نوستالژی شیهه

0 views
0%

اوایل تابستان 2007 بود که تصمیم گرفتیم که خانه ی بزرگتری در تورنتو خریداری کنیم ولی هر جوری حساب میکردیم قسط خانه ای که پسندیده بودیم با درآمد مون جور در نمیومد تا اینکه یکی از دوستان پیشنهاد داد که همین خانه را بخریم و برای مدتی زیر زمینش را اجاره بدهیم. خلاصه وقتی معامله تموم شد، به همون بنگاهی سپردیم که یه زوج جوان بدون بچه برای اجاره ی زیر زمین پیدا کند. یک هفته نگذشته بود که فرشاد (بنگاهیمون) زنگ زد و خبر داد که یک خانم و شوهر تازه از ایران اومده دنبال یه جایی مثل زیر زمین ما میگردند. بار اول که راحله و شوهرش برای دیدن خانه آمدند، به نظرم خیلی خانم وشوهر ساده ای اومدن. همون جا یه قرارداد امضا کردیم و بعد از چند روز وسایل کمی که داشتند رو آوردند و در زیر زمین ساکن شدند. چیزی نگذشت که فهمیدم شوهر راحله شبها پیتزا دلیوری میکند و راحله را نمیکند.رابطه ی من و راحله از اینجا شروع شد که یک شب که گلهای باغچه را آب میدادم، از پنجره ی زیر زمین دیدم که راحله با زیر پیراهنی نازک جلوی تلویزیون نشسته و گوبلن می بافد. تو عالم خودم بودم که دیدم راحله با گوبلن و یه گیلاس اومد تو حیاط. اینجا اولین باری بود که حس کردم که میخوام با راحله از کون کیف کنم. پیش خودم گفتم که این مدتی که خانمم ایرانه بهترین فرصته که ابول رو از عزلت در بیارم و یه حال چربی بکنم. خلاصه یه بهانه ای جور کردم وکشوندمش تو رختخواب، ولی از بد ماجرا، اون شب تو مود زود انزالی بودم و حسابی آبرو ریزی به پا کردم. پیش خودم گفتم که دیگه اینم مالید و انگشت کرد و راحله دیگه به ما بده نیست و باید مگسک رو کج کنم یه ور دیگه. ولی فردا شبش دوباره دیدم که راحله خودش فحل شده و فرجش هوای وصال کیر ما رو کرده. دیگه نفهمیدم چه جوری و چند بار از یمین و یسار و فرغونی و الاکلنگی پاچیدیم رو هم. بعدا متوجه شدم که وقتی راحله آب کسش رو سرم میریخت باعث شد که سرم برای باقی عمر شوره بزنه . هنوزم که هنوزه، با اینکه الان دو سالی هست که راحله و شوهرش برگشتند کرج، همیشه موقع استمنا تو حموم قیافه ی راحله وصدای شیهه و آه و اوهش مثل ناقوس تو گوشم صدا میکنه.نوشته ارژنگ

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *