<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حشری &#8211; کلیپ سکسی</title>
	<atom:link href="https://clipseksi.com/tag/%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://clipseksi.com</link>
	<description>فیلم سکسی ، آموزش سکس از کون و آنال با مامان و محارم و خانواده  www.clipseksi.com</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">154252503</site>	<item>
		<title>سکس اول من و رها</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d9%87%d8%a7</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d9%87%d8%a7#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15937</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس اول من و رها" title="سکس اول من و رها" decoding="async" fetchpriority="high" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>اول بگم لطفا فحش ندید فقط نظر &#8230; کسی که کس و کیر دیده فرق واقعیت و چرندو میفهمه خووووووب میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم که برمیگرده به دوران نوجوونیم اون موقع ۱۷ سالم بود تقریبا . خب بذارین حال روز اون موقع هارو بگم خدایی خیلی دوست داشتم اولین تجربم لذت بخش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس اول من و رها" title="سکس اول من و رها" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>اول بگم لطفا فحش ندید فقط نظر &#8230; کسی که کس و کیر دیده فرق واقعیت و چرندو میفهمه خووووووب  میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم که برمیگرده به دوران نوجوونیم اون موقع ۱۷ سالم بود تقریبا . خب بذارین حال روز اون موقع هارو بگم خدایی خیلی دوست داشتم اولین تجربم لذت بخش باشه و بم حال بده و به طرف مقابلمم حال بده(اینو یادتون نره همه چیز خودتون نیستین نصف لذت سکس ارضا شدن طرفتونه) خوب دور نشیم از موضوع من از اون موقع بدنسازی کار میکردم و بین بچه ریقو های ۱۷ ۱۸ساله خوشتیپ بودم خدایی قدمم ۱۸۵ بود یه دختر تقریبا ۱۹ ساله رو تو اکیپ مخ زدم اسمش رها بود نصف سال رو کویت بودن نصفشو ایران شهرو نمیگم )) رهامون خیلی آمار میداد حالا از رها بگم تقریبا ۱۸ سالش بود یکم تپل سفید چشم ابرو مشکی وحشتناک وحشی جوری که زل میزد تو چشمام ضربان قلبم بالا میرفت سینه های بزرگ خلاصه یه روز قرار گذاشتم تنهایی باهاش و رفتیم بیرون روز اول دستشو گرفتم اون هم معلوم بود ازم خوشش اومده کامل بوی عطرش دیوونم میکرد از همون اول خلاصه بعد از چند تا قرار و چند تا لب ساده خونه خالی شد و گفتم یه تیر تو تاریکی میندازم خوب تجربه نداشتم اونم یکم فکر کردو بعد گفت باشه آدرس بده خلاصه تو کونم عروسی شدو آدرسو دادم رفتم سوپری ۲ تا هایپ خریدم و تنباکو قلیون بگذریم که ۱۰ تا دتروخونه رفتم روم نمیشد از دخترا کاندوم بخرم &#8230; خلاصه رها اومد یکم کس گفتیم منم از ترس پدرم اینا و این که نکنه نخواد باهام سکس کنه و کلی فکرای کس کس و شعر دیگه کلی استرس داشتم ولی باز کنارش شروع کردم بین حرفام دستمو کردم تو موهای مشکی حالت دارش میکشیدم سرشو سمت لبام پیشونیشو میبوسیدم واقعنم دوسش داشتم اون موقع &#8230; صورتشو ناز میکردم اونم ناخوناشو میکشید رو پاهام دیگه داشتم شق میکردم و اونم داغ شده بود تو دستام&#8230; یه هو وسط حرف زدنش لب پایینشو بوسیدم لبش واقعا گوشتی بود ..اونم حرفاش قطع شدو شروع کرد لبامو خوردن مهکم نفش میکشیدیم دستای اون رو ریشم بود منم دستام و از زیر تی شرتش گذاشتم رو گودی کمر داغش و نوازش میکردم اونم داشت حشری‌تر میشد رو کاناپه خوابیدم روش . تنم که چسبید بهش نفساش تند تر شد گفتم نظرت چیه بریم تو اتاق هیچی نگفت دستاشو گرفتمو بردمش تو اتاق خودم چراغ کم نور روشن کردم و شروع کردم به در آوردن لباساش بماند که نتونستم سوتینشو باز کنم دفه اول )) خودش بازش کرد شروع خردم به خوردن سینه هاش معلوم بود یه لوسیون تمشک زده بود به خودش لعنتی کل تنش شیرین بود فقط شرتامون پامون بود دوست داشتم کسشو بخورم عاشق امتحان کردن چیزای جدیدم اول همینجوری که صورتم لای ممه هاش بود و آهو نالش دیوونم کرده بود دستمو کردم تو شرتش خیس خیس بود یکم مالیدمشو گفتم میخوام بخورمش گفت میخوای بکشیم ؟هیچی نگفتم لباشو بوسیدم بوسه های ریز زدم از چونش شکمش نافش تا بالای کسش که یه آه بلند کشید پاهاشو باز کرد شروع کردم به لیسیدن چوچولش داشت روانی میشد خیلی با مزش حال نکردم خدایی ولی حال داد و یکم زبونمو تند تند تکون دادم و چوچولشو مکیدم کمرمو با ناخوناش تیکه تیکه کرد اومدم بالا اونم سریع شرتمو دراورد خوابوندم رو تخت کیرمو گرفت دستشو شروع کرد خوردن واقعا داشتم میمردم از لذت اون لبای گنده رو کیرم بالا پایین میشد سرشو یکم فشاردادم اوق زد اشکاش درومد ریملش یکم به هم ریخت منم حشری تر شدم و دیگه نذاشتم بخوره چون نمیخواستم آبم زود بیاد خوابوندمش رو تختو گفتم میخوام بذارم توش گفت زود باش آروم کیرمو رو کسش تکون دادم که سرش بیفته رو سوراخ کسش بعد هلش دادم داخل خیس بود و راحت داخل رفت یه آه بلند کشید و منم لبام رو گوشش بود نفس نفس میزدم و تلمبه میزدم هیچی نمیگفت فقط حال میکرد پاحاشو حلقه کرده بود دور کمرم از اونجایی که کاندومم یادم رفته بود بذارم نمیخواستم داخل بیاد چشاشو باز کرد منم زل زدم به چشاش داشت آبم میومد خواستم بکشم بیرون پاهاشو سفت کرد همش ریخت تو کسش منم ترسیدم گفتم رها چیکار میکنی گفت قرص خوردم پدر منم یه نفس کشیدم تو تو همون حالت ول شدم روش بعد یه دیقه که هنوز خیس عرق بودم شروع کردم تو گوشش زمزمه میکردم ؛رهاییم؟-جان رهامیشه همیشه باشی ؟-هم شاید&#8230;&#8230;..خیلی حس خوبی بود و اونشب تموم شد ولی تا فردای اون روز خبری نشدو دوستاش فردای اون روز بهم گفت مامانش به خاطر کبودی گردنش کلی بهش گیر داده و حتی نذاشت کلی مدت بیرون بیاد شاید باورتون نشه ولی این سکس رمانتیک اولین و آخرین سکس منو رها بود الان بعد از چند سال نامزد داره و آمارشو که گرفتم تو شهر هنوز وقتی میبینمشچشامو که نگاه میکنه مثل روزای اول ضربان قلبم سر به فلک میکشه پایان نوشته امیر پلاس   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d9%87%d8%a7/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15937</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سایت داستان سکسی صفرمو باز کرد</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%81%d8%b1%d9%85%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b1%d8%af</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%81%d8%b1%d9%85%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b1%d8%af#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15934</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سایت داستان سکسی صفرمو باز کرد" title="سایت داستان سکسی صفرمو باز کرد" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلاممن اسمم سهیل هست. این داستان که البته واقعیته برای سال ۹۳ هست. اونموقع ۲۵ سالم بود .من تو یه شرکتی کار میکردم که انتهای تهرانپارس هست. کارم اداری بود و چون شرکت و شرکتهای اون منطقه صنعتی هستن من که کارم پشت میز نشینی هست اکثر اوقات تنها بودم. یه مدت بود که در [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سایت داستان سکسی صفرمو باز کرد" title="سایت داستان سکسی صفرمو باز کرد" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلاممن اسمم سهیل هست. این داستان که البته واقعیته برای سال ۹۳ هست. اونموقع ۲۵ سالم بود .من تو یه شرکتی کار میکردم که انتهای تهرانپارس هست. کارم اداری بود و چون شرکت و شرکتهای اون منطقه صنعتی هستن من که کارم پشت میز نشینی هست اکثر اوقات تنها بودم. یه مدت بود که در اثر دیدن فیلمهای گی خیلی دوس داشتم این نوع رابطه رو تجربه کنم. یه مدت به عنوان فاعل تو سایت داستان سکسی پست گذاشتم اما مفعول ها یا زشت بودن یا نود درصد سرکاری بودن. بعد کم کم به خودم گفتم حالا مفعولم بشی بد نیستا اوایلش با این فکر مقاومت میکردم اما انقد حشری بودم که دیگه کم کم راضی شدم بدم. یه پست گذاشتم تو سایت داستان سکسی که مفعولم و شرایطمو گفتم. اون زمان خیلی تلگرام باب نبود برای همین آدرس ایمیل گذاشتم گفتم که فاعلا عکس صورت و کیرشونو بفرستن. حدود ۱۵ تا ایمیل بود. قیافه های نخراشیده که عنت میگرفت میدیدیشون. اما یکیشون خیلی سمج بود. هی ایمیل میداد. از قیافش خوشم نمیومد اما اینکه سمج بود و اصرار میکرد منو عین یه دختر تحریکتر میکرد. بالاخره مخمو زد و شماره گرفت. اسمش امیر بود ساکن پیروزی بود. گفت مکان داره. اما زیر بار نرفتم. میترسیدم دزدی چیزی باشه . خلاصه گفتم دفعه اول باید بیای محل کارم( که البته الان که فکر میکنم میبینم چه خریتی کردم) . اونم قبول کرد. قرار شد ۱۲ تیر ماه بیاد منو بکنه. منم هم استرس داشتم هم هیجان اولین کون دادن. شبش رفتم حموم چون کم مو نیستم بدنم رو با تیغ شیو کردم. مثل اپیلاسیون نشد اما تقریبا سفید شدم. فردای اون روز ساعت ۶ عصر امیر اومد دم در شرکت. گفتم ۶ بیاد که اکثر کارمندا و کارگرا رفته باشن و کسی نیاد آبروم بره. امیر هی زنگ میزد و اس ام اس میداد که پلاک چندی؟؟؟ همه آدرسو بجز پلاک داده بودم بهش. الان که دم در بود استرسم به حشریتم غلبه کرده بود و عین یه دختر ترسیده بودم. اما دیگه دل و زدم به دریا و شماره پلاک بهش دادم و درب رو باز کردم. امیر اومد تو. از عکسش چاق تر بود و سیاه سوخته تر. حال و احوال کرد. گفت چرا نیومدی مکان؟ آخه اینجا که نمیشه. گفتم برای اعتماد کردن لازم بود. رفتیم تو آشپزخونه که دوربین نداشت. امیر گفت شروع کنیم؟گفتم باشه. شلوارشو کشید تا زانو پایین. من با استرس زیاد جلوش زانو زدم و شروع کردم ساک زدن. کله کیرش نرم بود و بدنه کیرش سفته سفت. اما لامصب حموم نرفته بود و لای پاش بوی گند میداد. ده دقیقه سافت ساک زدم. بلندم کرد. انقد استرس داشتم که دستام یخ بود و کیرم خواب بود. امیر شلوارمو تا دم زانو کشید پایین. یه کم ریکا مالید و انگشت کرد در کونم. همین که کیرشو کرد تو کونم فریاد زدمو خودمو دادم جلو. گفت چی شد؟ گفتم خیلی درد داره انگار گرز داغ بهم فرو کردن. دوباره خواست بکنه همون اتفاق افتاد. از شدت درد بدنم میلرزید. امیر بیخیال شد گفت برگرد ساک بزن. کاندوم رو از کیرش کند. بوی گند لاپاش کم بود بوی کاندوم و طمع مزخرفش اضافه شد. ۲۰ دقیق ساک زدم تا آبش اومد ریخت رو لباسم. امیر بساطشو جمع کرد و وقتی داشت میرفت گفت اینکاره نیستی. بعد اون ماجرا امیر بازم زیگیلم شده بود ببرتم مکان و بکنمتم که از ترس درد اون دفعه و &#8230;. بهش رو ندادم. اما بعد چندسال اگه یه فاعل خوشتیپ و کار بلد باشه حتما بهش میدمنوشته کون   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%81%d8%b1%d9%85%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15934</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شرط بندی سر همسرم (۱)</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%db%b1</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%db%b1#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[هتل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15939</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شرط بندی سر همسرم (۱)" title="شرط بندی سر همسرم (۱)" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>عرض ادب دارم به تمامی خوانندگان سایت سایت داستان سکسی و یک خسته نباشی به ادمین سایت .من نادر هستم ۳۵ ساله و همسرم حمیرا ۳۰ ساله قد ۷۷ وزن ۶۵ سینه ۷۰ خیلی خوش هیکل با صورتی زیبا که حدودا چهار سال پیش بینی اش را هم عمل کرده بود که بعد از ده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شرط بندی سر همسرم (۱)" title="شرط بندی سر همسرم (۱)" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>عرض ادب دارم به تمامی خوانندگان سایت سایت داستان سکسی و یک خسته نباشی به ادمین سایت .من نادر هستم ۳۵ ساله و همسرم حمیرا ۳۰ ساله قد ۷۷ وزن ۶۵ سینه ۷۰ خیلی خوش هیکل با صورتی زیبا که حدودا چهار سال پیش بینی اش را هم عمل کرده بود که بعد از ده سال زندگی پر حرارت و سکسی هنوز هم مثل روز اول آشنایی ، برایم زیباترین خانم روی زمین است. خاطره ای برای شما خوانندگان عزیز بر روی سایت دارم که بسیار شنیدنی است و حقیقتا باید بگم که بعد این ماجرا علاقه من نسبت به همسرم سرد نشد که هیچ بلکه داغتر هم شد .من در یک شرکت کامپیوتری مشغول هستم و یک همکار بنام آرش دارم که با هم خیلی صمیمی و نداریم. آرش جوان ۳۳ ساله متهل ، خوش برخورد، شیک پوش و دلچسبیه . تقریبا دو سال پیش در محل کارمون برق رفت و طبعا من و ارش پشت میزمون بیکار شدیم. و شروع کردیم به خوش و بش گفتن واز خود قوپی گذاشتن . کم کم حرف آرش به جایی کشید که میگفت اگر من اراده کنم هر زنی را بخواهم میتوانم تلفنی کمتر از ده روز مخش را بزنم طوری که با پای خودش برای کس دادن قرار بگذارد . من این ادعای او را با نیش خندی مسخره کردم و گفتم ، زر نزن بلند شو کونتو جمع کن بلافاصله گفت شرط میبندی ؟ من که مطمعن بودم یک ادعای بی اساسه گفتم اره شرط میبندم گفت سر یک هفته مسافرت در هتل قو با خانواده که کلیه هزینه اش با بازنده باشد ، قبول کردم و دست دادم. و به من گفت که هر که را میخواهی انتخاب کن و فقط شماره اش را به من بده . من هم بعد از نیم ساعت فکر کردن ، فقط حمیرا همسرم را انتخاب کردم چون از او اطمینان کامل داشتم و مطمعن بودم که شرط را برنده میشوم حتی مطمعن بودم که حمیرا زنی نیست که خودش را در اختیار شخص دیگری بگذارد و زمانی که شرط را برنده شدم و با خانواده به مسافرت بریم نه ارش حمیرا را میشناسد و نه حمیرا ، ارش را چون هیچگاه همدیگر را تا بحال ندیده بودند . و با دلی قرص و اطمینان کامل شماره همراه خانمم را به او دادم حتی اسم خانمم را هم ندارم تاکار آرش سخت تر شود. فردای ان روز ساعت ده صبح آرش به من گفت الان میخوام زنگ بزنم به شماره ای که به من دادی . الو سلام عذر میخوام مراحمتون شدم با مریم خانم کار داشتم طرف مخاطب که خانمم بود گفت اشتباه گرفتین و قطع کرد دوباره رنگ زد و گفت ببخشید خانم چرا قطع کردین  چون اشتباه گرفتین و مریم خانم نداریم ارش گفت حالا نمیشه شما بجای مریم خانم صحبت کنین  بله آقا لطفا مزاحم نشید  آخه صدای شما خیلی نازه ، نمیدونم چند سالتونه و مطمعنم چهره شما مثل صداتون قشنگه . همسرم تلفن را مجددا قطع کرد و من هم زدم زیر خنده . آرش چیزی نگفت و مشغول کارش شد نیم ساعت بعد دوباره زنگ زد و سلام کرد و گفت من بخدا قصد اذیت کردن شمارو ندارم و فقط میخواستم از شما عذر خواهی کنم  آقای محترم من شوهر دارم و بیکار هم نیستم که جواب تلفن های شمارو بدم  باشه امروز دیگه زنگ نمیزنم و قطع تلفن . آرش به من نگاهی کرد و لبخندی زد و گفت نادر شرط را باختی ، گفتم به همین سادگی نیست ارش گفت ساده تر از اون چیزیه که فکرشو میکردم اگه اهلش نبود نمیگفت من شوهر دارم گفتم ببینیم و تعریف کنیم. و دیگر در روزهای بعد ارش هیچ صحبتی از تماس با حمیرا را به من نگفت . و من چون خیالم از حمیرا راحت بود من هم از او سوالی نکردم و فقط روز شمار را یادداشت میکردم . امروز که سر کار رفتم روز هشتم را در دفتر تیک زدم . ساعتی از وقت شروع کار گذشته بود ولی ازش هنوز نیامده بود رفتم پیش مدیر داخلی شرکت و سراغ ازش را گرفتم او گفت زنگ زده و گفته سرما خوردم و امروز را مرخصی گرفته. من حتی یک درصد هم تصور نکردم تا شاید ارش مخ خانم مرا زده باشه و برای کردنش به مکانی خالی رفته باشه . روز پر کاری را گذراندم چون تنها باید کار میکردم و خسته از کار به منزل رفتم و طبق معمول همه چی عادی بود. فردا صبح که شرکت رفتم ارش را دیدم و جویای احوالش شدم و با تمسخر روز نهم را یادآوری شدم. او با یک ژست پیروزمندانه نگاهم کرد و گفت جات خالی بود عجب کوسی را به من معرفی کردی ، دمت گرم ، تا بحال هیچ کوسی اینقدر به من حال نداده بود . سفید ، شاسی بلند ، حشری ، تنگ ، و در اخر حرفه ای ، بنام حمیرا . من یکباره دنیا رو سرم چرخید و خشکم زد نمیدونستم چکار باید میکردم و فقط به خودم لعنت میگفتم که با دست خودم خانمم را برای گاییدنش به آرش تقدیم کردم . بعد از ساعتی ارش گفت که تعطیلات تابستانی شرکت نزدیکه و تو باید خانوادگی ما را به هتل قو با پایان هزینه هاش دعوت کنی . تو دلم گفتم هم خانمم را دادم و هم شرط را باختم . آرش گفت خلاصه دیروز سه راه تهرانپارس قرار گذاشتم و از قبل زنمو با بچه هام فرستادم خونه باباش و حمیرا رو سوار کروم بردم خونه از بس خوشگل بود نتوانستم طاقت بیارم و بغلش کردم اولش کمی مقاومت کرد ولی با ور رفتن با سینه هاش و لب گرفتن نرم شد و وقتی دستش را گذاشت روی شلوارم با یک تعجب خاصی گفت وای این چیه و با شتاب از تو شلوارم کشید بیرون و گفت عجب کیر کلفتی داری به او گفتم مگه تا بحال به این اندازه تجربه نداشتی، گفت نه و با هر کس که بودم از کیر تو کوچیک تر بوده و بدون آنکه من تقاضا کنم شروع کرد ساک زدن چقدر این حرکتش به من مزه داد و الحق هم حرفه ای ساک میزد. من با اون سینه های سفید خوش فرمش بازی میکردم ازش خواستم بریم تو اطاق خواب ، که هر دو به هم چسبیدیم و رفتیم رو لبه تخت نشوندمش و شلوارش را در آوردم وای چه میدیدم چه رونهای خشگلی داشت وقتی دست کشیدم به روناش انگار تو بهشت با یک هوری هستم دیگه طاقت نیاوردم و شروع کردم به بوسیدن پاهاش و با زبانم از طرف رونهاش رفتم به سمت وسط پاش شورتشو درآوردم اگه بدونی چی بود یه کس سفید کوچولو بدون گوشتهای اضافی و تمیز که فقط برای خوردن و لیسیدن ساخته شده بود. نادر واقعا شاید درک نکنی که چی میگم ، هلو یک هلوی خوشمزه و ابدار . خدا قسمت تو هم بکنه. آرش چه میدانست درون من چی میگذره از درون خودم را چنگ میزدم دلم میخواست ارش را خفه کنم او چه میدونست که از کسی داره تعریف میکنه که هشت ساله همه کاری باهاش کردم و از طرفی هم متعجب از اینکه چگونه حمیرا تونسته با کس دیگه ای بخوابه. وای خدایا دارم دیوانه میشم . صدای ارش مجددا سکوت پر از خشم مرا شکست و گفت بعد از اینکه یک ربع لیسیدم و خوردم روی تخت خابوندمش و وسط پاهاش نشستم و با دستهایم پاهایش را بالا نگه داشتم با حالتی ملتمسانه میگفت کیرت کلفته ترا بخدا یواش پاره میشم نه نه یواش یواش وای و یک جیغ بلند  سر کیرم رفته بود تو کوسش و با دستاش شکم مرا نگه داشته بود که بیشتر فشار ندم من هم گفتم باشه فشار نمیدم هر وقت خودت خواستی بگو تا فشار بدم او هم همش میگفت ای ای پاره شدم بعد از چند دقیقه شروه کرد به تکان دادن من هم یک فشار کوچیک دادم تا نصفه کیرم رفت و باز یک ای گفت و بسه بسه میکرد من هم شروع کردم آروم عقب و جلو کردن کم کم جا باز کرد و پاهایش را به دورکمرم حلقه زد و دستانش را دور گردنم انداخت و با چشمای نیمه باز فقط میگفت چه کیر کلفتی فداش شم بعد ازدو دقیقه با التماس از من میخواست که تکون ندم صبر کن صبر کن معلومه که داره ارضاع میشه ولی من بدون اهمیت به خواسته اش همچنان تکان میدادم و کم کم به فشار دادن تو کوسش اضافه میکردم شرش را بالا آورد و گفت وای همه کیرتو کردی توش ای بیرحم من هم به تکان دادنهایم سرعت بیشتری دارم و بعد پنج دقیقه دوباره ارضاع شد دیگر رمق التماس کردن نداشت و فقط ناله میکرد و میگفت مردم مردم. من هم نتوانستم بیشتر طاقت بیارم و کشیدم بیرون تا ابم را روی شکمش بریزم که مجددا یک جیغ از درد کشید و کیر مرا با دو دستش مالید و انگشت کرد که ابم بیاد این کارش بیشتر از هر چی به من لذت داد و بعد در کنارش دراز کشیدم از او تشکر کردم او هم بابت کیر کلفتم از من تشکر کرد . نادر خلاصه عجب کوسی بود .اگر تمایل داشته باشین ادامه خاطراتم را تو نظر سنجی اعلام کنید تا کامل بقیه را بگم. دوستتان دارم همه شمارو. ولی نه بیشتر از همسرم. ادامه&#8230;نوشته سینا   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b4%d8%b1%d8%b7-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%db%b1/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15939</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مخصوص جق مبتدی</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15948</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مخصوص جق مبتدی" title="مخصوص جق مبتدی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>این یه داستان نیست و صرفا به توصیف با جزئیات یه سکس میپردازه.(کاملا مناسب برای خودارضایی)اقای A رو یه مرد با قد حدود ۱۸۰ پوست سبزه و موهای مشکی در نظر میگیریم که کیرش ۱۸ سانت طول داره و کلفتیش اونقدری که دهن یه خانوم رو کامل پر میکنه.اقای B رو یه مرد با خصوصیات [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مخصوص جق مبتدی" title="مخصوص جق مبتدی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>این یه داستان نیست و صرفا به توصیف با جزئیات یه سکس میپردازه.(کاملا مناسب برای خودارضایی)اقای A رو یه مرد با قد حدود ۱۸۰ پوست سبزه و موهای مشکی در نظر میگیریم که کیرش ۱۸ سانت طول داره و کلفتیش اونقدری که دهن یه خانوم رو کامل پر میکنه.اقای B رو یه مرد با خصوصیات ظاهری به همون صورت در نظر میگیریم که البته فقط بیاین فکر کنیم سرش کاملا طاس و کیرش ۲۰ سانت باشه. نکته جالب راجب این طرف اینکه تخم هاش اندازه توپ بیسبال و کسی نمونه اش رو تا حالا ندیده.حالا بریم سراغ خانوماخانوم A یه خانم یکم درشت (نه خیلی چاق نه خیلی لاغر) با موهای قهوه ای و قد ۱۶۵. خب تا اینجا چیز خاصی نداشته اما سینه های سایز ۹۰ و یه کون بزرگ و سفید دقیقا همون چیزیه که ایشون رو یه جنده لاشی کاملا مناسب کردهخانوم B یه مانکن لاغره که عاشق کیرهای کلفت با رگ های برجسته است (این طرف به سکس معتاده) قدش ۱۷۰ و سینه هاش ۸۵ نباشه کمتر هم نیست فقط یکم کونش انگار اب رفته که در عوض کس صورتی و کالباسیش کاملا جبرانش میکنه.حالا طی یه قضیه ای این چهار نفر توی شرایط سکس قرار گرفتن و میخوان حسابی بهم دیگه حال بدن&#8230;.خانوم B که از همه حشری تره پیش قدم میشه و یراست هم میره سراغ اقای B، سریع کمربندش رو باز میکنه و از اونجای که حوصله ی باز کردن دکمه ها رو نداره شلوار جینش رو جر میده. یه کیر گنده میوفته بیرون که قبل از اینکه هوا رو حس کنه وارد دهن خانوم B میشه. همینطور که داشته ساک میزده توجهش به تخما جلب میشه، ناخن هاشو اروم دور تخم ها میکشه و در حالی که پوست چروکیدشون رو بالا می کشیده طی یه حرکت ناگهانی کیر رو ول میکنه و میره سراغ تخم ها، پایان حلقش رو پر میکنه و با ولع لیس میزنه و میک میزنه. از طرفی این حرکات وحشیانه حسابی خانوم و اقای A رو به وجد اورده . شرت مشکی خانوم A از خیسی به کسش چسبیده پس اقای A طی یک حرکت جنتلمنانه وارد عمل میشه و با زبون کس بیچاره رو نجات میده. زبونش رو تا ته وارد کس میکرد و در میورد اما بازم دلش بیشتر میخواست برای همین خانوم A رو برداشت و از خوابوند روی زمین، اونم از خدا خواسته زانو و زد و پاهاشو باز کرد تا کسش کاملا در اختیار این زبون تیز و زبر قرار بگیره.اقای B کون سفیدشو با دوتا دست گرفت و ازهم باز کرد و درحالی که با انگشت کسش رو میمالید سوراخ کونش رو لیس میزد در نهایت هم تحمل نکرد و زبونش رو هل داد توی کسش و با پایان توان همه جا رو با دهن گایید.آقای B یه کس لیس حرفه ای بود اما زبونش واقعا نمیتونست کار کیرش رو بکنه پس خانوم A بعد ده دقیقه حال کردن برگشت کیر سیخ شده اش رو گرفت توی دست و گفت  من اینو میخوام نه اون زبون فسقلی لعنتیتبعدش به کمر خوابید و کیر رو گذاشت دم سوراخش اما وارد نکرد. اقای B که بهش برخورده بود تصمیم گرفت یکم اذیت کنه برای همین بجای اینکه شروع کنه به تلمبه زدن، شروع کرد سر کیرش رو بماله به اطراف کس، بعضی وقتا که دیکه آه کشیدنای خانوم A اوج میگرفت فقط کلاهک صورتی کیرش رو وارد میکرد و بعد بلافاصله درش میورد.دیگه خانوم A داشت ضجه میزد خواهش میکنم بکنش داخل&#8230; دیگه تحمل ندارم لعنتی بکنش داخل&#8230; جرم بده بکن تو.توی همین موقع ها بود که یهو یه کیر سفت و داغ وارد کسش شد، یه درد ناگهانی و فوق لذت بخش تو وجودش پیچید.سر اقای A رو گرفت و در حالی که موهاش رو چنگ میزد پایین اوردش تا سینه هاش رو بخوره.اونم در حالی که تلمبه میزد شروع کرد نوک سینه های برجستش رو لیسیدن و بعضی وقتا گاز گرفتن. اون ممه های خوشگل تو دستاش جا نمیشدن اما با این حال سعی میکرد بگیرتشون و فشارشون بده.با فاصله یکی دو متر بلاخره خانوم B از ساک زدن دل کنده بود و داشت کونش رو آماده میکرد که یهو دید اقای B رفته سراغ روان کننده و میخواد گند بزنه به اون کیر خوشگل. با عصبانیت زد زی دستش و درحالی که کیر رو نوازش میکرد گفت من اینو همینطوری میخوامش. پوزیشن داگ استایل روی لبه ی اپن حالت مورد علاقش بود برای همین عین یه سگ حشری رفت اونجا وایساد و پاهاش رو باز کرد و شروع کرد به تاب دادن کمرش و لرزوندن کونش تا بلاخره سگ نر بهش حمله کردموهای بلندش رو چنگ زد و یبار دور دستش پیچوند، دوتا از انگشتای دستش رو وارد دهنش کرد تا ساک بزنه و با همه ی قدرتی که از خودش سراغ داشت اون کون خوشگلو گایید.کناره های سوراخ کون خانوم B از اصطکاک اون کیر کلفت قرمز و زخم شده بود.ولی خب زرشک که مرد با کیر به این برازندگی بیشتر از سه چهار دقیقه دووم نیورد و همه ی آب داغ و غلیظش رو همونجا که بود خالی کرد.اون کون کوچولو همینطوریشم بیشتر از ظرفیتش پر بود و وقتی پر از آب شد دیگه خانوم B طاقت نیورد و یه فریاد گوشخراش کشید.وقتی فهمید طرف ارضا شده فکر کرد اینطوری نمیشه این نمیتونه تنهایی حال منو خوب کنه.رفت سراغ زوج A، اقای A رو کنار زد و شروع کرد به لیسیدن کس خانوم A و در حالی که مشغول بود گفت شما دو باید منو بگایناقای A که هنوز ارضا نشده بود اعصابش کیری شد واسه همین تصمیم گرفت حسابی حالشو جا بیاره با اقای B هماهنگ کرد و دوتا کردن توی کس خانوم B که از اول تا حالا کسی بهش دست نزده بود.اونم کسو موسو ول کرد و یه آه بلند کشید. حالا این وسطم باز تخمای اقای B کار خودشونو کردن و توجه خانم A رو که در واقع زیر همه خوابیده بود رو جلب کردن اونم شروع کرد به مکیدن تخم ها و بازی کردن باهاشون.این پوزیشن هر سه تای اقای A و B و خانوم B رو بعد یه مدتی ارضا کرد.اما بدبخت خانوم A که فقط لیسید و لیسیدنش هنوز کیر میخواست&#8230; برای همین وقتی همه عین نئشه افتاده بودن اینور اونور پاشد رفت تکیه داد به یکی از کناپه ها و روی سرش بلند شد بعد پاهاش رو توی بغلش جمع کرد و به اقای B فرمان داد که باید منو ارضا کنیاونم با دیدن این صحنه دوباره داشت راست میکرد برای همین یه کف دستی زد و بلند شد.رفت بالای سر اون کون و کس هویدا وایساد و کیرش رو اروم اروم وارد کرد و شروع کرد به کمر زدن.خانوم A گفت تخماتم جا کن.حالا هری اومدن اینو قانع کنن که نمیشه و پاره میشی و این حرفا اصلا گوشش بدهکار نبود.همین حرکت هرچهار نفرو حسابی هیجان زده کرده بود. اون سه تا اومدن اول حسابی سوراخ کون و کسش رو خوردن و خیس کردن (این وسط چندتا لبم گرفتن که مهم نیست) بعد کیر رو تا نصفه فرو کردن و شروع کردن به هل دادن تخم ها. آقای B حس خفگی داشت ولی برعکس کون خانوم A انگار حسابی داشت حال میکرد.بلاخره تونستن کیر با جفت تخم هاش داخل جا کنن و حتی یکمم تلمبه زدن (بیشتر باید کفت ویبره رفتن) بلاخره خانوم A هم ارضا شد و آبش پاشید روی صورت اقای گاینده (که البته اونم برای بار سوم ارضا شد)نهایتا هم همه با کیرهای اویزون و سینه های جمع شده یه دست ابجو زدن و رفتن تا فردای قیامت که دوباره این حرکتو تکرار کنن.نوشته gaygug   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15948</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خاطره سکس استاد با دانشجوی حشری</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15946</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خاطره سکس استاد با دانشجوی حشری" title="خاطره سکس استاد با دانشجوی حشری" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>دوستان سلام من حدود 4 ماهه با این سایت آشنا شدم و امروز تصمیم گرفتم یکی از خاطرات واقعی خودم در زمینه سکس هایی که داشتم رو اینجا بگم. لطفا حتما نظرهاتون رو در موردش بگین.این خاطره من بر می گیرده به سال 89 که حدودا 25 ساله بودم. اون زمان تازه فوق لیسانس گرفته [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خاطره سکس استاد با دانشجوی حشری" title="خاطره سکس استاد با دانشجوی حشری" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>دوستان سلام من حدود 4 ماهه با این سایت آشنا شدم و امروز تصمیم گرفتم یکی از خاطرات واقعی خودم در زمینه سکس هایی که داشتم رو اینجا بگم. لطفا حتما نظرهاتون رو در موردش بگین.این خاطره من بر می گیرده به سال 89 که حدودا 25 ساله بودم. اون زمان تازه فوق لیسانس گرفته بودم و دانشجوی دکتری بودم در یک دانشگاه پیام نور اطراف تهران تدریس می کردم. یک روز اواخر ترم دوم، توی خرداد ماه بود که توی اتاق اساتید نشسته بودم و دیدم مسول اتاق گفت که یکی از دانشجوهایتون باهاتون کار داره. خلاصه رفتم دم در دیدم یک خانم حدود حدود 27 تا 28 ساله با یک آرایش معمولی و موهای بلوند و لبای سکسی و لباس دانشگاه دم در ایستاده بهم گفت دانشجوی منه ولی چون سرکلاس نیومده آموزش داره حذفش می کنه خلاصه منم گفتم مشکل خودشه و من کاری نمی تونم بکنم خیلی با جذبه و سخت گیر بودم معمولا توی دانشگاه. خلاصه هی پا پی شد منم حوصله نداشتم و رفتم داخل اتاق. عصر موقع رفتن خونه دم یک مغازه بقالی نزدیک دانشگاه داشتم خرید می کردم و وسایل رو می ریختم تو صندوق دیدم یک پراید پشت ماشینم ایستاد منم بدون توجه در صندوق رو بستم سوار ماشین شدم تا اومدم حرکت کنم دیدم همین دختره داره میزنه به پنجره ماشین خلاصه داشت گریه زاری می کرد و التماس. گفتم خوب چرا نیومدی سرکلاس گفت توی این ترم در حال طلاق از شوهرش بوده حتی برای جلب اعتماد من شناسنامه اش هم که باهاش بود بهم نشود که تازه متوجه شده 24 ساله اش هست و به خاطر آرایشش بیشتر می خوره بهش و تاریخ طلاقش حدودا 2 ماه قبل از اون روز بود. خلاصه بهش گفتم باشه با آموزش صحبت می کنم و رفتم.هفته بعد آخرین هفته کلاس ها بود که دیدم اومده سرکلاس و با یک آرایش غلیظ و خیلی حشری کننده. بعد کلاس اومد تشکر که ممنون که گذاشتین امتحان رو بیام و ایکاش بتونم جبران کنم یک جوری نگاه می کرد که مشخص بود خیلی حشری و داغه. بعد یک هو خودش یک پیشنهاد غیر منتظره داد گفت چون سرکلاس ها نیومده خیلی از درس ها عقبه اگر می تونم براس کلاس خصوصی بذارم منم فهمیدم این دردش چیه و واقعا هم چشمم رو گرفته بود گفتم باشه شماره خط دوم را که فقط به دوست دخترام میدادم بهش دادم گفتم زنگ بزن بعداً در موردش صحبت کنیم. همون شب زنگ زد و قرار شد من برم خونه اش برای مثلا درس دادن.روز موعود رسید منم رفتم خونه اش همون اطراف تهران نزدیک دانشگاه بود و گفت بعد از طلاق خونه را به عنوان مهریه از شوهرش گرفته. وارد که شدم دیدم اوف عجب تیپی زده یک ساپورت پلنگی و تاپ قرمز تنش بود و قدش حدود 170 سانت و حدود 70 کیلو وزنش بود تو پر و کون گوشتی و سینه های درشت سایز 80 که خطش از بالای تاپش مشخص بود. خلاصه نشستم و پذیرایی کرد و گرم صحبت و خوش و بش که تلفن زنگ زد رفت که تلفن رو که اون ور پذیرایی بود جواب بده چون صندل پاشنه بلند هم پوشیده بود کونش رو طوری قر میداد که من حشری بشم. وقتی برگشت من دیگه داشتم راست می کردم. خد خرد خرد شوخی دستی و یکهو دستم رو بردم طرف سینه اش که یک اه بلندی کشید و بعد هم کسش رو مالوندم خلاصه حسابی سینه هاش رو خوردم و با کسش بازی کردم اونم دستش رو برد طرف شلوارم که بازش کنه خودم بلند شدم همه لباس ها مو کندم تا کیرم رو دید گفتم جوون خوش سایزه شروع کرد به ساک زدن که خیلی همه حرفه ای بود بعد اون پاشد و لباس هاش رو کلا درآورد و کیر من رو که حسابی راست شده بود گرفت و رفیتم داخل اتاق خواب. من رو با اسم کوچیکم صدا کرد و گفت حمید سه ماهه کیر ندیدم تو رو خدا بکن دیگه طاقت ندارم. منم کیرم رو کردم تا ته تو کسش و دیدم اوف چه تنگه و داغ خلاصه حسابی تلمبه زدم و اونم همش می گفت جوون بزن، جون چه کیری، وای مردم، پارم کن، چشمهاش به حالت نیمه باز بود و داغ کرده بود بعد از 10 دقیقه مدل رو عوض کردیم و مدل داگی کردم تو که تا کردم تو گفت آآآآآآآآیییییی جوون بکن جرم بده. من با پایان قدرت و سرعت حدود 7 تا 8 دقیقه تلمبه زدم البته بدون کاندوم بودم کمی شل کردم که آبم نیاد. تا شل کردم گفت چرا وایستادی بزن پارم کن خلاصه دوباره زدم توش خیلی سریع و محکم تلبمه می زدیم که یکهو یک جیغی کشید و افتاد. کسش عین حوض پر آب شده بود و کاملا ارضا شد. منم همون لحظه کشیدم بیرون و کمی حق زدم و آبم رو ریختم روی کمرش و افتادم روش خلاصه بعدش با هم رفتیم حمام و از اون روز به بعد تا چند سال این رابطه ادامه داشت تا سال 92 که دوباره ازدواج کرد و منم دیگه ارتباطی باهاش ندارم.نوشته حمید   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15946</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین خاطره گی من</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[لاغر]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15947</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین خاطره گی من" title="اولین خاطره گی من" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام این داستان برمیگرده به تابستان پنج سال پیش من تازه راهنمایی را تموم کرده بودم و میخواستم برم دبیرستان که پدرم یه گوشی سونی اریکسون واسم خرید (من چون تک فرزندم معمولا بین همسنام زودتر به خواسته هام میرسم)ما تو یه خونه حیاط دار دو طبقه زندگی میکنیم که هر طبقه یک اتاق خواب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین خاطره گی من" title="اولین خاطره گی من" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام این داستان برمیگرده به تابستان پنج سال پیش من تازه راهنمایی را تموم کرده بودم و میخواستم برم دبیرستان که پدرم یه گوشی سونی اریکسون واسم خرید (من چون تک فرزندم معمولا بین همسنام زودتر به خواسته هام میرسم)ما تو یه خونه حیاط دار دو طبقه زندگی میکنیم که هر طبقه یک اتاق خواب داره یه اتاق هم روی پشت بام داریم که قرار بوده انبار باشه ولی از اول اتاق من بوده و همیشه اونجام اینم بگم که بخاطر مخارج ما طبقه پایینو اجاره میدیم اون سال به یه خانواده سه نفره که یه پسر همسن من به اسم علی داشتن اجاره دادیم خب من با علی دوست شدیم و باهم دبیرستان ثبت نام کردیم میرفتیم دبیرستان و میومدیم دیگه همیشه باهم بودیم بعضی شبا پیش من میخوابید اینم بگم که من بدنم لاغر و سفیده علی هم سفید و تپل یه روز چند تا فیلم سکسی یکی از هم کلاسی ها فرستاد واسم اومدیم خونه علی هی میگفت بزار ببینیم من گفتم شب میبینیم شب دوتایی رفتیم زیر پتو فیلم اول گذاشتیم اول فیلم علی گفت عجب کیری داره یکم از فیلمو دیدیم من که راست کردم کیرم تو شرت و شلوار راحتی اذیت میشد درش اوردم که زیر پتو اومد بالا دیدم علی داره نگاه میکنه گفت چیه گفتم کیرم اذیت میکرد درش اوردم دیدم اونم گفت بزار منم در بیارم که دیدم یه کوچولو پتو اومده بالا دست زدم به کیرش دیدم کیرش اندازه انگشت شصت خودمه تازه شق شق حس کردم داره خجالت میکشه دستشو گرفتم کذاشتم رو کیرم اول فقط گرفش بعد شروع کرد به مالیدن یدفعه گفت چرا انقدر کیرت بزرگه منم گفتم بجاش تو هم کونت بزرگه گفت اره همینطور که فیلم میدیدیم و میمالید حس کردم داره ابم میاد گفتم بسه گفت چرا گفتم ابم داره میاد گفت چرا اب من نمیاد گفتم نمیدونم یه فیلم دیگه هم دیدیم و اومدیم بخوابیم دیدم علی پشتشو کرد به من و خوابید منم جای کیرمو تو شلوار درست کردمو از پشت بغلش کردم چسبیدم بهش و دستمو کردم تو شلوارش شروع کردم به مالیدن یکم که حشری تر شد دیدم خودشو میماله به من و کونشو از رو شلوار میمالید به من و دستشو کرد تو شرتم کیرمو در اورد منم شلوارمو تا زانو کشیدم پایین به اونم گفتم تو هم شلوارتو بکش پایین اونم انگار منتظر بود سریع کشید پایین منم محکم بغلش کردمو کیرمو گذاشتم لای کونش و کیرشو میمالیدم که دیدم داره کونشو میماله به کیرم منم دیگه طاغت نیاوردم و آبم اومد ریختم لاش و همونطور بغلش کرده بودم که گفت ابت اومد گفتم اره گفت پس بخوابیم لباسارو کشیدیم بالا و خوابیدیم فردا بعد مدرسه من وازلین از پایین بردم تو اتاقم و علی تا عصر نیومد بالا شب بعد شام دوباره اومدیم بالا بخوابیم که گفت دوباره فیلم بزار گفتم انگار دیشب دوست داشتی گفت تو که بیشتر دوست داشتی فیلمو گذاشتم گفتم امشب باید کامل لخت بشیم بعد ببینیم گفت که مثل دیشب بکنی کفتم مگه دیشب بد بود گفت نه ولی اگه کسی بفهمه آبرو من میره گفتم اگه خودت به کسی نگی هیچکس نمیفهمه مگه من کسخولم به کسی بگم حالا لباساتو در بیار اونم لخت شد و رفت زیر پتو منم خوابیدم بغلشو با وازلین لای کونشو چرب کردم و گفتم دمر بخواب خوابید گذاشتم لاش و شروع کردم به تکون دادن اونم حال کرده بود و فیلم میدید بهش گفتم چهار دستو پا شو اونم شد منم کیرمو چرب کردم و میمالیدم به سوراخش گفتم شل بگیر گفت میخوای چکار کنی گفتم میخوام بکنم توش گفت درد داره؟گفتم اگه شل بگیری نه بعد خیلی آروم کردم توش و آروم تکون دادم چون درست قنبل نکرده بود تا نصفه میرفت توش یکم عقب جلو کردمو آبمو خالی کردم تو کونش این شروع بچه کونی شدن علی بود و سه سال دبیرستان که مستاجر ما بودن هفته ای دو یا سه شب که میومد پیشم میکردمش بعد یه مدت واسم ساک میزد و بعد میکردمش تا یه روز همینطور که سگی میکردمش و کیرشو میمالیدم آبش اومد بعد از این که از خونه ما رفتن هم دو سه باری اومد و کردمش یه روز هم بهش زنگ زدم بیاد که گفت دیگه از کون دادن بدم میاد و دیگه نمیدم منم دیگه زنگ نزدم نوشته امیر   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%85%d9%86/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15947</post-id>	</item>
		<item>
		<title>صبح سایت داستان سکسی</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15952</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="صبح سایت داستان سکسی" title="صبح سایت داستان سکسی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام. داستان اولمه.(قبل از هر چیز بگم که اسما مستعارن)احمد هستم هجده ساله از اصفهان. میخام خاطره یه روز صبح مو بگم. از شب قبلش شروع میکنم. یه شب خیلی حشری بودم. رفته بودم بیرون بگردم و تو حال خودم نبودم داغ بودم. خلاصه تو راه برگشت ب خونه گفتم بذار ی پیام ب دوستم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="صبح سایت داستان سکسی" title="صبح سایت داستان سکسی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام. داستان اولمه.(قبل از هر چیز بگم که اسما مستعارن)احمد هستم هجده ساله از اصفهان. میخام خاطره یه روز صبح مو بگم. از شب قبلش شروع میکنم. یه شب خیلی حشری بودم. رفته بودم بیرون بگردم و تو حال خودم نبودم داغ بودم. خلاصه تو راه برگشت ب خونه گفتم بذار ی پیام ب دوستم (هم دوستمه هم بکنم) بدم ببینم برای الان اوکیه برم یا نه. بهش پیام دادم گفتم الان خونه ای؟ گفت آره. گفتم خالیه بیام؟ گفت نه نیست.بهش گفتم کی بیام خالیه؟ گفت ک فردا صبح میتونم برم و خودش خبرم میکنه یا خودم زنگش بزنم.خلاصه رفتم خونه و اونشب رو نفهمیدم چجوری صبح شد. صبح هم چون میدونستم احتمال زیاد شرایط جوره با سرحالی و حوشحالی زدم بیرون و تا خود محله شون پیاده رفتم.من ی مشکلی دارم و اونم اینکه بیشتر وقتا کوچه شونو. قاتی میکنم با کوچه ها دیگه.خلاصه انقد بالاخره نگا کردم تا مطمئن شدم همونه. بعدم دیدم زنگ نزده خودشخودم یه دوبار زنگ زدم و تک زدم دیدم برنمیداره. بعد از ی دو دقیقه خودش یه تک زد منم فهمیدم هست و زنگ زدم گفتم درو باز کن. اومد درو باز کرد و رفتم تو.لباسامو کندم و اونم کند و رفتیم رو تخت دراز کشید. (قسمت اصلی و سکسی از اینجا شروع میشه) کیرشو دراورد و تا کیرشو دیدم یهو حشرم زد بالا اومدم بشینم روش که گفت کامل بلند نشده اول بخورش. منم گرفتم دستم شروع کردن خوردن. ملایم و آروم مک میزدم و با اشتها میخوردمش. خلاصه یکم که خوردم خودش گفت خوبه منم دراوردم از دهنم. (خیلی مزه داد بهم) گفت به پشت دراز بکش. دراز کشیدم یکم لای کونمو باز کرد و بعد با تف خیس کرد سوراخمو و بعد آروم کرد توش که یدفه یه لذت عجیبی داد اوفف. شروع کرد تلمبه زدن حال میکردم بعد یه لحظه گفتم وایسا. گوشیمو دراوردم فیلم گذاشتم ک گفت نمیخاد قطع کردم. و دوباره شروع کرد تلمبه وای که چه کیفی میکردم. بعد از چند دیقه دراورد و گفتم سگی بریم . سگی شم و بازم کونمو تف زد کرد توش و کونمو کرد. بعد همونجور تو حالت سگیاون نگه داشت کیرش تو کونم بود و خودم عقب جلو میکردم که از این قسمت خیلی کیف کردم و تو حال خودم نبودم و همینجور میرفت تو کونم میومد بیرون. بعد از چند دقیقه دروارد و دراز کشید و گفت خودت بشین بالا پایین کن منم نشستم و آروم آروم تا ته نشستم روش و بالا پایین کردم که بازم از حال خودم خارج شدم و همینجور بالا پایین میشدم. بعد خودش گفت بسه و دوباره سگی شدیم و یکم تلمبه زد و خسته شدیم از سگی. دراورد و به پشت دراز کشیدم و شروع کرد کردن که تقریبا یکم که زد تقریبا آبش داشت میومد حس میکردم.بعد یکم دراورد و دوباه کرد و دوبارع داشت میومد که دراورد. البته منم دوس داشتم چون هرچی هی نمیومد هی بیشتر میکرد و منم حال میکردم. کونم شل شل شده بود و سر و البته حالمم عالی بود. کرد تو و یکم که زد یکم درد گرفت گفتم بسه بزار لاش. که یکم دراورد ولی دوباره کرد تو و تلمبه زد و دوباره گفتم نمیتونم دیگه بزار لاش که گفت الان تمومه و بازم تلمبه زد که تقریبا بعد از یکی دو دقیقه آبش اومد و همونجا تو کونم نگه داشت و ریخت تو کونم.(خیلی لذت داره) و درآورد و رفت دستمال اورد باقی مونده های ابشو از دور سوراخم پاک کرد و منم رفتم دستشویی خودمو شستم و بعدم لباسامونو پوشیدیم و  من رفتم.نوشته احمد   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15952</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین سکس تو اولین روز</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[باکره]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[فتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15956</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین سکس تو اولین روز" title="اولین سکس تو اولین روز" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>من ۲۰ سالمه.دانشجو ام .لاغرم و بسیار سکسی.وجدانا پسر جذابی ام هستم.تو همین روزای عید بود که پسرخالم مهدی زنگ زد و گفت بیا چند روز‌ در بوتیک من به جام واسا.دارم میرم مسافرت .اخیرا هم یه فروشنده دختر اضافه کرده بود.خلاصه من رفتم و واسه اولین بار زهره خانم رو دیدم.یه دختر ۲۸ -۲۹ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="اولین سکس تو اولین روز" title="اولین سکس تو اولین روز" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>من ۲۰ سالمه.دانشجو ام .لاغرم و بسیار سکسی.وجدانا پسر جذابی ام هستم.تو همین روزای عید بود که پسرخالم مهدی زنگ زد و گفت بیا چند روز‌ در بوتیک من به جام واسا.دارم میرم مسافرت .اخیرا هم یه فروشنده دختر اضافه کرده بود.خلاصه من رفتم و واسه اولین بار زهره خانم رو دیدم.یه دختر ۲۸ -۲۹ ساله .قد بلند و تو پر. قیافه جذابی هم داشت.باهاش اشنا شدم و از صبح با هم بودیم تو بوتیک و کار کردیم خیلی عادی.اون ظهر میرفت خونه و دوباره از ساعت ۵ عصر میومد. ظهر شد و اومد خدافظی کنه بره دیدم از تو کمد پایین کفششو در اورد. تازه دیدم که دمپایی پاشه. منم که عاشق فوت فتیش و &#8230;.یه پای صاف و سفید و تمیز. با ناخن لاک زده.قرمز..حشری کننده بود.اینو دیدم کلا رفتم تو یه دنیای دیگه. من بدجور به پا علاقه دارم.همینجور که کفش میپوشید فقط به حالات پاش نگاه میکردم..اووووووف.چه پایی داشت.از وقتی که رفت همینجور تو فکر پاش بودم. وقتی پا میبینم دیگه به کس و کون و.. فکرم نمیکنم.در این حد.زهره رفتو منم دیگه درو بستم و‌رفتم طبقه بالا مغازه که استراحت کنم. انبار مغازه هم همون بالاس.حدود ساعت ۲ بود که رفتم بالا و خوابیدم.با یه صدایی از خواب پاشدم.چشممو باز کزدم دیدم زهرس . ریموت درو داره و در باز کرده و اومده بود بالا جنس ببره پایین. چشممو باز کردم که پاشو تو دمپایی دیدم دوباره. داشتم دیوونه میشدم.. نمیدوستم چکار کنم.دلم میخواست با پاهاش جق بزنم. تا رفت پایین شروع کردم به جق زدن.حشرییییی شده بودم بدجور.وسطای جقم بود که دیدم جلوم واساده.اصلا تو این فکر نبودم که شاید باز بیاد بالا.فقط و فقط به پاهاش فکر میکردم.اون منو دید با اون وضعیت.منم اونو. دوتامون شکه بودیم. چند لحظه ای فقط نگاه کردیم همو&#8230; یهو گفتم میشه یکم با هم باشیم.هیچی نمیگفت.میترسیدم خودمم ولی پاشدم رفتم سمتش.تکون نمیخورد. دستشو گرفتم .اونم بدش نمیومد.چون هیچ مقاومتی نداشت.ریموت درو زدم و بستم.اروم بغلش کردم.یکم لب گرفتیم&#8230;اوووم.عالی بود لباش.. دستشو زد به کیرم. نمیدونستم باید چکار کنم.اولین بار بود یه دخترو دست میزدم. نشستیم&#8230; اولین کاری که کردم افتادم رو پاهاش به خوردن&#8230; انگشتاشو لیس میزدممم&#8230; کله پاشو خوردم&#8230; باکره بود.اونم انگاری اولین بارش بود.. شروع کرد به ساک زدن برام&#8230; اینقد پاهاش حشری کننده بود که فکر دیگه ای جز پاهاش نداشتم.. به پشت خوابید و کیرم گذاشتم لای انگشتتش&#8230; هی مالیدم هی مالیدم&#8230;اونم خیلی حال میکرد با این کارا.. همین حالت بود که ممه هاشو گرفتم و کیرمو میمالیدم به پاهاش .ابم اومد و ریختم رو انگشتاش&#8230; بعدم تو بغل هم خوابیدیمو لب گرفتیم و‌مالیدیم همو تا یه چند دقیقه ای.از اون روزم باهم رابطه داریم و در حد ساک و مالیدم. نه از کس میکنم چون پرده داره و نه علاقه ای به عقب دارم..ولی فوق العاده پاهای حشری داره..اگه سنش بهم میخورد حتما باهاش ازدواج میکردم که خودمم پرده نازشو پاره کنمخوشحال میشم نظر بدیدنوشته Sahand766   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15956</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کردن کون خانم برادرم</title>
		<link>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برادر]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15963</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کردن کون خانم برادرم" title="کردن کون خانم برادرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام من آرش هستم و ۲۹ سالمه این داستان برمیگرده به ۲۳ سالگیم یه برادر دارم که ۸ سال از خودم بزرگتره و زنش هم یک سال از خودش کوچیکتره حالا خانم داداشه من چند سالش میشه؟???????? شوخی کردم بریم سر داستان زمانی که ازدواج کردن هر وقت میومدن خونه ی ما من دائما چشمم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کردن کون خانم برادرم" title="کردن کون خانم برادرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام من آرش هستم و ۲۹ سالمه این داستان برمیگرده به ۲۳ سالگیم یه برادر دارم که ۸ سال از خودم بزرگتره و زنش هم یک سال از خودش کوچیکتره حالا خانم داداشه من چند سالش میشه؟???????? شوخی کردم بریم سر داستان زمانی که ازدواج کردن هر وقت میومدن خونه ی ما من دائما چشمم به کونش بود همیشه هم شاوار تنگ میپوشید خدا وکیلی هیکلش یه چیزی تو مایه های الکسیس بود، کون گنده سینه های خوب که با دیدنش همیشه من حشری میشدم وای از قیافش واستون نگم یه چیز عجیبیِ خلاصه من همیشه تو فکر کردن ایشون بودم و همیشه به یادش جق میزدم خیلی دوست داشتم یه بار بکنمش، من همیشه دوس دخترامو میبردم خونه برادرم میکردم با برادرم راحت بودم خونه رو واسم خالی میکرد، یه روز که دوس دخترمو بردم اونجا و وقتی که کارم باهاش تموم شد و رفت، صدف (زن داداشم) اومد خونه و من هنوز اونجا بودم برادرم تو یه کارخونه کار میکرد و کارش شیفتی بود اون روزم ساعت ۵ بعد از ظهر رفته بود و ساعت ۶ صبح میومد خلاصه اومدم که لباسامو بپوشمو برم خونه یهو صدف گفت که کجا بمون حالا شام بخور میری گفتم نه دیگه میرم گفت بمون پدر منم تنهام&#8230; گفتم باشه. جلوی من راحت بود اینبار یه شلوار سفید نازک پوشیده بود که شرت صورتیش از زیر معلوم بود منم چشمم فقط به کونه لامصبش بود. شروع کردیم حرف زدن گفت آرش خوب این دخترارو میاری ترتیبشونو میدی یهو من جا خوردم اصلا از این حرفا با هم نمیزدیم. منم پرو پرو گفتم اره دیگه من راضی اونا راضی خدام رذضیه دیگه، گفت نه حال کردم هر روز یه نفرووو اره&#8230;. خلاصه بحث کشید به باشگاه رفتنو گفت ارش من جدیدن باشگاه میرم هیکلم چطور شده؟ دیگه یواش یواش کیرم داشت بلند میشد، گفتم خیلی خوب شده مخصوصا باسنت گفت خدایی گفتم آره.کلا آدمِ دیوسی هستم???? بعد از این حرفا دیگه کیرم داشت از جا کنده میشد با خودم گفتم من امشب باید اینو بکنم، اینم بگم صدف خیلی ترسو تا دست ببری سمتش زود تسلیم میشه شام که خوردیم داشت تو اشپزخونه ظرفارو میشست با خودم گفتم بهترین موقعیتِ رفتم تو آشپزخونه پشت سرش وایسادم گفتم صدف کمک نمیخوای گفت نه مرسی یهو چسبیدم بهش گفتم بزار کمکت کنم عزیزم یهو یخ کرد گفت میشه بری عقب منم کیرِ گندموچسبونده بودم به کونش عقب نشینی نمیکردم در گوشش گفتم صدف جون میدونی چقدر دوست دارم بکنمت گفت زشته چی میگی ارش گفتم حرف دلمو میگم گفت بسه بروعقب گفتم تا نکنمت امشب ولت نمیکنم محکم گرفتمش بلندش کردم آوردمش تو اتاق خواب از همو آشپزخونه تسلیم شد فقط گفت داداشت چی گفتم کیر منو برادرم نداره، کیر من حلاله هیچی نمیگفت درازش کردم رو تخت شلوارشو کندم یه راس رفتم سراغ کصش شرو کردم به خوردن وای چه کصی نه مو نه گوشت اضافه نه سیاه، صورتیه صورتی آهو ناله هاش شروع شد بلندش کردم گفتم کیر خور هستی ؟ گفت بده بده بده بخورم کیرمو از جاش میکند با مِک زدن درازش کردم پاهاشو دادم بالا یهو کردمش تو کصش چه کص تنگی لعنتی کیرم قفل میشد توش در گوشم میگفت چه کیری داری دیوس دوبرابر کیر داداشته تو وسطا ارضا شد در گوشش گفتم نوبت کونت گفت نه نه جر میخورم گفتم میخوام جرت بدم من ارزوم کردنه کونه تو بوده رو دل خوابوندمش کونشو باز کردم وای چه بچه کونی شرو کردم سوراخه کونشو خوردمو یه توف انداختم رو سوراخشو کیرمو گذاشتم رو سوراخش یه فشاردادم جیغ زد دروووردم دوباره کردم تو داشت بیهوش میشد از درد التماس میکرد که در بیار منم تا ته فشار میدادم یه خورده جلو عقب کردم گشاد که شد تولومبه ها تند تر میشد اونم جیغاش بیشتر میشد وای چه بچه کونی بود اولین بار بود کوم به اون تنگی میکردم آبم که داشت میومد در گوشش گفتم خالیش کنم تو کونت گفت اره همینو که گفت آبمو تا ته خالی کردم توش دادا میزد وای چه داغه جون خلاصه اون شب دو بار کردمش بعد از اون داستانم هر وقت کونش خارش میگرفت بهم زنگ میزد میرفتم میکردمش تا اینکه بچه دار شدن از اون موقع دیگه نکردم ولی باز هم دوس میدارم که یه کامِ دیگه ازش بگیرم.نوشته آرش   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15963</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس ضربدری منو همسرم و ناصر و همسرش</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[حامله]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15961</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس ضربدری منو همسرم و ناصر و همسرش" title="سکس ضربدری منو همسرم و ناصر و همسرش" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام ، این یک داستان نیست بلکه یه اتفاق واقعیه که فقط یه بار تو زندگی من و همسرم افتاده و تا حالا دیگه تکرار نشده ولی خب من خیلی دوس دارم تکرار بشه منو همسرم ۲۱ سال پیش ازدواج کردیم من الان ۴۵ سالمه و همسرم ۴۲ سالشه ولی با این سنش یه شاه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس ضربدری منو همسرم و ناصر و همسرش" title="سکس ضربدری منو همسرم و ناصر و همسرش" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام ، این یک داستان نیست بلکه یه اتفاق واقعیه که فقط یه بار تو زندگی من و همسرم افتاده و تا حالا دیگه تکرار نشده ولی خب من خیلی دوس دارم تکرار بشه منو همسرم ۲۱ سال پیش ازدواج کردیم من الان ۴۵ سالمه و همسرم ۴۲ سالشه ولی با این سنش یه شاه کُس به پایان معناست سه سال بعد از ازدواجمون یه دفعه جایی به مهمونی مختلط دعوت شدیم و توی اون مهمونی همسرم اتفاقی یکی از همکلاسبهای دوران دبیرستانش رو دید که اونم با شوهرش اومده بودن اونجا که بعد از سلام و احوالپرسی و آشنایی با هم فهمیدیم که میزبان دوست مشترکمونه خلاصه اون شب خیلی خوش گذشت و تموم شد و شماره رد و بدل کردیم من ازشوهر دوست خانومم خیلی خوشم اومد ادم باحال و شوخ طبعی بود بعد از اون شب دیگه ندیدیم همو تا اینکه اونا دعوتمون کردن ما هم رفتیم خونشون خیلی ازمون پذیرایی کردن و تحویلمون گرفتن بعد متوجه شدیم اونا ۱۰ ساله ازدواج کرذن ولی بچه دار نمیشن مریم خانم ناصر میگفت ایراد از ناصره و دکترا گفتن اسپرمش جهش ندارهخلاصه خیلی صمیمی شدیم و رفت و امدمون خیلی زیاد شد طوریکه هر هفته آخر هفته یا اونا خونه ی ما بودن یا ما خونه ی اونا ولی زنامون جلوی ما حجابشونو مثلا رعایت میکردن یه دفعه خانم ناصر گفت پدر خسته شدیم از بس لباس پوشیدیم و روسری سر کردیم من به ناصر گفتم میخوام جلوی شایان روسری سر نکنم و راحت باشم ناصر هم قبول کرده ناصر هم به همسرم گفت شما هم راحت باش انقدر معذب نباش فکر نکنم شایان از اون ادمای سخت گیر باشه منم گفتم نه پدر من مشکلی ندارم خودش سخت میگیره خلاصه بعد از اون شب دیگه زنامون خیلی راحت و با لباس باز و لختی میگشتن من کم کم متوجه شدم ناصر چشمش خانم منو گرفته مثلا هر موقع پاسور بازی میکردیم منو مریم باهم یه تیم بودیم ناصر و خانم منم یه تیم ، هر موقع میرفتیم اونجا مریم از لباسهای خودش میداد به خانمم بپوشه که راحت باشه همش هم دامن کوتاه تا سر زانو بود که ساقهای سفید و گوشتی خانمم میفتاد بیرون و وقتی پاسور بازی میکردیم یکی از پاهاشو به سمت ناصر دراز میکرد که مثلا راحت باشه موقع نشستن مریم هم همینطوری بود و کلا ساقهای خیلی عالی تری داشت و گوشتی بودن وسط بازی به بهونه های مختلف مثلا وقتی خانمم خراب بازی میکرد ناصر میزد رو ساق پاش که این چه وضعه بازیه منم حواسم بود که چه حالی میکنه میدیدم کیرش راست شده و هی با دستش جمع و جورش میکنه ، خانم منم انگار بدش نمیومد که یه مرد دیگه غیر شوهرش دستمالیش کنه حداقل ظاهرش که اینو نشون میداد یکی از شبایی که رفتیم خونشون ناصر به من گفت میخوام یه خواهش ازت بکنم ، من حسرت پدر شدن الان ۱۰ ساله تو دلم مونده گفتم خب منظورت چیه گفت من ازت میخوام با خانمم سکس کنی و حاملش کنی ولی اصلا نباید بویی ببره باید باور داشته باشه که از من حامله شده چون ما الان تحت درمان هستیم و امکانش هم هست که حامله بشه و شک نمیکنه ولی من میدونم نمیتونم حاملش کنم چون الان یه ساله داریم با دارو اقدام میکنیم و نمیشه ولی ناامید نشدیم ،گفتم اخه چطور ممکنه گفت اونش با من هفته ی دیگه بیایید خونه ما شام و مهمونی من اصرار میکنم شب بمونید خونمون تو هم مخالفت نکن بعد اخر شب من ابمیوه ردیف میکنم و توش از این قرصهای بیهوشی میریزم تا دوتا زنا بخورن و به محض اینکه بخوابن قرص عمل میکنه و توی خواب تا دو سه ساعت بیهوش میشن ، من اولش ترسیدم گفتم پدر یه بلایی سرشون میاد بعدشم خانم منو چرا بیهوش کنیم گفت خب یهویی اگه وسط کار بیدار بشه چه خاکی تو سرمون بریزیم خلاصه من قبول کردم هفته ی بعد رفتیم خونه ی ناصر اینا شام خوردیم و یه کم ورق بازی کردیم آخر شب ناصر گفت میخوام براتون یه آب انار توپول طبیعی بگیرم تا کیف کنین و رفت آب انار گرفت و نقشه رو پیاده کرد تک تک لیوانهای آب میوه رو داد دستمون اوناییکه قرص توشون بود داد به زنا و خوردیم خلاصه نیم ساعت بعد زنا کم کم حس خواب کردن و گفتن بخوابیم و رختخواب انداختیم و خوابیدیم خونه ی ناصر اینا یه سالن داشت و یه اتاق خواب ولی توی سالنشون انقدر مبل و این چیزا بود که جا واسه رختخواب نبود توی اتاق خوابشون تخت خواب بود ولی پایین تخت جا بود که مثلا سه نفر بخوابن خلاصه اونا رفتن رو تخت و منو زنمم رو زمین روی تشک خوابیدیم چراغها رو خاموش کردیم نیم ساعت بعد زنانون کامل بیهوش بودن و اصلا انگار تو این دنیا نبودن خانم من یه دامن پاش بود پاهاش لخت بود با یه تاپ خانم ناصر هم یه شلوارک تا زانو با یه رکابی ناصر اومد بالای سرم گفت وقتشه زود باش شروع کن خلاصه دوتایی شورت و شلوار زنشو دراوردیم وووااااااییی خدا من عجب کُسی بود سفید و توپول و ورقلمبیده من شروع کردم به دستمالی تا کیرم راست بشه ولی از استرس کیرم راست نمیشد ناصر رفت پایین کنار خانم من نشست گفت چیه چرا نمیکنی گفتم استرس گرفتم کیرم راست نمیشه گفت میخوای کمکت کنم کیرت راست بشه ؟ گفتم چجوری گفت منو نگاه کن یهویی دیدم دستشو برد دامن زنمو داد بالا و شروع کرد اون ساق پا و رون های توپول زنمو دستمالی کردن اولش جا خوردم گفتم چیکار میکنی این قرارمون نبود گفت اولا من دارم کمک میکنم حشری بشی استرست کم بشه و کیرت راست بشه دوما تو قراره خانم منو بکنی و آبتم بریزی تو کسش اونوخت من یه دستمالی خشک و خالی نکنم ؟ من دیگه چیزی نگفتم و ناصر شروع کرد به مالیدن خانمم و پستونهای خوشگلشو آورد بیرون و شروع کرد به خوردن من داشتم دیوونه مبشدم خیلی لذت بخش بود وقتی میدیدم خانمم داره دست مالی میشه خانمم مثل برف سفید و گوشتیه البته چاق نیست ولی تو پُره خانم ناصرم همین جور بود تقریبا خلاصه من شروع کردم به خوردن کس مریم جووووووون چه کس خوشمزه ای داشت همینجوری که میخوردم حواسم به ناصر هم بود که بیشتر حشری بشم ناصر هم شورت زنمو درآورده بود و داشت کش توپول و صورتیشو میخورد ، جوووووووون چه حالی میداد چوچولکشو میگرفت با دندون میکشید داشتم دیووونه میشدم کم کم ناصر هم لخت شد ناصر خیلی سبزه بود و یه کم توپول بود ولی کیرش خیلی سیاه بود من یواش یواش شروع کردم به کردن مریم جوووووووون چه کس داغ و گوشتی ایی داشت ناصر هم کیرش راست شده بود بدجور یه کم از کیر من کلفت تر و بزرگتر بود همینجور که داشتم تلمبه میزدم دیدم ناصرزنمو برگردوند و یه بالش گذاشت زیر شکمش طوریکه اون سوراخ کون خوشگلش و اون کس قلمبش از پشت زد بیرون من دیگه داشتم روانی میشدم جوووووون خانم خوشگل و سفید و گوشتیم زیر یه کیر کلفت و سیاه بود دیدم ناصر یه کم تف زد سر انگشتش مالید و انگشت کرد به کس خانمم و بعدش آروم سر کیرشو گذاشت دم سوراخ کس خانمم و آروم فشار داد تا ته کیرشو تو کس خانمم جووووووووون اونقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که یهویی دیدم آبم داره میاد و با اخرین قدرتم آبمو ریختم تو کس مریم بیشتر از همیشه آبم اومد خالی خالی شدم ولی ناصر داشت تلمبه میزد و انگشتش رو سوراخ کون خانمم بود و میمالوند گفتم ناصر من کارم تمومه تو هم زود باش گفت من چون قرص میخورم دیر ارضا میشم نیم ساعت طول میکشه اون مشغول کردن کس تنگ خانمم بود منم شروع کردم کس مریمو تمیز کردم و شورت و شلوارکشو پاش کردم ولی ناصر هنوز داشت تلمبه میزد رفتم نزدیک وااااای چه حالی میداد وقتی میدیدم کیر ناصر تو کس زنمه وقتی میرفت توش و میومد بیرون صدای خوبی داشت حدود ۳۵ دقیقه ناصر زنمو کرد بعد یهویی گفت شایان آبم داره میاد بریزم توش گفتم نه نه یه وخت خانمم حامله میشه گفت پدر من اگه میتونستم حامله کنم خانم خودمو حامله میکردم خلاصه با نگرانی گفتم بریزبعد از یکی دو دقیقه دیدم ناصر شروع کرد به جون جون گفتن و هی میگفت جون جون آبم داره میاد آبم داره میاد قربون کس تنگ زنت بشم جوووووووووووووووووون یهویی از حرکت ایستاد و گفت جووووووووووووون آبم اومد آبم اومد ریختمش تو کس زنت چه حالی داد بعدشم همونجوری خوابید رو کون خانمم و بعدشم بلند شد و هر چی من انگشت کردم تو کس خانمم که آبای ناصرو بیارم از کسش بیرون دیدم کلا یکی دو قطره بیشتر نیومده که ناصر گفت مشگل من همینه که آبم پاشش نداره و خیلی کمه بعدش لباسای زنمو درست کردیم و خوابیدیم اون شب نه مریم فهمید به من کس داده نه خانمم فهمید کس خوشگلشو ناصر کرده ، ولی مریم حامله شد و خدا بهشون یه پسر داد و این موضوع مثل یه راز بین منو ناصر سالهاست وجود داره و دیگه هیچموقع اینکار تکرار نشد ، امیدوارم که خوشتون اومده باشه و باورکنید که این یه داستان ساختگی نبود و واقعی واقعی بود نوشته شایان   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b5%d8%b1-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15961</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 29/37 queries in 0.028 seconds using Disk

Served from: clipseksi.com @ 2026-06-28 23:17:15 by W3 Total Cache
-->