ازم متنفر بود

0 views
0%

تا 20 سالگیم اهل پسرو این حرفا نبودم . فقط خر میزدم با کتابا. تا اینکه دانشگاه قبول شدم اونم یک رشته ی سخت فنی. با کلی هم دانشکده ای پسر . منم کم کم حس کردم نگاه های زیادی دور و برمه بعد 2 ترم کم کم از حال و هوای کلاس گذاشتن واسه پسرا و تیریپ اوسگلی در اومدم و به واسطه گری یکی از دخترای هم کلاسم با یکی از سال بالایی ها دوست شدم به اسم امیر هنوزم که اسمش میاد وجودم میلرزه ..بعد 6 ماه رابطه حس کردم با همه ی وجودم عاشقش شدم در حالی که اون حتی یک دفعه ام بهم دست نزده بود الان که فکر می کنم میبینم که حتی یک سوم من دوستم نداشت .یک هفته بود که به بهانه ی امتحانا جوابمو نمی داد داشتم دیوونه میشدم.حاضر بودم هر کاری بکنم که بیاد سراغم. بارها تصمیم گرفته بودم بهش پیشنهاد سکس بدم .چون شنیده بودم سکس آدمار و به هم نزدیک میکنه..یک دوست صمیمی داشت به اسم سیاوش که از همون اول ازش خوشم نمی اومد و جالب بود که می فهمیدم حسه اونم به من همینه .مرموز بود. امیر دهن من و سرویس کردو رسما قبل از امتحانا پیچوند. سیاوش تنها کسی بود که تو تعطیلات فرجه ها می شد برم سراغش .باباش بنگاه ماشین داشت و اونم خیلی وقتا اونجا پلاس بود.انگار همین دیروز بود جزئیاتش کاملا یادمه رفتم در بنگاه سیاوش با ماشین بابام. از ماشین که پیاده شدم من و دید داشت با یک نفر جلو در صحبت میکرد. اما اصن به روی خودشم نیاوردو روش و کرد طرف اون آقاهه و شاگرد بنگاهش داشت دم در با یک ماشین ور می رفت این پا اون پا کردم که یارو رفت و سیاوشم در حالی که داشت با اون دست میداد زیر چشمی یک نگاهی به من کرد که دلم افتاد کف شرتم یک جوری شدم . رفت تو بنگاه منم با فاصله دنبالش رفتم. از پشت سر نگاهش می کردم واقعا ن خوشتیپ بود هیکل مردونه و ورزشکاریش خیلی رو فرم بود. تو همین فاصله ی کوتاه خوب براندازش کردم. نمی دونم چرا یک لحظه این فکر اومد تو کلم که خوشبحال دوست دخترش البته یکی دو تا نداشت آمارش و داشتم که تو دختر بازی و بکن بکن سابقه ی طولانی داره اما نمی دونستم چرا از من بدش میاد (از اصل ماجرا دور شدم ) خلاصه تو کف هیکل سیاوش که تا اون موقع به اون دقت ندیده بودمش بودم که دیدم داره صدام می زنه چی میخوای روناک؟ گفتم امیرو عصبی و بی حوصله به نظر میومد.در حالی که داشت میرفت داخل دفتر ته سالن نمایشگاه که قرار دادارو اون جا میبندن گفت خبر ندارم ازش دنبالش تقریبان دویدم گفتم سیا تورو خدا بگو چشه؟گفت اه چقدر کنه ای دختر مگه ازش حامله ای ؟ فکر کن مرده گفتم فکر کن هستم در حالی که پوزخند میزد از وسط اتاق اومد طرف من که دستام 2 طرف در بودو دستم و زد کنار و با صدای تقریبان داد مانند چند دفعه شاگردش و صدا زد و گفت تو برو دنبال پدر م از دندونپزشکی ببرش خونه کر کره بیرونیرم بکش صدای پسر اومد که گفت چشم آقا سیا و صدای کرکره ی مغازه.. من انگار اون لحظه مرده بودم با دهن باز داشتم نگاش می کردم روش و بر گردوند طرف من و گفت انگار بدت نمیاد حامله بشی می خوای من واست زحمتش و بکشم؟کار امیرم آسون تر می شه یه خنده ی مرموزانه اومد رو لبشو نگاه نافذ شو به چشمام دوخت گفتم شوخی بسه سیاوش من باید برم دیگه .خواستم از طاقه در و از جلوش رد بشم که بازو مو گرفت و من و کشید سمت خودش و گفت کجا خانم کوچولو من حالا حالا ها باهات کار دارم من یه داد به حالت جیغ مانند زدم و گفتم ولم کن روانی . زود اون یکی بازومم چسبیدو منو سفت بغل کرد خواست لباشو رو لبام بچسبو نه که من لبام و جمع کردم و رومو کردم یه طرف دیگه من از اون جایی که نمیخواستم التماس کنم و میدونستم اگه جیغ و داد کنم بیشتر تحریک میشه خواستم با استفاده از زورم جلوشو بگیرم اما نمی دونستم که حریفم زورش از منه 50 کیلویی بیشتره (ببخشید دیگه حاشیه نمیرم همش یادم میره این جا یه سایت سکسیه)منو محکم چسبوند به خودش و میخواست لبام و بخوره وقتی نشد زبونشو به گونه ها و بنا گوش و زیر گلوم میکشید از لای شالم که حالا کاملا افتاده بود گردنمو لیس میزد .کم کم نفس نفس میزدم و فحشام تبدیل شد به ناله های خفیف و التماس مانند هم خوشم می اومد هم میترسیدمسرشو از زیر گلوم در حالی که داشت صورتم و میبوسید آورد بالا سمت لبم که من انگار یه هو از خواب بیدار شدم رومو زود بر گردوندم بی حوصله شد گفت روناک راه بیا میدونی که من بخوای نخوای میکنمت پس راه بیا به توام خوش بگذره گفتم خفه شو من دوست امیرم خنده ی بلند و عصبی کرد و در حالی که من و با یه حرکت از رو زمین بلند میکرد گفت الان خشک خشک میکنمت که عشق و عاشقی یادت بره منم دیگه رسماجیغ می زدم .التماس میکردم ..فحش میدادم ..اما اون محل نداد انگار داشت انتقام میگرفت من و برد و پرتم کرد رو کاناپه ی چرمی خودشم با یک حرکت اومد روم و بدون درنگ 2 تا دستشو برد رو سینه هام و شروع کرد از رو لباس مالوندن.چون وسط پاهام بود کیرشم که کاملا سفت شده بود و میمالوند به کسم از رو شلوار .از بالام زیر گردنم و میخورد .منم با دستام موهاشو میکشیدم و میخواستم مثلا با مشت زدن و این کارا از خودم جداش کنم یه جورایی از این وضعیت داشت خوشم می اومد اما از اون جایی که کون ده پرروییم گل کرده بودو فکر کردم خبریه که یه خوشتیپ داره باهام لاس میزنه هی بد و بیراه می گفتم .اما حس میکردم که شرتم خیس شده..از بس ادا در آوردم و زر زدم حوصلش سر رفت از روم پا شد و بدون در آوردن مانتو شلوارم و از پام کشید بیرون…خسته شدم الان .اگه خوشتون اومد بگین ادامه میدم بعدا

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *