کون قلبی

1605
Share
Copy the link

طبق معمول همیشه که یه روز قبل از قرارمون چت میکردیم اینبار داشتیم درمورد سکس فردا چت میکردیم. قراربود فردا زنش بره یه مهمونی تو کرج.شبهایی که شیفت بود راحت میتونست چت کنه.گفت میخوام فردا حسابی بخودت برسی و یه لباس سکسی بپوشی.میخوام کمی چاشنی خشونت اضافه کنم.خودتو خوب اماده کن.اشکتم دربیاد ولت نمیکنم.وقتمونم زیاده.وقتی خانمم رفت خبر میدم بیای.روز بعد،حدود 6عصر پیام داد بیا رفت.منم حسابی شیو کرده بودم و یه دست لباس خوشگل و سکسی برداشتم و رفتم.وقتی رسیدم دروبازکرد رفتم داخل.واردکه شدم بغلم کرد یه لب گرفت ازم گفت جوووون دلم واسه عطرت تنگ شده بود.گفت تا چایی میریزم برو تو اتاق لباستو عوض کن.رفتم تواتاق لباسامو عوض کردم.یه جوراب مشکی بلندپوشیدم با بندجوراب.یه شورت لامبادا و یه نیم تنه مشکی که نافم پیدا بود.کلا با لباس مشکی خیلی حال میکرد.یه کفش پاشنه بلندهم اورده بودم پام کردم.یه رژ کالباسی زدم و خط چشم و سایه هم زدم.ارایشمو دوست داشت همیشه.رفتم تو هال روبرو تلویزیون لم داده بود رو کاناپه یه پتو هم انداخته بود زیرش،فیلم سوپر گذاشته بود.منو که دید نیم خیز شد یه لب فرستاد گفت جووونم چی شدی لامصب اشاره کرد رفتم پیشش به بغل دراز کشیدیم.چایی ها رو عسلی بود هنوز داغ بود.دست میکشید به باسن و رونام.با لباش میکشید به گردنم.نفسش میخورد بهم داغ میشدم.زبون میکشید به گوشم تنم میلرزید.چونمو گرفت سمت خودش به لبام خیره شد گفت اول باید رژتو پاک کنم دردسر نشه.لباشو گذاشت رو لبم و شروع کرد مکیدنش.ازبغل کونم بهش بود ولی سرم کامل چرخیده بود سمتش.گاهی سفت و گاهی نرم میمکید.چشماش مستقیم بمن خیره بود باعث میشد بیشتر داغ کنم.خودمو شل کردم تو بغلش.کمی که ور رفت بلند شد جلوم وایساد .من همچنان روکاناپه خوابیده بودم.با همون شلوارکی که پاش بود کیرشو به صورتم نزدیک کرد.از روی شلوارکش با کیرش ور رفتم.کمی نیم خیزشدم دست انداختم شلوارکشو کشیدم پایین.کیرش تمیز و سرحال افتادبیرون.شروع کردم زبون زدن.سرکیرشو لیس میزدم و آروم میکردم دهنم.تا زیر خایه هاش لیس میزدم.دوباره سرکیرشو میمکیدم.آروم تا خایه کیرشو جا کردم تو حلقم .دستشو گذاشت پشت سرم همونجا نگه داشت داشتم نفس کم میاوردم ولی نمیذاشت درش بیارم.لپامو مالید و انگشت کرد و شروع کرد ریزو متوالی سیلی زدن تو صورتم.آب دهنم میریخت بیرون .کیرشو درآورد.رفت سمت پاهام از زیر کونم گرفت کشید سمت خودش کونمو گذاشت رو لبه ی مبل.سرم پایین بود کونم هوا.شورتمو درآورد.دوباره اومد بالا سرم کیرشو گذاشت دهنم تلمبه زد.همزمان شروع کرد با کونم ور رفتن.انگشتشو خیس کرد وکم کم کرد توی سوراخ کونم.باعث میشد با ولع بیشتری ساک بزنم براش.حالا شد دوتاانگشت.زدم به پهلوهاش که یعنی آرومتر بکن.محکم زد در کونم گفت خفه مال خودمه.تو ساک بزن. باید آب دهنت بریزه رو صورتت.با دستاش کونمو ازهم باز کرد و یه جووون گفت و دوباره زد رو کونم.دستاش سنگینه لرزش کونمو حس میکردم.انگشتاش میرفت توی سوراخم کیرشو بیشتر میکرد تو دهنم.باز زد روی کونم.آب دهنم داشت سرازیر میشد رو صورتم.حس میکردم ارایشم داره بهم میخوره.کیرشو درآورد رفت سمت پاهام.گذاشت دم سوراخ.گفتم اینطوری واسه اول کار درد داره.گفت میخوام درد داشته باشه.فهمیدم امروز حس خشونت داره.سر کیرشو جا کرد.همزمان کیر منم گرفت دستش برام میمالید.کیرمو مثل یه دستگیره گرفته بود ازش واسه جا کردن کیرش استفاده میکرد.کیرشو تا ته کرد تو کونم.گفتم یه کم نگه دار عادت کنم بهش.گفت تو جنده لاشی ی منی باید عادت کرده باشی تا حالا و شروع کرد تلمبه زدن.دردم گرفته بود ولی التماسم بیفایده بود.کیرمو ول کرد خم شد روم تا بتونه راحت تر بکنه.دوست داشتم زودتر حالتمو عوض کنم .کشید بیرون گفت قنبل کن.قنبل کردم یه تف انداخت رو سوراخ کونم. کونمو باز کرد گفت جوون چه سوراخی شده…کونمو میمالید و میزد…گفت فدای کون قلبیت بشم که مثل قلب میمونه.زنمم به یاد این کون میکنم….الان زیر کیرمه…جووون…کیرشو گذاشت روی سوراخم یه ضرب تا خایه جا کرد ناخوداگاه خودمو کشیدم جلو که از پهلوهام گرفت کشیدم عقب.گفت کجا میری جیییگر…دردت اومد؟ گفتم آره گفت تازه اولشه امروز جرت میدم و شروع کرد تلمبه زدن…با ریتم یکنواخت میکرد و هرچندتا تلمبه که میزد محکم میزد در کونم…حس میکردم کونم آب انداخته….دست انداحت از زیر کیرمو گرفت ….وای داشتم از شهوت میمردم…سرمو گذاشتم رو مبل که باعث شد کونم بیشتر بالا بیاد..شدت ضربه هاش محکمتر شد…گفت چه بچه کونی داری حمید جون از کون زنها هم بهتره…تو از هرچی کس که کردم بهتری…مثل ژله س لامصب….گفتم عزیزم خودت اینجوریش کردی…مال خودته…منو جنده لاشی ی خودت کردی…عاشق تلمبه زدناتم…چنگ میزد به کونم با هرتلمبه ای که میزد کل بدنم تکون میخورد…حس کردم آبم داره میاد…خم شد سرمو چرخوند سمت خودش دوباره لب گرفت.دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم…آبم اومد ….تلمبه میزد و آب منم پاشید رو پتوی رو مبل…یه لحظه کیرشو کشید بیرون گذاشت لای کونم…ناله ای کرد و داغی آب کیرشو روی کونم حس کردم….خم شد دم گوشم گفت تو حرف نداری حمید…دفعه ی دیگه به دونفر باید بدی…گفتم هر چی تو بگی….و ولو شدم رو کاناپه.نگاهم به چای افتاد که سرد شده بود….نوشته حمید

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *