گی من و علی تو خونه

0 views
0%

سلام دوستان برام مهم نیست که قبول میکنید یا نه که داستانم واقعی هست .میرم سره خاطره اولین گی ام من اون موقع 16 سالم بود و الان 20 سال من تو 16 سالگی هفته ای یک باز خودارضایی میکردم (به خودم قول داده بودم که هفته ای یک باز ) من با یکی از دوستام تو مدرسه خیلی جین بودم یه روز بهم گفت عرفان بیا خونمون قلیون منم گفتم میام اگه عن بازی در نیاری بگی نشد بعد گفت این هفته پنج شنبه مادرم با مدرم میرن خونه مادر بزرگم گفتم خب باشع میام خیلی دوست داشتم برم خونشون تا قلیون بکشیمو پاستور بازی کنیم بعد که پنج شنبه شد حاظر شدم که برم فکر کنم ساعت 4 بود رفتم اونجا و دیدم قلیون گذاشته گفتم ننه بابات کی میان گفت شب میان گفتم اوکی پس حالا حالا هااا هستم. گفت اره ساعت شده بود 6 بعد بهش گفتم بسه دیگه قلیون ولش کن پدر از 4 داریم میکشیم گفت راست میگی ها (بچه زیاد خوشگلی نبود سفیدم نبود ولی یکم نرم بود خیلی دوست داشتم بایکی گی کنم نمیدونم چرا ولی دوس داشتم )بعد گفتم من یه چند تا فیلم سوپر دارم گفت بذار حال کنیم (منظورش این بود ببینیم یه حالی کنیم نمیگفت بیا گی ) بعد گذاشتم و هم من شق کرده بودم هم خودش رفت دستشویی که دستشویی شماره یک رو بکنه بعد منم نشسته بودن داشتم میدیدم (مبلشون خیلی نرم بود ناموسا لش کرده بودن روش ) بعد که اومد یه چند تا فیلم دیدیم باز شق کرد داشت باز میرم دستشویی بهش گفتم بشین شروع کردم براش مالیدن ا ز رو تا یخش آب شه. بعد گفتم از رو که نمیشه گفت نه ولش کن گفتم حالا یبار که عیبی نداره (خیلی حشری شده بودم میخواستم برام بماله ) بعد گفت باشه بهش گفتم برو یه کرمی چیزی بیار رفت وازلین اورد بعد بهش گفتم. تو وایسا فیلمو ببین تا شالوار رو در بیارم بعد وایسا تا شرتشم کشیدم پایین بعد شروع کردم به مالیدن یه ده دقیقه ای مالیدم دیدم نزدیکه که ابش بیاد یهو دستمو ورداشتم گفت داشت آبم میومد گفتم اول آب منو میاری تا واست بمالم گفت باشه (میخواستم مطمئن شم که میماله ) بعد شلوارم رو در اوردم و گفتم فیلمو بیخیال گفتم من رو مبل میشینم تو رو زمین جلوم برام بمال گفت پس گی کنیم گفتم که گی که نه فقط جق بزنیم برا هم خواست شروع کنه که یهو گفت عرفان یه لب میدی گفتم چرا گفت من تا حالا لب نگرفتم گفتم باشه بعد که برام زدی گفت نه الان گفتم پس بریم رو تختت گفت باشه گفتم بعد لب برام میمالی ها گفت اوکی بعد گفتم بخواب و بعد منم رفتم روش (نه که دراز بکشم روش )بعد گفتم بهش منم تا حالا با پسر لب نگرفتم (با یه دختر لب گرفته بودم یکم بلد بودم چجوریه ) گفت حالا میگیری صورتمو نزدیکش کردم و نفسش رو حس کردم اروم لبمو گذاشتم رو لب کلمو به چپ خم کردم یکم بعد یکم مک زدم بعد که سرمو اوردم بالا گفت چه حالی داد (کاملا لخت شده بودیم ) گفتم حالا بسه دیگه شروع کن به مالش گفت من برات میمالم و تو بجاش به من لب بده گفتم باشه برام که مالید و انگشت کرد اروم بعد 15 دقیقه آبم اومد چون جق نزده بودم یکم پاچید رو بدنم بعدش یجوری پاک کردم شل شده بودم تا حالا کسی برام نمالیده بود خیلی خوب بود گفت حالا نوبت منه گفتم الان نع. گفت نه گفتم الان من خیلی ریلکس شدم (حسش نبود لب بازی )بعد اومد روم شروع کرد به طرز وحشت ناکی لبامو خوردن اصلا بلد نبود بعد گفت عرفان برات دیگه نمیمالما گفتم باشه پدر چون روم بود بادستام کلشو گرفتم شروع کردم لب بازی بهش گفتم وقتی دگلب میگیری یکم دهنتو باز کن تا زبونم ببرم تو دهنت گفت نه گفتم تو بکن کردو گفت زیاد جالب ن بود بعد تا اخر لب بازی کردیم خیلی حال میکرد اخرش خودش جق زد بعد بهش گفتم هیچی مثل لب بازی کردن با دختر نیست (واقعا هم نیست )ساعت 8 شده بود و زدم بیرون و اینجا که خاطره من تموم شد من دیگه بعد از این گی هیچ گی دیگه ای نداشتم و چند بار هم علی بهش پیشنهاد 50 50 داد من قبول نکردم .(من فقط میخواستم یه بار تست کنم گی رو فقط همین )ممنون که وقت گذاشتید خوندید نوشته عرفان

Date: آوریل 19, 2019

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *