یه لبخند دیگه

0
Share
Copy the link

با پایان وجود بدنشو لیف میکشید.اه هنوز تنش بو میداد…نمیداد؟با حرص نفس عمیقی کشیدنگاش به اینه افتاد..لعنتی؟ کبودیه گردنش ذهنشو به چند ساعت پیش بردبا حرص نگاشو از اینه گرفتو اینبار محکم تر از دفه های پیش بدنشو سابیدمهم نبود زخماش سر باز کننو دوباره خون بیانانقد سابید تا گرمای لباش یادش برهانقد سابید ک چشمای وحشیش یادش برهانقد سابید که شاید حافظشم مث لجن رو تنش پاک بشهبو میده لعنتیبوی تن اوننمیداد؟میداد….مثه همیشه یه تیشرت مردونه بلند پوشیدپوزخند زد…اون وقتا میگفت دلم نمیخواد تو خونه لباس زیر بپوشی،اینجور سکسی ترهچشماشو بستو دو تا دستشو کنار شقیقه هاش گذاشتو آروم ماساژ داد ،سکوت خونه نشونگر خواب بودنش بود اینم یکی دیگه از عادتاش بود،خواب بعد سکسبا دیدنش روی تخت حدسش به یقین تبدیل شد،مظلوم خوابیده…این همونیه که چن ساعت پیش وحشی شده بود،نبود؟…با یادآوری رابطشون یه لبخند زدعاشقش بود ولی رابطه تحمیلیو دوست نداشترابطه با اجبارو قانون دوست نداشتانگشتشو دور لیوان میکشیدو به چایی توش خیره شده بودههسیاهیش مثه چشمای ساواش بودتلخیش مثه اخلاقش بودعاشق چیش شده بود؟یه لبخند دیگه)فکرو خیال دیگه بسه دختر خوبمگه قانون بعدی یادت رفته؟وقتی بیدار میشه نباید هیچ اثری از رابطه وجود داشته باشهاروم و بی سرو صدا رفت توی اتاق هجوم اشک تو چشماش آزار دهنده بودکمربندو تو دستش گرفتو بهش خیر شد ههمن عاشقتم ساواشمن عاشقتم لعنتیسعی کرد چند بار این جمله رو تکرار کنهآروم شد…نشد؟یه لبخند دیگه)قانون بعدی،باید با صدای تو از خواب پاشمبا احتیاط کنار تخت رفت۰ساواشبیدار شوپلکاش لرزیدنو سیاهی چشمای ساواش با اسمون نگاهش قاطی شدمیبینم بت ساختهچشاموشو بستو سعی کرد دوباره قانونا رو مرور کنه،الان باید تشکر میکردمرسی ساواش،خیلی خوب بود..هنوز منتظر نگاهش میکرد،آب دهنشو قورت دادو سعی کرد به خودش مسلط بشه،چت شده دختر؟،مگه بار اولته؟ساواش..بازم سکوت…حرف بزن لعنتی؟بازم کتک میخوای؟ادامه بدهبازم سکوت با آرامش تو اسمون چشاش نگاه کردکمربندمو بدهمیدونست چی در انتظارشه…یه لبخند دیگه)قانون بعدی باید چهار دستو پا میشدتو چشای ساواش نگاه کردلعنتیچشات عشقمو فریاد میزنهنیازه که قانونو بگم؟نهخودش میدونستباید بلند بلند میشمردنه اربابمیشمرمضربه اول یک زخم کمرش سر باز کردضربه دوم دو کمی درد داشت نداشت؟ضربه سوم جوشش اشکو تو چشاش حس کردنشنیدم سوگولبا ته مونده انژیش داد کشید سه اربابضربه بعدی با گریه زاری جیغ کشید چهارررآفرین دختر خوبهنوز چار دستو پا بود قانون بعدی بود دیگه باید ساواش اجازه میدادسوگول پاشووایساد،دستشو دور کمر سوگول حلقه کرد ، میدونست که تعادل ندارهیه لبخند دیگه)آروم بغلش کرد و گذاشتش رو تختچرا؟…بغض صداش رو نرو ساواش میرفت دوسش داشت ،خیلی ،دختره چموشتو قانونارو میدونستی سوگولمن تشکر کردم ازت ساواش.لعنتی چشاش پر اشک شد سینشو تویه دستش گرفتو محکم فشار داد،از شدت درد چشماش روی هم رفتولی قانون ما این نبود بدون حرف تو چشماش نگاه کرد ،خسته بود ، اونم دختر بود ،نبود؟ ساواش چرا اخه؟منم دخترمنیاز دارم درکم کنی حسم کنی لمسم کنی نازم کنی…پلکش پریدبسه سوگول ، به اندازه کافی تنبیه شدیبازم بزنمولی فقط یه بار بگو دوسم داری خواهش میکنم ساواش چشماشو محکم روی هم فشار داد ،بلند شدو شیشه عطرو به دیوار کوبید روشو کرد طرف مخالف،نمیخواست دوباره تو چشمایه وحشی شدش نگاه کنهصدای در اتاق حاکی از بیرون رفتنش بودیه لبخند دیگه)دوسش داشت ، با همه این بد اخلاقیاش ، باوجود اینکه دو بار مجبور به سقطش کرده بود ،با وجود قانوناش ، دوسش داشت…با درو روی تخت نشستقانون بعدی الان وقت ماساژ بود …نبود؟ دوستان میدونم قلمم خیلی نپخته و بد بود و شاید داستانمم خیلی کلیشه ای و تکراری ولی بار اولمه مینویسم خوشحال میشم نظر بدین و کمکم کنید ک بیشتر بنویسممرسی ک وقت گذاشتین و خوندین همه نظرات قابل احترامه چه توهین چه تعریفنوشته Dorgol

Comments

Your email address will not be published. Required fields are marked *