جای خالی سارا

0 views
0%

سارا…برام فراموش نشدنی بود و خواستنی.خیلی خوب سکس و میفهمید و تو دنیای سکس واسه خودش کاراکتر داشت.اما هر چی بود .رفته بود.دیگه کم کم خودمو از اون حال و هوا کشیدم بیرون.دو هفته ای میشد که باهاش تموم کرده بودم.عصر یه روز پاییز بود.داشتم تو پارک قدم میزدم.یه دختر قد بلند و دیدم که رفت سر کیوسک تلفن.دو سه بار شماره گرفت انگار اون طرف کسی ور نداشت.یه کم رفتم نزدیکتر بهش.کارتشو از تلفن کشید بیرون.جوری نگاش کردم که بفهمه تو کارش هستم.رفت یه کم جلو تر وایستاد.بهش رسیدم.سلام که کردم نگاهم افتاد تو چشای عجیبش.آبی بودن اما انقدر آبیش روشن بود که آدم فک میکرد این اصلا جاییو نمیبینه.اما میدید خب.گفتم اگه امکانش هست میخوام آشنا بشیم.گفت باشه.گفتم شمارتونو لطف کنین.گفت فک کنم شما باید شماره بدین.منم که بیشتر وقتا نوشته شده و آمادش تو جیبم هست.بهش گفتم میخوای تا جایی برسونمتماشینم همین نزدیکاست.گفت ممنون.خودم میرم. به این نکته اشاره کنم که اینجا ارومیه هست.و هیچ دختری همون ساعت اول نمیاد بشینه تو ماشین آدم.و این که اینجا هنوز پسرا باس شمارشونو اول بدن.منم از جیبم در آوردم و دادم بهش.وقتی گرفت یه بار دیگه خوب نگاش کردم.موهای طلایی.پوست سفید.لباش معمولی بودن.و بینیش یه کم شبیه بوکسور مدلی بود یه کم پهن.اما در کل با نمک بود.هیکلشم با مانتوی گشادش چیزی ازش دیده نمیشد.خدافظی کردیم.ده دقیقه بعدش بم زنگ زد.سه روز باهاش حرفیدم و آشنا شدیمو گفت که اسمش سیماست و دانشجو.اما از تیرتپ حرفاش هر لحظه بهم یاد آوری میشد که ابدا اهل سکس بازی و فانتزی و این برنامه ها نمیباشد.پس واسه کردنش لازم بود یه پلن بی نقص و طراحی و اجرا کنم.بردمش بیرون و کلی براش خالی بستم.که من اهل این شهر نیستم و تازه دارم با جو ارومیه آشنا میشم و پدر بزرگم تو بروجرد خان بوده و الان که اینجا دانشجو ام کلی دلم واسه اسبم تنگ شده.البته دانشجو ام رو راس گفتمدوستانی که توی دختر بازی دستی بر آتیش دارن میدونن که دخترای تک پر عاشق اینجور شخصیتان. بهم گفت که اسمشو دروغ گفته.نگاش کردم که خودش بگه.گفت اسمم سارا ست.اینو که شنیدم یهو همه ی دو سال خاطراتم با سارای فراموش نشدنیم جلو چشام مرور فن شد.جدی قیافم عوض شد.اونم یه چیزایی گرفت از حالت چهرم.اما زود جمش کردم و بحثو کشیدم جای دیگه.با تیپی که اون روز زده بود و دستیکه من دور کمرش انداخته بودم دیگه شیپ هیکلش اومد دستم که چیکارس.خوب بود.کمر باریک بود.کونشم اندازه قشنگی داشت.وقتی بلن شدیم که بریم نگام کرد گفت چه عجب یه پسر بام دوس شده که قدش ازم کوتاهتر نیست.منم یه لبخند فقط.تو دلم گفتم اسمت ساراست هان؟دیگه کردنت واجبه.شبش با دوستم بند بودیم.یه جا تو مایه های فرهزاد تهرانه.چای و قلیون و بگو بخند و تخته نرد.باغاش باصفان.اکسیژن کافی میرسه به مغز که آدم یهو بر گرده با دوستش شرط ببنده بگه تا آخر همین هفته این دختر جدیدرو میزنم زمین.شب دوشنبه.چجوریشو ایده ای در بارش نداشتم.هنوز لبم ازش نگرفته بودم.اما کمتر دختری هست که بتونه مخش جلو تیریپی که من میرم زده نشه.حس میکردم کم کم بهم وابسته رو شده.عصر سه شنبه یه چیز الکی رو بهانه کردم بهش گفتم دیگه به من زنگ نزن.پشت بندش چهار دفه زنگ زد و من جواب ندادم.تا شب.بهش اس دادم که فردا بیا بیرون کارت دارم.اومد نشست تو ماشینم.بیچاره دلهره از گوشاش داشت میزد بیرون.یه سلام خشک کردم و راه افتادم.دیالوگ اولش این بود که ببین دیروز من نمیخواستم اون جوری…که نذاشتم ادامشو بگه.گفتم بذار امروزو بگذرونیم.بعدا در بارش حرف میزنیم.چون من تا اینجا درست اومده بودم و اون از خداش بود فقط ببخشمش.بردمش همون باغ سنتی که همیشه میریم.هنوز باهاش سر سنگین بودم.رو تخت سنتی نشسته بودیم.یه کم که نشستیم گفت سردشه.یعنی این که بکشمش تو بغلم.منم کیپ کشیدمش کنارم و چسبیدم بهش.رومو کردم طرفش و گفتم میدونی دیروز از چی نارحت شدم.صورتشو گرفت طرفم و با یه حالت معصومانه گفت ببین من که معذرت… لبامو گذاشتم رو لباش.یه کوچولو لرزید و یه نفس شوک از بینی کشید اما یه میلیمترم خودشو نکشید عقب.دو تا بوس دیگه ام گرفتم و کشیدم عقب.لباش نرم بودن.بوسیدنشون حس جالبی بهم میداد. گفت یعنی دیگه از دستم نارحت نیستی؟گفتم اگه تکرار نشه نه.اما واسه خودمم سوال بود که چی تکرار نشه.این بیچاره که کاری نکرده.ولی مهم این بود که لبو گرفتم و امروز چهار شنبه ست.نیم ساعت دیگه یه لب دیگه ام ازش خواستم که راحت قبول کرد.فهمیدم که میشه بحث مکانو کشید وسط اما نه یهویی.اونم را داره.تو راه که بر میگشتیم حرفو بردم جایی که دو نفری که همدیگه رو دوست دارن میتونن با رفتارشون اینو به هم نشون بدن و حتی به هم ثابت کنن.گفت چه رفتارایی؟انداختم به خنده و گفتم مثلا بوس بوس بازی.بردم رسوندمش خونشون.شبش تلفنی بهش گفتم که میخوام فردا بریم یه جایی که راحت بتونیم بوس بوس بازی کنیم.پرسید کجا؟گفتم خوب اتاق خودم.همون که تو خونمونه.قبول کرد.حتی اون چرت و پرتای رایج بین دخترا رو هم نگفت که فقط بوس باشه و من لباسامو در نمیارمو من از اون دخترا نیستم.برا ساعت پنج عصر هماهنگ کردم.اون ساعت خونواده قرار بود خونه نباشن.یادم نیست کجا میخواستن برن چون این داستان یه سال پیشه.مهم این بود که میدونستم تا 9 شب کسی نمیاد خونه.و این تایم کافی رو بهم میداد تا بعد دوماه یه سکس تایم تپل داشته باشم.صب 5 شنبه رفتم حموم و کیرمو به صورت کاملا دقیق با کف ریش تراشیدم که حتی پرز مو هم ازش حس نشه.و این که بشه تا آخرشو گذاشت.سایزش نمیدونم چیه.یعنی نمیدونم کوچیکه یا بزرگه.هیفده و نیم سانت.دورشم دوازده سانت.حالارفتم جایی که قرار گذاشته بودیم.زودتر از من رسیده بود.اومد سوار که شد بوی لوسیون بدنش میگفت که تازه دوش گرفته.رسیدیم خونه.گفته بودم خونه خالمه و خونه مجردی خودم امن نیست و ممکنه همسایه ها بفروشنمون.خلاصه خالی بسته بودم نایس که یه وقت پیش خودش فک نکنه این که میگه نوه یکی از خان های شهریاره چرا خونشون در حد متوسطه پس؟بردمش بالا.درو که پشت سرمون بستم و دوتا قفل کردم برگشتم خوب بر اندازش کردم.هم قد خودم بود.175.با خودم گفتم سارا دیگه نه؟ نشستیم رو کاناپه جلوی TV.دستم دور کمرش بود.برگشت نمیدونم چی بگه که لبو گذاشتم رو لبش.حرفی باهاش نداشتم.خودش گفت بریم اطاقت؟بردمش.سر پا بغلش کردم و همزمان که لب میرفتیم مانتوشو در آوردم.یه تاب آبی گل دار تنش بود.پوستش سفید بود.سینه هاش اناری و خوش طرح.من بیشتر از سینه با شکل و حجم کمر و باسن حال میکنم.با خودم میگفتم این شلوارته که میخوام در بیاد.دوباره کشیدمش تو بغلم و چرخوندمش و آروم حلش دادم که بشینه رو تخت خوابم.خوابوندمش و روش دراز کشیدم.آروم لباشو میخوردم.لب بالا.با زبون رو لبش خط میکشیدم و میومدم رو لب پایینش.همزمان یه دستمو برده بودم زیر تابش و پهلو کمرشو میمالیدم که خوب حشری بشه.دستمو آوردم بیرون گفتم یه بلن شو.تابشو در آوردم.اومد تو بغلم.یه کم خجالت میکشید.همونکه تو بغلم بود از پشت گیره سوتینشم سری باز کردم و سوتینشو از یهطرف کشیدم انداختم زمین.خشکش زد.دوتا دستاشو گذاشت رو سینه هاش.نگاش کردم گفتم تو که سینه هات خیلی قشنگن.چرا قایمشون میکنی؟انصافا هم خوب بودن.نوکشون صورتی بود.ایستاده ام بودن.اینو بعدا که دستاشو کشید دیدم.منم سری تی شرتمو در آوردم و کمر بندمم شل کردم.گفت کمرتو چرا باز میکنی؟گفتم چون جا واسه این کم اومده میخوام دل درد نگیرم.اصلا نخندید.دوباره خوابوندمش.وقتی بدنشو با بدنم حس میکردم لب گرفتن بیشتر بهم مزه میداد.آروم چرخیدیم.با دستم یه پاشو گرفتم کشیدم رو پهلوی خودم.پامم گذاشتم لای پاش و لباشو میخوردم و بیشتر به خودم فشارش میدادم.صدای نفساش میگفت که حشرش داره مناسب میشه.یه کم بغلمو شل کردم و با یه دستم دکمه شلوار جینشو انگولک میکردم.گفت داری چیکار میکنی؟گفتم این شلوارت نمیزاره من خوب حال کنم.اصلا شلوار تو تخت خواب یه جوریه.گفت باشه.اون پتو رو بده بکشم روم.خودم درش میارم.رفت زیر پتو.در آورد اما هنوز نمیتونستم طرح کونشو ببینم.من دیگه کامل لخت شدم و رفتم کنارش.یه کم دیگه خوردم و مالوندمش.کیرم دیگه از این راست تر نمیشد.اما شرتش نمیذاشت اسید سکس از این بالاتر بره.یه لحظه پتو رو از رومون زدم کنار.از لباش تا گردنش لیس زدم و رفتم زیر گوشش.کنارت آرومم.میخوامت.براش نجوا میکردم.اومدم سراغ سینه هاش.چپی رو میخوردم و اونیکیو میمالیدم.با زبون اومدم رو شکمش هی اومدم پایینتر.شرتشو با دندون گرفتم کشیدم.دستشو گذاشت رو شرتش.گفتم لوس نشو دیگه.با یه کم اصرار درش آوردم.کسشم خوب بود.یه خط صورتی.خیس شده بود.کیرمو میمالیدم روش.آروم سرشو کردم تو.میدونستم دختره اما گفتم بذار ببینیم چی میگه.با نوکش عقب جلو میکردم خوشش میمومد.خواستم بیشتر بکنم تو.آروم فشار دادم.خیلی کم.توش تنگتر میشد.خودشو کشید عقب جوری که بیشتر از اونقد که رفته بود رد نشه.آروم گفت میخوای کار بدی دستم؟همون جوری رفتم برا لباش.کیرمو کشیدم بیرون.دو سانتش رفته بود.حال که میداد اما حشری بودم.میخواستم بیشتر باشه.گفتم پاشو.بلند که شد طرح کونشو دید زدم.معمولی بود.اما اون بچه کونی نبود که سارا قبلیه داشت.گردی و برجستگیش در اون حد نبود.همونجوری سر پا از جلو گذاشتم لای پاهاش و عقب جلو میکردمو لباشو آروم میگرفتم.داشت حال میکرد.این بار من دراز کشیدم و اون نشست روم.یه کم دیگه گفت تو کی ارضا میشی؟گفتم من باید یه سوراخی بکنم که ارضا بشم.گفت آخه من دخترم.گفتم میدونم.از پشت میخوام بکنم.پرسید دردم نمیاد.گفتم یه کمی.چیزی نگفت.یه بوسش کردم و گفتم من آلان میام.پریدم جلدی وازلین طبی و از قفسه حموم آوردمو برگشتم تو اتاق.کنارش دراز کشیدم.با یه دستم آروم کسشو میمالیدم و ازش لب میگرفتم.گفتم برگرد رو پهلو بخواب.پشت به من.به پهلو دراز که کشید یه پاشو خم کردم تو شکمش و دوتا زانومو گذاشتم دو طرف اونیکی پاش.کونش خوب جلوم بود.بدنش بی مو بود.فقط یه کم سوراخ کونش کرک داشت.اونم چون بلوند بود به چشم نمی اومد. کیرمو چرب کردم.سرشو گذاشتم رو سوراخش و آروم فشار دادم.اما یه ذرش هم نرفت تو.انگار دارم رو دیوار فشار میدم که فقط یه کم نرمه.درست روش تنظیم کردم و محکم فشار آوردم.مگه میرفت.دیگه کلا حواسم به کیرم بود.باید میکردمش.این سارا بخواد نخواد باید جای خالی اون یکی سارا رو برام پر بکنه.اونقد فشار دادم که اولای نوکش رفت تو.گرمای توشو حس کردم.سوراخش داشت کیرمو حل میداد بیرون و اگه یه کم شل میکردم در میومد.واسه اینکه رمانتیک بازی در آرم که ریلکس تر تو بغلم بمونه صداش کردم که صورتشو که رو به تشک پایین بودبگیره طرفم.برگشت نگام کرد.دیدم داره بی صدا گریه زاری میگنه.گونه هاش سرخ شده.و اشکش در اومده.نگو همون نوک کیرم کلی دردش آوردهلباشو میمکیدم و با یه دستم سینشو میمالیدم.یواش یواش با نوککیرم تو کونش بازی میکردم که جا باز کنه.یه کمی دیگشم کردم توش.دیگه داشت میمرد از درد.لباشو کشید.گفت درش بیار.دردم میاد.گفتم باشه.اما قبل این که کیرمو که نوکش کامل تو بود بکشم بیرونیه فشار دیگه هم دادم.یه کم بیشتر رفت اما زود در آوردم.نذاشتم سرد بشه.رفتم روبروش کیپ بغلش کردم و لب میگرفتم.بازم رفتم سراغ گردنش و گوشش.میخوردم که حشرش کم نشه و کونشم مهلت داشته باشه یه کم استراحت کنه.رفتم پشتش تو همون استایلی که بودم.گفتم اگه خودتو شل کنی کمتر دردت میاد.منم آروم میزارم.گذاشتم نوکشو کردم تو.گفتم هر جا دردت گرفت بگو.یه سانت کهبیشتر از نوکش رد شد گفت آیی.درد داره و خودشو سفت کرد.رفلکساش ناخود آگاه بودن.گفتم راحت باش.شل کن.گفت بیشتر نکنی توشا.با همون قد از کیرم که تو بود شرو کردم آروم عقب جلو کردن.هر دفه خیلی نا محسوس(و پلیس کنترل ترافیک…ها ها) یه کم بیشتر میبردم تو.یه دستمم آروم میکشیدم رو کسش.یه کوچولو خیس بود هنوز.نزدیک یه ربع ساعت همین جوری بودیم.اما بیشتر از نصفش را نمیداد تو.هنوز قسمت کلفت کیرم بیرون بود.منم نمیخواستم خیلی خشن بذارم که جر بخوره و از زیرم فرار کنه.بسیار نایس و آروم رفتار میکردم.اما فکرم تو این بود که این لحظه از سکس بعد نیم ساعت که دختره تو بغلمه الان اگه سارا قبلیه بودداشتم هارد تا دسته تو کونش تلمبه میزدم.یه لحظه مغزم تعطیل شد و خایه هام بودن که داشتم باهاشون فکر میکردم.بهش گفتم ساراجونم میخوام بیشتر بکنم تو.گفت خیلی درد داره.پرسیدم مگه دردش کم نشده.گفت نه همین قدشم دارم میمیرم.گفتم تو ام باید یه کم تحمل کنی دیگهشل کن.کیرمو همونجوری که توش بود فشار دادم.خیلی تنگ بود.آروم آروم داشت میرفت تو.جای کلفت کیرم که رفت گفتم دیگه تموم شد.سه چهار سانتش مونده بود.اونم گذاشتم با یه دستم شکمشو کشیدم دیگه امونش ندادم.همونو شرو کردم گاییدن.اما با سرعت معمولی.خیلی حشری بودم و کار نداشتم که چه دردی داره میکشه.سارا قبلیه بود حال میکرد تو این حالت.بم گفته بود که با دردش حال میکنم.اما این سارا بیچاره داشت میمرد از درد ومن دیگه برام مهم نبود.کیرمو تا ته کردم تو و همونجا نگه داشتم.میخواستم بیشتر حال بده که بهش گفتم بچرخ دمر بخواب.رفتم روش پاهامو گذاشتم دو طرفش.سر کیرمو گذاشتم رو کونش.تو این حالت یه کم جدا کردن کس و کون از هم دقت میخواد.یه بار نوکش رفت تو کسش.با دستش کیرمو گرفت.گفت بالا تره یه کم.گذاشتم تو کونش.وقتی دخترو تو این حالت میخوابونی کون حسابی کیرو بغل میکنه.خوب داشتم حال میکردم.نفسام تند بودن و اصلا حواسم نبود که چه دردی داره میکشه زیرم.تلمبه هام حسابی تند شده بودن.همونجوری که پشتش بودم با خودم چرخوندمش رو پهلو و میکردمش.تا ته میکردم تو تا کلاهک میکشیدم بیرون و دوباره میکردم تو.گفت بسه دیگه.منم در آوردم و رفتم روبروش.لباشو اساسی میخوردم و چون حسابی زده بودم بالا بوسام این ور اونور بود.یکی از لباش.دوتا رو گونش.گوشه لباشو میمکیدم.گفتم برگرد اگه میخوای تموم کنم.من کشیدم رو پهلو اونم چرخید پشتشو کرد بهم.کیرمو گذاشتم یه کم فشار دادم دیدم سرشو بلن کرد نگاه مستقیم تو چشام.گفت این کجاست داری میکنی توش؟کسش بود بازم اشتباهی.اوپس.خودش با دستش کمر کیرمو گرفت گذاشت رو سوراخ کونش.فشار دادم تو.هنوز تنگ بود و گرم.حس کردم دردش براش کمتر شده.سرعت کردنمو بیشتر کردم.دیگه محکمتر از این نداریم.یه سه چهار دیقه همونجوری هارد داشتم میکردمش و گردنشو میمکیدم.دیدم میگه بسه.گفتم ساکت باش داره آبم میاد.گفت توش میریزی؟همونجوری که تلمبه میزدم گفتم جای دیگت میخوای بیارم گفت نه همون توش خوبه.با یه دستم یه لپ کونشو کشیده بودم و داشتم جدی جرش میدادم که آبم اومد.همونجوری که کیرم نبض میزد شیش هفت تا دیگه ام تا دسته تو کونش زدم و آخریو نگه داشتم توش و خوابیدم روش.پرسید تموم شد؟گفتم آره گلم.گفت درش بیار دیگه.کشیدم بیرون.و کنارش دراز کشیدم.پرسیدم تو ارضا نشدی؟گفت نه.با دستم بالای کسشو مالیدم و سینشو یواش نیشگون میگرفتم.دیگه داشت حوصلم سر میرفت که ارضا شد.ساعتو نگا کردم.یه ساعتو نیم شده بود سکسم.یکم دیگه ام موندیمو حرفیدیمو بعدش بردمش تا سر کوچشون رسوندمش.داشت میرفت یه بوس کوچولو ازش گرفتم.رفت.از پشت نگاش میکردم .یعنی تونسته بود جای سارا قبلیرو برام پر کنه؟و مدام این تو فکرم تکرار میشد که پسر اگه صد تا کس و کون دیگه هم بکنیجای یه ساعت از سکس و عشق بازی با سارای فراموش نشدنی ام رو هم نمیتونه بگیره.

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *