تعارف با برادرزاده خانمم

0 views
0%

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه داستانی میخوام براتون تعریف کنم که عین واقعیتهمن بچه استان گلستانم ترکمنم .بزارین اول فیزیک خودمو شرح بدم قدم بلنده چارشونم و ورزشکار کیره بلندو کلفتی دارم که یه خورده کجهمن نزدیکه 4 سالیه که ازدواج کردم از زندگیمم خیلی راضیم خانومه من یه برادرزاده داره که خداوکیلی شهوت از سروصورتش می باره البته اونم شوهرکرده و بچه داره خلاصه از دوران نامزدیم ما تو نخ هم بودیم همش دنبال یه فرصت که بتونم کیرمو بمالم بهش یا نشونش بدم آخه من هر وقت مارالو میدیدم کیرم ناخوداگاه مثل تیراهن14 میشد شوهر ایشون راننده تشریف دارن و بیشتر اوقات نیستن و مارال تو خونه اینو اون شبا میموند تا شوهرش برگردهیه روز همسر من رفت خونه پدریم و من تنها شدم دست بر قضا شوهر طرفم رفته بود بار بزنه منم گهگداری زنگ بهش میزدم تا آمار شوهرشو بگیرم سرتونو درد نیارم اونروز فهمیدم خونه تنهاست منم که تنهارفتم خونش دیدم یه لباس توری سفید پوشیده نه شرتی در کار بود نه سوتین نوک سینه صورتی رنگش از رو لباسش برجستگیش معلوم بود یه کونه سفیدو گندم انداخته بود پشتش همون لحظه که منو دید پرید روم شروع کرد به لبو لب بازی انگار شوهرش زیاد بهش حال نمیداده آخه شوهرش چاقو بدترکیبه منم معطل نکردمو شروع کردم به خوردن لبش یواش یواش اومد پایینو از رو شلوارم کیره کلفتو گندمو گرفت تو پنجش هی میمالید داشتم از شغ درد می مردم آروم زیبمو باز کرد تا کیرمو در بیاره مگه در میومد از بس شق کرده بودم بیش از حد گنده شده بود دید از زیپ نمیاد بیرون کمربندمو باز کردو شلوارمو کشید پایین شورتم داشت جر میخورد از رو شورتم یه نیش گاز کوچولو به کیرم زدو شورتمم کشید پایین از تعجب مات مونده بود به گفته خودش کیرم 3 برابر کیرشوهرش بوده بعد شروع کرد به ساک زدن نمیدونم چه علاقه ای داشت به این که کیرمو تا ته بخوره هی میخورد تا تهش تا مرز بالا اوردن پیش میرفت بعد درش میوورد یه نیم ساعتی با کیرم ور رفت نم نوبت رسید به من لباس طوریشو در اووردم آروم خابوندمش شروع کردم به خوردنش از بالا تا پایین رسیدم به کس تپلش لبای صورتی کسش آب آدمو در میوورد زبونم زدم به لبه کسش یه آهی کشید نگو و نپرس یه ادکلن بخصوصی داشت دوست داشتم کسشو بجوم از بس شیرین بود خیس خیس شده بود شروع کردم به خوردن چوچولش پشتمو اینقد چنگ زد که یه سوزش پشته کمرم حس کردم زبونم انداختم تو کسش با دستش سرم هل داد سمت خودش نزدیک بود خفه شم خلاصه حسابی هردومون اومدیم رو فرم کیرمو دوباره تو دهنش کردو بهم اشاره کرد به پشت بخابم منم خابیدم روم نشست با دستش کیرم گزاشت رو سوراخه کسش مگه میرفت تو کسش تا بحال کیره کلفت ندیده بود چشماشو بسته بود بازی بازی میکرد تا کیرم راهشو باز کنه آخر کسش یه خورده باز شدو سر کیرم که خیلی گندس رفت توش چنتا تلمبه که زدم کامل باز شدو خودش شروع کرد به بشین پاشو یواش بلند میشدو با شدت خودشو مینداخت پایین منم اسپری که زده بودم داشت اثرش میرفت به پشت خابوندمش تا از کون بکنمش اما اولش قبول نکرد ما ترکمنا از پشت زنامونو نمیکنیم چون عقدمون باطل میشه اما بعد راضی شد یه کونه تمیزی داشت که نگو معلوم بود تا حالا کونش کیر نخورده خواستم کله کیرمو بزارم توش اما هرچی زور زدم فشار دادم نرفت تودم دستم یه کرم مرطوب کننده بود یه کف دست ازش کشیدم مالیدم به کیره خودم یه خوردشم مالیدم به کونه مارال جون دوباره سر کیرمو گزاشتم رو سوراخه تنگه کونش با زحمت رفت توش با کلی بازی بزور همشو جا دادم یه آهو ناله ای میکرد زیرم که انگار داره زایمان میکنه جاتون خالی یه 10 دقیقه ای تلمبه زدم بعدش دیگه طاقت نیاوردمو آبم مثل آبی که از شلنگ آتش نشانی میاد بیرون اومد منم ریختم رو صورت مارالو اونم کرد تو دهنش هردومون بیحال افتادیم رو فرش بعد چند دقیقه یه دوش گرفتیمو باهم خدافظی کردیم از اون روز به بعد هر وقت تنها میشیم میریم سراغه همدیگه و دلی از عزا در میاریماینم از داستان واقعی یه ترکمن نوشته ک.س

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *