بی وفایی دخترها

0 views
0%

سلام.اسم من محمد 25 سالمه چیز های که میخوام براتو ن بنویسیم مربوط میشه به دختری به اسم مریم. ما هردو دانشجو هستیم و به طور اتفاقی با هم اشنا و بعد دوست شدیم. مریم قدش نسبتا کوتاه بود ولی سینه و کون خوبی داشت. اینو اول بگم که چون بهم خیانت کرد الان دارم براتون خاطراتمون رو تعریف میکنم. من و مریم بعد از حدود یک ماه که با هم دوست بودم به هم دل بستیم و قرار شد که که در مورد ازدواج با هم فکر کنیم و شاید یک ماهی دوباره گذشت و در این مورد که با هم ازدواج کنیم مطمئن شدیم ولی باز من بهش گفتم که دوباره امتحانت میکنم اونم قبول کرد در طی این چند ماه ما حتی دستمون رو به هم نزدیم.یک بار که مریم میخواست یک شماره تو دستم بنویسه خودکار رو طوری گرفته بود که دستش به دستم نخوره خلاصه من دو بار امتحانش کردم و هر دو بار مریم شکست خورد و من بهش گفتم که دیگه با تو ازدواج نمیکنم ولی اگه میخوای با هم دوست باشیم من حرفی ندارم که اونهم قبول کرد و من چون از دستش خیلی ناراحت بودم و شاید میخواستم جبران کنم بهش گفتم که باید با هم سکس کنیم که اون در حد لب قبول کرد چند بار تو ماشین از هم لب گرفتیم که باعث شد یواش یواش با ماشین بریم تو پارکینگ بعد از لب دست زدن به سینه شروع شد تا این که یکی از دوستام گفت که این دوست دخترت با یکی از دوستاش هر شب میرن خونه خالی ولی من با اخلاقی که از مریم سراغ داشتم باور نکردم و چون که دیگه برام مهم نبود تعصبی هم روش نشون ندادم این رو هم بگم که مریم با سه تا دیگه از دوستاش یک خونه گرفته بودن چون بچه شهر ما نبودن. بعد از شنیدن این حرف من دیگه تصمیمم جدی تر شد برا سکس با مریم ولی نخواستم که ناراحتش کنم و موضوع رو بهش نگفتم که چی در موردش گفتن خلاصه رو مخش کار کردم و راضی شد که سکس کنیم یک روز که کسی خونه نبود زنگ زدم اونم اومد اول از لباش شروع کردم داغ داغ بود بعد دیدم روی گوشش خیلی حساسه شروع کردم به خوردن خیلی حشری شده بود من زود لباس های خودم رو در اوردم خوابیدم روش لبها و گوشش با گردنش رو میخوردم. اون یک شلوار جین پاش بود و چون من لخت بودم اذیتم میکرد شلوارش رو بیرون اوردم یک شرت سفید پاش بود کوسش خیلی چاق بود پوست بدنش سفید سفید بود لباساش رو در اوردم سینه هاش خیلی نرم بود هر جاش رو بوس میکردم یا میک میزدم سرخ سرخ میشد هر دوتامون عرق کرده بودیم کیرم رو روی کسش گذاشته بودم چه لذتی داشت منو محکم تو بغلش فشار میداد عاشق سینه هاش بودم مثله ژله بود تکونش که میدادی لرزشش دیوونت میکرد حدودا ده دقیقه گذشت میخواستم شورتش رو در بیارم که مخالفت کرد ولی با اصراری که کردم قبول کرد کس سفید با یک کم موی زرد که بالای کسش بود یواش یواش کیرم رو روی کسش میمالوندم تا این که گفت من ارضا شدم. بهش گفتم که از کون بکنم ولی قبول نکرد منم کیرم رو گذاشتم بین سینه هاش باور کنید داغ بودنش از کس هم بیشتر بود خیلی لذت داشت اونم سینه هاش رو محکم به هم فشار میداد بعد از چند دقیقه منم ارضا شدم و ابم رو روی سینش ریختم. که از اون روز تا دو ماه پیش که دیگه کامل از هم جدا شدیم هفته ای یکی دو بار با هم سکس میکردیم. اره دوستان اگه نامردی مریم به من نبود الان نه داستانش رو مینوشتم نه…نوشته بی کس

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *