آرمیر و عسل

0 views
0%

سلام خدمت همه دوستانآقا منم گفتم تنها خاطره سکسیمو بگم دیگه شرمنده اگه نگارشو از این جریاناتمون زیاد جالبناک نیست….اسمم آرمیر 26 سالمه اهوازی هستم…این سکسمون بر میگرده به 2 سال پیش وقتی 24 سالم بود..من زیاد توی نت بودمو با دوستام سر تالکو از این جریانا زیاد کل مینداختیم البته کسی هم میخورد به پستمون زیاد میپیچوندیمو میخندیدیمش..بعضی هاشونم واقعا پا میدادن..اون موقع جی.اف داشتم…خلاصه توو نت بودیمو از بیکاری با بچه ها داشتیم سر تالک گیری رقابت میکردیم..که یه دختره که البته بعد فهمیدم زنه به من پی ام داد و چسبید به ما..منم که اولین بار بود توو نت با کسی آشنا میشدمو بهش یه جورایی پا میدادم.ازش خوشم اومد دیگه بعد کلی حرف زدن شمارشو داد گفت همین الان منتظرم زنگ بزن منم زنگ زدم بهش قرار فردارو گذاشتیم.البته 50 گفتم سرکاریه نرم.به دوستم گفتم.گفت نمیمیری که برو اومدیمو نپیچونده بود.منم دیدم همچین ضرر نمیکنم دیگه فردا صبحش زنگش زدم رفتیم سر قرار میدان الم(دانشجو)..اونجا دیدمش اندامش خوب بود اما یه خورده قدش کوتاه بود..خدایی هم سینه داشت هم قمبل رفتم جلو سلام دادمو سوار ماشین شد.یه دوری زدیمو بسنی هم دادم به خوردش.مثلا از من خوشش اومد.فکر کرد بچه مایه دارم.ماشین ماله داییم بود که گرفته بودم.بعدش هم آوردمش جلو آپارتمانشون پیادش کردمو رفت منم رفتم خونه.هنوز فکر میکردم دختره.اون روز هرچی زنگ زدمو مسیج دادم جوا نداد با خودم گفتم بستنی میخواستی این همه خودتو زحمت دادی دیگه مطمئن شدم پیچونده .که شبش بود که مسیج داد ببخشید عزیزم من مردم پیشم بوود..یه لحظه هنگ کردم موندم چی بگم اون شبم با کلی مسیج بازی گذشت تا فردا صبحش باز رفتم پیشش..توو پارک ساحلی کلی حرف زدیم بهم گفت میتونی 50 تومن بدی لازم دارم گفتم باشه فردا بهت میدم اما خدایی نداشتم یه هفته بود بدجوری به بی پولی خورده بودم باز نذاشت ببوسمش فقط دستشو میداد من..منم خیلی ازش خواستم اما نشد آخر سر قاطی کردمو گفتم نامردیه این تو با شوهرت عشق و حالتو میکنی بعد من حق ندارم حتی ببوسمت منم نیاز دارم وقتی با منی باید به منم توجه کنی…دیدم قیافش عوض شد بلند شد خداحافظی کرد رفت…نشستم همونجا پشیمون که چرا اون حرفو زدم نمیخواستم از دست بدمش میخواستم هرطور شده باهاش بخوابم…رفتم خونه شب بود مسیج داد فردا بیا خونمون 50 تومنو هم بیار گفتم باشه فقط فردا باید 50 تومنو از دوستم بگیرم بدم..خودم الان ندارم قبول کرد…مطمئن بودم که فردا روز منه کلی خودمو تمیز کردم براش توو دوستام من قدبلندترینشون هستم وزنمم بد نیست 187 قدمه وزنمم 59.60 کیلو میشه دوستایی که اینو میخونن و خصوصیتایی مثل من دارن خودشون میدونن که نثبت به سنشون یه ذره بیس از اندازه کیرشون بلنده کلفتیشم معموله نمیدونم فکر کنم یه 18-20 سانتی میشد..الان ولی به 20 میرسه..خلاصه فردا رسیدو من رفتم جلو آپارتمانشون.البته بگم که شوهرش استاد دانشگاه بودو صبح تا 3 بعد از ظهر دانشگاه بود..بهش زنگ زدم اسمش عسل بود زنگ زدم گفتم اونور خیابون وایسادم جلو آپارتمان گفت بیا اینور جلو بهت دست تکون میدم میبینی..رفتم جلو هرچی نگاه کردم کسیو ندیدم زنگ زدم بهش گفتم پدر کجایی پس کلی نشونی داد که از پشت پنچره پیداش کنم که دید نمیشه کس خلم پنجره رو باز کرد دستشو آورد بیرون..حالا دیگه میدونستم کجای ساختمون باید برم..توو محوطه مجتمع بودم گفت بیا بالا با گوشی داشتیم حرف میزدیم آدرس میداد توو راه پله بودم رسیدم جلو درشون گفت برو بالا الان همسایه رویرویمون میاد با زنش میره میبیننت دیگه رفتم بالا یه 5 دقیقه ای منتظر شدم اینا اومدن رفتن ساعت تازه 8 شده بود صبحونه هم عجله داشتم یه سیب خوردم که بو نده دهنم..اولین بار بود دیگه کولی هول بودمو استرس هم داشتم..رفتم جلو در نذاشت درو بزنم بازش کرد..قلبم یه جوره بدی میزد یه تاپ سبز روشن پوشیده بود با یه شلوارک تا بالای زانو زودی سلام کردو لبمو بوســیـد منم همکاری کردم زودی بیخیال شدیم.کفشمو درآوردم رفتیم نشستیم توو سالن جلوم بود داشتیم میخندیدیم نمیدونستم چیکار کنم از یه چیزه دیگه داشتیم حرف میزدیم دید من کاری نمیکنم بلند شد دستمو گرفت گفت بریم توو اتاق بردم اونجا نشستیم رو تخت یه تلویزیون جلو بود..انگاری از قبل آماده کرده بود فیلمو گذاشت که حال منو خراب کنه..خرابم شدم شهوتم بالابود سرم پیج میرفت…همه بدنم بیحال بودن دوست داشتم رو لباش خالی کنم استرسمو..خداروشکر باز خودش اومد جلو زل زد به من دوتایی میخواستیم دیگه نتونستم خودمو بگیرم لبامو چسبیدم به لباش..وای خداا هیچ وفت یاد نمیره سکسمو الکی از دست دادمش..همینجوری که لبی همو داشتیم مک میزدیم شروع کردم مالیدن سینه هاش بزرگ بودن همونجوری که میخواستم توو دستم جا نمیشد اما هر دفعه که میمالیدم با لبای بستش یه آه میکشید…دیدم خرابتر از منه بلند شد جلوم تاپشو با سوتینشو درآورد آخ چه سینه های خوردنی داشت بعدش شلوارکشو درآورد ظاهرا شرت نپوشیده بوود..وای اولین بار بود یه کس لخت جلو میدیدم بی اختیار کیرم سیخ میشد اومد منو خوابونت رو تخت..خوابید روم اول کلی لبای همو مک زدیم بعد سینه هاشو داد بخورم واای چه نرمو باحال بودن یکیشو میگرفتم توو دستم میمالیدمو اون یکیو با نوک زبونم سرشو لیس میزدم سعی میکردم هرچی توو فیلم های پورنو دیده بودم اجرا کنم..آه ه ه میکشید و میگفت آرمیر جونم بخورشوون محکم بخورشوووون…بدجوری حرفام حشریم میرد حسایس سینه هاشو خوردم تا ولم کرد اومد از رو شلوار کیرمو مالید و انگشت کرد و گفت واای چه کیری داری ..بعد با کمک هم درش آوردیم…یادم نمیره لبای نازشو که گذاشت سر کیرم انگاری رو زمین نبودم یه نرمی و قلقلک خاصی سر کیرم حس کردم چشامو بستمو سعی کردم پایان لذتشو تجربه کنم.آروم اومد پایین این قلقلکو دور کیرم که میومد پایین حس میکردمو سر کیرم حالا یه جای گرمو خیس بود آرومو حرفه ای این کارو میکرد هر بار که میومد تا سر کیرمو باز میرفت تا پایین همه بدنم مور مور میشدو اون حس همه بدنمو میلرزوند..آروم آروم تندترش کرد دوست داشتم فحشش بدم ..هر دفعه که میخورد بدون اینکه دسته خودم باشه یه آ ه ه ه ه بلند میکشید واییی عسل منی عشقم کیرم ماله توئه همشو بخور خوشگلم..آ ه ه ه..با حرفام هم اون حشریتر میشد هم من..کیرمو گاید تا ولش کرد.بهش گفتم آماده عزیزم گفت آره آزمیر جونم کیرتو میخوام نامد میدونست چی بگه حشریم کنه..خوابید گفت اینجوری دوست دارم منو بکنی چیزی نگقتم حسابی حشری بودم..پاشو باز کرد بگی 1 دونه موو تو بدنش نداشت چه برسه به کس نازش فوق العاده بود اومدم روش خوابیدم یه خورده سعی کردم سوراخ کسشو پیدا کنم اما نشد کیرمو که میمالیدم کلی حال میداد دید نمیتونم پیدا کنم خودش کیرمو گرفت گذاشت جلوش گفت آمادست عزیزم اینقدر حول بودم که نفهمیدم چطوری کردم توو کسش یه لحظه بدجوری داغ شدم..واای داشتم کس میکردم منی که اصلا توو فکرش نبودم حالا کیرم تووی کس یه خوشگل بود..چشامو بستم کیرمو نگه داشتم..عسل صدام زد آرمیر جونم نمیخوای منو بکنی باز اومدم توو حس و حال سعی میردم که تند تند بکنمش اما توو فیلما که دیده بود اول آرو میکردن حتما یه دلیلی داشت کیرمو آروم کشیدم عقب انگاری کسش نمیذاشت بکشم یه هس مکشی داشت که روی پوست کیرم درون کسشو میکشید که دیوونم میکرد آوردم عقب باز آرو کردم تووووش چه کس تنگی خدایی تنگ بود عالی بود..یه آ ه ه ه ه نازی کشید و تهش گفت کیرتو میخوام منم توو حسو حال داشتم آه میکشیدمو آروم میکردم..کیرمو یه خورده تندتر کردم توو آ ه ه ه ه عسل منی خوشگلم…ازم میخواست حرفای سکس بزنم…گفت تندترش کن آرمیر جر بده کس تنگمو آره ه ه ه کسم تنگه ه ه کیرتو میخواااد جرش بدی بکن توووووش کیر خوشگل و تازتو میخواااام بکن بکن بکن…کسمو بکن آ ه ه ه ه رو زمین نبودم داشتم تند تند میکردم پاهاشو آورده بود بالا همونجوری که میوخاستم هر دفعه که میزدم سینه هاش کلی بالا پایین میشدن دستشو بالای تخت گرفته بود منم داشتم کس سفیدو خوشگلشو جر میدادم..بعد اینکه کردمش از جلو گفتم میشه از عقب بکنمب..گفت تا حالا ندادم اما باشه…بوسش کردمو قبول کرد…بچه ها باور کنین نه میدونستم بی حسی چیه که بزنم به کیرم نه کاندوم تاخیری..اما خدایی آبم دیر اومد یه 15 دقیقه داشتم میکردمش..بعد به حالت چهار دستو پا(سگی) خوابید گفت من آماده ام فرمانده رفتم جلو سر کیرمو گذاشتم جلو سوراخ کونش تازه از اون نما کسشو دیدم محشر بووود سر کیرمو حل دادم بدنو دردسری رفت تو تعجب کردم من شنیده بودم به زور میرهحالا کونش تنگتر بود و گوشتالو تر یه حس باحاتری داشت اما خوبی کسش این بود که خیس بود و داغتر تا ته ته کردم توووش آ ه ه ه…چندبار بدجوری آه کشید فکر کنم بدجوری اذیت شد..اما از اینکه میدیدم تا ته کیرم توو کونشه کلی حال میکردم..دلم سوخت اینجوری آه کشید گفتم عسل جونم میخوای درش بیارم به یه زوری گفت نه دیگه اینجوری که گفت دلم سوخت درش آوردم باز خوابیدو من رفتم روش کیر درازمو کردم توو کس تنگ و داغش یه آ ه ه ه خوشگل کشید کفتم جووووون عروسکم دیدی کیر آرمیر کوچولو کستو پاره کرده فدات شم کیرم الان توشه نگاش کن عسلم آ ه ه ه جنده لاشی خودمی اونم حشری آره کیر طلای منی آرمیر کیرت مال منــــه واسه کسه منه جر بده عسلتو عشقتو بگا ا ا اه ه ه ه کس مفت گیرت اومده پارش کـــــن دیگه دست خودم نبود داشت آبم میومد بهش گفتم عسل داره آبم میاد گقت درش بیار در آوردم بردم جلوش با دستش گرفت تند تند و محکم کیرمو مالیــــد آ ه ه ه ه ه ه ه ه ارضا شدمو همه آبمو ریختم رو سینش که اونم همزمان دیدم چشاشو بسته و هی میگــــه جو و و و و ون اینارو باید بریزی تو کسم تهش هم یه آ ه ه کشید که فکر کنم ارضا شد بلند شدیم اون رفت حموم خوشو بشوره منم رفتم دستشویی کیرمو شستم …اومدم توو اتاق نشستم لبه تخت لخت اومد جلوم یه باری سریع نشست رو کیرمو تند تند 2.3 بار بالا پایین شد بعد بلند شد گفت دفعه بعد اینجوری بهت کس میدم گفتم چشم خوشگل الان باز استرس پوله اومد سراغم الکی گوشیو گذاشتم رو گوشم که مثلا دارم با دوستم حرف میزنم عدشم بهش گفتم که دوستم پایانه نمازی منتظره من باید سریع برم پولو ازش بگیرم که میخواد بره ..گفت باشه گلم برو تا منم بیام…بوسیدیم همو سریع از در زدم بیرونو دویدم میترسیدم که کردمش اما راضی هم بودم که دیگه پیشه بچه ها میتونم کلی پز بدم که آره منم کس کردم…گوشیمو خاموش کردمو رفتم توو پارک نیم ساعنی نشستمو بعد رفتم خونه گوشیمو روشن کردم کلی بدو بیراه مسیج کردو دیگه رفت…افســــــــــوس که الکی از دست دادمش…و نگران که اینجوری پیچوندمش گناه داشت…اما خدایی بچه ها من خودمم نمیدونستم چیکار میکردم…کاااش اون روزا بر میگشت بهش میگقتم الان ندارم که بدم ..یا باهام میموند یا هم نمیموند..شاید هم بیخود فکــر کردم واسه پول سکس با من داشته…اما ممنون بخاطر لطفی که به من کرد اما من نامردی کردم…الان دیگه شرایطم فرق میکنه دوست دارم باز ببینمش هرچی که بخواد بهش میدم.نوشته شده توسطآرمیر 15تیرماه 1391

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *