آخرين سكس مجرديم

0 views
0%

سلام من ساينا هستم 21 سالمه از كردستان من تا حالابا خيليا رابطه داشتم ولي هنوز دخترم چون هميشه از پشت ميدم (البته يه بار با يه مرده ملايري دوست بودم بي شخصيت ميگفت سرشو ميكنه توش ولي تقريبا تا ته كرده بود منم شانس آوردم چون هم كيرش كوتاه بود هم اينكه پرده من يه خرده دوره ) خاطره اولين سكسم هم اصلا جالب نبود كه براتون بنويسم ولي ايني كه مينويسم آخريشه – من تو يه شركت هواپيمايي كار ميكنم آخراي اسفند بود كه يه مرده اومد واسه بليت و اومد سراغ من منم كاراشو انجام دادم در حين انجام دادن كاراش بودم كه اومده بود چسبيده بود بهم و همش شماره ميخواست منم اصلا با پسراي منطقه خودمون دوس نمي شم و هميشه با شهرستانيا دوست ميشم منم ديدم مرده خوشگله از طرفي هم مسافره خيليم داره اصرار ميكنه قبول كردم و شمارمو بهش دادم غروب شد جندتا اس داد منم جواب دادم و باهم دوست شديم واسه فردای اون روز باهم قرار گذاشتيم كه بريم ناهار بخوريم باهم ناهار خورديم و رفتيم دور زديم تو جاهاي واقعا خلوت منم همش خدا خدا ميكردم دستمو بگيره و بعدش باقي چيزا ديدم نه امكان نداره طرف اصلا تو باغ نيست منم اعصابم خرد شد گفتم ميرم آژانس واسه فرداشم بازم ظهر رفتيم بيرون ديدم نه پدر راه افتاده دستمو گرفت منو ميچسبوند به خودش تو يه جايي بوديم كه حتي پرنده هم پر نمي زد(نشينين فحش بدينا اينجاها تو شهرستاناي كوچيك جاي خلوت هم پيدا ميشه يعني اصلا ظهرا مردم از خونه بيرون نميان)ولي بازم كاري نكرد شب هم ساعت 10 پرواز داشت منم ديگه نمي تونستم ببينمش باز خدافظي كردم و رفت به محض اينكه رسيد هتل اس داد كه خيلي دوست داشتم ببوسمت و بغلت كنم ولي روم نشده منم گفتم منم خيلي دوس داشتم كم كم اس ام اس بوس و اينجور چيزا داديم بعدش ديگه با اس با هم حال ميكرديم (كسايي كه اينكارو انجام ميدن ميدونن چه حالي داره )هربار كه پشت تلفن ميگفت لباتو بخورم ميمياتو بخورم حشريه حشري ميشدم تا اينكه دلو به دريا زدم و به بهونه كاراي آژانس رفتم تهران به محض اينكه رسيدم فرودگاه فرشيد اومد دنبالم همون تو فرودگاه بغلش كردم گفت طاقت بيار الان ميريم خونه به محض اينكه در خونه رو باز كرد رفتيم تو همون پشت در يه بوس به ياد اونروز از لبام كرد رفتيم تو مانتو و روسريمو در آوردم و نشستم رفت واسم شربت آورد نشست كنارم با هم خورديم دستش دور گردنم بود و همش بوسم ميكرد واي وقتي دستش دور گردنم بود و بوسم ميكرد بيهوش ميشدم وقتي به سكس ميرسيديم چيكار ميخواستم بكنم كم كم مايل شديم به سمت همديگه و لبامون تو هم گره خورد نفسامون تند شده بود و فقط لباي هم رو مي خورديم با دستامونم رو بدن همديگه ميكشيديم (من بدم مياد تو رابطه اي كه دارم فقط وايسم و نگاه كنم دوست دارم اونقد كه من لذت ميبرم طرفم هم لذت ببره )گفت ساينا پاشو بريم تو اتاقم اينجا خوب نيست رفتيم تو اتاق خواب سرپا وايساديم و بغلم كرد سرشو آورد پايين و لبشو گذاشت رو لبم همينجور كه لباي همو مي خورديم پايينامونم به هم ميماليديم وسط اتاف بوديم كم كم رفتيم عقب تا خورديم به ديوار محكم لبامو مي خورد و خودشو فشار ميداد لباشو ورداشت و نكاه به جشام كرد و گفت ساينا خيلي دوست دارم منم گفتم فرشيد جونم من عاشقتم بازم لباشو گذاشت رو لبم و بادستاش سينمو فشار ميداد بعدش دستشو برد زير تاپم و از زير تاپ ميماليد جند دقيقه از رو سوتين ماليد و فشار ميداد ديگه طاقت نياورد و تاپم رو درآورد گفت واي چه سينه هايي داري (من بدنم كاملا سكسيه كون بزرگ و برجسته سينه هاي گرد و سربالا و سفيد سايز 75 )و سريع سوتينم رو داد بالا منم نگاش كردم و گفتم درش بيار از خدا خواسته دستشو برد پشتم و بازش كرد و سوتينمو انداخت زمين اول با دو تا دستاش ميميامو گرفت و يه لب ازم گرفت بعد رفت سراغ گوشم و گوشم مكيد واي داشتم ديونه ميشدم و آه ميكشيدم اونم ميديد اينجوريه محكمتر ميخورد بعد از گوشم اومد سراغ گردنم منم وقتي داشت ميخورد دستم تو موهاش بود و باهاش بازي ميكردم (آقايون لطفا راهنمايي كنن كه اينجور مواقع خانوما بايد چكار كنن كه آقايون خوششون بياد؟؟؟؟؟)و دستمو انداختم زير تيشرتش و درش آوردم محكم فشارش دادم به خودم و گفتم قربون اين بدن خوشگلت برم كه آرزوم بود تو بغلت باشم فرشيدم بوسم كرد و گفت ساينا بيا بريم رو تخت رفتيم رو تخت من به پشت خوابيدم و اون اومد روم واييييييييي كيرشو حس كردم جونم چه احساسه خوبي بود بهش گفتم فرشيد شلوارتم در بيار مي خوام خوب احساست كنم كمربندشو باز كردم و باهم شلوارشو در آورديم ديدم كيرش حسابي باد كرده و كشيدمش رو خودم و لبشو خوردم يه خرده كه لب گرفتيم از لبم شروع كرد به خوردن و رفت زير گردنمو خورد بعدش هم رفت پايين چاك سينمو ليس زد و با دو تا دستاش ميميامو گرفت و با نوكش كه زده بود بيرون بازي كرد و آروم زبونشو كشيد دور نوكش و نوكش رو يه كوچولو مكيد با دست ديگش هم اونيكي رو ميماليد منم دستم رو ميكشيدم رو بدنش ، دستمو ميكردم تو موهاش با موهاش بازي ميكردم كم كم ميك زدنشو محكم كرد داشتم از لذت ميمردم كمرمو ميزدم به تخت و آه ميكشيدم و چشامو بسته بودم انگار تو آسمون بودم ديدم داره بازبونش ميره پايين تر ميبوسه و ميليسه واي ديگه ارادم ازم سلب شده بود من با پسراي زيادي بودم ولي همشون فقط به فكر كردن بودن ولي فرشيد اينجور نبود همينجور كه رفت پايين رسيد به نافم دور نافم رو ليسيد و زبون زد توش حس نداشتم فقط قلقلكم ميومد بازبونش رفت پايين تر منم آرنجمو گذاشته بودم زمين و يه خرده بلند شده بودم نگاش ميكردم سرشو بلند كرد نگام كرد گفت درش بيارم؟ منم با سر گفتم باشه شورتمو كه در آورد پاهامو از هم باز كرد و گفت چه نازه فكرشو ميكردم اين شكلي باشه چه آبي هم ازش راه افتاده فداي حشريه خودم بشم (كسم سفيد و گوشتيه توشم صورتيه روشنه )سرشو برد پايين لبه هاي كسمو باز كرد و يه زبون از پايين تا بالا كشيد واي از شدت لذت يه آييييييييييييييييييييي بلند گفتم نفسم در نميومد چوچولمو ميكرد تو دهنش ميك خيلي آروم ميزد زبونشو حلقه ميكرد ، ميكرد توش ديگه جيغو دادم حسابي بلند شده بود ميگفتم واي فرشيد ديونم كردي بخور همش مال هودته بخور جووووووووووووووووووووونم بخور همشو بخور فرشيد هميشه ميگفت دوست دارم آه و ناله كني منم كه خودم حالت عادي با ناز صحبت ميكنم( همكارام هميشه ميگن وقتي با مسافرات حرف ميزني اينقد ناز ميكني بدبختا همونجا ارضا ميشن )خب دور نشيم جوري ميخورد و ميمكيد كه حسابي حال ميكردم ديگه ديدم طاقت نميارم الانه كه ارضا بشم الان كه دارم مينويسم آب كسم راه افتاده اونم دوست داشت ارضا بشم و لي خودم نميخواستم گرفتم از شونه هاشو كشيدمش رو خودم و لباشو خوردم تختش يه نره بود جوري كه نيوفتيم چرخيدم و فرشيد رفت پايين و من رفتم بالا لباشو خوردم ايندفعه نوبت من بود بهش حال بدم لباشو خوردم زبونشو مكيدم رفتم گوششو مكيدم زبونمو ميكردم تو گوشش شنيدم پسرا با اينكار زياد تحريك نميشن پس زياد به كارم ادامه ندادم و رفتم گردنشو مكيدم واي عاشق خوردن گرنم ميمكيدم و ميبوسيدم جوري رو بدنش بودم كه لاي كسم درست رو كيرش بود و خودمو تكو ن ميدادم خيلي حال ميداد جفتمون حس ميكرديم اصلا رو زمين نيستيم بعد از گردنش رفتم سراغ سينش قبلا گفته بود خوردن سينشو خيلي دوس داره منم نوك سينشو مكيدم و زبون ميزدم فرشيدم همش ميگفت ساينا عاشقتم دوست دارم تو مال خودمي يه مدت كه سينشو خوردم با دستمم با كيرش از رو شرت بازي ميكردم ديدم خيلي دوس داره رفتم پايين سراغ كيرش كش شورتشو كشيدم پايين كيرش اومد بيرون زياد بزرگ نبود حدود 16 سانت بودولي يه خرده كلفت بود ميشد كوتاهيشو ناديده گرفت يه بوس از سرش كردم و كل شرتشو درآوردم كيرشو گرفتم تو دستم فرشيد داشت با التماس نگام ميكرد ميدونست ميخوام چيكار كنم پشت تلفن بهش گفته بودم اگه ببينمش چطوري كيرشو ميخورم كيرشو گرفتم تو دستم يه زبون دور كلاهك كيرش كشيدم كه آهش در اومد بعد زبونمو كشيدم رو كيرش كل كيرشو با زبون خيس كردم بعد خايه هاشم زبون كشيدم (من عاشق خردن كيرم واقعا دوس دارم و بهم لذت ميده )سر كيرشو كردم تو دهنمو با دستم خايه هاشو ميماليدم خيلي آروم اينكارو ميكردم كيرشو ميك ميزدم يه ذره آب اومد تو دهنم فكر كنم پيش آبش بود يه خرده كه كيرشو مكيدم تا ته كردم تو گلوم يه آهههههههههههههههه كشيد كه واقعا خوشم اومد كه تونستم اينجوري حشريش كنم ميگفت ساينا ميدوني با اين كارات دارم ديونه ميشم چندبار اينكارو كردم بعدش اومدم سراغ خايه هاش كردمشون تو دهنم و ميك ميزدم با دستمم كيرشو ميماليدم چند دقيقه كه اينجوري خوردم باز رفتم سراغ كيرش و كيرش رو خردمو مكيدم گفت ساينا بسه دارم ارضا ميشم ديگه نزاشت بخورم منو كشيد بالا يه بوسم كرد و خوابيد روم گفتم فرشيد يه چيز ازت بخوام قبول ميكني گفت جونم بگو عزيزم تو جون بخواه گفتم ميشه منو از عقب بكني گفت نه عزيز دلم اينجوري دردت مياد اذيت ميشي (اينقد واسش فيلم بازي كرده بودم كه تاحالا باكسي نبودم باورش شده بود نميدونست بيشتر از 20 بار از عقب دادم )ميدونستم قبول نميكنه چون قبلا هم تلفني رو اين قضيه صحبت كرده بوديم خيلي اصرار كردم قبول نكرد گفتم ميخوام خيلي لذت ببريقبول نكرد گفت نميخوام من لذت ببرم تو درد بكشي گفتم پس ميخواي چطور ارضا بشي گفت واسا الان ميفهمي دراز كشيد روم و كيرش رو تنظيم كرد رو كسم و بهم گفت پاهامومحكم ببندم كيرش رو كرد لاي پام جوري كه با عقب و جلوش نوك كيرش ميخورد به كسم حس خيلي خوبي بود بهم خيلي حال ميداد با ميميام بازي كرد گرفته بودشون تو دستش و فشار ميداد با هر حركتش كه كيرش ميخورد به كسم كيف ميكردم داشتم ارضا ميشدم همش داد ميزدم فرشيد جون بكن بكن تندتر بكن چند ثانيه نفسم بند اومد و ارضا شدم واي چقد خوب بود فرشيد فعلا داشت تلنبه ميزد كم كم سرعتش زياد شد و محكمتر هم ميزد بعد يه هو لاپام داغ شد آبش اومد همونجور دراز كشيد روم و گفت مرسي ساينا واقعا عاشقتم منم گفتم فرشيد جونم منم عاشقتم بعد پاشديم رفتيم دستشويي و حاضر شديم من بايد ميرفتم خونه برادرم تهران بود و گفته بودم تا قبل شام ميام فرشيد منو برد و تا خونه برادرم رسوند،بعد چند روز رابطمو با فرشيد تموم كردم آخه داشتم ازدواج ميكردم فرشيد واسم آرزوي خوشبختي كرد. اميدوارم خوشتون اومده باشه اكه راضي باشين و فحش ندين بازم داستاناي ديگمو ميذارمنوشته‌ ساینا

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *