سکس یا عشق؟ (۲)

0 views
0%

سکس یا عشق (۱)بعد از اون جریان دیگه روز به روز اشتیاقم بهش بیشتر می شد . وقتی همدیگه رو نگاه می کردیم اون شب یادم می اومد و گرمای تنش آتیشم می زد . همین جور می گذشت و صمیمیت ما بیشتر می شد . گاهی وقتها دستمو می گرفت و ازم لب می خواست که با مخالفت من روبه رو می شد و تا اینکه 3 ماه بعد از اون یه خواستگار خوب و ایده آل اومد و همه با ازدواج من موافق بودن جز خودم . چند بار اومده بودن خونه اما دست رد به سینه اشون زدیم و خانواده ام با من سر لج افتاده بودن و بهم می گفتن که دختر دیگه تو چرا مخالفت می کنی . اما من دلم یه جایی دیگه اسیر بود . از گلنار هم خواسته بودم به شوهرش و خونواده اش در مورد خواستگار من چیزی نگه . تا اینکه یه روز مرده اومد تو شرکت و باهام حرف زد . پشت میزم نشسته بودم سرگرم کارم بودم که اومد تو با هم حرف زد و می خواست علت مخالفت منو بدونه . منم نمی تونستم بهش بگم عاشقم گفتم فعلا وقت ازدواج ندارم . بهتره که منتظر من نباشه . وقتی رفت بیرون قیافه فرید دیدنی بود . اومد جلو میزم ایستاد و زل زد تو چشام . خیلی عصبانی بود و رفت پشت میز خودش اون روز اصلا باهم حرف نزدیم شب وقتی رفتم خونه بهش اس ام اس زدم و گفتم که چی شده ؟ گفت چرا بهم نگفتی خواستگار داری؟ گفتم روم نشده حالا که فهمیدی مثلاً که چی بشه . گفت دلنار من خودتو می خوام . خونه راضی ان ؟ گفتم اره همه اشون جبهه گرفتن برام . کم کم دارم راضی می شم . گفت غلط اضافی تو خانم خودمی اون شب مال من شدی یادت نیست؟ گفتم حالا می گی من چیکار کنم . گفت می آم جلو .اینجوری بود که همه چیز جور شد .نامزدی و عقد 3 ماه طول کشید . تا عقد نشدیم نذاشتم بهم دست بزنه . وقتی که عقد کردیم چند روز خونه اشون رفتم . مامانش رفته بود شهرستان خونه دخترش منم به بهانه اینکه فرید تنهاست رفتم خونه اشون . دو روز مرخصی گرفتم و رفتم اونجا اما به فرید مرخصی ندادن . اون می رفت شرکت . شب که مامانش رفت همون موقع ساعت 10 اومد دنبالم و منم آماده شدم . تو ماشین دست همو گرفته بودیم و چشم از چشمم بر نمی داشت . تا خونه اشون تو راه لب می گرفتیم چند بار نزدیک بود بزنه به در ودیوار هر لحظه عطشمون بیشتر و بیشتر می شد . رسیدم . ماشین زد تو حیاط و رفتیم بالا . از پله های حیاط بغلم کرد تا رسیدیم جلوی در جیغ زدیم و همدیگه رو بوسیدیم . گلنار و شوهرش اومده بودن بیرون نگامون می کردن . ما هم یه دستی تکون دادیم و رفتیم تو . وقتی می خواست در رو باز کنه من خودم رو آویزونش کرده بودم دستاش می لرزید . دروباز کرد و تو بغل هم رفتیم تو . درو با پا بست و همون جا جلو در شروع کردیم به لب گرفتن . کمی آروم شده بودیم . سرمو گرفتم عقب گفتم بسته . فعلا برم لباسامو در بیارم توم برو یه دوش بگیر . لباشو لیس زد و گفت به به . ای به چشم . ورفتم تو اتاقش مانتومو در آوردم . فکر کردم رفته حموم . رفتم جلو میز توالتش تو آینه کمی خودمو نگاه کردم و انواع ادکلن روی میزش روبو کردم اون بویی رو که همیشه می زد و من دوس داشتم و برداشتم کمی پاشیدم رو گردنم . جلو آینه با سوتین و شلوار جین ایستاده بودم و کش موهامو باز کردم و موهامو شونه کردم بعدشم شلوارمو درآوردم و از تو ساکم لباسامو درآوردم و چیدم تو یکی از کشوهای میز توالتش . یه دامن کوتاه انتخاب کردم و پوشیدم و رژ لب مو بیشتر کردم . سوتینم هم مخصوص سکس بود و جلوش توری بود یه جوری که نوک سینه ام از وسط تورش می زد بیرون . وسطشم یه پاپیون بود که اگه باز می کردی سینه ام با یه لرزش و فشار خاصی رها می شد . از اتاقش اومدم بیرون و رفتم تو آشپزخونه کمی میوه چیدم توی ظرف و میز و با سلیقه خودم چیدم . رفتم جلو در حموم صداش زدم . فرید زود باش دیگه من منتظرم . تا اینو گفتم اومد بیرون روبدوشامبر سرمه ای پوشیده بود که خیلی به پوست تش می اومد . موهاش خیس بود و آب از نوک بینیش می چکید . دلم براش ضعف رفت . دستمو گذاشتم رو گونه های خیسشو یه بوس و نرم و خیس از لباش گرفتم . شروع کردم به خشک کردن موهاش . تو چشمای هم زل زده بودیم . دستشو گذاشت زیر کمرمو بلندم کرد و رفتیم سمت اتاقش . بهش گفتم میوه گذاشتم بریم بخوریم . گفت تا تو هستی میوه خوردنی نیست . و شروع کرد به خوردن لبام . سرشو گذاشت رو سینه ام و بو کرد گفت این چیه پوشیدی دیونه . گفتم لباس شب . مخصوص زوج جوان . نوک بینی مو بوسید و منو گذاشت زمین روبدوشامبرشو در آورد و لباساشو پوشید . فکر کردم ناراحت شده . سرجام خشکم زد . رفتم از پشت بغلش کردم دستمو گذاشتم رو سینه اشو از برآمدگیش خوشم می اومد . چونه امو گذاشتم رو شونه اشو از تو آینه نگاش کردم که داشت موهاشو شونه می زد و خشک می کرد . یه کم نگام کرد و برگشت طرفم دستمو گذاشتم رو شونه هاش . گفت دلنار؟ گفتم بله گفت می خوام امشب باهات حرف بزنم . پرسیدم در چه موردی؟ گفت حالا می فهمی . رفتم ظرف میوه رو برداشتم آوردم تو اتاق . پاشد ظرف رو از دستم گرفت و گذاشت رو میز و دستاشو باز کرد یعنی بیا تو بغلم منم از همون فاصله ای که داتشیم خودمو پرت کردم تو بغلش . یه خنده بلند کرد و دستشو کرد تو موهام . بلندم کرد گذاشت رو تخت و یه خیار برداشت دامنم که افتاده بود رو کمرم آروم خیار رو از رو شرت می کشید رو کسم . شرتم خیس شده بود و چسبیده بود به کسم سردی خیارو حس می کردم خودشم خوابیده بود روم و لبامو گرفته بود تو دهنشو محکم می مکید برام . کم کم خیار گرم شد و رفت پایین شرتو از پام در آورد یه سرمای خاصی به تنم پیچید لرزیدم . گفتم جونم چی شد ؟ گفتم سردمه . گفت الان گرمت می کنم . و با خیار شروع کرد به مالوندن چوچوله ام . داشتم دیوونه می شدم سر خیارو با کسم لیز می کردو می کشید رو چوچوله ام که ورم کرده بود . بعد فشارشو بیشتر کرد و خیارو برد عقب کشید وسط کسم و بعد آورد بالا سرشو لیس زد . دوباره گذاشت رو چوچوله ام می مالید و انگشت کرد . آنقدر تند تند این کارو می کرد تا ارضا شدم . بعد اومد کنارم دراز کشید . موهام و نوازش کرد و دستشو گذاشت جلو سوراخ کسم . تا سر انگشتشو کرده بود تو . گفتم فرید میخوای همین امشب خانمم کنی؟ گفت امشب نه ولی تو این چنر روز اینقدر باهات ور می رم تا خودت ازم بخوای که خانمم بشی .خیارو که کنار کمرم گذاشته بود آوردم بالا نگاش کردم . دستمو گرفت و خیارو گذاشت تو دهنش یه گاز ازش گرفت و گذاشت جلو دهنم منم جای لباشو گرفتم و یه گاز گرفتم . تا ته همه اشو اینجور یخوردیم . گفت الان می خوام اون موضوعو بهت بگم .- خب بگو عزیزم- با همون بوسه اول فهمیدم تا حالا هیچ پسری دست بهت نزده و پاک پاک بودی . می گن پاک بودن دخترارو می شه از بوسیدنشون فهمید . لرزیدن دستات . هیجان منم کمتر از تو نبود اما معلوم بود که من اولین نفری هستم که دارم باهات معاشقه می کنم . واسه همین تصمیم گرفتم همون کسی هم باشم که اولین نفریه باهات سکس می کنه . عاشقت بودم و همیشه تو رویاهام دنبالت می گشتم . اما ….- اما چی ؟ تموم تنم یخ کرده بود و دلم بی تابی می کرد .- اما من مثله تو نبودم . تو اولین نفری نبودی که …- می خوای چی بگی؟ اینا چیه که بهم می گی؟- می خوام بدونی من مثه تو پاک نبودم و با کسای دیگه ای هم بودم .این جمله اشو خیلی تند وسریع گفت و چشاشو بست .نمی دونستم بهش چی بگم . داشتم نگاش می کردم . مغزم قفل شده بود . تک تک صورتشو نگاه کردم . خیلی عاشقش بودم حتی الان که زنش شده بودم و دیگه نمی تونستم فکر جدایی رو به سرم راه بدم .- فرید؟- جونم- چرا چشماتو باز نمی کنی؟- می ترسم خجالت می کشم تو چشات نگاه کنم . هرکاری می خوای باهام بکن اما نگو که می ری .- چرا الان اینارو بهم می گی؟- نمی خواستم وقتی بفهمی که دیر شده- یعنی چی؟- یعنی می خوام از زبون خودم بشنوی نه کس دیگه ای .چشماشو باز کرد صورتشو آورد جلوتر و یه پاشو گذاشت وسط پام زانوش می خورد به کسم .- حتی بهت حق نمی دم تصمیم بگیری . تو مال خودمی . نمی زارم بری نمی زارم هیچ فکری کنی . باید ببخشی و بمونی .از گرمای نفساش بدنم مور مور می شد . سینه ام نوک زده بود و از تور سوتینم اومده بود بیرون . گفتم فرید کاشکی بهم نمی گفتی.گفت چیزی نشده . می خوام اونقدر بهت لذت بدم که از با تجربه بودنم کیف کنی و هیچ وقت پشیمون نشی که مال منی .من تا حالا با کسی جز فرید نبودم . نمی دونستم که مردای دیگه تو سکس چه جورین . اما فرید خیلی باهام راه می اومد .یه جوری لبمو می بوسید که حسش ت اته کسم می رفت .یه لب اساسی ازم گرفت و بلند شد . گرمای تنشو که ازم گرفت سردم شد . بی اختیار گفتم بمون کجا می ری؟ گفت برم یه کم آب بخورم بیارم برات؟ گفتم اره . رفت و اما برگشت لیوان آبی دستش نبود . اما دهنش پر از آب بود . خم شد رومو دهنمو باز کردم . آب تو دهنشو ریخت تو دهنم گرم بود اما یه مزه ای خوبی می داد . طعم دهنشو . گفتم فرید الان که با من هستی به کسای دیگه ای که قبلاً باهاشون بودی فکر می کنی ؟ گفت نه . اما با اونا که بودم بعضی هاشون به تو فکر می کردم . بیا این موضوع رو فراموش کن و دیگه بحث نکنیم در موردش . گفتم چشم .ساعت 12 شده بود که خواستم بخوابم که نذاشت و گفت الان وقت خواب نیست . دستمو کشید و رفتیم تو پذیرایی . ماهواره و تلوزیون و روشن کرد . گذاشت رو یه کانال که فیلم سکسی پخش می کرد . جلو تلوزیون رو گرفته بود و من فقط صدای یه زنو می شنیدم که اه اه می کرد . بعدش اومد کنارم نشست . دستشو گذاشت رو کسم از رو دامن شرتم هم که در آروده بود . پام نبود . دستاش قوی و محکم بود منم دستم گذاشتم رو ساعد دستش و آروم با موهای سیاه و زبرش بازی می کردم . هردومون زل زده بودیم به تلوزیون . صحنه ی خیلی سکسی بود . زنه روی دهن مرد نشسته بود و مرده داشت کسش ومی خورد . بعد یه کم پاشدن و مرد از پشت زنه رو تو بغلش گرفت و یه دستشو گذاشت رو سینه اشو یه دستش رو کسش . شروع کردن به لب گرفتن . دستشو اروم حرکت می داد رو کسم . دامنم رو زد کنارو یه کم کسم نگاه کرد و یه لب قشنگ ازم گرفت . دلم می خواست تا ابد تو همین حالت بمونیم . دستم رو از رو ساعدش کشید رو شونه اش . رفت عقب . چشم از چشمم بر نمیداشت . رفتیم سراغ ادامه فیلم . اونجا بودن که خانم داشت کیر مرد و می خورد و صدای ناله ی مرده بلند شده بود . دستمو گذاشتم رو کیرش . اما خوابیده بود . پرسیدم چرا . لبخندی زدو گفت این بلند نمی شه تا تو صداش نکنی . نمی خوام اذیتت کنم می خوام آماده شی و درد نکشی بعد فرید کوچولو بر علیه ات قد علم کنه . خندیدم و زبونشو کرد تو دهنم . دستشو از پشت دو ر کمرم انداخت و منو بیشتر به خودش فشار داد . گفتم حالا که اینجوری یه کم براش ناز کنم . خودمو کشیدم عقب و گفتم فرید بسته خوابم می آد . توم باید فردا بری شرکت . گفت ای به چشم و بلندم کرد و رفتیم رو تخت . یادم نیست چه طور خوابم برد همینکه سرمو گذاشت رو سینه اشو صدای تپش قلبش خوابم کرد .

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *