گایش مریم خانم

744
Share
Copy the link

اسمم علیرضا و 17 سالمه باقد 176 و وزن 62 در یک شهر نزدیک های قم زندگی می کنیم یه همسایه داشتیم که دخترش پس از دومین زایمان با شوهرش اختلاف پیدا کرده بود و اومده بود خونه پدر ننش …ما با این همسایه خیلی جور بودیم و رفت و امد سنگین داشتیم مریم اندام خیلی خوشگلی داشت و با پوستی جذاب که من خیلی اون رنگ پوست رو دوست دارم نه زیاد سفید و نه زیاد سیاه سینه های بزرگی داشت که باور کنید یکیشو با دوتا دست نمی شد بگیری مو های بلند و مش کرده با چهره ای فوق العاده زیبا اینم بگم کون بزرگی هم داشت قدشم بلند بودیکی از بچه هاش پیش باباش بود واین بچه کوچکرو اورده بود پیش خودش چون نو زاد بودمن پسر اینو خیلی دوست داشتم میرفتم باهاش بازی می کردم و دلم براش می سوخت چون خودمم بچه ی طلاقم همش دوست داشتم برن سر خونه و زندگیشون اولاش وقتی میرفتم خونشون به خاطر اینکه مریم راحت باشه تو نمی رفتم توی حیاط با امیر محمد بازی می کردم تا اینکه یه روز به اصرار خود مریم رفتم تو دیگه روم باز شد و هر روز دیگه میرفتم تو و هر دفعه ای زیر چشمکی یه نگاهی به مریم می انداختم بعد از یه مدت من و مریم صمیمی شدیم با هم راحت شدیم زیاد با هم بگو بخند می کردیم البته بگو بخند های مجاز یه روز مریض شدم دکتر برام امپول نوشت هر هشت ساعت باید میزدم اونروز مادرم رفت قم و گفت به مریم گفتم بیاد امپولتو بزنه9 صبح بود خوابیدم ساعت 4ونیم بعد از ظهر با صدای زنگ پاشدم رفتم دم در دیدم مریم تنهاست گفتم بفرمایید اومد تو گفتم ببخشید من پذیرایی بلدنیستم تو اشپز خونه همه چیز هست گفت عیب نداره بیا بشینرفتم ازش دور نشستم گفتم چرا امیر محمدو نیاوردین گفت خواب بود که بعد فهمیدم دروغ گفتهگفت آمپولتو بیار ببینم چیه گفتم من میترسم بشکن بریز دور به مادرم بگو زدم براش خندید و با یه لحن لذت بخشی گفت نترس بخواب. خوابیدم خندید گفت پنبه و الکل نمیدی همینجوری بزنم رفتم براش اوردم خوابیدم رو زمین نزدیکش دوباره خندید گفت شلوارتو در نمیاری پاشدم یه کمی جای امپولو باز کردم دوباره خوابیدم گفت چقدر خجالتی هستی وقتی دستش خورد به کونم برق از سه فازم پرید اصلا نفهمیدم چطوری زد بعد پرسید درد نداشت؟ گفتم من چیزی حس نکردم لپمو کشید و گفت ای شیطون یه عشوه الاغی اومد و خدافظی کرد رفتمن مات ومبهوت از این رفتارش بودم ازش خجالت می کشیدم به خاطر همین چند روزی طرف خونشون افتابی نشدم که سراغمو از مادرم گرفته بود به اصرار مادرم رفتم خونشون روم دوباره باز شد ولی رفتارش عوض شده بود هی عشوه میومد چند روزی گذشت یه روز رفتم خونشون پدر مامانش نبودن گقتم من میرم بعدا میام گفت نه اشکال نداره بیا تو رفتم تو نشستم دیدم حالش خوش نیست حشری به نظر میرسه من تا اون موقع تو این موقعیت قرار نگرفته بودم کون زیاد کرده بودم ولی با دختر و خانم و کس سر وکار نداشتم میوه اورد گفتم نمی خام اومد نزدیکم نشست و راحت رو سریشو برداشت من رومو اونور کردم گفت راحت باش عزیزمگفتم عزیزم؟؟؟دوباره عشوه اومد حرارت بدنش رو حس می کردم یه سیب پوست کند من کیرم راست شده بود لپمم گل اناخته بود سیبو با چاقو تعارف کرد منم یه نگاه به چشماش انداختمو سیبو چسبیدم که دیدم دستمو گرفت هول شده بودم بین زمین و هوا بودم شروع کرد لبامو خوردن خیلی وارد بود من تا ان موقع با دختر سکس نداشتم ولی از قبل با این ساییت اشنا بودم و فیلم و عکس و داستان های سکسی زیاد دیده بودم همین که داشت لبامو میخورد و دست نازشو گذاشته بود رو کیرم بهش گفتم کسی نیاد گفت نه تا شب نمیان منم رفتم تو بغلش اول یه بوس آبدار از لپای نرم و گرمش کردم بعد همزمان با خوردن لبای قشنگش لباسشو در اوردم یه سوتین بنفش پوشیده بود با یه دست سوتینشو باز کردم با یه دست کسشو می مالیدم هنوز داشتم لباشو تناول می کردم از لباش شروع کردم لیس زدن به سمت پایین تا رسیدم به سینه های بزرگش وای چه سینه هایی که هوری های بهشتم نداشتن لیس زدم تا پایین که رسیدم به نقطه ی حساس برنامه دامنشو در اوردم از هولم شورتش که با سوتینش یه رنگ بود و با رنگ پوستش ست بود پاره کردم یه کس تمیز بدون موی باد کرده و خیس یه ذره با دستم مالیدم بعد شروع کردم لیس زدن و خوردنش که اه اه های ملایم و لذت بخشش به جیغ تبدیل شد لباسمو در اوردم یه آه بلند از سر شهوت کشید و کیرمو گرفت هی با اون دستای گرم و نازش می مالید و انگشت کرد خیلی ملایم شروع کرد به ساک زدن چه ساکی میزد پس از چند دقیقه ساک ماهرانه ی مریم بالاخره گیر پاچ کرد تو دهنش همشو خورد خوابوندمش پاهاشو جمع کردم بعد رفتم لای پاهاش کیر خیسمو میمالیدم روی کسش که طاقتش تموم شد گرفت و کرد تو اول اروم اروم عقب جلو کردم بعد تندش کردم دیدم داره تند تند حالت عوض می کنه بی تابی میکنه محکم بغلم کرد یه لرزشی تو بدنش افتاد و بی حال افتاد فهمیدم ارضا شده کیرمو در اوردم خوابیدم رو زمین اونم اومد نشست روش بالا پایین می کرد که کونش وقتی میخورد روی رونم عشق می کردم چند دقیقه ای ادامه داشت که گفتم از کون بکنم گفت نه ناراحت شدم اونم برای کسب رضایت من قبول کرد و قبلش گفت من تا حالا از کون ندادم فقط اروم گفتم باشهبرگشت خوابید یه متکا گذاشتم زیر کسش کونش اومد بالا شروع کردم به لیس زدن سوراخش در سوراخشو خوب تف مالی کردم کیرمو گذاشتم دمش یه فشار اروم دادم سرش رفت تو… بدنش قرمز شده بود گفت بکش بیرون درد داره علیرضا از زیرم خودشو کشید بیرون راضیش کردم دوباره خوابید این دفه بیشتر دفعه اول رفت تو اروم اروم تا ته کردم تو ولی بیچاره خیلی درد داشت اروم اروم شروع کردم به تلمبه زدن و همزمان کسشو می مالیدم که کم کم داشت حال می کرد تلمبه رو تندش کردم که جیغ و دادش رفت هوا چند دقیقه تند تند تلمبه زدم که ابم داشت میومد گفتم مریم ابم داره میاد گفت میخام بخورم از کونش در اوردم دادم دهنش با یه فشار بادستش پاچید تو دهنش دوباره همنشو خورد خوابدم روش یه چند دقیقه ای لباشو خوردمو لباسمو پوشیدم گفتم من دیگه میرم اومد بوسم کرد و تشکر کرد و گفت هر وقت خواستی تعارف نکن بگوبعد از اون دوبار با هم سکس داشتیم که شوهرش اومد دنبالش رفت الانم چند وقتی یه بار میاد می بینمش ولی کاری نمیشه بکنی ولی بازم شکر خدا بزرگهاین داستان کاملا واقعی بود میخاید باور کنید نمیخاید نکنید دیگه نمی تونم قسم براتون بخورماگه کمی کسری داشت به کاملیه خودتون ببخشیداگه خوشتون اومد بگین اون دوبارم براتون بنویسم….نوشته علیرضا

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *