من و دنياي سكس

0 views
0%

از وقتي يادمه يه دختر حشري بودمراهنمايي هم كه بودم با وجود پایان محدوديت هايي كه داشتم خيلي پايه ميشدم. حتي به برادر بزرگترم هم اون موقعها نظر داشتم.تو جامعه ايران يه خانم پرشهوت كارش زاره چون به چشم بدي بهش نگاه ميكنن اما من دختر فاسدي نبودم.يه دوست خانوادگي داشتيم كه پسرشون دوست فابريك برادرم بود.خيلي خوش هيكل و البته خوش قيافه بود. صورت سه تيغ و موهاي نسبتا بلندبينى باريك و قلمي و كلا چهره مينياتوري داشت اسمشم وحيد بود.من كه رفتم دبيرستاناين و برادرم دانشجو شدن و برادرم رفت يه شهر ديگه و از اون به بعد وحيد خيلي كم خونه ما ميومد همون وقتا بود كه فهميدم بهش علاقه دارم. شهوت هم مثل هميشه روي اعصابم بود و ديگه خودارضايي هم بهم حال نميداد.عيد نوروز كه شد برادرم اومد خونه و برنامه شد كه ما دو تا خانواده بريم شمال اما اميدي نداشتم چون از طرفي خانواده چهارچشمي منو مي پاييدن و از طرفي هم ميدونستم وحيد به من نظر نداره بر و روي آنچنانى هم نداشتم آخه.15 سالم بود و اندام خدايي هم نداشتم.خلاصه رفتيم سفر و تا برگشتيم فقط غصه خوردم. چند باري با وحيد حرف زدم اما كلا با من مثل خواهر كوچكترش صحبت ميكرد.همه چي مخفي بود تا اينكه برادرم همه چيزو فهميد و بعد گريه زاري من و كلي نصيحت معقول كه ديد به خرجم نميره خودش شخصا با وحيد حرف زد.ما دوست بوديم اما عين خواهر برادر. تا اينكه فهميدم برادر بخاطر اينكه من آسيب روحي نبينم به وحيد گفته من بچه م و الان هوامو داشته باشه. همينمن جدا شدم و راه خودمو رفتم. دوست پسر پيدا كردم و شايد تو يه سال چند بار دوست پسر عوض كردم تا اينكه منم رفتم دانشگاه. كلا كارم شده بود عشق و حال الكي سال اول دانشگاه اوپن شدم و همين جور داشتم ول ميدادم خوش هيكل و خوش بر و رو هم كه بودم.همه چي تموميه شب وحيد اينا مثل هميشه اومده بودن خونه ما منم كه عمرا ديگه به اون توجهي نداشتم. با برادرم تو اتاق گرم صحبت راجع به كار و اينا بود. منم اتاق خودم بودم آخه وحيد تك بچه بود و اونا دختري نداشتن كه همدم من باشه. تو اتاق بودم داشتم خاطراتمو مرور ميكردم يهو بغضم گرفت. تا خرخره تو لجن بودم و وحيدو مقصر اصلي ميدونستم. اما كه چي…اون شب گذشت. فردای اون روز زنگ زدم به وحيد و رفتم محل كارش و گفتم به ياد قديم ناهار باهم باشيم.حرفاي عادي زديم و گذشتسوار ماشين كه شديم يهو اون چهره سرد من تبديل به يه بدبخت بيچاره شد و زدم زير گريه و گفتم ميدونى من نابود شدم؟ همه شم تقصير توئه؟دستمو گرفت يه حال خاصي شدم. من سالها حال كرده بودم شهوتو ميشناختم اما اين يكي شهوت نبود عميقتر از اون بود…وحيد به زمين و زمان قسم خورد كه تا حالا هرگز دوست دختر و اينا نداشته و همه شم بخاطر من بوده اما بخاطر ارادتش به برادرم بخودش اجازه نداده بياد طرفمنميدونم راست گفت يا دروغ اما به دركمن كه ترجيح دادم باور كنمتقريبا يه ماه از دوستيمون ميگذشت كه من مكان جور كردم و ازش خواستم بياد ناهار خونه دوستم ميخوام خلوت كنيم.بخودم رسيدم و يه تي شرت و دامن كوتاه پوشيدم. ادکلن زدم آرايشمو كردم كه اومد.واي خدا چه ناز بود اين پسر.تا اومد تو بغلش كردم و چسبيدم بهش و لباشو خوردم و تا وقتي كه راست شدن كيرشو حس نكردم ازش جدا نشدم.ديگه نيازي نبود حرفي بزنم. نگاهامون حرف ميزدوحيد در گوشم گفت عزيز دلم ديگه نگران هيچي نباش.لبامو محكم ميخورد منم دكمه ها و كمربندشو باز كردم. منو رو زمين خوابوند و ازم لب گرفت. پيرهنشو درآوردم. عجب بدني داشت لباسمو درآورد و سينه هامو تو دستاش مشت كرد. چسبوندمش به خودم و بوسيدمش گفتم عزيزم كنارم بخواب. دراز كشيد فوري رفتم روش و لب گرفتمو آروم دست كردم تو شلوارش و كيرشو گرفتم. يكم اومدم بالاتر و سينه مو دادم تا راحت بخوره. مث نوزاد شيرخواره سينه هامو داشت ميخورد.از پشت دست دادم رو كيرش و مالوندم.آب اوليه ش اومده بود. رفتم پايين و شلوارشو درآوردم. قبل درآوردن شورتش نگاهش كردم كه با سر اشاره كرد در بيارمش. درآوردم كيرش قطر 3 يا 4 سانت بود در 17 سانت.مناسب من بود. اومدم ساك بزنم مانعم شد اما بعد كه زبونمو به تخماش كشيدم دستاشو ول كرد. سر كيرشو محكم ميك ميزدم و كيرشم تو دهنم عقب جلو ميكردم. بلند شد و روم خوابيد و دامنمو درآورد.شرت پام نبود. گفتم وحيد كنارم بخواب از روبرو منو بكنكنارم خوابيد و روبروم بود. دستشو به كسم كشيد و انگشتشو داخل كسم فرو كرد. صدام دراومد گفت اوووف فكر ميكردم گشادتر باشه.پامو داد بالا.كيرشو گرفت و يهو فرو كرد تو كسم.صداي آه و ناله م ساختمونو برداشته بود اونم صداش دراومده بود.آه و ناله شم حشريم ميكردپسر سكسي و نازي بود.يهو كيرشو تا ته داد تو و سفت نگه داشت كه منم لبامو محكم گزيدم و فهميدم كه ارضا شده.گفت ريختم داخل گفتم اشكال نداره. اون با منلبامو رو لباش گذاشتم و بوسيدمش و دو ساعتي بغلش خوابيدم.آه…نوشته رویا

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *