دانلود

کیر تو سینه اش گم میشه

0 views
0%

کیر تو سینه اش گم میشه

توضیح : من گلناز هستم ، ۱۸ سالمه همیشه سرک می کشیدم تو سایت ولی هفته پیش یه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم این داستانو بنویسم.این داستان واقعی نیست.
+سرده ، پاییزه. زیر پتو لش کردم.نزدیکای غروب آفتابه . چند ساعته خوابیدم ؟ یادم نمیاد . دارم برای هزارمین بار مرورش میکنم تو ذهنم . چی شد که به اینجا رسیدم ؟ نمیدونم . چشامو رو هم میزارم سعی میکنم چیزایی یادم بیاد. تاریکه ، صدایی نیست. دوستش داشتم.دوستش دارم سالهاست. از هموت موقع که یه دختربچه ۱۳، ۱۴ ساله بودم تا همین امروز که زن کاملی شدم . همیشه تو ذهنم بوده ، گوشه ی خاطر همیشه تنهام خونه داره .یاد روزای اول می افتم . یه پسر با قد متوسط و موهای خرمایی تیره . صورت پهن و بی روح ، چشای قهوه ای خنثی . ول میچرخه تو آموزشگاه . ساز میزنه ، خیلی خوب ساز میرنه . اسمش چیه ؟ هنوز نمیدونم. تِم خودشو داره ، پاهاشو گشاد گشاد ور میداره بی حوصله است اغلب و رفتار سردی داره با همه . دستاشو یه حالت خاصی تکون میده .وای از دستاش . انگشتای بلند و کشیده اش . رو کلیدای پیانو می رقصه انگشتاش . نگاه میکنم ، لذت می برم . احمد !یکی از دوستاش صداش میکنه . پس اسمش احمده .احمد عزیزم!چطور انقد خوب ساز میزنی ؟ هنوزم برام سواله . تماشاش میکنم . عطرش تا ساعت های بعد کلاس تو مغز من ویراژ میره. تک تک سلولای مغزم این بو رو به یاد می سپرن .
روزا می گذرن از پی هم . ۲ساعت تو هفته می بینمش از نزدیک .ولی بقیه ساعتا فکرم پیششه . توی قلبم ، توی دلم ، توی افکار نوجَوونم چیزایه جدیدی اومده. حسش میکنم . قبلا نداشتمش . تازه و جدیده . یه جور دوست داشتن عمیق ، یه جور حس خواستن . خواستن دستاش ، خواستن توجه اش ، خواستن نگاهش . تمام وجود منو دربرمی گیره .
کاش تمام دنیا فقط همون دوساعت کلاس موسیقی بود که می تونستم ببینمش ، بشنومش. هیچ وقت جرئت نکردم تو چشاش صاف زل بزنم . همیشه نگامو از نگاش می دزدیدم .
+نگامو از نگاش دزدیدم.به کفشای پاشنه بلند زنونم خیره شدم . عجیبه . اون اینجاس . بعد این همه سال. خدایا.درست نشسته رو به روی من ، توی خونه منه. جا افتاده شده ،سیبیل گذاشته موهاش جوگندمی شده ، عینکم میزنه. با همون صورت پهن و چشای قهوه ای و عطر همیشگیش .چهره در چهره هم ، رو به روی هم نشستیم . چی میگیم ؟ از سری کلیشه جات و صحبتای نخ نما شده فرهنگی ! از قیمت گرون سازو بی نظمی ارکستر سمفونیکا و صحبتایی از این دست . هنوزم دوستش دارم . عجیبه بعد این همه سال هنوز دوستش دارم . و همچنان میدونم منو نخواسته و نمیخواد . می خوام تو چشاش خیره شم . شاید حسی پیدا کرده باشه به من . البته شاید.
موهای فرفری مو میدم پشت گوشم ، زیتونی رنگه . رژ قرمز تیره زدم ، با خط چشم ساده . یه میدی سیاه براق تا روی زانو و لاکای برق برقی . بد نشدما!عادت ندارم اینطور به خودم برسم ، خصوصا تو سالای اخیر . بعد از جدایی . جدایی از شوهر سابقم . مردی که تو ۴۵ سالگی فهمیده بود علاقه عجیبی به مفعول بودن تو رابطه با مردای دیگه داره ! احنقانه است ولی خب کم نیست . میشه پیدا کرد چنین مردایی رو . ولی خب احمد فرق داشت . این تنها ملاقات واقعی و حقیقی ما باید به بهترین نحو صورت می گرفت .
شیشه های خونه رو بخار گرفته . معلومه سرد شده هوا ، بحثمون گل انداخته . میگه چند سالیه که تو هنرستان داره درس میده ، درآمدش بدک نیس ولی خب تدریس خیلی انرژی میبره ازش. میگم که منم توی دانشگاه زبان درس میدم کاری که همیشه عاشقش بودم. گپ میزنیم . همه چیز خیلی خوب و روال پیش میره . ازش میخوام یکم برام پیانو بزنه.
+نشست پشت ساز قطعه ای که جونم در میومد بزنم رو نواخت . حالت عصبی گرفته :((چند بار باس بهت بگم اینطوری غلطه که تو میزنی ای بابا !دقت نمی کنی اصن.)) عصبانی شدم منم ، هرچقدرم نوازنده خوبی باشه معلمیش افتضاحه!با اینکه خیلی دوسش دارم ولی این رفتارش حالمو بهم میزنه. پسره پررو . دستام از عصبانیت یخ کرده ، کبود شده . کشش ندارم دیگه ولی مجبورم می کنه یه دور دیگه بزنم . بازم گند میزنم . ولی سریع پا میشم . روشو برمیگردونه اون طرف ، واسه امروز کافیه ! خدافظ خشکی میگمو رامو می کشم میرم . داره نم نمک بارون میزنه . نمیدونم چرا چشام تر میشه همش . لپای سفیدم قرمز شده .همش به کلاس فکر میکنم ، چطوری انقدر کودنانه ساز میزنم من ها ؟ حالم گرفتس و خیلی خستم. وای نه !خدایا خدا کنه اشتباه کنم . نه نه حتما آوردمش !به دیوار خونمون تکیه میدم، زیپ کولمو وا می کنم . زیپ بزرگو وا می کنم نیست اینجا. فقط یه دفتر نُت و یه جامدادی . لایه دفترو می گردم . نه نیست . دوباره میگردم . واضح بگم احساس حال به هم خوردگی دارم . نامه نیست . ای خدا !دستم بی حس شده ، سرم گیج میره . می شینم رو پله اول . نمیتونم خودمو کنترل کنم . عینکمو ور میدارم وقتشه که گریه کنم . چه افتضاحی !نامه عاشقانه ای که براش نوشته بودم از لای دفتر نت سر خورد رو میز آموزشگاه لا به لای ورقایی که اونجا بود. من چقدر بدبختم . خداکنه فقط به کسی نگه . نکنه دست کسی دیگه ای بیوفته نامه . چقدر زشت و تابلو میشه ماجرا .(( ای درخشان ترین ماه در تیره شب های بی خوابی ام !تو را دوست دارم از عمق وجود کودکانه ام . حس باشکوهی ایست وقتی به تو می اندیشم و تصورت میکنم در کنار تن منتظرم . مظهر غرور من !با صلابت با اصالت مهربان !)) از طرف ن.گ.م
فک کن این فاجعه بیوفته دست منشی آموزشگاه . خاک بر سر من . دیگه نمیرم آموزشگاه به هیچ وجه حاضر نیستم برم کلاس . هر چی رفتم تا الآن کافی بوده ، بس بوده . اگه باز دست خودش رسیده باشه کمتر گندش درمیاد . چه حماقتی کردم که نامه رو با خودم بردم . تقصیر این داداش بزرگس که سرشو تو وسایل آدم می کنه همش .
سریع میرم شماره آموزشگاه رو میدم به بلک لیست ، بعدم پاکش میکنم . هیچ اثری نباید باقی بمونه .
چند هفته میگذره ، به بهانه های مختلف کلاسو پیچوندم . یه بار برای درس ، یه بار برای سرماخوردگی ، یه بار برای مسافرت . ولی تا کی؟ تا اونروز که بابام علنا پرسید:(( دختر تو دیگه پیانو نمیزنی ؟!))
+پرسید : تو دیگه پیانو نمیزنی؟جواب واضحی ندارم . مثل همیشه . میگم شما بزنین حالا منم شاید زدم . یه پوزخند مرموز میزنه ، یه دور سرتاپامو ورنداز میکنه و شروع می کنه . شوپن میزنه ، خوبه . ناخودآگاه لبخند میزنم . اومدم نزدیکش وایسادم کنار پیانو نگاش می کنم . نگام میکنه . میدونه داره دلبری می کنه از من . لبشو ور میچینه . خیره شده به چشمام . لعنت به این شرم همیشگی که نمیزاره خیره بشم به نگاهش . ولی اینبار فرق داره انگار . جرئت پیدا کردم منم نگاش می کنم . دستای سفیدو کشیدمو آروم میزارم روی بالای پیانو. اونم منو دوس داره؟ آیا اونم منو دوس داره ؟ سوال بی جواب تمام شب هایی که تو این ۲۰ سال گذروندم . آهنگ اوج میگیره . اونم منو همینقدر میخواسته یعنی ؟ دارم میمیرم از این حس دیوانه کننده ای که تو سینمه . قلبم تند تند میزنه ، باید بهش بگم تا یه ساعت دیگه کی مرده کی زنده . حالا که اینجاس ، حالا که انقد نزدیکه که میتونم نفس کشیدنشو بشنوم . باید بگم ، دهنم خشک شده . با یه صدای آروم که انگار از ته چاه میاد میگم :((احمد دوستت دارم !)) آهنگو ادامه میده . شاید نشنید . دوباره میگم اما مصمم تر :(( خیلی دوستت دارم احمد!))نگاه میکنه ، لبخند میزنه ولی جنس خندشو دوس ندارم . انگار میگه میدونم ، میدونستم ولی برام مهم نیس . آهنگ تموم شد . از جا پا میشه . دکمه های پیرهن مشکی مردونشو تا سر سینه وا می کنه . عطرش بیشتر میپیچه تو اتاق . میخوام گم شه تو ریه هام این هوا . نفس عمیقی میکشم . داره نزدیکم میاد ، جلو جلوتر . چشام تر شده باز . چرا ؟ نمیدونم . بوی نفسشو حس می کنم . بوی سیگار دهنش دماغمو می سوزونه . می خوام این لحظه همش برای خودم باشه . فرصت نمیدم بهش که فکر کنه . آروم میزارم سرخی داغ شده لبمو روی لب بالاش . چشامو می بیندم . ای جان!داغه لبای باریک و مردونش . می بوسمت از اعماق جونم ، از ته ته قلبی که این همه سال عاشقت بوده . اونم میاد قاطی بازی . می بوسه منو . لخظه ای که برام ارزش داره . کاش دنیا یه دکمه پاز داشت واسه موندن و مردن تو همین لحظه . می بومسمش اونم می بوسه . هنوزم چشام بستس . حس می کنم دستاش دور گردن یخ کرده سفیدمو نوازش میکنه . میگه چشاتو وا کن نازگل . میخوام ببینمت . آروم وا میکنم چشامو . پوزخند میزنه باز . دستاش موهام میده کنار . شورو میکنه از زیر گوشم تا زیر گلوم . بوسه میزنه با حوصله و داغ . صدای ماچ ماچش کل خونه رو گرفته ، گاز میگیره گردنمو . آخ می کشم . با پوزخند میزنه . دستشو گذاشته رو کمرم سفت فشارم میده به خودش . حالا دستشو یواش از زیر پیراهنم می بره به باسنم دست میزنه . لب میگیریم همچنان . بهترین اخساس سال های اخیر . با اون یکی دستش سینمو آروم نوازش می کنه ، فشار میده .می برمش توی اتاق خوابم ، از سر میگیریم قصه رو . ساکت و بی صدا . شب شده کاملا . چراغ اتاق خاموشه و یه نور کم از آباژور کنار تختم میزنه . خوابیده رو منو لب میگیریم . نفسم در نمیاد! میخوام به کیرش دست بزنم . دوست دارم به کیرش دست بزنم . دستمو میبرم سمت شلوار چسبونش . از راست به چپ . غافل گیر شده . ولی خب از خداشه . دستمو میگیره میمالونه روی شلوارش . برجستگیاشو با دستای ظریفم حس می کنم . ولی من میخوام ببینمش . هولش میدم رو تخت ولو میشه . پاهاشو وا کرده با دستام زیپ شلوارشو وا میکنم . حشری خان شرت پاش نیست . آروم و آروم درش میارم بیرون . زیباس ، واقعا برازندس . لبخند میزنم با دیدنش . جانم ! میخوام باهمه وجودم ببوسمش . اول نگاا میکنم به چشاش دیگه پوزخند نداره رو لبش . لب سرخم یه ربان درست میکنه دور کلش . بوس! با بوس اول آهش دراومد . جونم احمد . داغ داغه . حالا بیشتر میخورمش . باورم نمیشه کیر احمده که تو دهنم دارمش . شق نشده هنوز . آه میکشه . کله کیرشو کامل میمیکم براش . میخوام لذت ببره . وقتی شداشو میشنوم لذت می برم . لیسش میزنم مثل چوب بلال از کلش تا خایه های زیباش . تخمایه نرمی داره ، بی نظیره . میمالونمش . نرم و خوردنی . شق شده کیرش . مثل یه میله میمونه ، حالت چشماش عوض شده احمد . میگه کافیه حالا نوبت منه . وحشی شده . از این که کیرش از شهوت تکون تکون می خوره خیلی لذت میبرم . لبمو ور میچینم . حالا برعکس شد . من خوابیدمو احمد اومده . با یه حرکت پاهامو وا میکنه . پیرنمو داده بالا . با دیدن شرت توری مشکی چشاشو آروم میبنده . از رونای سفید و توپورم شروع میکنه به بوسه زدن . آااااه . انگشتای مردونشو روی چوچولم تکون میده ، دایره ای میمالونه . از روی شرتم گاز میگیره . اوممم . لذتش خارجه وصفه . شرت تور توری رو درمیاره بیرون .((قربون این سفیدبرفی تنگ برم من نازگلیه ها مثه خودت !داف زیبای من تا حالا کجا بودی .))شروع میکنه به لیسیدین . با اولین لیس آه میکشم . آخرین سکسی که داشتم مال چندسال پیش بوده . ((آه بکش برام زیباجانم ، چقدر صورتیو توپولیه )) سرشو کامل گذاشت لای کصمو ماچ میکرد. سرشو فشار دادم بیشتر ، میخوام با دماغش چوچولمو ناز کنه ! آره همینه . لای کصمو گرفته به دندونش، با انگشتش آروم میماله . بی نظیره . اون یکی دستش روی سینه های سفت شده ی منه . درمیاره بیرون از سوتین یکی از سینه هامو . (( من کیرتو میخوام احمد))((زودتر میخوام آروم شم )) سرشو آورد بالا کصمو خوب دید زد ((تنگه تنگه ها درد میگیره )) پا شُد ، کیرشو اورد دم کصم . میچرخونه روی چوچولم ، قلقلکم میاد ولی دارم از لذت میمیرم ، عالی ترینه . با یه فشار کرد داخل . آخ !درد داشت واقعا درد داشت . میگه جووون تنگو داغه کصت لَوَنده من !
کیرشو حس میکنم که کرده داخل ، پیرنشو میکشم پایین تر . میخوام تمامش سهم من باشه پاهامو داده بالا ، کیرش داخله کص تنگ شده منه . سینه هامو ماساژ میده با فشار لبش قفل لبام . با تمام وجودم دوستش دارم . با تمام وجودم تو آغوششم . کاش زودتر اومده بود . یکی شد تن هامون باهم و قلب من فقط برای اون . تلمبه میزنه با تمام وجودش می کنه داخل . (( دستتو بزار رو کصم بمال )) التماس می کنم . ((چشم نازگله قشنگ من ، جافتاده من )) دستشو میزاره اونجا ، با هربار فروکردنش یه موج روی بدنم ایجاد میشه . تند ترو تند تر . آره همینه !بی نظیره . نگاه خیرش تو چشمم ، یه آه آروم از طرف منو ادامه دادنش به تلمبه زدنو لختی و بی حالی بعد سکس تنو … تو تمام سکسایی که با اون مرتیکه کونده داشتم هیچ وقت اینجوری راحت نشده بودم ، اغلب که ارضا نمی شدم با اون ولی اینبار با احمد بود همه چی فرق داشتم برام . سینه هامو سفت فشار میداد با هر بار موج ارگاسم احساس میکردم یه بخش دیگه ای از روح از تنم آزاد میشه . یه ذره بعد یه فریاد نعره گونه از جانب احمد و آبی که دوست داشتم ذره ذره شو بمکم . گفتم بده بخورم بقیه شو ، کیرشو دراورد ( هنوز از کص من خیس شده بود ) آروم گذاشتش تو دهنم . باز همون ربان قرمز دور کیرشو اینبار اون بود که چشاشو بست …

 

Date: نوامبر 28, 2018
Actors: claudia marie

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *