کونی گی کون اش میخاره

3202
Share
Copy the link

کونی گی کون اش میخاره

سلام من حمیدم و ۱۹ سالمه .این داستانم مربوط ب ۲ سال پیشه وقتی ک کلاس دهم بودم .من بدنم سفیده و ممه دارم و کونمم گندس .برای همین شلوارم خیلی تنگه .ی روز ک توی مسیز خونه داشتم میرفتم متوجه شدم یکی دنبالمه.ترسیدم .یکم بعدش دیدم یکی دستمو کشید .گفتم ولم کن ترسسیده بودم .گفت نترس کارت دارم منو برد گوشه دیوار گفت من اهل این حرفا نیستم ولی دلم میخواد ی حالی بهم‌بدی گفتم یعنی چی گفت میخوام بکنمت گفتم و ن خواستم برم سفت منو گرفت گقت باهات راه میام نترس درد نداره.منم ته دلم لرزید اخه قبلا چند با خودم ور رفته بودم .اونم انقدر اسرار کرد منم قبول کردم گفت عصری ساعت ۵
میام دنبالت .منم رفتم خونه و ساعت ۵ رفتم سر قرار منو سوار کرد و برد وتو ماشین دست ب‌رونام میزد میگفت جون .منو برد محله های پرت گفت پیاده شو .منو برد تو خونه گفت بکنن .منم لخت شدم گفت جون چسبید بهم میگفت جون عجب چیزی ای ک منو خم کرد طرف شلوارش گفت بخورش گفتم ساک دوس ندارم زد تو سرم بزور کیرشو در اورد و کرد تو دهنم میگقت بمکش چاقال افتاده بود ب جون دهنم کیرش خیلی گنده بود داشتم خفه میشم هی در میاورد میکرد توش ک یهو کیرشو در اورد گفت ابمو میخوام با کونت بیارم.خودشم لخت شد .من کونم نسبت ب بقیه جاهی بدنم سفید تره و گوشتی .منو دمر کرد و دستاشو لای کونم میکرد ک گ
فت سوراخت تمیره ؟ گفتم نمدونم ک یهو بلند شد و منم بغل کرد و برد تو دسسویی شلنگو کرد تو کونم ک داد زدم گفت خفه شو کونم پر اب شده بود شکمم باد کرده بود .گفت حالا سوراخت تمیز شد.منو برد رو تخت گفت جون عجب چیزی هستیا خیلی خوبی .منم از ترس میلرزیدم .که منو پهن کرد رو زمین گفت از کونت میخوام فیلم بگیرم خفه میشی .گفتم باشه چند ثانیه گذاشتم دیدم لایه کونمو باز کرد و زبونس لاشه هی کونمو بوس میکرد و لیس میزد زبونش لای کونم بود خیلی حال میداد .من تو فضای بودم محکم زبونشو میکرد توش ک یهو گفت راحت باش و شل کن من ترسیدم و دست و پا زدم ک عصبی شد یهو چاقشو اورد و رو ممه خط
کشید گفت کونی دستاتو کن بالا منم کردم و ک با طناب بست .بعدش ب کونم کرم زد و کیرشو چرب کرد .کیرش نمیرفت تو .هی زور میزد من گریه گرفت ک یهو کل کیرشو کرد تو من نفسم گرفت و شروع کرد ب خوردن گردنم .چند دقیقه بی حرکت بود ولی شروع کرد تلمبه زدن .چون کونم گوشتی بود صدای شاپ شاپ بلند ابجاد میشد .من داشتم میردم و اه اه میکردم ک میگفت جون.دارم جرت میدم جنده .منم گریع میکردم ک یهو بلند و شد منو بغل کرد و کیرش تو کونم بود و هین راه رفتن تلمبه میزد گفتم افشین من دیگه تاقد ندارم ک یهو صورتشو نزدیکم کرد و افتاد ب جون لبام .لبامو میخورد و تلمبه میزد.سکسمون داشت طولانی میشد ا
فشین گفت من قرص خوردم.منو داگی کرد و محکم تلمبه میزد .سوراخم بی حس بود .سینه هامو گاز گرفته بود کبود بود و کونمم قرمز شده بود.منو انداخت رو میز و تلمبه هاسو سریع کرد گفت ابم رو کجا بریزم گفت رو شکمم که نیش خند زد .داستم میمردم ک ک یهو تلمبه نزد و لباشو چسبوند ب لبام یهو احساس کردم تو کونم داره منفجره میره اب کیرش رو ریخته بود و تموم هم نمیشد میگفت ۱ ماهه جق نزده کیرشو در اورد و پشت بندش ابش اومد.گفت کسکش ی کاسه ازم اب اوردی .الان باید حامله میشدی.من بی حال بودم ک یهو دیدم ی سیب اورد و کرد تو کونم گفت جون چ سوراخی شد گفتم درش بیار گفت بزار باشه من دستمو کردم و
درس اوردم .افشین گفت حمید تو ک این همه ناز کردی اخرش خوب منو راضی کردی منم لباسامو پوشیدم و منو سوار ماشین کرد کونم حس نداشت ک منو رسوند و گفت و اخر هفته بهت زنگ .الان افشین هر هفته منو میکنه .من کونم خیلی خوسکله .کل داستانم واقعی بود یکمی زباد شد .اگر خواستید فیلمام هس. هرکسی منو خواس بباد سراغم.

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *