دوجنسه و سینا

0 views
0%

سلام به بچه هه عزیز ممنون از این همه لطفتون به من اول میخوام یه واقعیت از زندگیم بهتون بگم وقتی از مطب در اومدم بیرون مادرم ازم سوال کرد که چی شده منم قضیه رو بهشن گفتم دیدم که مادرم از این پیشامد اصلا حالش خوب نیست بعد از اون ماجرا نگاه خوانوادم به من عوض شده بود مثل سابق تحویلم نمیگرفتن منو فرستاده بودن مدرسه پسرانه چون( دکتر به مادرم گفته بود تو محیط دخترنه نباید برم) زدم و با این که سینم کوچیک بود ولی باز کش میبستم تا زیاد برجسته نشه ولی خوب صدامو چکار میکردم بچه هام که منو مسخره میکردن فقط با پسری به نام سینا آشنا شدم خیلی با من خوب بود به خاطر این مشکلات تحصیل از راه دور رو ترجیح دادم تا کن برا دبیرستانوالدینم که میدیدن بچه شون این طوریه منو به بهانه درس فرستادن تهران و منم تونستم با کلی کلنجار تو دنشگاه روزانه تهران قبول شدم تو این 4 سال اومدم تهران فقط با مادرم با تلفن صحبت میکردم دلم واسشون خیلی تنگ شده. بزارین دومین سکسمو بگم که جالب بود. گفته بودم که با پسری به اسم سینا آشنا شده بودم تو سن13 سالگی تا قبل اون فقط جق میزدماین آقا سینا خیلی پسر نازی بود منظم مودب خوشگل قدبلند و سفید وقتی با اون بودم حس جالبی تو بدانم جریان پیدا میکرد گذاشت قضیه و ما 2تا فقط با اون بودم بالاخره به کله ام زدو گفتم که باید قضیه دوست داشتنشو بهش میگیفتم یه روز تو پارک قرار گذاشتیم و من قضیه 2جنسه بودنمو بهش گفتم. با هر کلمه حرف زدن من اون داشت شاخ در میاورد ولی اصلا باهام تند برخورد نکرد و گفت که اتفاقا خیلی خوشحاله باهام دستیم منم قضیه سکس باهاش در میون گذاشتم اول من من . . . کرد ولی بعد حاضر شد گفت برا اولین بنار میخواد تجربه کنم همونجا یه ماچ آبدار کردم و ازش تشکر کردمقرار شد جمعه‌ای بریم خونه اونا منم آرایشه سخی خودمو کردمبه( طوری که میخواستم خودمو همنجا بکنم) بالاخره رفتیم تو خونه اون برام عرق آورد ولی من نخوردم چون میترسیدیم بعد کلی درددل که اون میگفت تو مدرسه همه بچه ها به اون نگاه بد دارنبه خاطر همین با من دوست شده خلاصه موقع عملیات بود بهش گفتم بریم اونم گفت باشه با هم رفتیم تو اتاقش این سینا یه ذره تپل بود. کون بزرگی داشت اون که جلو بود منو حشری داشت میکرد رفتیم رو تخت و به پهلو خوابیدیم و برا اولین بار داشتم لب میدادم واای چه لحظه دلنشینی بود اون لب پایین من منم لب بلایی اون تو همین حالت 15 دقیقه گذشت. اون دستش رو کون و سینه من بود منم مثل اون اینکارو میکردم بالاخره شلورمنو در آوردیم یه لحظه سینا از دیدن کیرم جا خورد ولی بعد رفتارش عادی شد و برام با دست مالش میداد چون هنوز خوابیده بود. 2جنسه‌ها( اکثرا دیر سیخ میکنندولی) مال سینا سیخ بود منم برا اونو دستم گرفتمو براش کار مثل خانم در رو میکردم وااای چقدر داغ بود بوی تقریبا خوبی میداد.منو به حالت سگی قرار داد و از پشت با مالیدن کرم و فرو کردن انگشت اش در باز کردن سوراخ کنم داشت منا درد داشتم ولی ترجیح دادم چیزی نگم و فقط آهوو اوه میکردم تا اینکه یه چیز داغ دم سوراخم حس کردم و بعد تو بدانم واااااااااااای چه دردی داشت انقر کیرش به مدم برخورد میکر بعد 4ی5 دقیقه آبش اومدوا ریخت تو کنم چقدر داغ بود دیون شدم اومد چنتامان ازم گرفت و دراز کشید منا خودمو پاک کردم ولی ایندفه نوبت من بو منم بهش گفتم اونم گفت باشه عزیزم منم رفتم جلشون( دراز کشیده بدوا) کیر کاملا خبیدمی جلو صراطش گرفتم اونم اول یه نوک زد سر کیرم بعد دهنش گزش باز واااااای چه جاع قرمی بود کم کم دستم با ضربه کلش هماهنگ کردمکیرم داشت کم کم بلند میشد منم جلو عقب کردم کیرمو بعد رفتم در همون حال ازش لب گرفتمو پایان بدنشو لیس زدم رسیدم به کونش اونجرو کاملا لیس میزدم اصلا مو ندشت منم کرمو بردشتمو با انگشتم میکردم تو سوراخش تا باز بشه 2تا آنگشتو کردم توش بعد کیرمو کرم زدم و گذاشتم رو سوراخش و فشار میدادم ولی تو نرفت بازم با فشاری 2 برابر قبلی کردم توش بنده خدا داشت جیغ میزد میگفت در بیار راست میگفت کیر من از اون واقعا خیلی بزرگتر بود (قبلن گفتم تقریبا 21 میشه)ولی میدونستم در بیارم در میره در نتیجه فشارو بیشتر کردمو دیدم سر کیرم به چیز صفتی خورد ولی تماما تو نرفت بود تو همون حالت روش خام شدمو گردنو کمرشو لیس میزدم بعد شروع کردم به عقب و جلو تلمبه کردن دیگه دردش کمتر شده بود منم تلمبمو میزدم و راهتر میرفت توش خسته شده بودا به پشت خوابندمش و پهشو زدم کنار و دوباره کردم توش این حالت خیلی بهم داشت حال میداد تلمبمو بیشتر کردمی اونم داشت لذت میبردو با سینم و میرفت منم در حین تلمبه زدن روش دراز کشیدمو ازش لب میگرفتم تا این که دیدم داره آبم میاد سریتر زدمو همه رو ریختم توش اونم جیغ کوتاه کشید همون حالت داشتیم ازم لب میگرفتیم ازش تشکر کردمو اون گفت که واقعا خسته شده بوده چون زمان کردنش طول کشید تقریبا 25یا 30 دقیقه شد بعد لباس پوشیدم و از خونه زدم بیرون تو راه فکر میکردم عجب چیزی خدا نصیبم کرده به هر دختری برخورد میکردم میخواستم بکنمش ولی نمیشد. ببخشید که سرتنو درد آوردم اگه خوشتون اومد بگین تا بازم سکسم با دختر بگم مرسی بای.نوشته‌ بهار

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *