یه اتفاق ساده، یه تغییر بزرگ

522
Share
Copy the link

توجه این یک داستان صرفا سکسی نیستهمه چیز از ی معاینه ساده پزشکی توی مدرسه شروع شد معاینه ای که شروعی بود بر تغییر گرایش های جنسی من و یا حتی کل زندگیمپارت 1سال سوم راهنمایی بود و قرار بود که بچه ها مثل هرسال توی گروه های سه نفره برن پیش مربی بهداشت .چنتا از بچه ها ک رفتن و اومدن نوبت ما شد .من و دوتا از بچه ها رفتیم توی کلاس .مربی ی مرد قد کوتاه بود که میزد 45 سالیش باشه دو تا از بچه ها ک معاینه شدن نوبت من شد. روی ی صندلی نشسته بودم مربی گفت پاشو اونجا وایسا .همینکارو کردم.بعدش اومد کنارم وایساد ی چند لحظه صب کردو بعدش ی دو دور دورم چرخید و رفت پشتم .ی چنتا سوال پرسید ، اسمت چیه ، پدر و مادر چکارن و چنتا مزخرف دیگه …همون موقع بود که متوجه شدم دستش خورد ب باسنم، دستش چند ثانیه ای رو باسنم بود که اومد و جلوم وایساد و دیدم که دست کرد طرف شلوارم و با زیپ شلوارم بازی میکنه و یهو دستشو اروم کشید رو الت تناسلیم. ضربان قلبم رفت بالا یکم خودمو عقب کشیدم ولی از خجالت نمیتونستم چیزی بگم .اونم دستشو کشید و رفت عقب . پرسید فیلم سوپر هم نگاه میکنی ؟ یکم جا خوردم و نفهمیدم چرا اینو میپرسه (و حقیقت اینه من حدود نیم سال بود بود ک شروع کرده بودم ب دیدن پورن و همیشه هم بدون استثنا فیلم هایی از جنس مخالف میدیدم) گفتم که نه حالتی که انگار سرد شد معاینه رو انجام داد و من رفتم کلاس …و الان دیگه میدونم چرا پرسید….این اتفاق نسبتا ساده و کوچیک اغازی بود برای ی تغییر خیلی بزرگ در زندگی من …پارت 2چند ماهی ک ازون اتفاق گذشت من کم کم حس کردم دارم کشش جنسی به پسر های کوچکتر از خودم در حد سه یا چهار سال کوچک تر و نه کمتر و نه بیشتر میشم .شروع کردم به سرچ درباره سکس پسر های تینیجر ولی از اونجایی گوگل پورن زیر هجده سال رو بن میکنه هیچوقت نمیتونستم اون چیزی که میخام رو پیدا کنم . خیلی جالب بود حتی اگه دوتا پسر کاملا یکسان و کلون شده رو میاوردن جلوم و مثلا قیافشون کاملا شبیه 13،14ساله ها بود ولی یکیش مثلا 18 سالش بود امکان نداشت که برم طرف اونبعد ی مدت روز به روز علاقه من به پسر ها (کمسن و سال تر از خودم ) بیشتر از دختر ها میشد …ولی همیشه از گی متنفر بودم.چند سالی گذشت و رسیدیم ب زمان حال توی سن 22 سالگی و من حس میکنم دارم به گی علاقه پیدا میکنم . همون مقدار کمی از علاقه به جنس مخالف ک در وجودم بود در حال از بین رفتنه مگر اینکه شبیه پسرا باشه و موهای کوتاه و پسرونه پوش یا کم سن و دور و بر همون سنی باشه ک اون اتفاق برام افتاد (جالبه نه؟).و من متوجه ی چیز خیلی مهم شدم و اون اینه که شروع به فکر کردن راجب هر گرایش با فنتزی یا …کنی حتی اگه در ابتدا ازش متفر باشی اروم اروم بهش جذب و علاقه مند میشی انفاقی که برای من برای فوت فتیش هم افتاد و در ابتدا که اینجور ویدیو ها و داستان ها رو میدیم به شدت حالم بهم میخورد ولی اروم‌اروم حس کردم دارم بهش علاقه مند میشم (البته این مورد خودش ی داستان جالب داره ) اینروزا با اینکه قطعی نمی تونم بگم که گی هستم یا دوجنس گرا ولی قطعا از گی (یا درمورد خودم بهتره بگم همجنس)لذت بیشتری میبرم و عین حال ازش متنفرم چرا؟چون اگر اون اتفاق نمیفتاد من هیچوقت علاقه به همجنس پیدا نمیکردم ،چون که با اینکه اصلا و ابدا مذهبی نیستم و اصلا با گی ها مشکلی ندارم ولی ازینکه ی گی باشم حس بدی دارم چون با اینکه تقریبا ی گی شدم میدونم که این طبیعت من نبوده بلکه حاصل فکر مدام نسب به اونهولی این وسط ی چیز عجیبه و اون اینه که شما ب فکر کردن و فانتزی ب ی گرایش جنسی تازه توی وجودتون به وجود میاد ولی با فکر و فانتزی بر ضدش از بین نمیره و ی نصیحت کوچیک از طرف من به خودم و دوستان…اگه از چیزی خوشتون نمیاد و براتون ممکنه به شدت غیر ممکن و زشت باشه هیچوقت راجبش فکر نکنید چه در نظر یکی بی دی اس ام باشه در نظر یکی دیگه سکس با محارم باشه چه هر چیز دیگه ای ….نوشته اگرو

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *