دانلود

کوس و کون روغنی گرد و کوس صورتی حال کنید

0 views
0%

کوس و کون روغنی گرد و کوس صورتی حال کنید

 

سلام به دوستان عزیزم من تا حالا داستان ننوشتم.ولی امیدوارم که از این نگارش خوشتون بیا

د لطفآ فحش ندهید چون که من یک انسان مقدس نیستم و مثل همه آدمها احتیاج دارم اسم

من رویا هستش البته الکی. ۳۷سال دارم قدم نسبتن بلند دارم هیکلم به قدم میاد و خیلی

خوب هستش البته به قول دیگران. سایز سینهام ۸۵به خدا راست میگم اونهای که

دیدن می‌دونند رنگ پوستم سبزه هستش چشمهای عسلی و درشتی دارم. لب‌های

غنجه‌ی دارم که تا حالا هر کسی که بوسیدتش حال کرده همیشه هم وقتی که میخوا

هم بروم بیرون آرایش می‌کنم مخصوصن چشمهام

و لبهام وقتی هم که آرایش می‌کنم. هم بهم خیره میشن.با اون لباسهای که میپوشم تنگ

و کوتا.توی خانه هم آزاد هستم با دامن کوتا و تاپ یا که شرتک و تاپ بعضی از وقته

ا هم هیچی نمیپوشم..ولی وقتی که مهمان داریم با ساپرت و تیشرت بلند هستم البت

اقوام نزدیک چون که حرفی توش نباشه. ولی برای دوستان شوهرم یا که دوستهای خ

ودم با شوهرهاشون با دامن کوتا و تاپ…..چکار کنم شوهرم گلم ازم خواست البت

خودم هم دوست دارم چشمهای هیزشون روی بدنم باشه چون که شبها می‌شه

یه فانتزی برای سکس من و شوهرم خلاص. زندگی مشترک من با شوهرم به طوره سنتی آغاز شد. مامانهامون با هم دوست بودند حالا چی شد با که نشد بگذاریم. نام شوهرم آرش هستش اینم الکی ۴۲شالش کارگر یه شرکت خصوصی در یکی از شهرهای ایران نمیگم کدام شهر که آخه برام دردسر میشه بریم سر اصل داستان اوایل زندگیمون چتد سال خانه پدر شوهرم زندگی میکردیم که من خیلی اذیت شدم همش با آرش بعث داشتم به خاطر مادرش و مادرم آخه خیلی توی زندگیم دخالت می‌کردند مادر شوهرم دوست داشت منم مثل دخترش باشم ساکت و ظلم پزیر.. ولی نمیشد که بشه. آخه من خیلی شیطان بودم .اینها همش به کنار…آخه درد من یه چیزه دیگه بود و هستش و اونم سکس.. آرش هیچ وقت نمی‌توانس منو رازی کنه تا که می‌کرد توش چندتا تکان که میداد آبش میامد و تمام(دوستان شما درمانی ندارید برای این درد ممنون میشم اگر رهنمای کنید) . خلاص چند سال با تمام سختی‌ها جنگیدم .همیشه فکر می‌کردم چون که خانه پدر شوهرم خیلی شلوغ هستش آرش خیلی تلاش نمیکنه که من ارگاسم بشم.آخه ما داخل یه اطاق کوچک زندگی میکردم …گذشت و گذشت تا که چند سال بعد تونستیم یه خانه کوچولو بخریم..با خودم گفتم از حالا دیگه همه چی خوب شد مخصوصن سکسهامون خیلی دلم یه سکس توپ می‌خواست. (مثل دوره مجردیم که از کون میدادم خخخخ). شب دوم یا که سوم بود.یه آرایش خوشگل کردم یه تاپ سفید گل دار و دامن نازک و کوتا پوشیدم تا اینکه آرش از سر کار اومد.توی آشپزخانه بودم داشتم یه چیزی را می‌شوستم نمی‌دونم چی بود یادم نمیاد که از پشت منو گرفت و چسبید بهم. کمی باهم حال کردم لبهامون رفت روی لبهای هم دستشو کرد زیر دامنم و با صدای گرفته گفت آخ جووووون شورت هم که نپوشیدی خندیدم.کمی با کسم بازی کرد و بعد کشوندم داخل اتاق؟ خوابیدم روی زمین آرش دراز کشید روی بدنم کیرش که 10تا12سانت میشود کرد داخل کسم چندتا تکان که داد نعرش رفت آسمان و آبش اومد…مدتی همه کار کردم از دکتر گرفت تا داروهای گیاهی. ولی باز هم تا که می‌کرد آبش میامد دیگه ناامید شدم.همیشه دلم یه سکس عالی می‌خواست.یک سال گذاشت در این مدت ما با هم فیلم سکس تماشا می‌کردم.و آرش بعد از اینکه آبش میامد با مالیدن کسم منو ارضا می‌کرد. کیر هنرپیشهای سکس که میدیدم بی اختیار نزدک تلوزیون میشدم و بوسشون میکردم.آرش وقتی این حرکت منو میدید میگفت آخ جووووون دوست داری به جای این هنرپیش خانم بودی؟ من با شهوت می‌گفتم آره آره…. خلاص توی فانتزی‌هامون وقتی که داشت کسمو میمالید از من چیزهای می‌پرسید مثل دوست داشتی الان فلانی می‌کردت. یا که قبلا به کسی دادی منم همیش هواسم جم بود و‌ با شهوت جواب می‌دادم. نه نه نه.ندارم ندارم بمال بمال فقط کسمو بمال آرش هم خیلی حال می‌کرد از اینکه زنش دوست پسر نداره یا که نداشته خخخخخ…یادم ماه رمضان بود من میخواستم بروم خانه مامانمینا افطاری دعوت بودم آرش هم قرار بود از سرکارش بیاد اونجا.ساعت 10 صبح یه آرایش خوشگل کردم مانتو تنگ و کوتا با یه ساپورت مشکی و نازک پوشیدم تاکسی تلفنی گرفتم.توی راه متوجه شدم راننده از توی آئینه میخ شده بهم.لبخندی زدم بهش و آهسته پاهامو از هم باز کردم ساپورتم اونقدر نازک بود که رنگ شرتمو می‌شد به راحتی تشخص داد.راننده سرعتشو کم کرد و برگشت به عقب نگاه کرد.با خنده بهش گفتم چیه به چی نگاه میکنی حواست به رانندگیت باشه؟ راننده هم که یه آقای پرروی 36یاکه37ساله بود آب دهانش قورت داد و با خنده گفت به شما نگاه می‌کنم،آخه نمیشه از خانمی خوشگل مثل شما چشم پوشی کرد. من خندیدم و اسمشو پرسیدم پسر جواب داد نوکرت آرمین. و بعد او اسم منو پرسبد. خلاص تا که رسیدم آقا کلی از من طرف کرد یه جای هم ایستاد آبمیوه گرفت و بهم گفت افتخار بدید بیاید جلو.من اول قبول نمی‌کردم میخندیدم و می‌گفتم نه یکی می‌بینه زشت هستش ولی بعد چون که خیلی التماس کرد رفتم جلو توی یک خیابان خیلی خلوت ایستاد آبمیوهامونو نوشیدم آرمین دستمو گرفت من خندیدم سرش بهم نزدیک کرد که لبهامو ببوسه من صورتمو برگردوندم و با ناز گفت نه. آرمین دستشو گذاشت روی ران پاهام و آهسته شروع کرد به مالیدن. کسم آب انداخت بود. آرمین داشت با موزی‌گری دستشو می‌برد به طرف کسم. که من دستشو گرفتم توی دستهام و گفتم نمی‌خواهی حرکت کنی؟آرمین که حالش خراب شده بود و شهوت داشت ازش میبارید با صدای لرزان گفت رویا خانم دارم می‌میرم اجازه هست من یه کاری کنم؟ من با اخم گفتم چه کاری؟ آرمین زیپ و کمربندشو باز کرد و کیرشو کشید بیرون و شروع کرد به جلق زدن من خندیدم و صورتمو برگردوندم آرمین به زور دستمو می‌کشید و میمالیدن به کیره کلفت و درازش وای چه کیری حداقل دو برابر کیر آرش بود داغ بود و رگهای بزرگی داشت. چند لحظه بعد آبش اومد ریختش داخل دستمال.. کمی بعد لبخندی زد و با بی‌میلی حرکت کرد تا ساعت 12توی خیابانها دور دور زدیم و با هم صحبت کردم دست آخر هم شمارشو بهم داد و جلوه خانه مامانمینا پیادم کرد.وای نمیدونم چرا کیر آرمین تا آخر مهمانی جلوه چشمهام بود.یک بارم هم رفتم دستشوی اونقدر کسم مالیدم تا که ارگاسم شدم… خلاص بعد از مهمانی وقتی برگشتیم خانه.رفتم داخل اتاق؟ لخت شدم یه فیلم سکسی برداشتم و گذاشتم آرش نشسته بود روی کاناپ رفتم توی بغلش. آرش خندید و لخت شد کمی با هم بازی کردم کیرش شق شد. اسپره زدم بهش چند لحظه صبر کردم و بعد نشستم روش.(وقتی اسپره میزدیم دیرتر آبش می‌آمد) آهسته شروع کرد به کس خودم تلنبه زدن چند لحظه بعد من خوابیدم و آرش اومد روی من کیرش کرد داخل کسم آهسته تلنبه می‌زد تا که دیرتر آبش بیاد. کیر آرمین همش جلو چشمهام بود.چند دقیق بعد بدون اینکه من ارگاسم بشم آبش اومد.من شروع کردم به یاد کیر آرمین کس خودمو مالیدن. آرش چند دقیقی صبر کرد حالش که اومد سر جاش شروع کرد به مالیدن کسم و سینهام و حرف زدن((وای عزیزم دوست داری جای این خانم بودی؟ من هم با شهوت آره… آرش: وای دوست داری این آقا کیرشو بکونه داخل کست ؟من که مثل مار به خودم می‌پیچیدم می‌گفتم آره آره بکونه بکونه توی کسم….تا اینکه آرش گفت:وای عشقم رویا جونم، دوست داشتی الان کی می‌کردت؟ من که به اوج رسیده بودم و کیر آرمین جلو چشمهام بود با شهوت گفتم دوست پسرم آرمین آرمین آرمین )) آرش دست نگه داشت و بهم خیره شد من که فهمیدم اشتبا کردم خودمو زدم به اون راه و گفت بمال عزیزم بمال کسمو بمال…آرش که هیجان زده شد تندتر کسمو مالید و سینه‌هامو با قدرت مکیدن چند لحظه بعد من ارگاسم شدم.پشتمو به آرش کردم و ساکت شدم آرش از پشت چسبید بهم کیرش گذاشت وسط چاک کونم و سینهامو گرفت و در گوشم گفت آرمین کی عزیزم ؟ من که ترسیده بودم جواب ندادم. آرش دوباره سوال کرد.برگشتم لبهاشو بوسیدم و گفتم هیچکس.آرش خندید و گفت به خدا کاری ندارم فقط دوست دارم بدونم من خندیدم و گفتم هیچکس از دهانم در رفت. آرش خندید و گفت آره جون خودت بگو به خدا کاری ندارم.خبلی التماس می‌کرد و من می‌خندیدم.تا این که آرش قسم به جان مامانش خورد که ناراحت نشه. منم با ترس جریان صبح بهش گفتم البته با سانسور..آرش که با تعجب به من نگاه می‌کرد شروع کرد به مالیدن کیر خودش و با شهوت گفت بهش زنگ بزن.من ترسیدم و گفتم برای چی؟ آرش گفت باهش قرار بزار و فردا باهاش برو بیرون من گفتم نه عزیزم دردسر میشه اصلان این کارها درست نیست خلاص از آرش اسرار از من انکار تا ساعت 2داشتم با هم بعث میکردم تا اینکه آرش پیروز شد.ولی ازش قول گرفتم که ناراحت نشه بعد اذیتم کنه آرش هم به جان مامانش قسم خورد که اگر هم ناراحت شد به روی من نیاره..ولی هر کاری کرد اون شب زنگ نزدم گفتم مردم خواب هستن.قرار شد صبح زنگ بزنم..فردای اون شب یادم پنچ شنبه بود چون که آرش پنچشنبه‌ها و جمعه‌ها تعطیل بود و سر کار نمیرفت صبح آرش لبهامو بوسید و گفت بیداری من گفتم آره آرش دستشو گذاشت روی کسم و گفت نمیخوای زنگ بزنی من که از شب قبل استرس داشتم گفتم آرش بعد پشیمان میش‌ها..آرش گفت نمیشم و اگر هم شدم با تو کاری ندارم..من هم بلند شدم و با اسرار آرش رفتم و شماره را آوردم و زنگ زدم گوشی گذاشتم روی بلندگو دو یا سه‌تا زنگ خورد آرمین که معلوم بود تازه از خواب بیدار شده گفت بفرماید من خودمو معرفی کردم آرمین که معلوم بود خوشحال شده ساکت شد و بعد از چند ثانیه گفت ببخشید آقا یه لحظه گوشی دستتون باشه تا که شماره را از ماشین بیارم من تعجب کردم آرش که داشت با سینهام بازی می‌کرد انگشتشو گذاشت روی بینی خودش و گفت هیسسس چند لحظه بعد آرمین با خوشحال گفت الو من جواب دادم سلام و احوالپرسی کردم و از دیروز حرف زدیم ازش سوال کرد چی شد که اول جواب ندادی خندید و گفت خانمم بقل دستم خوابیده بود کمی دیگه با هم حرف زدیم بعد گفت میای بیرون؟ من خندیدم و گفتم نه التماس می‌کرد.. دست آخر هم گفت اگر که میخوای که بیای میخواهم خانمم بفرستم خانه مامانش. من نگاه به آرش کردم؟ آرش که سینه‌هام توی دستش بود. با سر اشاره کرد که بگو بله…منم خندیدم و گفتم باشه میام ولی زودی برمیگردم خانه. آرمین خیلی خوشحال شد بود خندید و گفت باش حالا تو بیا یه کارش میکنم و بعد گفت یک ساعت دیگه بهت زنگ می‌زنم خدا حافظی کرد….با لبخنده نگاه به آرش کردم؟ آرش لبهامو بوسید و گفت خوش بگذره عزیزم بلند شو برو آماده شو..خندیدم و گفتم از دست تو و رفتم حمام کس مو نداشت ولی باز هم یه تیغ انداختم خوب خودمو شستم اومدم بیرون آرش با حسرت نگام می‌کرد. بهش گفتم نیاد داخل اتاق؟ یه آرایش خوشگل خلیجی کردم(اخه من وقتی مجرد بودم دوری آرایشگری رو دیده بودم) یه ست شرت و سوتین سفید طوری داشتم پوشیدم با یه تاپ بندی کشی که میچسبید به بدنم یه ساپورت راه راه سفید مشکی که تنگ و کوتا بود(چون که زنجیر طلا به پاهام می‌بستیدم ساپورت‌های کوتا می‌خریدم) و یه مانتو آبی آسمانی که چند روز قبل خریده بودم پوشیدم شالمو انداختم روی سرم سندلمو برداشتم و رفتم توی هال آرش که داشت تلوزیون نگاه می‌کرد برگشت به طرف من. خندیدم و گفتم سلااام..آرش بلند شد و گفت سلام عزیزم و آمد طرفم بغلم کرد میخواست بوسم کن که نگذاشتم بهش گفتم آرایشم خراب می‌شه.. آرش هم قبول کرد و رفت بسته کاندومو آورد و گفت این ببر با خودت اگر خواستید سکس کنید حتمأ بهش بگو کاندوم بزنه. من گفتم نه من همچین کاری نمیکنم غلط میکنه که بخوات کاری کنه..آرش گفت حالا ببر ضرری نداره و گذاشتش داخل کیفم رب ساعتی گذاشت زنگ زد و گفت بیا سر کوچه ایستادم….. این داستان ادامه داره اگر خوب لایک خورد و فش هم ندادید بقیش مینویسم دوستتون دارم رویا جون.

Date: October 14, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *