه رفتم و دوستای خیلی خوبی پیدا کردم. زمان دانشجوییم همه بچه مثبت بودن و فقط من بودم که دوس دختر داشتم. همیشه دوستام منو نصیحت میکردن که نکن..بده این کارا و …
دانشگاه سال 88 تموم شد، همه دوستام رفتن خونه هاشون و ما شروع کردیم به درس خوندن واسه کنکور بعدی. قبول شدیم و رفتیم دانشگاه. یه دوست خایه مال داشتم همیشه با من بود. از طرف دانشگاه گفتن کسانی که میخوان برن شلمچه بیان ثبت نام کنن. این دوست خایه مال من بدون هماهنگی رفتو اسم جفتمونو نوشت. خلاصه مارو به زور برد شلمچه. 27 اسفند رفتیم و 5 روز بودیم و دوم عید برگشتیم. ی روز استراحت کردم و فرداش یکی از دوستای دانشگام که اسمش احمد بود و تهران زندگی میکرد زنگ زد و گفت حامد کجایی؟ گفتم خونه ام. گفت من با پسر خاله نزدیک خونتونم. ماشینو روشن کردم و رفتم دنبالش. اوردمشون خونه و پذیرایی و شب شد. احمد گفت حامد بلند شو حاضر شو. گفتم کجا این وقت شب؟ گفت بریم خونه

آقا رشید(صاحب خونه خونه دانشجوییشون). تا 13 خالیه. هیچی لباس پوشیدیم و رفتیم. فرداش رفتیم جنگل منو احمدو رشید و پسرخالش. این پسر خالش خیلی تخ

س بود..برگشتیم یهو گف

ت حامد داش یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟ گفتم بفرما. گفت ی کوس جور کن بکنیم فاز میده. دمت گرم.بیای تهران یه کس باکویی هس میارمش بکنیو عند کسه و کلی چس کلاس. گفتم تابحال من دختر کردم،کس نکردم. پیله شد..به کل دوستام ز زدم برا کوس.داشتن اما نمیدادن. اون موقع فهمیدم نصف ایرانیا کس دزدن.ههههههههههه. بعد داشتم همینطوری تو شماره هام دنبال دوست میگشتم که بش زنگ بزنم خوردم به اسم مهسا. یه پسر عمه داشتم اون کوسای معتادو عمله و تخمی رو میکرد میومد پیش ما میگفت آره من کوس میکنم اگه ببینی هوش از سرت میره.. نگو که وقتی این کوسی که قراره بگمو دیدم، به جا هوش، گوز از کونم در رفت. قبلنا ی سری که تعریف کرده بود کوس ردیف کرده، گفتم شمارشو بم بده. اینم تو رو در واسی گیر کردو داد که اسمشو تو گوشیم مهسا سیو کرده بودم و میترسیدم بهش زنگ بزنم. هیچی خوردیم به شماره مهسا خانوم. به پسر خالهه گفتم یکی هس اگه روشن باشه خیلی میزونه و کلی تعریف کردم ازش. پسر خالهه شمارشو گرفتو بش زنگ زد. گفت آره ما از تهران آمدیم و میخوایم بشینیم. وقت داری بیای؟ گفت آره ولی من 20 تومان میگیرم.سریع گوشیو از پسر خاله گرفتمو گفتم من اصغرم. یک ماه پیش باهم نشستیم فلانجا… 10 تومان گرفتی. الان میگی 20 تومان؟ خلاصه خرش کردیمو به 10 تومان راضی شد. اون موقع تو ارزانی ها 10 تومان بود. الان همون کوس چون دلار بالا رفته قیمتش 30 میشه.هههههههههه. خلاصه… قرار گذاشتیمو ساعت 6 غروب با پسر خاله رفتیم دنبالش. احمد و رشید هم خونه موندن. قبل حرکت این پسر خاله کس مغز گفت بچه ها باید شما این کپسولو بخورین. گفتم چیه؟ گفت ترامادول. بخوری دیگه آبت نمیاد. هیچی زورازور بهمون داد خوردیم. سر یه خیابون که گفته بود واستاده بودیم تا این بیان. دیدم از دور دو تا کس ردیف دارن میان. گفتم به به اگه اینا باشن که خیلی باحالن. اومدن نزدیک تر که دیدم مهسا خانوم کسکش معتاد لگنیه یه دختر تپل هم باهاشه… اینجا بود که به جای اینکه هوش از سرم بره گوز از

کونم رفت. به پسر خاله گفتم ردشون کن بریم. اینا داغونن. افتاد به دستو پام. حامد داداش نوکرتم تو کفم بذار بیان..دیدم داره می کشه خودشو. بهش گفتم تو که کس باکو

یی میکردی..دیدم حرف نم

یزنه. گفتم باشه بریم. ی ماشین گرفتیم و داشتیم سمت خونه می رفتیم. من جلو نشستم و این کوسا و پسر خاله عقب ماشین. مهسا به این دوستم میگفت پیامو باز کن ببین چی نوشته. اسمس هم نه، پیام.ههههههههه. کسکشا سواد نداشتن. من یهو زدم زیر خنده و راننده نگام میکردو نگاهش میگفت کسخل شده این واسه خودش میخنده. هیچی بعد خنده هام دیدم لالا دارم تو ماشین. بدنم شل شده بود.فهمیدم واسه این کپسول لعنتیه. رسیدیم خونه و رفتیم داخل. منگ هم شده بودم. جلو دوستام با شرت شدم و گفتم کوس از کوچیکتر کباب از بزرگتر. دوست مهسا که چیز خوبی بودو بردم داخل اتاق. ناگفته نمونه واحدش تک خوابه بود. اینا بیرون نشستن با هم حرف میزدن. رفتیم داخل اتاق دیدم مث کاراگاه داره میگرده تو کمد دیواری.. گفتم چیکار میکنی؟ گفت ببینم کسی نباشه اون تو. گفتم بیا کسخل. ههههه. گفت گوشیتو بده به دوستت بیرون. هیچی دوباره خندم گرفتو حالا میتونی بیا جلومو بگیر. گوشیو دادم به دوستم. لباساشو در آورد.گفت حالا تو لخت کن. گفتم من لخت نمیکنم. میخواستم فقط تورو لخت ببینم.هههههههههههههههههههههههههههههه. هیچی داش قاطی میکرد که در آوردم. گفتم بخور برام. ناز اومد برام.سرشو گذاستو تو دهنش. خورد. اینقد دادم خورد که داشت بالا میاورد.ههههه. بعد گفتم دراز بکش. کشید. گذاشتم لا پا. شرو کردم لاپاش بالا و پایین کردن. گفت داری چیکار میکنی؟ اینجوری تا فردا صب آبت نمیاد. بکن تو. گفتم من تو نمیکنم.هههه. اینقد اذیتش کردم که نگو. گفتم بده بالا لنگاتو. کسش خیلی تمیز بود. کردم تو. هی میگفت زود باش زود باش. اعصابم کیری شد. فکرم رفت رو دوس دخترم ک دوسش داشتم. کیرم تو کسش خابید.ههههه. میگفت بکن، نمیکردم.میگفت در بیار نمیاوردم. یهو داد زد بکش بیرون کسکش. یهو کشیدمش بیرون دیدم کاندوم توش گیر کرده. وااااااااااااااای دلمو گرفتم و افتادم رو زمین از خنده. این اولش نفهمید چی شده. یکدفه محکم زد رو کوسش گفت کسکش دیوس لاشی…. من فقط می خندیدم. همه اومدن پشت در. یدفه مهسا درو باز کرد دید من دارم میخندم و این کسکش سرشو به دیوار میکوبه و لخت جلو همه بدو رفت دسشویی که کاندومو در بیاره. من شرت پوشیدمو رفتم بیرون. به مهسا گفتم این کسکش چیه آوردی مث سگ میمونه. گفت تو واستا خودم آخر بهت ی حال مشتی میدم. پسر خالهه رفت تو با این دختره. حالا این خونه کیر خر یه اتاق بیشتر نداشت. منم که داش خوابم میبرد گفتم مهسا جان دمت گرم همینجا در آر. گفت من تابحال جلو چن نفر لخت نبودم و خجالت میکشم و قبول نکرد کلی خایه مالی کردم ک اوکی داد. بلن شدم رفتم پیش دوستام رو مبل نشسته بودن و داشت

ن به ما نگاه میکردن. گفتم هر کدوم از شما کیر منو راس کنه بش 10 هزار تومان میدم. ههههههه. اینقد خندیدم ک حد نداشت. اومدم با مهسا ور رفتمو گفت شما دو

تا برین تو آشپزخونه تا من در بیارم.

 

اینا رفتن تو آشپزخونه. مهسا در آورد، منم در آوردم. اینم 15 دقیقه خورد برام. گفتم دراز بکش. وای بدن مهسا حرف نداشت. خیلی باحال بود بر خلاف قیافه کیریش. آقا به یه نتیجه رسیدم اونجا. هرکس فیس تخمی داشته باشه بدنش حرف نداره و برعکس…هههههههههه. من میخواستم بذارم توش که ی لحظه برگشم دیدم این دوتا پست سر ما دارن فیلم زنده نگاه میکنن.کیرم که دیده نمیشد و دوتا کون سفید یکی بی مو یکی با مو(هههههههه) میدیدن.باز خندم گرفتو گفتم کون لق این دوتا. بکن که میکنی. 15 دیقه کردم. به دلیل خنده این مسابقه تا آخر برگزار نشدو بیخیال ماجرا شدمو کشیدم کنار تا دیگری شانس گایش بیشتری داشته باشد.ههه. اقا حرمت 3 ساله منو دوستم شکسته شدو بدن همو دیدیم. ههه. احمد هم کردو. پسر خاله از اتاق در اومد و این آقا رشید کیر کلان رفت تو. اومد بیرون گفت مهسا من میخوام تورو بکنم. ما تعجب کردیم. با مهسا رفتن تو اتاق و دختره اومد بیرون. با مهسا حرکتشو زدو اومد بیرون. این تموم شدو رفتیم بیرون یه دوری بزنیم. پسر خالهه هر چی خوردنی دید تو بازار خرید. جاتون خالی ساعت 3 شب آتیش کردیم و 3 تا بسته مرغ زعفرونی سیخ زدیمو رفتیم بخوریم. 4 نفری دو به دو روبروی هم نشستیم. من گفتم بچه ها بیاین از سکسمون تعریف کنیم. اولم خودم گفتم تا بچه ها روشون باز بشه. خلاصه تعریف کردمو کلی خندیدیم. بعد احمد هم گفتو مث سکسای معمولی بودو پسر خال

هه هم گفت آره دختره کون ندادو. شد نوبت رشید. گفت من رفتم تو اتاق دختره گفت کیرت مث کیر خره من بهت نمیدم. اینقد خندیدیم واسش ک حد نداشت. بعد گفت مه

سا رو آوردم گفت من با

کاندوم بهت نمیدم. بدون کاندوم کردمشو خیلی بش حال داد.باور کنین ما نیم ساعت خندیدیم و گفتم کسخل ایدز گرفتی.دیدیم رشید لاستیکاش پنچر شدو گوشتاشو داره بین ما سه تا تقسیم میکنه و یک لقمه هم نخورد گفت حالم خرابه. جاتون خالی پاره شدیم از گوشت خوردن. اینو نصف شبی بردیم درمانگاه. این قرصه براش سنگین بود بعد اینقد ترسیده بود که حالش داغون بود. 3 تا آمپولش زدیم. فرداش خوب شد و رفت آزمایش ایدز بده که دکتر گفت برو سه ماه دیگه بیا که الان معلوم نمیکنه. بسته کاندومامون 12 تایی بودم چنتا مونده بود. من میخواستم بیام خونه خودمون بعد چند روز. گفتم بچه ها مرتب کنین خونشوها. گفتن باشه. مرتب کردن. کاندوما رو رسیورشون جا موندو بعد 13 مامانش اینا میان و مامانش پیدا می کنه و کون رشیدو پاره میکنن. وقتی شنیدم از خنده مردم. اقا تو این سه ماه سه میلیون بار به من زنگ زد منم دلشو گرم میکردم. بعد سه ماه رفت آزمایش دادو دید نه ایدزی نشده. بهم زنگ زد خبر بده بش گفتم کسخل مهسا ایدز داشت اما شانپانزه که ایدز نمیگیره.
امیدوارم خوشتون اومده باشه.

Date: January 15, 2020

3 thoughts on “کوس مامان خوشگل تو لباس ابی چه ساکی میزنه دختر ایرانی

  1. مصطفی 21تبریز خانومای متالقه مجرد بیوه برای هماهنگی سکس حضوری یا ماساژ در خانه تماس یا اس بدن 09146852833

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *