خانم شوهردار و اشتباه من (۲)

0 views
0%

قسمت قبلمحلاه درحال پوشيدن لباس بود بهش گفتم از حالي بامن كردي خوشت اومد باعلامت سررضايت خودش رو ازين سكس نشون دادحاضرشديم اومديم پائين توي مسير محلا بهم گفت محسن 300يا400هزارتومان پول داري بهم بدي كه گفتم نه ببينمن از دادن پول بابت اين جور جريانت بدم مياد نكه بخاطر پولش باشه فكرميكنم طرف بخاطر پول بده كه حال داده نه بخاطر سكس همينه كه خوشم نمياد ادرس خانه روداد نزديكاي خانه كه شديم گفت محسن اون 2طبقه ره مي بيني اونجاست خانه من اين شماره ام …… ديگه براي گرفتن جنس جاي نرو بيا پيش خودم داشت كه پائين ميشد گفتم كه محلاه براي شنبه مياي پيشم گفت كه باشه من شماره موبايلم دادم بهش كه كاري داشت زنگ بزنه من كه حسابي خسته بودم رفتم خانه دختر خاله خودم كه اونم يك خانم بيوه بود ولي حاضر نبودم حتي براي يك دفعه كه شده باهاش بخوابم در عوض اون به هردري ميزد تاكه بامن حال كنه رفتم اونجا نشستم كه گفتم يك دوست پيدا كرده ام تازگي شوهر نداره با برادرش زندگي ميكنه يك بچه ام بيشتر نداره خلاصه حسابي توپ كرديم توي اين چندروز تا قرار بعدي همش تلفني باهم در تماس بوديم كه چند دفعه جوابم رو رمزي ميداد كه يعني نمي تونم حرف بزنم قرار بعدي شد صببح شنبه شبم كه رفتم بودم حمام حسابي حالي به خودم داده بودم كه فردا دوباره دلي سير كوس بكنم آخه من توي سكس حد و مرز ندارم فقط مي خواهم بكنم عاشق زناي هستم قدهيكل بزرگي دارن محلاه پایان چبزايي كه من مي خواستم داشت صبح شد دقيق ساعت 8بود رفتم سر قرا محلاه نشست توي ماشين رفتيم خانه همون دوستم قبليم اما تنها بوديم اون سركار بود خلاصه چندتا آبميوه يخورده وسيله گرفتيم رفتيم خانه رفيم داخل خانه كه محلاه اومد مانتومشكي كه تنش بود بيرون آورد زير مانتو يك شلوار مشكي تنگ پاش بود كه داشت شلوار از تنگي پاره ميشد يك تاپ قرمزكه دو تا سينه بزرگ كه توي خودش جا داده بود نشستيم پاي گاز توي آشپزخانه مشغول كشيدن با محلاه بوديم كه از پرسيدم محلاه سرچه چيزي از شوهرت جدا شده بودي جوابي نداد درست گفت كه فقط آدم نبود باهاش نمي ساختم حسابي ترياك كشيديم كه وسط كشيدن بوديم گفت محسن شيره اگه داشتيم ديگه حالي مي داد من كه اين جور كار راست امور زندگيم بود گفتم لب تركن عزيزم دست كردم توي جيب شلوارم چندتا حب شيره بيرون آوردم شروع به كشيدن كرديم ديگه داشتيم ازنعشه گي خفه ميشديم عجيب بود محلاه جوري رفتار ميكرد كه خيلي وقتي اين كاره بوده خلاصه موقع حال كردن بود بازم من كه زود آب اولم ميومد داشتم فكرميكردم اينبار همون بهانه قبلي براش بيارم هيچي رقتيم اتاق خواب محلاه كه داشت شلوار از پاش بيرون مياورد گفتم بخواب محلاه اون زياد از ريش خوشش نمياد من كه هميشه ريشم بلند بود افتاديم به جونه هم ديگه لب تولب بوديم دست انداختم تاپش رو بيرون آوردم داشتم اون سينه هاي خيلي بزرگش رو ميخوردم كه خيس كردم شرت محلاه كه دستم خورد ديدم بله خانم از شدت شهوت خيس كرده ناجور از پاش بيرون آوردم همين جور از روي شكمش دهانم رو بردم رو كسش يدم خيلي خيسه با دستمال پاك كردم كه و شروع به خوردن كسش كردم كه محلاه داشت همين جور خودش رو به تخت مي ماليد از شدت شهوت من زبانم رو تاجاي كه جاداشت فرو مي كردم داخل صداش بلند شده بود همش سرم رو بيشتر فشار ميداد به كوسش من كه براي اولين بار آبم اومده بود اثر مورفين هم داشت كار خودش رو هم ميكرد محلاه طاقت نياورد با دستاش منو كشوند بالا محسن بزار توشششش تند تند تندتر كشتيم سرش كه رفت داخل باهاش دور كمر قفل شد من شروع كردم تند نتد به كردن فقط صداي برخورد خايه هام با كونش رو ميشنيدم ناگهان با صداي بلند آخ آخ آخ محلاه بلند شد آي آيييي ييي ي ي ييي كوسم كوسم نامرد تو با اين كيرت كلفتت پارم كردي خواهر كسده بهش مي گفتم اين چي اون توي محلاه گفت كبر كلفتت عزيزم بكن نكن محكم تر بزن بزن بزن بزن آخ آخ دست انداخت كمرم محكم گرفت گفت بزار حسش كنم من كه تا جايي مي تونستم كبرم رو كشيدم بيرون با پایان نيرويم فشار دادم داخل محلاه تا اومد بگه يواش زدم داخل فقط ديدم از شدت درد چشاش از حلقه مي خواست بيرون بياد حالتش رو عوض كردم به حالت سگي شد از پشت گذاشتم داخل فكركنم 20دقيقه شد كه آبم اومد براي بار دوم ولي هنوز محلاه كير مي خواست با اين كه دو بار ارضاء شده بودم كيرم به هر زحمتي بود بلند كردم دوباره كردم توي كسش اين بار براي سومين بار نزديك به 50 دقيقه كردم كه هر جور حالتي كه بگيد ما امتحان كرديم ايستاده نشسته خوابيده خم براي بار آخر محلاه اومد نشست روي كيرم كه اونجا بود آبم اومد اون دو دفعه داخل نريختم بار آخر كه يكي دو قطره بود داخل كوسش خالي كردم كه هر دوتايمون از شدت درد آي آي آي آي آخ اخ تند نتد نفس نفس ميزديم و ناي كه حرف بزني نداشتيم محلاه بلند شد يك دستمال برداشت خودش رو پاك كرد رفتيم دستشويي هر كدوم برگشتيم كه گفت محسن نزديك اومدن بچه ام است تند باش لباس بپوش كه بايد بريم ساعت 12 ظهر بوداين شد آغاز سكس هاي هفته اي دوبار من در هر سكس من دو تا سه بار آبم ميامود ولي توي رفتن اومدن من با محلاه چيزاي در مورد اسم واقعي اش از زبان خودش ميپريد شنيدم چند باري هم در مورد سكس با اين اون كه داشته از زبان خودش ميپريد چون خيلي رو اين جور مورد تيز بازي در ميارم اما به خيال خوم تيز بودم كامل در اشتباه بودم چند بار گفتم شناسنامه ات رو به بينم بهم نداد منم كار شده بود كردن خانوم بردن مشتري براي خريد جنس كه رضايت خانوم رو جلب كنم درب خانه مي رفتم براي گرفتن جنس داخل نمي گذاشت بيايم ام دختر كوچولش رو يك بچه بسيار معصوم خشكل بود ميديدم در يكي از همين روزا بود كه اون به همراه خودم بوردم خانه دختر خاله ام زهرا باهم آشنا شدن كه بعداز صحبت كردن ترياك كشيدن كه ديگه جوابم رو نميداد كارم شده بود شيره كشيدن همين جور محلاه هم عادت داشت كه بامن است شيره مصرف كنه ميگفت نعشه كردن باتو ديگه حالي ميده روزي خرجم از 5000هزار تومان رسيده بود به 18000 هزار تومان از طرفي بخاطر حال كردن زيادي با محلاه روز به روز داشتم لاغر تر ميشدم و ضعيف تر بعداز اين كه محلاه با بچه اش رسندوم خانه برگشتم پيش زهرا دختر خاله خودم زهرا بهم گفت محسن من شك دارم به بيوه بودنش من كه راستش ديگه يك جوراي عاشقش شده بودم گفتم كوس کس و شعر ميگي اين خانم با برادرش زندگي مي كنه يكسال بيشتر كه از شوهرش جدا شده است يك شب من كه خانه زهرا بودم محلاه كه با دختر خاله من دوست شده بودن با همون برادرش اومدن پيش زهرا من سريع رفتم داخل يك اتاق ديگه پنهان شدم از شيشه اتاق نگاه مي كردم ديدم محلاه با يك مرد حدود 30 ساله با بچه اش نشستن وبه زهرا ميگن كه ما براي خريد ترياك اومديم نمي دانم چرا به من زنگ نزده بودن خلا صه من صداي اونارو كامل نمي شنيدم ولي وقتي كه باهم صحبت ميكردن محلاه با برادرش يك لهجه خاص بود زبان فارسي نبود بازم باورم نميشد پيش خودم مي گفتم من بد مي شنوم زهرا به هر زحمتي بود براي اونا جنس خريد ردشون كرد من بيرون كه اومدم گفت محسن اين شوهر محلاه است دو سه مرتبه از زبانه بچه خودم شنيدم گفت پدر ولي محلاه اصرا داشته كه اين دايي بچه است با يك زبان كه به تر كي يا كردي مي خورد باهم حرف ميزدن من راستش بروي خودم نياوردم زدم بيرون ولي شك كرده بودم نمي نونستم به محلاه بگم كه شب من خانه زهرا بودم كاره ما هم شده بود فقط ماه چند مرتبه كردن يا كه يك بار از محلاه سوال كردم كه راستش من فكر ميكنم تو شوهر داريي و به من دروغ گفتي در جواب گفت كه نه خيالاتي شدي ولي رفتارهاي مشكوكي از محلاه ميديدم پيش خودم ميگفتم قبل از من با خيلي افراد رابطه جنسي داشته ولي به بدنش نمي خورد توي سكس ديونم ميكرد دين ايمان پدر و مادر خانواده ام شده بود محلاه اقساط ماشينم حتي يك دونه پرداخت نكرده بودم مشكلات زيادي داشتم ازبابت اقتصادي من ومحلاه هم كارمون شده بود كردن تا اينكه جرياني اتفاق افتادكه رنگ بوي ديگه گرفت رابطه من اون …… ادامه …نوشته محسن

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *