پزشکان کاردرست

0 views
0%

سلام به همه من این داستانو برا این مینویسم که از همه خواهش کنم داستانهای واقعی بنویسند.قبل از هر چیز اگه غلط املایی داشتم معذرت میخوام آخه زیاد به فارسی نوشتن عادت ندارم.اسامی رو مستعار مینویسم.اسم من امیر و اسم دوستم فرید هستش(ای کاش اسمهای واقعیمون بود).منو فرید تازه پزشکی رو تموم کردیم و اهل تبریز و دانشجوی همین جا هستیم.ما دو تا همدیگرو بیشتر از برادر دوست داریم.فرید تو یکی از بیمارستانهای تبریز استخدام شد و من از دوره تخصصی قبول شدم.دوره پزشکی عمومی بخصوص انترنی دوست دختر زیاد داشتیم (چه بسا قیافه هامون معمولی بود) ولی هیچ کوسی نکرده بودیم آخه خونواده هامون مذهبی و ماشا… هیشکی هم خونه نباشه حداقل 3 نفری باز هستش(همه بیکارن و از پول پدر مصرف میکنن).فرید با استخدامش یه خونه واسه خودش گرفت و بله دیگه دوران بی عرضگی به سرآمد.دوستان بی خانمان میفهمن که چی میگم. یه روز داشتم از خونه میرفتم بیمارستان(گفتم که رزیدنتی میخونم) که تو تاکسی یه کوسه توپ دیدم.انصافا درسته تبریز دخترا زیاد به خودشون نمیرسن ولی ناز و خوشگل توش زیاده.هی میخواستم بهش پیله کنم نمیشد آخه تبریز باید 5 ساعت دنباله دختره بدویی تا خانم راضی شنو شمارتو بگیرن.ساعتو ازش پرسیدم مثه برج زهر مار گفت 815.دیگه داشتم نا امید میشدم که آفتابه سکسم طلوع کرد.تاکسی پیش یه پیرمرد نگرداشت تا سوارش کنه.خانم رفت پایین تا پیرمرده سوار شه.تعجب نکنید تبریز این چیزا عاددیه.همین که نشست گفت به به آقای دکتر، حال شریف؟آقای دکتر چند ماهه دارم دنبالت میگردم واسه تشکر و این مزخرفاتو کلی پیش اونا بهم حال داد نگو داروهام اساسی بیماریشو درمان کردن.بله دیگه کوسه از این رو به اون رو شد.هی از اون ور ایما و اشاره میکرد(10 دقیقه قبلش تخمکش هم حساب نمیکردااااا).بعد کس خانم گفت آقای دکتر مادر من هم همین بیماریو داره چی کار کنیم گفتم این شمارم هست بیارین بیمارستان امام رضا بهم زنگ بزنین بیام ویزیتش کنم.2 ساعت بعد گوشیم زنگ زد و دیدم بله خودش هستو کلی لفظ قلم صحبت کردیم و از کارش پرسیدم که گفت دانشجوی زبان فرانسه توی مجتمع دروازه تهران دانشگاه آزاده.ارتباط ما شروع شد و من به خاطر عادتی که دارم روز 3 بحثو کشیدم به سکس و این حرفها که خودتون میدونین جنده لاشی از زیرت پا میشه بهت میگه من تا حالا این کارو نکردم، ایشون هم کلی ادای شیخ واسم آورد که فقط به خاطر تو میخام سکس کنم و تو رو دوست دارمو ….1 هفته بعد از فرید کلید و گرفتم و رفتیم خونه اش.همین که با هزار تا بدبختی دور از چشم همسایه ها رفتیم تو (باز تعجب نکنین تبریز این چیزا عاددیه) بهش گفتم ژورنال داریمو زود باید برم کلاس پس سریع کارمونو بکنیم بریم.سر پا از پشت چسبیدم بهش.انصافا کون خیلی نازی داشت خودمو هی میمالیدم به کونش.از صحبتهای قبلیمون میدونستم خیلی حشریه برا همین با کمترین مالیدن تحریکش کردم.ببخشید7 ماه قبل بود برا همین خیلی از حرفامون یادم رفته.برگشت و لب تو لب شدیم.لبهای نازی داشت گفتم که کلا خیلی خوشگل بود.آروم آروم اومدم طرف گردنشو دیگه کارو یکسره کردم.حشرش زده بودبالا، سریع لباساشو درآوردم. گفت میخام کیرتو بخورم.منم گفتم مال خوده خوشگلته.بعد اینکه یکم ساک زد دیدم پدر این از اون 7 خطهاست که روزی زیر 3 تا کیر میخابه.خیلی حرفه ای ساک میزد.بلندش کردمو دوباره لب تو لب شدیم.یکم سینه هاشو مالیدم و لباساسی خودمم دراوردمو دوباره شروع کردم به خوردنه سینه هاش. گفت دارم میمیرم کوسمو بخور منم با اکراه شروع کردم به خوردن. بعد 2 دقیقه دیدم یواش یواش میخاد ارگاسم شه آخه آآآآآآآآآههههههههههشش رفته بود هوا. گفتم میخام بذارم تو کونت گفت اصلا راه نداره و فقط لا پایی.عجب گیری کردیم وقت کمو خانم کوسه داره ادا درمیاره.خدا برکت بده به این ژل لیدوکائین(البته از فرید هم به خاطر پیشنهادش ممنون).آوردم گفتم پدر من دکترم همچین میکنمت که هر روز زنگ بزنی ازم بخوای بیام بذارم تو کونت.با 1000 بدبختی راضیش کردم.ژل و زدم دوره سوراخه قهوه ای کونشو با انگشتام افتادم به جونه کونش.5 دقیقه ای طول کشید تا اینکه دیدم بله الان دیگه وقتشه.خودشم ازم میخاست بکنم چون هم زمان داشتم کوسشم میمالیدم و حسابی G-Sot رو هم تحریک کرده بودم.آروم کیرمو گذاشتم جلوی کونشو فرستادم تو.دیدم بله ایشون داره آه اوه میکنه.گفتم که این کاره بود و سکس زیاد داشت فقط واسه ما پزشکا مومنه میشنو دروغ میگن که شاید روزی بخایم باهاشون ازدواج کنیم.آروم آروم تلمبه میزدم کیرمم به خاطر ژل کمی بیحس شده بود دیدم بلند شدو نشست رو کیرم دیگه راحت میرفت تو.مثل lanny barbi شده بود ستاره پورنو و منم فقط حال میکردمو یاد اون لحظه ای که ازش ساعتو پرسیدمو ضایعم کرد از زیر براش تلمبه میزدم.2 بار ارضا شد و حالی دیگه براش نموند.پا شدم قنبلش کردمو تلمبه زدم تا اینکه دیدم آبم داره میاد فوران ابم بودو قلیان حس سکسیم که به ثمر نشست.آبمو تو کونش که خالی میکردم کلی قربون صدقم میرفت،اونقدر که آخرش داشتم به خودم امیدوار میشدم.ببخشید اگه نتونستم سکسشو کامل بنویسم.این داستانو نوشتم که از ماجرا خبردار شید چون میخام بهترین سکس عمرم رو که با همین خانم کوسه با همراهی فرید داشتیم براتون بذارم.اگه موافق بودین نظر بدین که بذارم یا نهدر ضمن انصافا هر کسی نظر خودشو بنویسه نه اینکه نفر اول هر چی گفت(خوب یا بد) بقیه ازش طرفداری کنن[email protected]نوشته امیرعلی خان

Date: November 25, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *