کون دادن مادر به پدر

6628
Share
Copy the link

من با پدر و مادرم در یک خانه بزرگ زندگی میکنم این داستان وقتی بود که تازه 14 ساله شده بود و هروز جق میزدمحتی اگه یه عکس دختر که نیمه لخت بود من را تحریک میکرد.بابام کشتی گیره ۴۵ سالش بود قد بلند و قوی مادرم قد کوتاه و هیکل گوشتی و تو پری داره با سینهای بزرگ و کونه قمبلی که میشه یه گلدون روش گذاشت چشم و ابرو مشکی و خیلی لوند و خوشگل ۳۰ سالش بود و تقریبا هر شب پدرم مادرم را میکرد مگر خیلی خسته باشه یا مریض .من یک دوستی دارم که مخ کامپیوتر و به من یاد داده بود که چطوری زیر میز خواهر بزرگترش وبکم و میکروفن گذاشت و باهام میدیدیم و جق میزدیم آخه خواهرش وقتی میاد خانه راست میره حمام و وقتی خانه هست شورت نمیپوشه و پایان کس و لاپاش را قشنگ میشه دید ولی خیلی مو داره بعضی وقتا هم پاهاش رو جمع میکنه تو شکمش اون موقع هم چاک کسش معلومه و هم سوراخ صورتی کونش که من عاشقشم.من هم یه روز که تو خانه تنها بودم تو اتاق خواب پدرم و مادرم وبکم و میکروفن گذاشتم که حتی در تاریکی مطلق هم کاملا نورانی و شفاف بود و حتی صدای کولر را هم میشد شنید دیگه همه چیز آمده بود تا یک شب که پدر از باشگاه اومد و میخواست بره حموم که مادرم بهونه گرسنگی آورد و گفت بعد از شام برو. پدرم هم قبول کرد و هردو خندیدن؟ فهمیدم امشب مادر خیلی میخاره. به پدرم گفت که بیا تو آشپزخونه بهم کمک کن آشپزخونم( اوپنه) اونهم رفت به هوای کمک من هم زیر چشمی میدیدم که دستش لای کونه مادر و هی اونو انگشت میکنه و گاهی هم لب میگرفت مادرم یک دامن کوتاه سیاه تا باتای زانو پوشیده بود که وقتی اومد نشست دیدم شورت نداره( چون پدر قرار بود بمالونش)تو آشپزخونه خم میشد به بهانه این که ظرف از زیر کابینت برداره و قمبل میکرد و چاک کنش باز باز میشد پدرم انگشتش را تف میزد و ضرت میکرد تو سوراخ کونه مامان و اون هم میخندید و حال میکرد.بعد از شام و چای دیگه ساعت 10 شب بود مادرم به من گفت برو بخواب ولی ساعت خواب من 1030 بود واخر هفته ها من میتونستم بیدار بمونم وبازی کنم اون هم گفت باشه ولی برو تو اتاقت وگوشی هدفونتم بزن ما خسته هستیم میخواهیم بخوابیم من هم خوشحال رفتم بالا تو اتاقم که بازی کنم اتاق من دقیقا چسبیده به اتاق خواب اونها ومشغول بازی شدم و پدرم تو حمام بود و مادرم کارش پائین تموم شد اومد بالا یه سری به من زد و در اتاق من را هم بست و بعد هم در اتاق خودشون من هم رفتم رو کامپیوترم و شروع کردم به دید زدن. مادرم هم لخت لخت شد و رفت تو حمام ولی من تو حموم هیچی نداشتم نه وبکم و نه میکروفون.15 دقیقه که گذشت دیدم پدرم اومد و داره موهاش را خشک میکنه تا اون موقع کیرش را ندیده بودم خیلی کلفت تر و درازتر از مال من بود در همین حال مادرم هم کون برهنه اومد دمر و روی شکم افتاد رو تخت و کون قلمبش کاملا زدبیرون و به پدرم گفت خوب خوردم؟ تازه فهمیدم که برای پدرم تو حموم ساک زده. پدرم هم امان نداد رفت لنگ هاشو داد بالا و شروع کرد به لیسیدن .20 دقیقه ای میخورد ولی سیر نمیشد یه بالش گذاشت زیر کون مادر که کوسش و کونش بالا تر بیاد و شروع کرد خوردن کونش و زبونش را میزد تو سوراخ کونش و در میاورد(حتی یک دونه مو هم روی کس و کون مادر پیدا نمیکردی) بعد با انگشت زد تو کونش و با زبون کسش را میخورد خیلی حرفه‌ای بود بعد 2 انگشت و 3 انگشت دیگه مادرم داد میزد از حشریت به پدرم میگفت کیرت رو بده پدرم بلند شدو وازلین آورد یه کم دم سوراخ مادر و سر کیرش که( دیگه کاملا بلند شده بود و خیلی کلفت شده بود حتی رگ کیرش هم بیرون زده بود ) زد و گذاشت دمه سوراخ کون مادرم و آروم داد تو مادرم که معلوم بود زیاد کیر تو اون کون گندش رفته به پدرم گفت بخواب روم و تکون نخور چند لحظه پدرم هم همون کارو کرد و هم زمان یواش یواش کیرو داد تو طوری که فقط تخمهای گندش بیرون بود و هی فشار میداد بعد از چند تا لب حسابی و خورد‌ن همزمان پستونهای گنده مادر کمی لفتش داد تا حسابی گشاد بشه و جا باز کنه تلمبله زدن را شروع کردهمینچین تلمبه میزد که 3 با ر تا اون لحظه آبم اومد بود.حداقل ده دقیقه این حرکت و تلمبه زدن هاش طول کشید که یکدفعه کیرش را دراورد در حالی که خیس خیس و حسابی شق بود گفت دیگه زنگ تفریحت پایان شد حالا حاضری برای کون دادن و مادر روفیتیله پیچ کرد ومامان هم که درسش رو خوب بلد بود قمبل کرد 2 تا بالش زیر شکمش گذاشت و کیرش که حد اقل 22 سانتی شده بود و خیلی کلفت دمه کون مادر گذاشت و یه هو رفت تو و فقط تخمش رو میدیدم مادر هم با دوتا دستهاش قاچ کونش را باز کرده بود و ملافه را گاز میگرفت و نفس نفس میزد و میگفت وای خیلی کلفت شده جوون ن ن ن ن ن ن هی میگفت به سوراخ دومی رسیده و پدرم میگفت نه هنوز اینقدر سرعتش زیاد شده بود و مادر آخ اوخ میکرد که یه هو کیرش در اومد پدرم کیرش برگردوند تو کون مادر که یهو گوزید پدرم گفت جوون بیشتر میخوای الآن چوب پنبه میزارم درت تا دیگه نگوزی نگو این کلک هست ؟. پدرم دوست داشته مادر بگوزه و بعدش مادرم میدونست که کیره پدر کلفت ترمیشهبهد ها فهمیدم پدرم که راننده تریلی هست چه کونهایی را که نکرده ومامان را هم وقتی فقط ۱۳ سالش بوده به بهانه های مختلف با خودش میبرده تا تنها نباشه و پایان مسیر مادر با کیر پدر ور میرفته و پدر هم با انگشت سوراخ کون مادر را میمالیده تا به رستوران برسند و غذا میخوردندویکبار پدرم بهش میگه من سوراخت را معاینه کردم و خیلی گشاده باید چوب پنبه بزارم و مادر موافقت میکنه و سوار کامیون میشدند و روی تخت سفت از کون میکنش و همه ابش را هم میریزه توش و از اون روز به بعد بعضی روزها حتی ۳ بار هم میکرده) پدرم از این طرز کون دادن خوش میاد و چند ماهه بعد ا هم نامزد میشن. اون موقع ها دختر ها باید تا روز عروسی اکبندمیموندند برای همین تا ۵ سال پدر کون مادر را اب بندی میکرده و مادر برای رستوران و چلو کباب چه کون هایی که نداده.برگردیم سر اصل داستان در همین حال که کیرش تو کون مادر بود و حرکت میکرد نشست روی کون مادر و دستش رو زد زمین طوری تقه میزد که پایان بدن مادر میلرزید اگه جا میشد پدرم تخمهاشو هم میداد تو دیگه سرخی سوراخ کون مادرم انی انی شده بود و صدای قارت قارت میومد مادرم میگفت فردا چیکار کنم که نمیتونم راه برم پدرم هم بیشتر خوشش میومد و سفترومحکم تر میکرد.یهو مادرم یه صدای آه کشید و ارضا شد ولی پدرم هنوز داشت میتپوند( چون یه بار هم تو حموم آبش اومده بود) مادر گفت آه کونم جر داره میخوره خیلی کلفت داره از دهنم میزنه بیرون کونم عین توقار شد راست میگفت چون هر چند بار پدر کیر کلفتش که مثل تنه سیاه درخت شده بود را در میاورد و میداد تو کونش که دوباره باعث میشد مادر بگوزه و من میتونستم حتی توی سوراخ سرخش که حالا قهوهای شده بود را ببینم و بیشتر حشری بشم یهو پدر گفت داره میاد و خوابید رو مادر مادرم گفت لطفا کونم پر پر کن دیگه نمیتونست مادرم کوچکترین حرکتی کنه پا‌‌هاش کاملا باز و کونش قمبل بود و پدرم با پایان قوا فشار میداد و قارت قارت کون مادر بیشتر میشد و پدرم حال میکرد یه هو آهی کشید و آبش رو تا قطره اخر خالی کرد توش و کشید بیرون که صدای گوزیدن مادر باعث شد که باز هم آبم اومد و کیر گندش که زردو و قهوه‌ای شده بود را بیرون کشید کاملا سوراخ کون مادرم را که باز مونده بود و دورش انی بود و ازش آب زرد بیرون میومد میدیدم و حال میکردم پدر هم که نفس افتاده بود بیهوش بیهوش و خوابید و مادر حتی نتونست از جاش پاشه بره دستشویی حدودا نیم ساعت گذشت من اروم رفتم دستشویی و خودم را شستم .اومدم که برم بخوابم ولی نشد و رفتم اروم در اتاقشون را باز کردم وای چه بوی اب منی و کس و کونی.هنوز میشد سوراخ کون مادر را دید ولی دیگه جمع شده بود ولی چه بچه کونی (سفیدوگنده) اخه از بچگی زیر کیر کلفت بزرگ شده و خوب هم کارش را بلد بود.نوشته عماد

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *