وقتی ضربدری رو شناختم (۲)

0 views
0%

قسمت قبلاگه یادتون باشه من و مهرداد دیگه باهم راحت بودیم و هر شب جمعه ترتیب میترا و الهه رو میدادیم. بعضی هفته ها هم اگه کاری پیش میومد برنامه برای وسط هفته هم می افتاد یا بعضی وقتها هم به دو هفته هم می کشید. من که واقعا از این کار خوشم اومده بود دوست داشتم زنهای بیشتری رو تصاحب می کردم. یه شب همکارم با خانومش اومدن خونه ما . همکارم اسمش مجیده و زنش هم مریمه. مریم واقعا خوشگله و دلم خیلی میخواست بکنمش اما چه جوری نمیدونستم. مجید و مریم یه دو ماهی بود که باهم نامزد کرده بودن. همش به این فکر می کردم که یه جورایی برنامه ضربدری رو باهاشون اجرا کنیم . من که اصلا رو نمی شد. برا همین یواشکی به مهرداد زنگ زدمو گفتم تو میترا سریع خودتونو برسونید خونه ما. مهرداد هم از خدا خواسته اومد و با اشاره بهش فهموندم که چیکار کنه. کم کم مهرداد سر صحبت رو باز کرد و ضربدری رو پیش کشید که مجید گفت آره پدر دیگه عادی شده. تو ایران هم دیگه داره رواج پیدا میکنه. گفتم مجید تو مگه با این برنامه موافقی گفت من آره از خدامه ولی مریم رو مگه میشه راضی کرد. گفتم تو راضی باش مریم با ما. گفت چطوری. الهه رو صدا زدم و جریان رو بهش گفتم. که الهه گفت مریم منتظر جواب مجیده و اینو که گفت من گفتم به به چه عالی پس بهتره قبل از شام یه پیش غذا داشته باشیم. مریم رو صدا زدم و گفتم مریم خانوم بیا مجید کارت داره دیدم به به مریم با یه شورت و سوتین امد تو هال و نشست کنار مجید. واقعل عجب چیزی بود .دنیایی برا خودش بود. بعد از اون دیدم میترا و الهه اومدن و میترا اومد کنار من و نشست بغلم . به محض اینکه نشست بغلم شروع کردم به خوردن لبش. مجید هم داشت با تعجب نگاه می کرد. گفتم مجید با کی شروع می کنی گفت فرقی نداره که الهه گفت قرعه میندازیم. مریم خورد به من و میترا به مجید و الهه هم به مهرداد. وای چه شانسی . همون چیزی که می خواستم شد. مجید گفت فرزاد با عرض معذرت مریم هنوز پرده داره فقط تو کسش نذار . گفتم نگران نباش خوب بهش میرسم. مریم رو بغل کردم و بردمش تو اتاق خواب. مهرداد گفت تک خوری نداشتیم. گفتم نوبت تو هم میشه بذارین یه نیم ساعت منو مریم با هم خلوت کنیم. که همگی مخالفت کردن. گفتم باشه من تابع جمعم. شروع کردم به لیسیدن از نوک پا تا سر مریم. بعد رقتم سراغ کسش شروع به خوردن کردم و مجید از یه طرف کس میترا رو میخورد یه نیم نگاهی به من داشت و میگفت فرزاد مواظب باش. گفتم باشه باشه. بعد مریم اومد و شروع به خوردن کیرم کرد و شروع به ساک زدن کرد. وای اصلا بلد نبود ساک بزنه . ولی خیلی حال میداد. بعد به مریم گفتم مریم چه جوری بکنمت گفت هرجور خودت دوست داری. یواش بهش گفتم من کس تنگت رو میخوام. گفت هیس مجید قیامت میکنه. گفتم نگران نباش حواس مجید به میتراس. بالاخره چون زنها زودباورن خام شد و بهش گفتم اول از کون شروع میکنم و اوضاع که عادی شد می ذارم دم کست و تا نیمه فرو میکنم تا هم من تورو کرده باشم و هم تو حالت رو ببری و هم پرده تو سالم باشه. اینو گفتم رفتم سریع ژل و اسپری رو آوردم بعد از مالیدن شروع به کردن کونش کردم. وای من میگم کون شما هم میگین کون. مریم می گفت تو این دو ماهی مجید فقط از کون میکنه. میگفت مجید میگه کس باید در شب زفاف پاره بشه. شروع کردم به مالش کون مریم و یواش یواش ردیفش کردم کیرم رو آروم فرو کردم تو کونش. به شدت تلمبه میزدم که مریم خیلی داشت حال میکرد هی داد و بیداد که من کیر کیر می خوام من هم میگفتم بگیر اینم کیر . یواش در گوشش گفتم می خوام بیام سراغ کست . گفت نه نه اگه مجید بفهمه. که مثل فانتوم برش گردوندم روش خوابیدم یه نگاهی به مجید و میترا انداختم دیدم مجید دیونه میتراس و داره با چه ولعی تو کسش تلمبه می زنه از اونطرف الهه و مهرداد هم تو اوج بودن. الهه رو دیدم که مثل دیوونه ها خودش و چسبونده به مهرداد که تو تلمبه زدن بهش کمک کنه و فشار بیشتری بهش وترد بشه لذت بیشتری ببره. دیگه کس الهه خیلی گشاد شده بود و ازش لذت نمی بردم. البته سعیم این بود که دیگه مریم رو دستش ندم که نه به درد من بخوره و نه به درد مجید. تا دیدم سرشون گرمه شروع کردم به ادامه کارم. کیرم رو گذاشتم دم کس مریمو یواش تا نصف فرستادم تو که مریم گفت تور و خدا مواظب باش . گفتم نگران نباش. بلدم چیکار کنم. که دیگه کیرم از دستم در رفت و روی مریم درازکشیدمو وقتی به خودم اومدم دیدم کیرم تا ته رفته تو کس مریم. مریم هم خوشبختانه اصلا انگار تو این دنیا نبود. که یه مرتبه شنیدم که مهرداد گفت با اجازه آقافرزاد و آبش رو ریخت تو کس الهه . یه کم که شد مجید گفت با اجازه آقا مهرداد و اونم آبش رو تو کس میترا خالی کرد. من هم نکردم نامردی و دیدم که آبم داره میاد ، گفتم با اجازه آقامجید و آبم رو با فشار هرچه تمامتر ریختم تو کس مریم. مجید که از حال رفته بود یه دفعه به هوش اومد که بلند شد و اومد طرف من و مریم که دید بله من خوب به شرطش عمل کردم. سریع به مریم گفت برو سریع خودتو بشور و آب رو از کست بریز بیرون. گفتم مجید باور کن دست خودم نبود. مریم رفت و خودش رو شست و اومد که مجید بهش گفت یالا لباست رو بپوش بریم دیگه نمی خوام با این نامردا باشم. گفتم آره کس خانم دوستم رو که تا تونستی جر دادی و الان ما شدیم نامرد. گفت مریم هنوز دختر بود. مهرداد گفت راستی فرزاد خون رو با چی پاک کردی نکنه مبل رو به گند کشیدین. رفتیم مبل رو نگاه کردیم که دیدیم هیچ خبری نیست. بله مریم خانوم از قبل اپن بود. آقا مجید خبر نداشت. مجید که خیلی عصبانی بود لباسش رو پوشید و با مریم رفتن. گرچه ما با خواهش التماس که بمونید از برنامه های بعدی ماهم لذت ببرین. واقعا دیگه اعصابش خرد شده بود که رفت.این داستان ادامه داره.نوشته فرزاد

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *