<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جق &#8211; کلیپ سکسی</title>
	<atom:link href="https://clipseksi.com/tag/%d8%ac%d9%82/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://clipseksi.com</link>
	<description>فیلم سکسی ، آموزش سکس از کون و آنال با مامان و محارم و خانواده  www.clipseksi.com</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">154252503</site>	<item>
		<title>روز ها گذشت و گذشت</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[برادر]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15935</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="روز ها گذشت و گذشت" title="روز ها گذشت و گذشت" decoding="async" fetchpriority="high" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>داستانی که میخوام بگم برمیگرده به ترم سه و چهار دانشگاه، اون زمانی که ما نوزده بیست سالمون بود. تقدیر این طور بود که من افتادم یک اتاقی که هیچ کدوم از بچه های اتاق رو نمیشناختم و اغلب می رفتم اتاق های دوستام. بچه هتی اتاق هم مثل من بودن و به همین دلیل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="روز ها گذشت و گذشت" title="روز ها گذشت و گذشت" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>داستانی که میخوام بگم برمیگرده به ترم سه و چهار دانشگاه، اون زمانی که ما نوزده بیست سالمون بود. تقدیر این طور بود که من افتادم یک اتاقی که هیچ کدوم از بچه های اتاق رو نمیشناختم و اغلب می رفتم اتاق های دوستام. بچه هتی اتاق هم مثل من بودن و به همین دلیل اتاق ما اغلب خالی بود، به جز آقا مهدی که همیشه روی تختش بود و با گوشیش ور می رفت. کم کم با مهدی صمیمی شدم و خیلی ازش خوشم اومده بود، بچه با نمکی بود و خیلی هم خوشگل با چشمای قهوه ای روشن و پوست سفید و موهای بور و بدن لاغر. البته من اصلا در مهدی نظر نداشتم و همیشه مثل برادر دوستش داشتم. یک روز که اومدم اتاق چراغا خاموش بود و بعد که روی تختم دراز کشیدم، مهدی گفت خوابم نمیبره بیام روی تخت تو بخوابیم، منم گفتم باشه و اون اومد و یه کم چرت و پرت حرف زدیم و بعد اون گفت اگه من زنت بشم، یار و همدمت بشم منو با چی میزنی؟ منم گفتم که نمی زنمت و بعد اون گفت پس حالا یه بوس بده من شاخ در آوردم و با تعجب نگاش کردم، بعد اون طوری نگام کرد که حس کردم که بدون هیچ منظوری گفته و اگر نبوسمش بهش برمیخوره که من برداشت بد کردم از حرفش، یک نگاه به لبای گوشتیش انداختم و بعد بوسیدم و بهش گفتم خوب خانم و شوهرا بعد از بوس میخوابن اونم منظورمو فهمید و بلند شد رفت سر جای خودش خوابید.چند روز بود که من درگیر این اتفاق بودم و نتونسته بودم هضمش کنم تا اینکه یه شب که روی تخت مهدی دراز کشیده بودم خوابم برد، خوابیده بودم که مهدی صدام می کرد که بیدار شم، منم خواب آلود بودم و بیدار نمیشدم به این امید که میره یه تخت دیگه می خوابه که ناگهان گرمای لب هاش رو روی لبم حس کردم، همین طور به بوس کردنم ادامه داد و من خوابم پرید و منم بوسیدمش (این دفعه با میل خودم). بعد که دید بیدار شده م گفت پاشو دیگه برو جای خودت منم روی تخت خودم بخوابم، منم گفتم واسه همین بیدارم کردی؟ گفت آره.بعد از اون ایام گذشت و تا اینکه یک روز من و مهدی تنها بودیم تو اتاق ودر مورد انواع حالات کشیدن سیگار بحث می کردیم که اون می گفت با بینی کشیدی؟ من می گفتم فلان جور کشیدی؟ تا این که اون گفت بازدم سیگار رو کشیدی؟ منم گفتم نه و اون یه سیگار روشن کرد و یه پک زد و گفت وقتی من بازدم می کنم تو باید دم کنی، گفتم باشه و وقتی بازدم میکرد لباش رو گذاشت روی لبام و دودی که از سینه ش میومد رو دم و بازدم کردم. بعد من گفتم حالا نوبت توئه و اینطوری باز همدیگه رو بوس کردیم و بعد تبدیل شد به لب گرفتن&#8230;تا اینکه در وا شد و ما خودمون رو جمع و جور کردیم.باز روز ها گذشت و آخرش یه روز من صبرم سر اومد و موقع خواب گفتم بیام تخت تو با هم بخوابیم؟ اونم قبول کرد و رفتم تختش و بعد از کمی چرت و پرت شروع کردیم به لب گرفتن از هم، هف هش ده دقیقه ای لب گرفتیم و در عین حال دستمون رو میکردیم لای موهای هم و همدیگه رو رومانتیک نگاه می کردیم که مهدی دستشو از سینه م برد به طرف پایین و وقتی از زیر نافم رد میشد من یه حس وصف ناشدنی پیدا کردم و بعد کیرمو گرفت با خنده گفت شق کردی؟ منم با تعجب و خجالت گفتم آره دیگه، واسه اینکه مچشو بگیرم گفتم مگه تو شق نکردی و دستمو که گذاشتم روی کیرش دیدم کیرش عین بخت من خوابه یه ضد فازی زد بهم و من با خجالت بلند شدم رفتم بیرون و خواستم برم دسشویی خودمو خالی کنم که چون اون زمان نماز میخوندیم، دیدم اگه بخوام غسل بریزم خیلی ضایع میشه و بعد گرفتم خوابیدم.باز هم روز ها گذشت و یک بار مهدی به من در مورد نقطه جی مردان گفت و منم که تا اون موقع نشنیده بودم تعجب کرده بودم و باور نمی کردم، که مهدی گفت بازی با نقطه جی خیلی لذتبخشه و حتی بعضی مراجع بازی کردن زوجه با نقطه جیِ زوج مباح می دونن.منم روم نشد ازش بپرسم که آیا تجربه لذت از نقطه جی رو داشته و بد جوری در کف بودم که مهدی رو بکنم و احتمال میدادم کع پوزش بات باشه.روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یک روز مهدی که کیرش بلند شده بود اومد نشست روی تخت منو بهم گفت بلدی دنده ماشین رو عوض کنی؟ منم گفتم آره و بهم می گفت مثلا بده دنده یک منم کیرشو با دست چپم می گرفتم و کمی به چپ و بعد به جلو هل می دادم عین دنده ماشین، بعد چون سمت چپ من نشسته بود بهش گفتم دنده ماشینا اصولا سمت راسته و کیرم که شق شده بود رو بیرون آوردم و اون هم شروع کرد به دادن امتحان رانندگی. بعد بهش گفتم امتحانو قبول شدی و لبخندی زدمو خم شدم و یه لب ازش گرفتم. همین که می بوسیدم دراز کشیدیم روی تخت و باز کمی لب رفتیم، اون که پشتش به تخت بود کمی خم شد و پیرهنشو درآورد و بعد پیرهن منم که رو بهش خوابیده بودمو دستش برد سمت کمرم و گرفت و از تنم در آورد، خیلی برام هیجان انگیز بود، بعد از کمی لب گرفتن سرمو با دستاش که لای موهام بود رو گرفت و به سمت سینه هاش هدایتم کرد و منم بیرحمانه شروع کردم به مکیدن سر سینه هاش و آه و ناله اش در اومد. بعد جامونو عوض کردیم و من روی تخت دراز کشیدم و اون شروع کذد به خوردن سینه م، منم با اینکه چندان لذت نبردم اما آه و اوه می کردم تا اون لذت ببره و در همین حال که داشت سینه مو لیس می زد، زبونشو کشید و رفت به طرف نافم، حس خیلی عجیبی بود و از لذت داشتم می مردم که باز برگشت به طرف پستونم و بعد دستشو انداخت داخل شورتم و از کیرم گرفت.از کیرم گرفته بود با یه دستش و عقب جلو می کرد و در همین حال اومد و ازم لب گرفت، من از طعم لبش سیر نشده بودم که بدنشو از بدنم جدا کرد تا شلوارشو در آره و بعد شلوار منو با لطافت از تنم کند. من که نمیخواستم زیرش باشم، بعد از اینکه شلوارمو درآورد بلافاصله پشتمو از تخت کندم و به آرومی هلش دادم اون ور تخت و شروع کردم به بوسیدنش. باورم نمیشد اصلا فقط چند دقیقه تا فتح کونش باقیمونده بود و کون سفیدی که چند ماه در کف اش بودم لخت جلوی چشام بود.کمی بهش لاپایی زدم و بعد اون گفت نوبت منه و شروع کرد لاپای من گذاشتن که من تخمام درد گرفت و زیاد بهم حال نداد و کمی بی میلی کردم و بعد از کمی استراحت، مهدی پیشنهاد داد که برای همدیگه ساک بزنیم و منم قبول کردم به این امید که بلکه تا آخر شب بکنمششروع کردیم به صورت شصت و نه ساک زدن و چون اولین بارمون بود زیاد حال نداد، اما بعدش کمی اهمیت دادیم و‌ دقیقا اون جاهایی از کیر طرف مقابل رو ساک می زدیم که می دونستیم حال میده، بعد از کمی تکی ساک زدیم، اول اون برای من ساک زد، خیلی حال میداد لبای خوشگلش دور کیرم بود و منم داشتم چشای خوشگلش رو نگاه می کردم.بعد گفت نوبت توئه و منم خم شدم و کیر سفید و ترتمیزشو انداختم دهنمو با قدرت هر چه بیشتر میک می زدم و خیلی لذت داشت و هنوز سیر نشده بودم که سرمو آورد بالا و یه دستمال کاغذی برداشت و کیرشو با دستش عقب جلو کرد و ریخت روی اون. من گفتم من هنوز آبم نیومده و خم شد برای من ساک بزنه، یک جوری می مکید حس میکردم جانم داره از بدنم خارج میشه، خیلی طول کشید و بعد اون سرشو بلند کرد و گفت نریزی تو دهنم؟ منم گفتم نه پدر و بهش مهلت دادم تا لحظه اورگاسم ساک بزنه و درست یک ثانیه قبل اینکه آبم بیاد کیرمو در آوردم و پاشیدم روی دستمال کاغذی، خیلی هم با فشار پاشیدم، کم مونده کاغذ پاره بشه. اون شب هم به سر رسید اما من همچنان در کف کونش موندم و تا اینکه فرجه قبل از امتحانات ترم چهار شروع شد و رفتیم شهرستان هامون و بعد اینکه برگشتیم، مهدی بهم گفت که جق زدن رو ترک کرده و &#8230;منم که به امید مهدی زنده بوذم اصلا نمی تونستم تحمل کنم که با هم نباشیم و همچنان در کفش بودم، تا اینکه یه روز که دیدم داره میره حمام بهش گفتم منم بیام؟ اونم که توی رودروایسی موند نتونست ردم کنه و گفت باشه بیا بریم و رفتیم حمام و بی مقدمه لخت شدیم و چون مهدی توی ترک بود من نمی دونستم چطوری شروع کنم، کمی دوش گرفتیم و بعد مهدی لیفو داد به من تا بکشم به پشتش، پشتش رو کرد به من و رو به دیوار ایستاد منم چشمم افتاد به کون سفید و خوش فرمش و کیرم فورا شق شد و همین که لیف رو میکشیدم پشتش واسه اینکه روش رو برگردوند به کیر من نخنده از عقب هل دادم لای پاهاش و اون فهمید که شق کرده ام و برگشت با عصبانیت با مزه ای گفت چیکار داری می کنی؟ منم خندیدم و گفتم هیچی و سرمو بردم و بوسش کردم شروع کردم لب بگیرم و دستمو بردم تا کیرشو بگیرم که اون باز گفت چیکار داری می کنی؟ منم گفتم هیچی میخوام یه کم حالی کنیم و بعد اون گفت من تو ترکم منم گفتم یه امشبو بیخیال و اون دید که من دست بردار نیستم گفت باشه برات مرامی جق می زنم. انگار دنیا رو دادن بهم. دستای نازشو انداخت و کیرمو گرفت بعد من گفتم بشینیم، نشستیم کف حمام و من سرمو تکیه دادم به دیوار پشتم و زانو های پامو کمی جمع کردم اونم روبروم نشست و و پاهاشو از زیر زانو هام رد کرده بود و منو محاصره کرده بود، شروع کرد به عقب و جلو کردن، منم سرم رو بلند کردم و ازش لب گرفتم و یه چشمم مونده بود رو کیرش و دلم میخواست براش ساک بزنم، مهدی با دست راستش برام جق می زد و با دست چپش با کونم بازی می کرد و بعد بهم گفت میخوای نقطه ی جی تو امتحان کنی؟ منم یه کم فک کردم و بعد گفتم باشه و اون یک انگشتشو آروم کرد داخل سوراخ کونم، و حالا هر دو دستش رو عقب جلو می کرد و من لذتم دو برابر شده بود و به نقطه جی در مردان ایمان آوردم. بعد مهدی بهم پیشنهاد داد که اون یکی انگشتشو هم بکنه داخل و منم قبول کردم و به زور داخل کرد و منم از لذت فقط آه و ناله می کردم، یک لذتی داشت انگار هر لحظه ارضا می شدم اما آبم نمیومد، آه و ناله های من کار خودشو کرد و دیدم کیر مهدی کم کم داره بلند میشه و از فرصت استفاده کردم و دستمو انداختم و کیرشو گرفتم که باز مهدی عصبانی شد و گفت مگه نمی فهمی تو ترکم. منم به گوه خوردن افتادم و معذرت خواهی کردم و گفتم که به خاطر خودش کردم و با یه بوس راضیش کردم و باز ادامه داد به جق زدن برام و انگشتاشو کرد داخل کونم و باز یه آه بلند کشیدم و اما ظاهرا کیر آقا مهدی قصد خوابیدن نداشت و رفته رفته بزرگتر هم میشد. من سرمو که به دیوار تکیه داده بودم باز خم کردم و‌ یه لب درست و حسابی ازش گرفتم و بعد که میخواستم سرمو به دیوار تکیه بدم بدنمو عمدا لیز دادم و کونم سر خورد درست به طرف کیر مهدی و بعد چشم در چشم همدیگه رو نگاه کردیم و من با دستم کیر مهدی رو گرفتم و در همین حال که به چشماش نگاه می کردم سر کیرشو گذاشتم روی سوراخ کونم و بهش گفتم که جق زدنو ترک کردی دیگه؟ درسته؟ مهدی هم منظورمو فهمید که چی میخوام ازش و خم شد و یه بوسی کرد از رو لبم و بعد کیر خوشگلشو‌ هل داد داخل کونم.لذت عجیبی داشت، انگار مهدی با پایان وجود داخل من بود و در عین حال جلوی چشمم بود، کمی خجالتی شدم و شاید هم از روی لذت چشم هامو بستم و مهدی شروع کرد به عقب جلو کردن. در دنیا هیچ لذتی مثل اون نبود. یواش یواش سرعتشو میبرد بالا، همزمان لذتش هم بیشتر میشد، هر دومون فقط ناله می کردیم. کم کم چشمامو باز کردم و دستمو بردم تا شکم بی مو وسفیدش رو ناز کنم، در حالیکه داخل شکمم روده هام جشن گرفته بودن دستم داشت روی سینه و شکمش سیر می کرد چ من با عشق پایان مهدی رو نگاه می کردم. محو تماشای زیبایی ش شده بودم و کیرم کمی شل شده بود که مهدی دستشو انداخت و در حالیکه تلنبه می زد شروع کرد برام جق بزنه، من دیگه در اوج لذت بودم و صدای آه و ناله م باز بلند شد و هر لحظه حس می کردم آبم میاد که ناگهان حس کردم عضلات داخل کونم منقبض میشه و فهمیدم آبم میاد با دستم شکم مهدی رو هل دادم تا تلنبه نزنه و در حالیکه داشت جق میزد آبم اومد و تا صورتم منی پاشید و از نهایت لذت خیلی بیحال شدم و مهدی ادامه داد به تلنبه زدن و بهم گفت بعد اینکه آبت اومد سوراخت تنگ تر شده و لذت اونم بیشتر شده، کمی دیگه گایید منو و در حالیکه صداش می لرزید گفت بریزم توت منم سریع گفتم آره بریز و با صدای آه آبشو خالی کرد داخل کونم و بعد خم شد و ازم لب گرفت و بعد کیرشو خارج کرد و همراه با کیرش کلی منی از سوراخم سرازیر شد بعد بلند شدیم و حموم کردیم و بعدش رفتیم یه نخ سیگار بعد سکس کشیدیم و روی تخت مهدی خوابیدیم.بعد از اون ماجرا دیگه روز ها و سال ها گذشت و دیگه من و مهدی سکس نداشتیم و هر کی رفت شهر خودش.نوشته احسان   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15935</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس من و خانم برادر خانم برادرم</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[برادر]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15943</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس من و خانم برادر خانم برادرم" title="سکس من و خانم برادر خانم برادرم" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام خدمت همه دوستان گلممن محسن هستم 28 ساله با پوستی سفید و صورتی میگن زیبا قدم 180 هستش هیکلم تو پر و معمولیه.داستانی که میخوام بگم واقعی هستش. قصد داستان نویسی نداشتم فقط انقد داستان دروغی از این دوستان جقی یا جلقی خوندم تصمیم گرفتم بنویسم.مهشید زنداداش خانم برادر من هستش که سنش 25 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس من و خانم برادر خانم برادرم" title="سکس من و خانم برادر خانم برادرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام خدمت همه دوستان گلممن محسن هستم 28 ساله با پوستی سفید و صورتی میگن زیبا قدم 180 هستش هیکلم تو پر و معمولیه.داستانی که میخوام بگم واقعی هستش. قصد داستان نویسی نداشتم فقط انقد داستان دروغی از این دوستان جقی یا جلقی  خوندم تصمیم گرفتم بنویسم.مهشید زنداداش خانم برادر من هستش که سنش 25 ساله قدش 165 اینا میشه و هیکل خیلی خوبی داره خدایی توپر و گوشتی مخصوصا کونش تو چشم حتی از روی دامن که میپوشه برجستگی داره ولی خیلی بزرگ نیست. سایز سینه اش هم هشتاد به گفته خودش.(بریم سر داستان)همه توی تکاپوی عقد و جشن عقد برادرم بودیم و من هم به عنوان یدونه برادر مشغول کار و هماهنگی و این چیزا بودم چون جشن عقد رو خانواده خانم برادرم توی تالار گرفته بودن. نگاه اول توی دفتر ازدواج اتفاق افتاد که جالبه من خیلی بدم اومد بخاطر اینکه حس میکردم با تیپ و قیافه زیبایی که داره ادم خیلی مغروری باید باشه و من از ادمهای خیلی مغرور بدم میاد. خیلی عادی همه چی گذشت تا توی عروسی وقتی عروس رو بردیم خونه مامانش خداحافظی کنه اونجا یکم بزن و بکوب کردن فامیلای اونا خانم و مرد رقصیدن و مام اونجا نگاه میکردیم و یهو منم کشیدن وسط به رقص و اینا دیدم مهشید خانم با لبخند نگام میکنه. خلاصه گذشت عروسی و یکی داخل اینستاگرام برام هی پیام رومانتیک میداد و فلان من واقعیت چون یکی دوتا دوس دختر داشتم شک داشتم نکنه کسی سرکارم گذاشته. تا بلاخره تصمیم گرفتم چت کنم باهاش و ازش خواستم بیاد تلگرام و وقتی اومد بعد کلی کلنجار رفتن ازش عکسش رو گرفتم و چون خیلی با تردید پیام میداد و یجورایی ترس داشت منم کنجکاو شده بودم ببینم کیه. راستش اصلا عکسش شبیه اونی نبود که توی محضر و عروسی دیدم یعنی چون دقیق نشده بودم نتونستم تطبق بدم که خودش هست یا نه. توی عقد ارایشش غلیظ بود و تغییر داده بود چهره اش رو. خانم برادرم خونه ما بود و زدو من عکس رو به خانم برادرم نشون دادم که گفتم اینو میشناسی این چند وقته به من پیام رومانتیک میده. خانم برادر من تا عکس رو دید یه لحظه رنگش عوض شد و گفت مطمینی این پیام رومانتیک میده و این حرفا گفتم اره.گفت به کسی چیزی نگو این که خانم برادر من مهشیده و خیلی با برادرم رومانتیک هستند و خیلی ناراحت شد و من چون دیدم گند زده میشه به زندگیش به خانم برادرم گفتم ته ماجرا رو در میارم بهت خبر میدم و بهش گفتم هیچ واکنشی نشون نده. از خونه اومدم بیرون و پیام دادم تلگرام گفتم باید تلفنی صحبت کنیم مهشید و اتفاق بدی افتاده اینا&#8230; بنده خدا جا خورد که اسمش واقعیش رو میدونم و وقتی فهموندم که خبر دارم کیه اینا شماره گذاشتم گفتم زنگ بزن واجبه و زنگ زد و ماجرا لو رفتن قضیه پیش خانم برادرم رو گفتم و به گریه زاری افتاد. هیچی سر درد ندم بهتون هرجور بود ماجرا رو جمعش کردم و توی دو دلی این رابطه و دردسرارش فهمیدم رابطه اش با شوهرش ظاهرن خوبه و رومانتیک است ولی در واقعیت فقط هم خونه هستن و شوهرش دوس دختر داره و عاشق اونه و با این اصلا سکس نداره و حتی شبا هم جدا از هم میخوابن و خیلی چیزا اینم بخاطر ابروی خانوادش و اینکه مادر شوهرش رو خیلی خیلی دوس داره به گفته خودش جدا نمیشه و مادر شوهرش میدونه و بهش گفته تحمل کن درست میشه و از این حرفا. خلاصه مهشید گفت از وقتی دیدمت عاشقت شدم و از فکرم بیرون نرفتی و میخوام باهام باشی و این حرفا و میدونست قابل اعتمادم هروز عکس از خودش میداد بهم و ابراز عشق میکرد. تا من از دو دلی و تشویش بهش دل دادم راستش از خدام بود ولی ترس رابطه فامیلی و خراب شدن زندگی برادرم نمیذاشت برم جلو. گذشت چند ماهی از ماجرا و فراموش شد ما رفتیم شهرستان محل زندگی اونا برادر و خانم داداشمم بودن توی این فاصله من با مهشید در رابطه بودم و انواع سکس چت و رویا پردازی برقرار بود. رفتیم شهرستانی که مشهید زندگی میکرد و به اصرار شوهرش رفتیم خونشون و بساط مهمونی و پلی استیشن و اینا برقرار بود. خلاصه شب مارو نگه داشتن چون خونه اشون یه خواب بیشتر نداشت خانم برادرم و مهشید رفتن توی اتاق خواب منو برادرم و شوهر مهشید توی پذیرایی خوابیدیم تا صبح من با مهشید سکس چت کردیم و هی میگفتم مهشید پاشو بیا یجا یکم حال کنیم میترسید خلاصه تا صبح فقط چکردیم و کاش میشد و کاش اینجور بود از این حرفا. صبح ساعت شش بود که شوهرش بلند شد بره نانوایی نون بگیره و بیاد چون ساعت هشت و نه قرار بود بریم از اونجا. تا خواست برده دیدم مهشید اومد بهش میگه برو بازار فلان چیزم بخر بیار سوغاتی براشون بدیم ببرن)حالا مثلا من خوابیدم فقط چشام بسته بود. وقتی رفت مهشید در و بست میدونست بیدارم. سریع منو کشید اشپزخونه اونجا بود که یه کام با استرس از هم گرفتیم. لخت نشدیم فقط من شلوار رو دادم پایین مشهید ساک زد برام مشتی واقعا اونجا فهمیدم چقد توی کف کیر بوده چنان میخورد انگار دنیا رو بهش دادن. بعدش سینه های سایز هشتاد مهشید رو من کمی خوردم و مالیدم و به صورت داگی از پشت کردم تو کوسش وقتی کردم باور کنید فکر میکردم تا حالا نداده اصلا انقد تنگ بود و داغ. وقتی سرش رفت داخل مهشید اووووووفی گفت که کنترلم برام خیلی سخت بود و توی پنج دقیقه تلمبه زدن ابم اومد و همه رو توی یدونه دستمال سفره خالی کردم و بعدش یه لب اساسی و برگشتم توی رختخواب چون میترسیدم برادرم بلند بشه بعد اونم یبار دیگه فرصت شد که سکس کنیم که شاید حوصله ام کشید تعریفش کنم چون راهمون دوره از هم شرایط سکس نیست. ولی همیشه با عکسا و حرفای سکسی منو بیچاره میکنه&#8230;واقعیت بود ببخشید اب و تاب سکسی نداشت که جق بزنن بعضیایادش بخیرنوشته محسن از یه جای ایران   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15943</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین سکس تو اولین روز</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[باکره]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[فتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15956</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین سکس تو اولین روز" title="اولین سکس تو اولین روز" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>من ۲۰ سالمه.دانشجو ام .لاغرم و بسیار سکسی.وجدانا پسر جذابی ام هستم.تو همین روزای عید بود که پسرخالم مهدی زنگ زد و گفت بیا چند روز‌ در بوتیک من به جام واسا.دارم میرم مسافرت .اخیرا هم یه فروشنده دختر اضافه کرده بود.خلاصه من رفتم و واسه اولین بار زهره خانم رو دیدم.یه دختر ۲۸ -۲۹ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین سکس تو اولین روز" title="اولین سکس تو اولین روز" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>من ۲۰ سالمه.دانشجو ام .لاغرم و بسیار سکسی.وجدانا پسر جذابی ام هستم.تو همین روزای عید بود که پسرخالم مهدی زنگ زد و گفت بیا چند روز‌ در بوتیک من به جام واسا.دارم میرم مسافرت .اخیرا هم یه فروشنده دختر اضافه کرده بود.خلاصه من رفتم و واسه اولین بار زهره خانم رو دیدم.یه دختر ۲۸ -۲۹ ساله .قد بلند و تو پر. قیافه جذابی هم داشت.باهاش اشنا شدم و از صبح با هم بودیم تو بوتیک و کار کردیم خیلی عادی.اون ظهر میرفت خونه و دوباره از ساعت ۵ عصر میومد. ظهر شد و اومد خدافظی کنه بره دیدم از تو کمد پایین کفششو در اورد. تازه دیدم که دمپایی پاشه. منم که عاشق فوت فتیش و &#8230;.یه پای صاف و سفید و تمیز. با ناخن لاک زده.قرمز..حشری کننده بود.اینو دیدم کلا رفتم تو یه دنیای دیگه. من بدجور به پا علاقه دارم.همینجور که کفش میپوشید فقط به حالات پاش نگاه میکردم..اووووووف.چه پایی داشت.از وقتی که رفت همینجور تو فکر پاش بودم. وقتی پا میبینم دیگه به کس و کون و.. فکرم نمیکنم.در این حد.زهره رفتو منم دیگه درو بستم و‌رفتم طبقه بالا مغازه که استراحت کنم. انبار مغازه هم همون بالاس.حدود ساعت ۲ بود که رفتم بالا و خوابیدم.با یه صدایی از خواب پاشدم.چشممو باز کزدم دیدم زهرس . ریموت درو داره و در باز کرده و اومده بود بالا جنس ببره پایین. چشممو باز کردم که پاشو تو دمپایی دیدم دوباره. داشتم دیوونه میشدم.. نمیدوستم چکار کنم.دلم میخواست با پاهاش جق بزنم. تا رفت پایین شروع کردم به جق زدن.حشرییییی شده بودم بدجور.وسطای جقم بود که دیدم جلوم واساده.اصلا تو این فکر نبودم که شاید باز بیاد بالا.فقط و فقط به پاهاش فکر میکردم.اون منو دید با اون وضعیت.منم اونو. دوتامون شکه بودیم. چند لحظه ای فقط نگاه کردیم همو&#8230; یهو گفتم میشه یکم با هم باشیم.هیچی نمیگفت.میترسیدم خودمم ولی پاشدم رفتم سمتش.تکون نمیخورد. دستشو گرفتم .اونم بدش نمیومد.چون هیچ مقاومتی نداشت.ریموت درو زدم و بستم.اروم بغلش کردم.یکم لب گرفتیم&#8230;اوووم.عالی بود لباش.. دستشو زد به کیرم. نمیدونستم باید چکار کنم.اولین بار بود یه دخترو دست میزدم. نشستیم&#8230; اولین کاری که کردم افتادم رو پاهاش به خوردن&#8230; انگشتاشو لیس میزدممم&#8230; کله پاشو خوردم&#8230; باکره بود.اونم انگاری اولین بارش بود.. شروع کرد به ساک زدن برام&#8230; اینقد پاهاش حشری کننده بود که فکر دیگه ای جز پاهاش نداشتم.. به پشت خوابید و کیرم گذاشتم لای انگشتتش&#8230; هی مالیدم هی مالیدم&#8230;اونم خیلی حال میکرد با این کارا.. همین حالت بود که ممه هاشو گرفتم و کیرمو میمالیدم به پاهاش .ابم اومد و ریختم رو انگشتاش&#8230; بعدم تو بغل هم خوابیدیمو لب گرفتیم و‌مالیدیم همو تا یه چند دقیقه ای.از اون روزم باهم رابطه داریم و در حد ساک و مالیدم. نه از کس میکنم چون پرده داره و نه علاقه ای به عقب دارم..ولی فوق العاده پاهای حشری داره..اگه سنش بهم میخورد حتما باهاش ازدواج میکردم که خودمم پرده نازشو پاره کنمخوشحال میشم نظر بدیدنوشته Sahand766   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15956</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن کون خانم برادرم</title>
		<link>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برادر]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15963</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کردن کون خانم برادرم" title="کردن کون خانم برادرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام من آرش هستم و ۲۹ سالمه این داستان برمیگرده به ۲۳ سالگیم یه برادر دارم که ۸ سال از خودم بزرگتره و زنش هم یک سال از خودش کوچیکتره حالا خانم داداشه من چند سالش میشه؟???????? شوخی کردم بریم سر داستان زمانی که ازدواج کردن هر وقت میومدن خونه ی ما من دائما چشمم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کردن کون خانم برادرم" title="کردن کون خانم برادرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام من آرش هستم و ۲۹ سالمه این داستان برمیگرده به ۲۳ سالگیم یه برادر دارم که ۸ سال از خودم بزرگتره و زنش هم یک سال از خودش کوچیکتره حالا خانم داداشه من چند سالش میشه؟???????? شوخی کردم بریم سر داستان زمانی که ازدواج کردن هر وقت میومدن خونه ی ما من دائما چشمم به کونش بود همیشه هم شاوار تنگ میپوشید خدا وکیلی هیکلش یه چیزی تو مایه های الکسیس بود، کون گنده سینه های خوب که با دیدنش همیشه من حشری میشدم وای از قیافش واستون نگم یه چیز عجیبیِ خلاصه من همیشه تو فکر کردن ایشون بودم و همیشه به یادش جق میزدم خیلی دوست داشتم یه بار بکنمش، من همیشه دوس دخترامو میبردم خونه برادرم میکردم با برادرم راحت بودم خونه رو واسم خالی میکرد، یه روز که دوس دخترمو بردم اونجا و وقتی که کارم باهاش تموم شد و رفت، صدف (زن داداشم) اومد خونه و من هنوز اونجا بودم برادرم تو یه کارخونه کار میکرد و کارش شیفتی بود اون روزم ساعت ۵ بعد از ظهر رفته بود و ساعت ۶ صبح میومد خلاصه اومدم که لباسامو بپوشمو برم خونه یهو صدف گفت که کجا بمون حالا شام بخور میری گفتم نه دیگه میرم گفت بمون پدر منم تنهام&#8230; گفتم باشه. جلوی من راحت بود اینبار یه شلوار سفید نازک پوشیده بود که شرت صورتیش از زیر معلوم بود منم چشمم فقط به کونه لامصبش بود. شروع کردیم حرف زدن گفت آرش خوب این دخترارو میاری ترتیبشونو میدی یهو من جا خوردم اصلا از این حرفا با هم نمیزدیم. منم پرو پرو گفتم اره دیگه من راضی اونا راضی خدام رذضیه دیگه، گفت نه حال کردم هر روز یه نفرووو اره&#8230;. خلاصه بحث کشید به باشگاه رفتنو گفت ارش من جدیدن باشگاه میرم هیکلم چطور شده؟ دیگه یواش یواش کیرم داشت بلند میشد، گفتم خیلی خوب شده مخصوصا باسنت گفت خدایی گفتم آره.کلا آدمِ دیوسی هستم???? بعد از این حرفا دیگه کیرم داشت از جا کنده میشد با خودم گفتم من امشب باید اینو بکنم، اینم بگم صدف خیلی ترسو تا دست ببری سمتش زود تسلیم میشه شام که خوردیم داشت تو اشپزخونه ظرفارو میشست با خودم گفتم بهترین موقعیتِ رفتم تو آشپزخونه پشت سرش وایسادم گفتم صدف کمک نمیخوای گفت نه مرسی یهو چسبیدم بهش گفتم بزار کمکت کنم عزیزم یهو یخ کرد گفت میشه بری عقب منم کیرِ گندموچسبونده بودم به کونش عقب نشینی نمیکردم در گوشش گفتم صدف جون میدونی چقدر دوست دارم بکنمت گفت زشته چی میگی ارش گفتم حرف دلمو میگم گفت بسه بروعقب گفتم تا نکنمت امشب ولت نمیکنم محکم گرفتمش بلندش کردم آوردمش تو اتاق خواب از همو آشپزخونه تسلیم شد فقط گفت داداشت چی گفتم کیر منو برادرم نداره، کیر من حلاله هیچی نمیگفت درازش کردم رو تخت شلوارشو کندم یه راس رفتم سراغ کصش شرو کردم به خوردن وای چه کصی نه مو نه گوشت اضافه نه سیاه، صورتیه صورتی آهو ناله هاش شروع شد بلندش کردم گفتم کیر خور هستی ؟ گفت بده بده بده بخورم کیرمو از جاش میکند با مِک زدن درازش کردم پاهاشو دادم بالا یهو کردمش تو کصش چه کص تنگی لعنتی کیرم قفل میشد توش در گوشم میگفت چه کیری داری دیوس دوبرابر کیر داداشته تو وسطا ارضا شد در گوشش گفتم نوبت کونت گفت نه نه جر میخورم گفتم میخوام جرت بدم من ارزوم کردنه کونه تو بوده رو دل خوابوندمش کونشو باز کردم وای چه بچه کونی شرو کردم سوراخه کونشو خوردمو یه توف انداختم رو سوراخشو کیرمو گذاشتم رو سوراخش یه فشاردادم جیغ زد دروووردم دوباره کردم تو داشت بیهوش میشد از درد التماس میکرد که در بیار منم تا ته فشار میدادم یه خورده جلو عقب کردم گشاد که شد تولومبه ها تند تر میشد اونم جیغاش بیشتر میشد وای چه بچه کونی بود اولین بار بود کوم به اون تنگی میکردم آبم که داشت میومد در گوشش گفتم خالیش کنم تو کونت گفت اره همینو که گفت آبمو تا ته خالی کردم توش دادا میزد وای چه داغه جون خلاصه اون شب دو بار کردمش بعد از اون داستانم هر وقت کونش خارش میگرفت بهم زنگ میزد میرفتم میکردمش تا اینکه بچه دار شدن از اون موقع دیگه نکردم ولی باز هم دوس میدارم که یه کامِ دیگه ازش بگیرم.نوشته آرش   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15963</post-id>	</item>
		<item>
		<title>علیرضا و خاله</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاغر]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15962</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="علیرضا و خاله" title="علیرضا و خاله" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام اسم من علیرضا هستش .مثل پایان داستانای دیگ از خودم تعریف نمیکنم من یه پسر ۱۷ ساله نسباتا تو پر هستم کیرم ۱۳ یا ۱۲ سانتهعمم تاحالا ۴ بار ازدواج کرده و طلاق گرفته.اون ۲۹ سالشه.وهیکل رو فرم ولی نه لاغر لاغرولی خوبه‌.قدشم کوتاهه.سینه های ۸۵ داره ک زیاد هوش فرم نیستتا جایی ک [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="علیرضا و خاله" title="علیرضا و خاله" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام اسم من علیرضا هستش .مثل پایان داستانای دیگ از خودم تعریف نمیکنم من یه پسر ۱۷ ساله نسباتا تو پر هستم کیرم ۱۳ یا ۱۲ سانتهعمم تاحالا ۴ بار ازدواج کرده و طلاق گرفته.اون ۲۹ سالشه.وهیکل رو فرم ولی نه لاغر لاغرولی خوبه‌.قدشم کوتاهه.سینه های ۸۵ داره ک زیاد هوش فرم نیستتا جایی ک یادمهبچه ک بودم یه بار با خالم رفتم حمام اکن موقع من ۲یا ۳ سال سن نداشتم ولی واقعا میگم ک تو حمام به زور داد کسشو بخورمخیلی به این فکر میکنم ک خواب بوده یا نهاخه مگه بچه تو اون سن خواب اونجوری میبینهخلاصه بزرگ شدیمیه روز خالم یه فیلم طنز و اکشن داد که یه قسمتش زنه مردرو مجبور کرده بود کسشو بخورهمن انو دیدم یه حسی بم میگفت خالم داره بم نخ میده ولی مطمعن نبودم.به روز رفتم خونه مادر بزرگم که فیلمای عممو بهش بدم .گفتم عجب فیلمی بود خیلی خوب بود اونم میخندید و سرش تو گوشیش بودعصابم خورد شد ک چرا توجی نمیکنه۶ ماه به یادش جق میزدم تا اینکه عید ینی یه ماه پیش رفتیم خونه مادر بزرگم پدرم به خدطر کارش رفته بود سر کار(شغل پدرمو نمیشه بگم).بابا بزرگ ندارم چون تو جنگ شهید شده . مادرمم اهل تو جمع نشستن نبود و زود خوابید.منو خالم تو اتاقش قلیون میدیدمادر بزرگمم تو حال سریل ترکی(قنچه های زخمی)من خیلی به این خالم فکر میکردم یه وقت شق نکنماصلا نمیتونستم جلوی خودمو بگیرمتا اینکه خالم جوراباشو در اورد(اون عادت داره تو خونه هم جوراب بپوشه)من علاقه ی خاصی به پاهای خوشگل و خوش تراش دارمولی از خوردن جوراب و این کثافت کاریا بدم میاد ولی دوست دارم پاهای تمیزو برای فانتزی شدن سکس بخورم(که البته هیچ وقت نصیبم نشده)من چشمام خورد به پاهای خالم خیلی خوب بودن تقریبا دو سالی میشه ک به پاهای زنا توجه میکنممن شق کرده بودم خالم تو گوشش هدفون بودو اهنگ گوش میداد از طرفی قلیون میکشیدجوری ک به دیوار تکیه داده بود و رو تختش دراز کشیده بودو پاهاشو دراز کرده بود منم با گوشیم ور میرفتممن از خود بیخود شده بودمبا خودم گفتم بادا باد هرچی شدولی اینم بگم با خالم دور دور میرم ولی من هیچوقت روی تیکه انداختنو شماره دادن ندارمولی اون راحت دوست میشد جلوی من تازه به پسرای ماشین بغلیا میگفت دوست پسرمهجلوی اون به اینو اون فحش میدادمبعضی حرفای سکسی میزدمویسای حاجی کسکش حروم زاده لند واسش میزاشتم و بدش نمیومدحتی ممه هاشم میگرفتم ولی از یه نظر دیگه نگاه میکردهمه فامیل میدونستن من ممه دوست دارم دست به ممه های مادر بزرگامم میزاشتم ولی نه از روی قصد بدی کلا لوسم کرده بودندر کل بگذریمبا هزار با خود گفتنای بکنمو نکنم دستمو گزاشتم روی کسشیهو دستمو پرت کرد اونور نا خود آگاه گفت چکار میکنی تخم سگاینم بگم خالم خیلی فحش میدهمنم گفتم این به اون در ک بچه بودم کستو بزور تو حمام دادی خوردمدیدم ساکت شدبا خودم گفتم خواب نبوده واقعیت داشتهگفت من همچین کاری نکردمگمشو برو بیرونگفتم قبلا به زور دادی بخورم حالا با میل میخوام واست بخور گفت برو بیرون حرومزادهتو دلم قرص بود که به هیچکس نمیگهخیلی راحت بودیمرفتم بیرون درو بستم بعدش ساعت ۱۲ شب بود ک مادر بزرگم رفت کنار عروس گلش ینی مادرم بخوابهمن هم طبق معمول با گوشی ور میرفتم تا صبحساعت حدود ۱ بود ک رقتم پست در اتاق خالم بیدار بوددرو باز کردمگفت چی میخوایگفتم کارت دارت.گفت بگو زود برو.رفتم نشستم کنارش.گفت چیه بگودستمو دباره گزاشتم رو کسشحس عجیبیو وحشتناکی بودنه از اینکه کسی بفهمه ولی در کل میترسیدمایندفه دستمو سفت گرفتو گفت با این‌ه با هم راحتیم ولی یه جیق میزنم همسایه بالاییم بیاد سراغتگفتم خب منم میخوام تلافی کنم دیگ چطور تو اون موقع لذتتو بردی منم الان نیاز دارمو بار اولمهبا هزار التماس ک بزار برات بخورم قبول کردگفت باشهمن رو هوا بودم ک دستمو انداختم لای پاهاشهیچی نمیگفت ولی ترشح داشتنمیدونم دویت داشت بم بده یا نهولی&#8230;من یه دو دقیقه ای واسش مالوندم و بعدش شلوارشو تا نصفه کشیدم پایین هی خودشو میکشید عقب که من میرفتم جلو شورتشو کشیدم پایینیه کس دیدم با موهاشالبته موهاش تیغ تیغی شده بود چون تازه زده بود و داشت در میومدمن ک تا دیدم شرو کردم واسش خوردنانقدر خوردم که خودش داشت دیوونه میشددستمو از زیر پیرنش بردم بالا ک ممشو بگیرم دستمو زد کنارحتی نزاشت سینه هاشو بگیرممعلوم بود بازم خود خواههبالاخره ارضا شدبعدش گفت بسته و برومنم ناراحت یا خوشحال نمیدونمرفتم تو دسشویی یه جق زدم و دیگ قسمت نشد بکنمشولی واقعا قسم نمیخورم واقعی بود داستانمشما میخواین هرچی بگین بگین کیر کوچولو یا هرچینوشته علیرضا   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15962</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خانم آرایشگر</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%b1-2</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%b1-2#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15975</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم آرایشگر" title="خانم آرایشگر" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام به همه بچه های سایت داستان سکسی من آرمینم 22 ساله از قزوین اول از خودم بگم قد و هیکل متوسطی دارم(خودم فک میکنم خیلی کوتام) 174 قدمه و 74 وزنم.. آقا خلاصه سرتونو درد نیارم ما ی رفیقی داریم این هر هفته امکان نداره 2 یا 3 تا کص نکنه خیلی دیوثه.. ی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم آرایشگر" title="خانم آرایشگر" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام به همه بچه های سایت داستان سکسی من آرمینم 22 ساله از قزوین اول از خودم بگم قد و هیکل متوسطی دارم(خودم فک میکنم خیلی کوتام) 174 قدمه و 74 وزنم.. آقا خلاصه سرتونو درد نیارم ما ی رفیقی داریم این هر هفته امکان نداره 2 یا 3 تا کص نکنه خیلی دیوثه.. ی روز من برگشتم بهش گفتم حمید یدونه ازینام بده سمت ما ی حالی کنیم خیرت برسه دگ ناسلامتی رفیقیم حمیدم گف اتفاقا ی زنه هس مطلقه اس آرایشگره اوپیلاسیون کاره میخای شمارشو بدم بهت؟ گفتم اخه من از کجا بدونم این اهلشه یا نه.. نرم جلو ازم شکایت کنه وایه مزاحمت خط ام ب اسم خودمه ها حمید گف ن پدر من خودم باهاش حال کردم حسین ام زدتش.. اینو ک گف گفتم پس حله طرف پایه اس.. گف اره فقط بستگی ب خودت داره بتونی مخشو بزنی دگ برو تلگرامش پی ام بده. هیچی اقا شماره رو گرفتم ازش و شب بهش پی ام دادم. اول گف شما گفتم میخاستم باهاتون شنا شم و ازین حرفا.. ک گف شماره منو کی بهتون داده و ازین کسشرا ک منم چنتا خالی بستم گفتم فلان جا ارایشگا داری من از یکی از مشتری هات خاستم ک شمارتو بهم بده گفتم ک ازت خوشم میاد و میدونم که تنهایی.. خلاصه 2.3 روز اینطوری گذشت و این خداروشکر بلاک نکرد.. بعد چن روز ک من هی سیریش میشدم و پی ام میدادم بالاخره از سوالای کسشر کشید بیرون و گفت خب از خودت بگو چیکاره ای و ازینجور چیزا منم خالی بندی گفتم اره 26 سالمه مهندس فلان شرکتم.. (در اصل دانشجوی مهندسی ام هنو تموم نکردم) اونم خوشش اومد و گفت چ خوب و ازین کسشرا و ازون ب بعد ما هرشب با هم چت میکردیم تا اینک شب جمعه شد و حرفو کشوندم ب جاهای باریک ک دیدم زیاد بدش نمیاد و 2.3 تا عکس سکسی از خودش با سوتین فرستاد برام و منم ی جق مشتی زدم سینه هاش 85 رو رد کرده بود خیلی گنده بود دیوس بعد چن روز اقا من هی ب این میگفتم میخام ببینمت هربار میگف کلاس گرافیک دارم کلاس فلان دارم و میپیچوند ک اخر یروز قرار گذاشتیم همو ببینیم ک گفتم با دوستم میام و اونم با دوستش با ی 206 سفید اومدن ی تیپی زده بود ک حال کردم ولی وقتی اندامشو دیدم خورد تو ذوقم.. خیلی شکم داشت با پاهای معمولی و کونشم اصلا برجسته و خوب نبود.. فقط خوشگل بود همین راستی مشخصاتشم نگفتم 30 سالش بود قد 165 این حدودا چاق بود با پوست سفید ولی ن خیلی روشن.. ولی قیافش خوب بود 2 تا بچه ام داشت از شوهر قبلیش.. خلاصه یکم همو دیدیم و حرف زدیم خیلی زود رفت چون کار داشت و گفت ی روز اساسی میریم بیرون و از خجالتت در میام.. تو اون فاصله ام رفیقم مخ دوست سارا رو زد.. دوست سارا اسمش فرشته بود واقعا اندام توپی داشت ی کون برجسته خوش فرم با کمر باریک و پوست سفید.. آب آدم میومد لامصب.. این دوستم ک باهاش رفته بودم اسمش بهنام بود ک بهنامو فرشته ام باهم اوکی شدن شب سارا ی گروه 4 نفره زد منو فرشته رو ادد کرد منم بهنامو اوردم.. بعد سارا برگشت به من گفت که ارمین این فرشته شوهر داره ها بهنام میدونه؟ ک منم واقعا شوکه شدم اصلا بهش نمیخورد شوهر داشته باشه.. ب بهنام گفتم اکنم گف باو مهم نیس ب کیرم داشته باشه اصن(حشرش بالا زده بود کسخل شده بود) چن روز بعد من دانشگا بودم ک سارا زنگ زد گفت ک بهنام میگه بیاید خونه ما ارمین ام میاد تو میای؟ منم گفتم اره عزیزم چرا ک نیام&#8230; همین غط کرد از خوشی زود برگشتم خونه رفتم حموم پشمارو زدم دوش گرفتم اومدم بیرون دیدم 10 بار زنگ زده.. زنگ زدم گفتم چی شده گف پدر ما راه افتادیم پاشو بیا خونه بهنام گفتم اوکی دارم میام منم.. ک با رفیقم ک خونشون اون طرفاس راه افتادیم رفتیم وسط راه ب رفیقم ک اسمش سعید بود گفتم سعید اسپری ندارم چی کنم گف وامیسم جلو داروخونه برو بگو قرص تاخیری خودش میدونه چی بده بت.. وایساد رفتم ی قرص گرفتم انداختم بالا رسیدم خونه بهنام همین ک رفتم تو دیدم سارا اخماشو گذاشته تو هم داره چپ چپ نگا میکنه گفتم چی شده بد نگا میکنی گف قرار ما ساعت 6 بود الان ساعت 7عه من باید برگردم بچم کلاس گیتار داره باید برسم ببرمش تقصیر خودت بود دیر اومدی گفتم عزیزم حالا چن دقه بشین بخاطره من خودم میرسونمت لج نکن ک گف من بگم نهایت نیم ساعت دگ باید برم.. بهنام که بقل فرشته بود داشتن باهم لاس میزدن و سیگار میکشیدن من ب بهنام گفتم من با سارا میریم تو اتاق حرف بزنیم گف باااشه برییید حررررف بزنید فقط حواستون باشه مابین حرفاتون بچه درست نکنید خخخخ ک فرشته ام زد زیر خنده و سارا ب من چپ چپ نگا کرد گفتم ای جون قیافشو نگا توپولی کی بودی تو بیا بریم حرف بزنیم من از دلت درارم گف نمیخام همینجا حرف بزن گفتم پدر بیا بریم تو اتاق نمیخورمت ک اینجا نمیشه حرف زد.. پاشد دستشو گرفتم رفتیم تو اتاق ی تخت 2 نفره قدیمی بود ک مال بهنام بود(بهنام ی بار ازدواج کرده بود) رفتیم روش نشستیم مانتو سارا رو از تنش دراوردم گفتم راحت باش گف خو حرف بزن چی میخاسی بگی ک رفتم سمتش گفتم ببخشید دیر شد از قصد نبود ک گف من بخاطر تو همه کارو زندگیمو پیچوندم اومدم اینجا تو باید 1 ساعت منو بکاری؟ گفتم عب نداره دگ چیزیه ک شده بیا بوست کنم از دلت دراد.. لباشو اورد نزدیک ی لب اساسی گرفتیم. و شروع کردیم لب گرفتن و دور گردنشو میخوردم ک صدای نفساش درومده بود کم کم خابوندمش رو تخت و خوابیدم روش و داشتم لاله گوششو میخوردم ک گف بسه ارمین باید برم حالمو خراب نکن گفتم پدر بخواب فعلا زوده میری خرابش نکن تازه داریم حال میکنیم ک بعد رفتم سمت سینه هاش میمالوندم از رو لباس خاستم درش بیارم نزاشت گف باید برم الان وقت نمیشه گفتم سارا لج نکن دگ مگ چقد طول میکشه؟ گف قرار نبود سکس کنیم من اماده نیستم گفتم امادگی نمیخاد ک مگه چقد قراره طول بکشه.. ک اخر ب زور سینه هاشو دراوردم افتادم ب جونش داشتم میخوردم ک اونم حال میکرد بعد پاشدم تیشرتمو دراوردم کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد گفتم درش میاری برام؟ گف ن دگ سکس نه واسه ی روز دگ الان دیرمه.. گفتم ای پدر میخای تو کف بزاری؟ الان من اینو ک شده مث تیرآهن چیکارش کنم؟ گف دگ ب من چه میخاستی زودتر بیای دوما اصن قرار نبود سکس کنیم.. گفتم من این چیزا حالیم نیس تو 2 شماره شلوار و شورتمو دراوردم با ی کیر شق شده ک داشت میترکید وایسادم جلوش اونم رو تخت نشسته بود ک گفتم یکم بخورش گفت نه گفتم ای پدر گاییدی منو هرچی میگم میگی نه درار لباستو بکنمت بریم نیم ساعته دارم ور میرم باهات گفت نمیشه گفتم نمیشه نداریم باید بکنمت ک افتادم رو ساپورتش ک زیرشم شورت نداشت ب زور درش اوردم دوباره افتادم روش شروع کردم لباش و لاله گوشش و گردنشو میخوردم و همزمان دستمو گذاشتم رو کوسش و شروع کردم مالیدن ک اهو اوهش بلند شد گف خدا لعنتت کنه ارمین دارم میمیرم گفتم تقصیر خودته حتما باید حشریت کنم تا بدی؟ گف خفه شو بکن توش مردم.. کیرمو گذاشتم لبه کسش یکم بالاپایین کردم یهو کردم تو تا خایه نفسش داشت بند میومد گف خدا لعنتت کنه خیلی حیوونی گفتم حرف نزن شروع کردم تلمبه زدن یه 2 دقیقه ک تلمبه زدم لعنتی خیلی گشاد بود اصن نمیچسبید بخواب ب پهلو بعد از پشت ک چسبیدم بهش یکم مالیدم ب سوراخ کونش سرشو گذاشتم یذره دادم تو ک خودشو داد جلو گف چی میکنی از کون نمیدم گفتم بایا اروم میکنم توش معلومه ک زیادم تنگ نیس گف نه نمیشه گفتم خب همون بخواب بکنمت بریم گمشیم ک برگشت دوباره کردم تو کسش ی 10 دقیقه ای تلمبه میزدم ک سرعتمو بردم بالا تند تند میکردمش ک اونم ارضا شد خودمم آبم اومد همزمان کشیدم بیرون ریختم رو کسش همرو.. ک بعدش گفت خوب بود ولی دگ نمیام پیشت منو اذیت کردی.. گفتم اذیت چیه خب منم نیاز داشتم به سکس گفت خب حالا چون دوست دارم باز میام پیشت ولی کسی دگ بود اسمشم نمیاوردم.. از اتاق ک اومدیم بیرون بهنام میخندید گف مث اینکه زیاد حرف زدید چشات قرمز شده خخخخخ ک منم با ماشین بهنام سارا رو بردم برسونم و اون 2تا ام تنها موندن.. بعد ازینک پیادش کردم دگ ندیدمش.. خطشو عوض کرد هرچقدم ب سارا گفتم بده خط جدیدشو نداد.. ولی خودمم خیلی حال نکردم چون واقعا اندام بدی داشت فقط حشر ک میزنه بالا یادش میوفتم پسرا میدونن چی میگم خخخ این داستان کاملا واقعی بود بجز چنتا دیالوگ و اسامی بقیش عین واقعیت بود کسی میخاد بیاد کسشر بگه شخصیت و عقب افتادگی خودشو نشون میده منم داستان نویس قوی ای نیستم ولی سعی کردم خوب بنویسم..ممنون ک خوندید نظر هم بدید مرسیپایاننوشته aydar   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%b1-2/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15975</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لای پای خانم دایی بلوندم &#8230;</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاله]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15974</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="لای پای خانم دایی بلوندم &#8230;" title="لای پای خانم دایی بلوندم &#8230;" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>تا آخر بخونید لطفا سلام رفقا . من اسمم امیره ( اسم واقعیم که نیست . شاید کسی بشناسه . به خاطر همین همینجوری یه اسم نوشتم (مخصوصا دوست دخترم ) ) . الان حدودا بیست و شیش سالمه و دانشگاه تهران درس میخونم . از خودم اگه بخوام بگم ، باید بگم تیپ و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="لای پای خانم دایی بلوندم &#8230;" title="لای پای خانم دایی بلوندم &#8230;" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>تا آخر بخونید لطفا سلام رفقا . من اسمم امیره ( اسم واقعیم که نیست . شاید کسی بشناسه . به خاطر همین همینجوری یه اسم نوشتم (مخصوصا دوست دخترم ) ) . الان حدودا بیست و شیش سالمه و دانشگاه تهران درس میخونم . از خودم اگه بخوام بگم ، باید بگم تیپ و هیکل بدی ندارم ولی دی کاپریو هم نیستم  درس خونم ولی هیچ وقت یه خرخون صرف نبودم و وقتی دانشگاه تهران قبول شدم معلم فیزیکمون مدرسه رو شیرینی داد چون باهاش شرط بسته بودم که قبول میشم ولی اون فک میکرد من یه خنگ پایان عیارم . از من بگذریم چون احتمالا همه تون دست به کیر نشستین که به قسمت مؤنث ماجرا فکر کنین . مگر اینکه گی باشین ) از خانم داییم بخوام بگم باید اشاره کنم به بلوند بودنش . چه ترکیب خانه خراب کنیه این پوست سفید و موهای بلوند و سینه های حدودا هشتاد و پنج یه خانم سی و شیش هفت ساله . البته اون موقع که من بیست و چهار سالم بود این عزیز سی و شیش هفت سالش بود . قدش از من که حدودا صد و هشتاد و هشتم پونزده شونزده سانت کوتاه تره و وااااای . کونش عالیه . البته نظر منه . نظر شما هم محترمه . کونش اصلا ازین قلمبه ها نیست . خوش فرم خوش فرم . با انحنای ملایم . ولی وقتی دامن چسبون میپوشه &#8230; واااای &#8230; پاهای سفیدش . درز سینه هاش  واما ماجرا راستش این خانم دایی بهار ما خودش کم تنش نمیخوارید . و من اینو حس میکردم . همیشه وقتی پیشم بود و باهام حرف میزد موقع خنده دستشو میزاشت رو پام و میخندید . یا مثلا وقتی میرفتم خونشون برمیگشت پشت به من و خم میشد میزو تمیز میکرد . و منم که خب از نعمت جق بهره مند بودم و هستم . دایی من مهندس اداره برقه و توی پست برق کار میکنه . نمیدونم کارشون چطوریه اما همیشه شیفته . حتما دارین با خودتون میگین همه ی داستانا چرا شوهر طرفی که قراره به فاک بره خونه نیست ؟ خب داداشا اگه خونه باشه که ما نویسنده های خاطرات باید از خاطرات دادنمون اینجا مینوشتیم ) به هر حال . چند روزی ول چرخی بین ترم بود که با خودم گفتم آقا اینو الان نکنی دیگه از دستت میره . چطور همچین مالیو میشه نکرد ؟ . با خودم نشستم فکر کردم که چی کنم و چی نکنم ؟ یه فکر محشر به ذهنم رسید که اگه عملی میشد ضایع شدن یا شاید آبرو ریزی هم تو کار نبود چون من درخواست سکس نمیدادم . این خانم دایی جون بود که کیرو از جا میکند . دارویی هست به نام فلایبانسرین که از همه ی داروخانه ها هم میشه خرید . این دارو برای افزایش میل جنسی زنها تو دراز مدته . ولی اگه خود طرف میل جنسی عادی داشته باشه و به قولی لب پرتگاه باشه ، میندازتش ته دره ) اینا رو از من نشنیده بگیرین ولی خیلی از دانشجوهای رشته های علوم تجربی ازین روش و روشهای مشابه برای گایش فامیل ، دانشجوهای دختر ، دوست دختر ، خاله و &#8230; استفاده کردن که خدا ازشون نگذره ) خلاصه یه نقشه کشیدم که چه کنم و چه نکنم . این خانم دایی ما تو شهر ایکس زندگی میکنه و ما تو شهر ایگرگ که البته زیاد هم از هم دور نیستن . فردای روزی که نقشه کشیدم ، صبح پاشدم مسواک زدم و دوش گرفتم و ادکلن و اینا که مثلا دارم میرم شهر ایکس دانشگاشون رفیقمو ببینم . اما نقشه چی بود ؟ بهار سکسی ما کیف وسایل آرایشیشو خونه ی ما جا گذاشته بود . و من میدونستم مادرم میخواست چند روز دیگه که رفت شهر ایکس پیش مادر بزرگم ، اینم ببره بده به بهار . پیش دستی کردم و گفتم مادر دارم میرم فلان جا پیش رفیقم . اونم اتفاقا گفت بیا این کیفم سر راه ببر بده خانم دایی که اگه هم نمیگفت من خودم بحثو میکشیدم به اون راه که کیفو بده . خلاصه رفتم سمت شهر ایکس و رسیدم . میدونستم داییم دوازده ساعت دوم روز شیفته روزای زوج . پس یکم چرخیدم تا ساعت دوزاده و نیم اینا رفتم خونه خانم دایی . زنگو زدم و اومد دم در  واای حوله تنش بود . دوهزاریم افتاد که مادرم بهش زنگ زده که دارم براش وسایلشو میبرم و اونم از من تشنه تر . یه حوله آبی تنش بود که سینه های سفیدشو سفید ترم نشون میداد . قشنگ نصف سینه هاش معلوم بود و من داشتم از شق درد میمردم تو همون دقایق اول . تعارف کرد و رفتم تو . نشتم رو مبل و دید میزدم که گفت امیر چایی میخوری ؟ من هیچوقت نوشیدنی گرم نمیخورم ولی خلاصه این فلایبانسرین لعنتی رو باید یجوری میکردم تو حلقش؟ گفتم اگه خودتم میخوری دوتا بیار . گفت باشه . الان میریزم . ریخت چایی هارو اورد رو میز گذاشت . وقتی داشت چایی هارو میزاشت دیگه کیرمو حس نمیکردم . دوتا سینه های سفیدش داشتن دیوونم میکردن . به قول خودش دو دیقه رفت که قرص ویتامین دی شو پیدا کنه بخوره . منم فرصتو دودستی بوسیدمو کاغذ لوله شده ی فلایبانسرین پودر شده رو در اوردم سریع ریختم تو یکی از چایی ها و یه همی با انگشت زدم و اون یکی رو برداشتم گذاشتم رو دسته مبل خودم . وقتی اومد حولش شل ترم شده بود و رون های سفید و کشیدش نزدیک بود ابمو بیاره و گند بزنه به نقشه . ولی اگه به سکس میکشید من کاندوم آغشته به ماده تاخیری هم داشتم . فقط تا سکس باید دووم میاوردم . اومد نشست پاهاشو گذاشت رو هم و چاییشو لب زد . با خودم گفتم دمت گرم حاجی کسکش حروم زاده عجب طرحی  اون داشت با رونش منو دیوونه میکرد ولی نمیدونست منم براش نقشه دارم . یه نکته ای درمورد زنها هست که اونا شما رو تحریک میکنن ولی خیلی کم میشه که خودشون پیشنهاد بدن و فلایبانسرین برای همین ساخته شده که اونا شروع کننده هم بشن . یه ده دیقه گذشت و من سعی میکردم زیاد تحریک نشم تا بریم سر اصل مطلب . درمورد اخبار صحبت میکردیم که یهو گفت امیر جون حالا شما رشتت مربوط به پزشکیه پماد مالیدنم بلدی ؟ دوهزاریم افتاد ولی نشون دادم که مثلا یکم جا خوردم . گفتم همه بلدن . مثل این میمونه به دیولوپر های سایت سکسی آویزون بگی ویندوزم بلدی عوض کنی ؟ گفت پس من یه پماد دارم . اینو دکتر داده نمیدونم چطور باید استفاده کنم . بهش گفتم بیار ببینم چیه ؟ چطوره که بلد نیستی اخه ؟ رفت آوردشو دیدم به به . راس میگه . یکم سخته برای کسایی که نمیشناسن این نوع پماد هارو ولی بهونش بود . پماد واژینال آورده بود  یعنی باید با پوشر بکنیش تو کص . حالا شیطنتم میتونی بکنی با دست پخشش کنی . اینو دیدم دیگه گفتم به به . پایان . بهش گفتم بریم رو تخت که دراز بکشی . رفتیم رو تخت . حولشو اروم در اوردم . یه سوتین سیاه بسته بود که سفیدی ممه هاشو دوبرابر میکرد . حوله رو اروم در اوردم و دیدم ست همون سوتین ، شرتشم پوشیده . بهش گفتم خجالت نکش خانم دایی . والله اگه پزشکی میخونم الان داشتم تخصص میگرفتم . دکترم که محرمه ادمه . خندید . ولی خودشم داغ شده بود . شرتش خیس بود . بهش گفتم لخت شدی خجالت کشیدی ؟ خجالت نداره که . میخوای منم لخت شم . گفت میشی ؟ گفتم فک میکنی قمپزه ؟ بیا &#8230;. شلوارو کندم با شورت موندم جلوش رو تخت . پیراهنمم انداختم گوشه اتاق . دیگه نوک پستوناش داشت سوتینو پاره میکرد . پمادو ورداشتم تزریق کردم به پوشر (که البته اسم علمیش پوشر نیست ) بعد خواستم بکنم تو . بهش گفتم خانم دایی شرتو دربیار . گفت خودت دکتری . اینا کار خودته . خندیدم و اروم شرتشو در آوردم . داشتم از شق درد میمردم . اونم دید چطور شق کردم ، گفت اینو خشک خشک میکنن تو ؟ گفتم والله میخوای با تف میل کنین ؟ خندید و گفت بدم نمیاد . یکم تف ریختم رو کصش و شروع کردم با دست مالوندن . ناله میکرد . سینه هاشو فشار میداد . دیگه همه چی رسمی شده بود . داشتم پمادو میکردم تو که یه نیم خیز شد کیرمو از رو شرت گرفت گفت اونو ول کن . اینو بکن . من کیر میخوام . گفتم منم اتفاقا کیر دارم . خندیدیم و خودش دست کرد کیرمو در اورد . داشتم از شق درد میمردم . بهش گفتم کیرمو دستت نمیدم مگر اینکه بزاری سوتینتو دربیارم و کیرمو بزارم لای سینه هات . گفت ابله من میخوام بهت بدم . بعد این خواهشه تو میکنی ؟ سریع سوتینشو در اوردم و یه لیس هر طرفو زدم که دیگه نالش بلند شد . کیرمو گذاشتم لای سینه هاشو و سر کیرمو چسبیدم به لباش . شروع کرد لیس زدن . با لیس اول داشتم میمردم . گفت ترشه . گفتم خانوما ترشی دوس دارن که . گفت صد البته . بعد رفتم سراغ کصش . یه دو دیقه با دست و با سرعت زیاد لرزوندمش چون با فلایبانسرین هم ارضا شدن زنا حدود نه دقیقه طول میکشه . ولی مردا متوسط دو دقیقه . با این لرزوندن داشت زوزه میکشید کم کم . کیرمو میزاشتم لای پاش و عقب جلو میکردم ولی فرو نمیکردم تا حشری تر شه . ترسیدم ابم بیاد . کاندممو اوردم و کشیدم رو کیرم . تاخیری کاندوم بعد یه دیقه اثر کرد و دوباره لاپایی . لبشو اورد جلو کیرمو گذاشت رو لبش . میمکید کیرمو که بهش گفتم میک نزن میاد . بلیس فقط . چقدر خوب ساک میزد . همینطوری سینه هاش تو دستم بود و کیرم دهنش که گفتم بیا شیش و نه . گفت چیه ؟ گفتم بخواب . بعد خودم بر عکس خوابیدن . کیرم جلوی دهنشو کصش جلوی دهنم . داشت کیرمو میخورد ولی من فقط میلرزوندم کصشو چون اگه پماد واژینال براش تجویز شده حتما کصش دچار یه تجمع باکتریایی خاصی شده . ممه هاش زیاد سفت نبود . ولی منم شل رو بیشتر دوست داشتم . هشتاد یا هشتاد و پنج شل بود . دیگه طاقت نداشتم . رفتم پشتش و با حالت پوزیشن داگی استایل کیرمو گذاشتم لای پاهاش و فشار دادم رفت تو . کشیدم بیرون و ازش یه لب گرفتم . دهنش بوی انار میداد . که البته طعم کاندومی بود که داشت میخورد ) این کردن و در اوردنام هم باعث میشد من دیر تر ارضا شم هم اون حشری تر شه . اخر تصمیم گرفتم اب اونو بیارم و بعد خودم بکنم . کص نرمشو گرفتم توی دستم و با پایان توان میلرزوندم . ناله هاش هی بلند تر میشد تا اینکه آبش پاشید رو تخت و یکمش ریخت رو پام . بعد من شروع کردمو کیرمو کردم تو کصش و ممه هاشم تو دستم . روش خوابیده بودم و تلمبه میزدم . بدجوری داغ کرده بودم و اونم لذتشو برده بود . حالا نوبت من بود . کیرمو میدیدم که میرفت لای پاهای سفیدش و بیرون میومد . داشتم میلرزیدم که یهو تو همون حالت آبم اومد ولی من تا بیست سی ثانیه بعدم تلمبه میزدم و اونم اه و اوه میکرد. کاندوم داشت میترکید از حجم آبم . گوشیمو از جیب شلوارم در آوردم یه دو دیقه فیلم از خودمون گرفتم که اگه فاز پشیمونی ورداشت یه اهرم تهدید داشته باشم و دم اینکه باهاش جق برنم . ولی شما هیچ وقت این کارو نکنین . اونم هیچ وقت پشیمون نشد و بازم هر وقت فرصت میشد دیگه بدون قرص خودش بهم میداد و میده . شاد باشید و جق برنید و کص بکنید و از چند روز زندگیتون لذت ببرین . بی عذاب وجدان . نوشته امیر مثلا    </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d9%84%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15974</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین چیزی که تو کونم رفت</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15981</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین چیزی که تو کونم رفت" title="اولین چیزی که تو کونم رفت" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام خدمت تمامی دوستان سایت داستان سکسی داستانم درمورد اعتیادم به ور رفتن با خودمه ک منجر ب سرویس شدن من شداسمم نمیگم 20سالمه تقریبا 170م وزنمم 60خورده ای.خب داستان از اونجا شروع شد ک من از کوچیکی ادم حشری بودم ینی از وقتی ک اون دوست کصکشم منو با جق اشنا کرد ادم حشری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین چیزی که تو کونم رفت" title="اولین چیزی که تو کونم رفت" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام خدمت تمامی دوستان سایت داستان سکسی داستانم درمورد اعتیادم به ور رفتن با خودمه ک منجر ب سرویس شدن من شداسمم نمیگم 20سالمه تقریبا 170م وزنمم 60خورده ای.خب داستان از اونجا شروع شد ک من از کوچیکی ادم حشری بودم ینی از وقتی ک اون دوست کصکشم منو با جق اشنا کرد ادم حشری بودم .تقریبا 2راهنمایی بودم ک جق زدن شروع کردم.جقییی بودمااا وحشتناک (الان نصف نظراتتون درمورد این میش ک ی ذهن جقی یا جلقی  و کصخل اینا رو مینویسه)ک باید از این تریبون اعلام کنم کیرمم نیست اینجور نظرات(شرمنده بی اعصابم)برگردیم ب داستان .خلاصه ما میگذروندیم با جق بیست و چهاری تو سایت پورن جق و جق و جق)))تقریبا2سالی ب همین منوال میگذروندیم(چشم و کمر و دست دار و ندار گایید بودم)دیگ ب جایی رسید بودم ک جق ارضام نمیکرد ینی خار مادر این کیر بدبخت نموده بودم (تا این ک ی روز داستان تو سایت پورن گشت و گذار میکردم ک دیدم عهه ی مرد دار خودش انگشت میکنه البته قبلا دیده بودم اینجوری ولی برای اولین بار بود ک اینجور چیزا برام جذابیت داشت خلاصه ما نگاه کردیم و حس کردم دارم تحریک میشم کم کم یکم کیر مالیدیم و گفتم بزار منم با خودم یکم ور برم کامپیوتر خاموش کردم و در اتاقم بستم هرچند ک کسی خونه نبود ولی کار از محکم کاری عیب نیست .لشم بردم رو تخت خوابیدم انگشت تفی کردم یواش فرو کردم تو کونم اولش ک نمیرفت کلی تلاش کردم تا اخرش یکمش رفت داخل.کلا حس درد و سوزش داشتم فقط.ک باعث شد فقط کیرم بخواب و کلا رید شد ب همه چیز.چند روز بازم ب جق گذروندم با کلی تلاش ک کیرم بیدار بشه و ابش بیاد ک دیدم اینطوری نمیش دهنم سرویس شد باید حتما راه دیگه ای امتحان کنم ک بازم فکرم رسید خودم انگشت کنم ی چند ساعتی دندون رو کیر گذاشتم ک خانواده برن بیرون ینی اون لحظات هر کدوم ی سالی میگذشت.خلاصه رفتن وقت دست ب کار شدن بود رفتم رو تخت این دفعه حالتم عوض کردم رو ب کمر خوابیدم و پاهام دادم بالا یواش یواش انگشتم کردم تو.راحت تر رفت تو کونم یکم حس قلقلک داشت با سوزش ولی حال میداد یکم.کم کم شروع کردم ب عقب و جلو کردن ک دیدم سوزش شدید گرفتم انگشتم در اوردم یکم صبر کردم .بازم ادامه دادم این دفعه راحت تر شد بودم سوزشم کمتر.یواش یواش ک خودم انگشت میکردم کیرمم میمالیدم ک خیلی سریع ابم اومد(این بود شروعی برای اعتیاد من ب ور رفتن با خودم).فرداش موقع جق رسید(جق تایم)تقریبا ساعت 12شب بود خواب بودن همه.ک بازم دلم خواست با کونم ور برم انگشت تفی کردم شروع کردم یواش یواش کردن تو کونم این دفعه راحت تر بود.یکم یکم سرعتش زیاد کردم ولی بازم دردش زیاد شد بگا رفتم.انگشتم در اوردم یکم با خودم فکر کردم چ گوهی بخورم ک اینطوری نسوز.رفتم تو اشپزخونه یکم روغن ریختم رو انگشتم یکمشم مالیدم ب کونم بعدش رفتم رو تخت و داگی شدم و ادامه کار .انگشت ک فشار دادم با مقداری زور رفت تو این دفعه خیلییی راحت تر.یکم یکم سرعت انگشتم زیاد کردم حس کردم کونم دار داغ میش و یکم میسوز ولی حال میداد دیگ دست ب کیر شدم هم از جلو هم از عقب ب اوج حال رسیدم و ارضا شدم.مث لاشه ولو شدم رو تخت دیگ اون شب ب خیر و خوشی تموم شد اگر نظرات خوب بود ادامه بگایی هامم رو هم مینویسم شرمنده اگر غلط املایی، چیزی بود تا جایی ک تونستم دقیق خاطراتم نوشتمپ.ن1اگر داستان باور نکردی و فکر میکنی بر اساس ی ذهن جقی یا جلقی  ک دست ب کیر بود و نوشته شد ب کیر هیچ یک از اعضای سایت داستان سکسی نیست پس لطفا کصشر ننویس پ.ن2هیچ وقت چنین فانتزی هایی روی خودتون انجام ندین میشین مث من پ.ن3تشکر میکنم از تک تک کسانی ک وقت گذاشتن این داستان زندگی منو خوندننوشته Kooni8585   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15981</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه تجربه سکسی جالب</title>
		<link>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[فتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15987</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه تجربه سکسی جالب" title="یه تجربه سکسی جالب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام خدمت اعضای سایت داستان سکسی من چند سالی هست که به این سایت سر میزنم و امروزم تصمیم گرفتم یه خاطره واقعی رو براتون تعریف کنم . چون اولین داستانی هست که مینویسم اگه ایرادی داشت بهم بگید ممنون میشم.اول یه معرفی مختصر از خودم داشته باشم.(اسامی طبق قوانین سایت مستعار هستن) من سینا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه تجربه سکسی جالب" title="یه تجربه سکسی جالب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام خدمت اعضای سایت داستان سکسی من چند سالی هست که به این سایت سر میزنم و امروزم تصمیم گرفتم یه خاطره واقعی رو براتون تعریف کنم . چون اولین داستانی هست که مینویسم اگه ایرادی داشت بهم بگید ممنون میشم.اول یه معرفی مختصر از خودم داشته باشم.(اسامی طبق قوانین سایت مستعار هستن) من سینا هستم ، 20سالمه و قد و وزنم به ترتیب 178 و 80 هستش .خب بریم سراغ داستان که برمیگیرده به 3 ماه پیش تقریباقصه از اونجایی شروع میشه که من یه پسرعمویی دارم که از 2 سال پیش باهاش خیلی صمیمی شدم و تو این مدت هی به من گفت که فلانی چرا ما باید جق بزنیم و نتونیم یه کس بکنیم و از این حرفا. خود پسر داییم هم از اونجایی که قیافه آنچنانی نداره و تا حالا با دختری دوست نشده از همون موقع به من میگفت که بریم جنده لاشی بکنیم .منم اولش قبول نمیکردم و میگفتم خطرناکه و به ریسکش نمی ارزه.روزا همینطوری میگذشت و منم به فکرش نبودم تا اینکه تو تعطیلات عید امسال قرار گذاشتیم که وقتی خانواده ها رفتن مسافرت یکی رو جور کنیم ایندفعه علی(پسرعموم) ترسید و گفت دردسر میشه چون بشدت آدم محتاطی هستش و با اینکه پول زیادی داره ولی خیلی خرج نمیکنه .اصل داستان از این جا شروع شد که یه بار علی اومد خونه ما و منم داشتم میرفتم بیرون که گفت وایستا باهم بریم منم گفتم اوکی. سوار ماشین که شدیم دوباره شروع کرد به حرف زدن درباره قرار گذاشتن و گفت یکی رو پیدا کردم سمت اندرزگو که اسمش تیناست و 30 سالشه خودمم یه بار کردمش و تو هم امتحان کن.منم بدم نمیومد ولی وقتی گفت به حساب من گفتم باشه.بعدش منو پیاده کرد و گفت جمعه همین هفته بریم. خلاصه روز قرار شد و منم تیپ زدم و رفتم میدون صادقیه که از اونجا باهم بریم خونه طرف.علی هم سرراه رفت یه بسته کاندوم تاخیری گرفت و بعد نیم ساعت رسیدیم جلو در خونه تینا.قبل رفتن بهم گفت که اینا چون میخوان زود آبتو بیارن اولش برات ساک میزنن و بعد شروع به سکس میکنن و از این حرفا پس حواست باشه استرس نداشته باشی .خلاصه پیاده شدم و آیفون رو زدم و در که باز شد سریع رفتم تو. خونه تینا همون طبقه همکف بود که یه واحد تقریبا 50 متری بود . درو که باز کرد و دیدمش بدجوری شق کردم و گفت عزیزم خوش اومدی بفرما تو .تینا هم از لحاظ مشخصات ظاهری مثل همین پلنگای خیابونی بود با ممه ها گنده و کون خوش فرمی هم داشت. منم با اینکه بار اولم بود خیلی ریلکس برخورد کردم و خیلی باهاش حرف نزدم و رفتم نشستم رو مبل که بعدش ازم پرسید چیزی میل داری برات بیارم که منم گفتم نه مرسی.قبل رفتن تو اتاق هم گفت آقا سینا اول مهریه رو بدین ممنون میشم.(لامصب 200 هزار تومن گرفت ازمون) .وارد اتاق که شدیم یه جو سکسی خوبی برقرار بود و آدم حس آرامش میکرد. اولش من لباسمو در آوردم با شورت رفتم رو تخت دراز کشیدم و بعدشم تینا با یه سوتین اومد و نشست کنارم. منم از همون اول از ممه هاش خوشم اومده و سوتینش رو درآوردم و ممه هاشو خوردم اونم از روی شورت کیرمو میمالید. یه چند دقیقه ای همینطوری گذشت و منم مثل همه فیلمای پورنی که هممون دیدیم خواستم اولش کس و کونش رو بلیسم که همینطورم شد و یکم که گذشت یه آه بلندی کشید و فهمیدم که حسابی حال کرده و گفتم تینا جون مثل اینکه خوشت اومده ها؟ اونم جواب داد آره خیلیییییییی.منم کیرم کامل شق شده بود و شورتم رو درآوردم و کاندوم رو دادم به تینا که بکشه سر کیرم .جاتون خالی واقعا یه ساک حسابی برام زد . از اونجایی که هیکل گوشتی و گنده ای داشت نمیتونستیم 69 بزنیم و خیلی ضد حال خوردم چون قبلش تصورم این بود که میشه با جنده لاشی ها هر پوزیشنی رو اجرا کرد که متاسفانه اینطوری نبود. بعد کسلیسی و ساک زدن تینا رفتیم سراغ داگی استایل و یکمی هم اونطوری کردمش و از اینجا به بعد بود که کاندوم به طرز عجیبی خیلی زود اثر کرده بود و کیرم کامل بی حس شده بود منم که جوگیر شده بودم خیلی تند تند تلمبه میزدم که یهو تینا گفت کسم درد گرفت بسه دیگه خودم منم خسته شده بودم که دوتایی رو تخت دراز کشیدم و منم دستم رو ممه هاش بود و داشتم میمالیدمشون که یدفعه به ذهنم رسید که یکم برم تو فاز فوت فتیش و رفتم سراغ پاهاش ولی تجربه خوبی نبود واقعا چون پاهای خیلی نرمی نداشت و خوشم نیومد ولی به روش نیاوردم و آروم آروم دوباره برگشتم سراغ کونش که از کون بکنم که بازم یه ضد حال دیگه زد و گفت من از پشت نمیدم و از این حرفا.منم کم کم داشت حوصلم سرمیرفت چون اون کاندومه بدجوری کیرم رو بی حس کرده بود و حدودا 40 دقیقه ای بود که پیشش بودم و هر کاری میکردم آبم نمیومد ،اونم چون میخواست سریع تمومش کنیم با دست کیرمو میمالید تا آبش بیاد ولی هیچی به هیچی.اون لحظه واقعا تموم تصوراتم درباره سکس با جنده لاشی از این رو به اون رو شد و به یه جایی رسیده بودم که باید بدون ارضا شدن کارو تموم میکردیم که یاد دوران جق زدن هامون افتادم گفتم تینا جون یکم کیرمو با روغن چرب کن ببینیم چی میشه.(قشنگ 1 ساعت شده بود دیگه و دوتامونم خسته شده بودیم البته اون به چیزی که میخواست رسیده بود من این وسط داشتم کیر میشدم) خلاصه بعد 10 دقیقه داشت آیم میومد که گفتم بشین بریزم رو سینه هات که خدایی این یه مورد رو نه نیاورد و قبول کرد منم آبم که اومد دوباره رو تخت ولو شدم و تینا برام دستمال کاغذی آورد بعدشم رفتم دستشویی و دستامو شستم و برگشتم لباسامو بپوشم آخرای کار هم واسه اینکه جو عوض بشه گفتم واسه پارتی و اینجور چیزا پایه ای که گفت آره مشکلی نیست و حتی میتونم دوستامم بیارم و از این حرفا.(قابل توجه شاخای اینستا که فکر میکنن دو تا پلنگ رو بردن تو یه ویلای اجاره ای تو کردان کرج با دو سه تا شیشه مشروب و فکر میکنن از ما بهترون هستن) منم بعد خداحافظی کردن اومدم سوار ماشین علی شدم و از اونجا دوتایی باهم رفتیم یه غذایی بخوریم و بعدشم منو جلو در خونمون پیاده کرد و بهم گفت که اگه شد بازم بریم . خب دوستان این بود خاطره نه چندان سکسی من که برا خود من یه تجربه جدیدی بود که شاید بعدا هم امتحان کنم چون واقعا اونطوری که دوست داشتم پیش نرفت . امیدوارم از خوندنش لذت برده باشید .نوشته سینا    </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15987</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس هیجانی</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 May 2022 16:34:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15995</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس هیجانی" title="سکس هیجانی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>با سلام این اولین داستانی که می خوام تعریف کنم و اولش می خوام بگم که فرقی نمیکنه‌ برام که باور کنی یا نه کل کل نیست و من چیزی گیرم نمیاد باور کنینزمانی که این داستان اتفاق افتاد من ۱۹ سال داشتم یه دختری بگیم به اسم نگار کنار ما زندگی میکردند که ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس هیجانی" title="سکس هیجانی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>با سلام این اولین داستانی که می خوام تعریف کنم و اولش می خوام بگم که فرقی نمیکنه‌ برام که باور کنی یا نه کل کل نیست و من چیزی گیرم نمیاد باور کنینزمانی که این داستان اتفاق افتاد من ۱۹ سال داشتم یه دختری بگیم به اسم نگار کنار ما زندگی میکردند که ما باهاشون رفت و امد خانوادگی داشتیم و من از دبیرستان میشناختمشون خودشو و مادرشو خواهرش و پدرش که ادمه گوهی بود. سوتی زیاد دادم ولی به طور عجیبی دوتا خواهر از من خوششون اومده بود البته خواهر کوچیکه سنش واقعا کم بود و نمیتونستم جدیش بگیرم توی این چند سال با نگار شوخی زیاد می کردم و بدش نمی اومد حتی پا هم میداد اما من احمق جلو نمیرفتم به همون مالوندن خودم راضی بودم البته علاقه ی زیاد داشت به جیغ کشیدن تا من یه کار جدی می کردم به شوخی ولی خوب جیغ بلندی میکشید و یه جوی هم داشتن که انگار می خواستن منو تور کنن منم یکم می ترسیدم مامانش با شوخی‌ های ما اوکی بود حتی سعی می کرد رابطه ی مارو قوی کنه روزا از مدرسه که می اومد با همین لباس مدرسه یه راست می اومد تو اتاق من و پیشم میشست شروع میکرد بحثای سکسی کردن با من که دوستام با خودکار خود ارضایی میکنن تو دسشویی مدرسه بعضی وقتا خونهی هم که میرن برای هم می خورن با سینه های هم ورمیرن گنده بشنون منم فیلم میزاشتم می اومد توی بغلم میمالوندمش مخصوصا اون ساق پاهای خوش تراشو سفیدشو اونم خودشو میسپرد دست من البته این اتفاق توی مدت های نادری که خواهرش نبود می افتاد یه بار جلوی تلویزیون که بودیم شهوت جفتمون زده بود بالا با اینکه خواهرش رو صندلی جلوی ما نشسته بود شروع کردم به مالوندنش دستم گذاشتم وسط پاهاش هم رونش میمالوندم هم کسشو نمی دونم خواهر فهمید یا نه اما خیلی حال داد خیلی پر استرس بودو حال داد این جور کارهی پر ادرنالین بیشتر حال میده رفت تو اشپزخونه که مثلن به چیزی ور داره منم پشت سرش رفتمو داشتم سینه هاشو میمالوندم که خانواده ی گرامی‌سر رسیدن گذشت تا اینکه یه چند سالی خبری ازش نبود و فهمیدم دوست پسر پولدار پیدا کرده و دیگه منو تحویل نمی گیره تا یه شب خودشو مامانش اومدن شروع کردیم به مشروب خوردن من یه ذره گرم شدم نمی دونم بحث چی شد نگار به من گفت تو هیچی نداری اونجا گفتم بریم بهت نشون بدم گفت بریم بردمش تو اتاقم مامانش با مادرم توی اشپزخونه گرم گرفته بودن نگار بنده خدا نمی دونست من چقدر داغم اومد مثل همیشه توی اتقاقم که حرف بزنیم مثل قدیم من کیرمو در اوردم گفتم بیا اینو می گفتی ندارم بنده خدا اب شد. رفت تو دیوار انتظار نداشت من واقعا در بیارم نشونش بدم همین طوری که رو به دیوار بود و دستش رو چشش من شروع کردم به تاب دادن کیرم که بیا به این گندیگی‌بیا تو می گفتی ندارم خوب ببینش که یهو برگشت سمت درو یه حالت خاصی داشت چشاش که برم بگم من سریع کیرمو کردم تو شلوارم استرس وحشتناک دستشو‌گرفتم برش گردوندم تو اتقاقم نشوندمش رو تختم شروع کردم باهاش حرف زدن که ببخشید من یه ذره زیاد خوردم حالم خوب نیست گفت من از اون دختراش نیستم یه ذره با هم حرف زدیم تا اروم‌شدمن یه مشروب قوی داشتم تو اتاقم براش ریختم گرم شد گفت تا حالا دختریو بوسیدی تو اصلا؟ نشستم بغلش بوسیدمش و خوابوندمش رو تختم شروع کردم گردنشو خوردن اومدم پایین تا رسیدم به سینه هاش از رو لباس اونارم خوردم حس خوبی داشت صدای مامانشو میشنیدم چون بین اتاق من و اشپز خونه یه تراس بود که صدا میپیچید که یهو دیدم خواهرش که در میزنه نگار خوبی نگار خیلی عادی جواب داد اره اگه می خوای بیا تو من یه ذره فاصله گرفتمو پاشدم که اگه اومد شک‌نکنه اما خواهره نیومد تو رفت دوباره رفتیم تو هم شروع کردم به مالوندش من حس خاصی نداشتم شوخی میکردم که بعضی پسر پای دخترا براشون جذابه اینا گفت وا یعنی چیو پاهشو نگاه کردم گفتم نه ولی رونو‌ساق پاهات خیلی برام جذابه شلوارتو در میاری بخورمشون گفت من سینه ندارم ولی رونو ساق پاهام خیلی خوبن شروه کردم به خوردنو گاز گرفتن که رسیدم به کسش گفت من پریودم سریع بدم اومد و فاصله گرفتم اون خیلی عاشقانش کرد یهو من سرشو گذاشته بودم روی پا و منو نگاه میکرد و بوس میخواست یهو بوسیدنش دیگه حال ندادو پاشدم یه سیگار روشن کردم یه زره خورد تو پرش یه سیگار که کشیدیم گفت کیرت گنده نبودا گفتم سیخ نبود سیخشو باید ببینی گفت چرت نگو گنده نیست گفتم میرم خط کش میارم گندش کن اندازه میگیرم رفتم‌خط کش اوردم توی این بین مامانش اومد در زد خوبی نگار گفت اره اگه می خوای بیا تو ببین نمی دونم حرمت اتاق منو نگه میداشتن یا میدونستت خبریه که نمی اومدن تو کیرمو در اوردم گفتم بیا شروع کرد برام جق زدن با اینکه حس خوبی بود گفتم نه باید بخوریش اینطوری سیخ نمیشه یه چپ چپی نگاه کرد اومد بگه نه کلشو گرفتم کیرمو کردم تو دهنش زیاد نکردم تو که یه وقت بالا نیاره حالش بد بود یکم مقاومت کرد ولی بعدش شروع کرد به هم کاری حسابی خورد با اینکه ارتودنسی داشت نترسیدم خیلی خوب خورد انگار سال ها اینکارس ابمو ریختم تو دهنش و دماغشو گرفتم که قورتش بده یه کثافته بهم گفت شروع کرد تو سطل اشغالم عق زدن حس خیلی خوبی داشت اونطوری دامنیتی کرده بودمش ادرنالین اینکه مادرشم اتاق بغلی بود بهش اضافه شده بودو لذتی وصف نشدنی داشت گفته بود پریودم که فردا شبش فهمیدم دروغ میگه خواهرش اومد در اتاق رو زد که مادر میگه بریم درو باز کردم گفتم الان این یه سیگار بکشه خوب شه یه ذره حالش بده اومدم براش اب ابلیمو درست کردمو‌ بردم مامانش فهمید شروع کرددادو بیداد کردن که زیاد خوردی نگار یه نگاه کرد بهم گفتم الان همه چیو میگه ولی نگفت خدارو شکر اومدم بیارمش پایین شروع کرد به اون جیغای معروفشو زدن و به صورت عجیبی من ناجیش شناخته شدم که دارم حالشو بهتر میکنم مامانش به زور بردش خونش کلی معذرت خواهی کرد فردا شبش بردمش پشت بوم خونهشروع کرده بودم به خوردن گردنش که مامانش زنگ زد گفت من با دوست پسرت حرف زدم برگردین پیش هم فهمیده بود من پیششم دیگه با من خوب نشد اون شب تا‌صبح شق درد داشتم نوشته M.d   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15995</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.056 seconds using Disk

Served from: clipseksi.com @ 2026-06-28 23:16:03 by W3 Total Cache
-->