<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>لاشی &#8211; کلیپ سکسی</title>
	<atom:link href="https://clipseksi.com/tag/%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://clipseksi.com</link>
	<description>فیلم سکسی ، آموزش سکس از کون و آنال با مامان و محارم و خانواده  www.clipseksi.com</description>
	<lastBuildDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.4</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">154252503</site>	<item>
		<title>انگشت کردن (۱)</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%db%b1</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%db%b1#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[برادر]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15933</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="انگشت کردن (۱)" title="انگشت کردن (۱)" decoding="async" fetchpriority="high" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>این خاطره تلخ مال ۱۰ سال قبل زمانی که من ۱۲ سالم بود و ی خواهر از خودم بزرگتر داشتم به اسم نگین . ی روز توکوچه با همبازیام فوتبال بازی میکردم که دوستم محسن گفت بریم خونشون میکرو بازی کنیم خلاصه رفتیم بعد ی کم بازی رفتیم تو اتاق داداشش که گفت بیا ازون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="انگشت کردن (۱)" title="انگشت کردن (۱)" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>این خاطره تلخ مال ۱۰ سال قبل زمانی که من ۱۲ سالم بود و ی خواهر از خودم بزرگتر داشتم به اسم نگین . ی روز توکوچه با همبازیام فوتبال بازی میکردم که دوستم محسن گفت بریم خونشون میکرو بازی کنیم خلاصه رفتیم بعد ی کم بازی رفتیم تو اتاق داداشش که گفت بیا ازون بازیا بکنم خلاصه تو عالم بچگی شروع کردیم به دستمالی با کون لخت که داداشش مچمون گرفت حسابی داداششو زدو منم ی دوتا توگوشی زد گفت برو خونتون مادر جنده لاشی منم فرار کردم چون خونشون تقریبا نزدیک خونه ما بود زود رسیدم خون سریع رفتم تو زیر زمینو گریه زاری کردن که اگه به کسی بگه و از این حرفها .یه ماهی از جریان گذشت که توی راه مدرسه با موتر جلوم وایستاد گفت هی مادر جنده لاشی بیا اینجا ببینم خلاصه ریدم توی خودمو یکم منو ترسوندو رفت از ش متنفر شده بودم به محسنم گفته بود اگه ی بار با این مرده ببینمت میکشمت محسن دیگه توی کوچه نزدیکمم نمیشد صبح پنجشنبه دیدم سر کوچه نسته پسر خوشتیپیم بود ولی خیلی عصبانی سریع خودمو رسوندم توی مدرسع و دعا میکردم بره زودتر زنگ اخر خورد امد بیرون دیدم خبری نیس راه افتادم از مدرسه به سمت خونه که توی راه باز جلوم وایستاد گفت بیا اینجا رفتم نزدیکش گفت سوارشو برسونمت گفتم راحتم نزدیکه گفت سوار شو وگنه میرم در خونت به مادرت میگم با برادرم چیکار میکردی حقیقتش ترسیدم و سوار شدم از سر کوچمون که رد شد گفت میریم ی شیرموز بزنیم و شروع کرد به خندیدن .پیچید توی ی کوچه با موتور رفت توی ی ساختمون نیه کاره ترسیده بودم گفت بیا پایین بریم طبقه بالا زدم زیر گریه زاری گوه خوردم غلط کردن گفت گریه زاری نکن کاریت ندارم بریم بالا تا من ی سیگار بکشم بریم . منو جلو خودش راه انداخت از پلها رفتیم بالا رفتیم توی یکی از اتاقها پایان کف اتاق سیمان تیکه اجر و اشغال ریخته بود یه سیگار در اورد روشن کرد گفت تو نمیخوای گفتم نه گفت حالا گوش کن اگر گریه زاری زاری کنی تو کونت میزارم و زیپشو باز کرد کیرشو در اورد گفت بشین اینجا مجبورم کرد نشستم جلوش گفت بخورش گفتم نمیتونم گفت اگه نزاریش توی دهنت میکنمش توی کونت وکیرشو گذاشت توی دهنم و سرمو هی فشار داد به شدت کیرش مزه بدی میداد و هرچی بیشتر اصرار میکردم بیشر سرمو به کیرش فشار میداد و هی میگفت مگه کیر نمخواستی یه ۱۰ دقیقه زجر کشم کرد و از دهنم کشید بیرون گفت زبونت بده بیرون ابشو ریخ روی زبون سرمو از زیر گردن گرفت بال گفت قرت بده شیرموزتو با بد بختی قورت دادم حالم بد شد ی سیگار دیگه کشید و شروع کرد به سوالهای عجیب غریب نمیدون خواهرتو دیروز دیم خوب کسیه راستی سینهای مامانت چقدریه وهزار چرتو پرت دیگه . تو راه برگشتن خوب دورم داد تا حالم جا بیاد و منو برد سرکوچمون و پیادم کرد و بهم گفت اگه هر موقع میاد دنبالم نرم باهاش بلا سر اون خواهر و مادر جندت میارم .چند روزی ندیدمش تا ی روز با دوستا راه مدرسه دیدمش از دوستام جدا شدم و بهانه اوردم که میرم خونه خالم و از این حرفها رفتم توی کوچه که ترمز زد گفت بپر بالا ناچارن و با ترس سوار شدم این بارم منو برد همنجا باز هنوز سیگار درنیاورده زیپشو باز کرد گفت بشین شروع کن نشستم جلوش شروع کردم به ساک زدن که پرستید بابت هر چند شب یبار مامانتو میکنه دید جواب ندادم وحشیانه سرمو فشار داد به کیرش رفت تو حلق و شروع کردم به بالا اوردن دیگه نزاشت توی دهنم و گفت شلوار تو بکش پایین هرچی زار زدمو گریه زاری کردم که به زور درازم کشید شلورو شرتمو با هم کشید پایین گفت گفت این کونو اگه از مادر جندت به ارث بردی پس بابات چه کون نابی میکنه سریع در حین حرف زدن گفت خفه نمیخوام کونت بزارم ولی اگه داد بزنی اینو میکنم توی کونت ساکت دراز کشیده بودم کونمو با با نگشتش مالوندو ی چیزی از جیبش در اورد کرم بود انگشتشو چرب کرد یواش انگشتشو فرو کرد ی دردی گرفت تا خودمو جمع کردم از پشت زد تو سرم خفه و شروع کرد انگشت کردنم کم کم انگشت دومش کرد تو وتند تند میگید بیرون میزد توی سرم و میگفت شل کن مادر جنده لاشی ۱۰ دقیقه حسابی انگشت کرد گفتم الان حتما میخاد بکنه که گفت بچرخ منم همون طوری دراز کشیده چرخیدم نشست جلوم کیرشم راست راست گفت با دستت جرق بزن ولی توی دهن ت نکنی شروع کردم جرق زدن که گفت زبونتو بده بیرون فهمیدم چیه جریان هی میگفت تند تر ماد ر جنده لاشی خلاصه ابش اومر زیاد ریخت تو دهنم وگفت بخوزشون منم خوردم طمش بی اندازه بد بود سر کوچه پادم کرد گفت یکی از شرتهای مامانتو برام میاری فردا و گرنه &#8230;&#8230;.شب حسابی گریه زاری کردم و به اجبار یواشکی رفتم یکی از شرتهای مامانمو ورداشتم .فردا اومد دنبالم ومنو برد همونجا یکم سک زدم مرتب شرتو بو میرد میکشید توی صورتش و بهم میگفت میدون اون چه بچه کونی که همچین شرتی میپوشه و وحشی تر سرمو ب کیرش فشار میداد و ادامه میداد اونکونی که هر شب کیر میخوره و به شرت نگاه میکرد بعد از چند دقیقه دوباره شروع کرد انگشت کردن ولی اینبار درد کمتری داش و میگفت میخوام این کونو مثل مال مامانت کنمش بعد از چند دقیقه دیدم یرواش انگشت سومشم اضافه کرد &#8230;&#8230;..بعد از چند ماه حتی یک بارم کیرشو توی کونم نزاشت ولی انقد انگتم میکرد که ۲ دقیقه بعد از شروع کردن سوراخ باز میشد هر دورزر یبار منو میبر ساک میزدم انگشتم میکرد و ابشم میخودم که اصلا دیگه اذیتم نمیشدم ولی چون ازش بدم میامد لذتم نمیبردم ولی خودم هرشب با خیا خودم حسابی میکردم دیگه واقعا با دستش منم گشاد کرده بود این ماجرا ادامه داشت تا ی روز بهم گفتمیدونی دیروز نگین چه بچه کونی بهم داد فکر کردم مثل همه حرفهاشه چرت چند روزی ازش خبر نداشتم تا ی روز اومد دم مدرسه گفت بپر بالا منو برد تویه خونه دفه اول بود اونجا میرفتیم گفت قراره خواهرت بیاد که بگایمش میری تو اتق خفه میشی و گرن جلوش میگایمت اونم میکنم حالم خیلی بد بود که نشوند منو بهم گفت این دفه دوم ولی خوب بچه کونی میده خوارت .جرات نداشتم حرف بزنم فقط دعا میکردم دروغ بگه که ایفون زنگ زد گفت فقط خفه که مجیدم هست اگه حرف بزنی همه چیز بدتر میشه دنیا سرم خراب بود نشستم پشت در ودعا میکردم د\کس دیگه باشه هم در سالن باز شد صدای خواهرم با صدای ی پسر دیگه اومد که بلند بلند میگفت تو جاداری و از این چرتو پرتها سریع برادر محسن مجید و مخص کردو اونرفت به خواهرم گفت دربیار همرو نگینم گفت فقط ترو خدا یواش ماله تو از مجید بزرگتر دردم میاد ی چند دقیقه توی همین اوضاع بود که گفت نگین جان چند وقته با مجید دوستی صدای نگین اومد که ۷ ماهه یه دفه خواهرم یه جیغ اروم کشید درشیا درشیار روغن بزن تروخدا و دوباره صدای نگین اومد که میگفت ترو خدا یکم ارومتر صداش میومد که از نگین میپرسید تو کست نزاشته مجید نگین با اه و ناله گفت نه باز پرسید تو کونت میریزه صدایی نیومد یه مقدار عصبی تر پرسید گفتم تو کونت میریزه صدای نگین با اه وناله اومد بعضی وقتا گفت ماشالا خوب گشادت کرده توی ۷ ماه و ادامه داد دیگه به کجات اب میده دهنت من به کجا اب بدم نگین در حالی که صداش میومد گفت فقط روی سینهام و توی کونم ریخته و صدا جیغش بلنتر شد بسه دیگه ترو خدا دردم میاد که گفت الان به کونت اب میدم صدای نگین خیلی رفته بود بلا که گفت خفه شو اومدم و اخی کشید ،&#8230;.. نوشته سعید   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%db%b1/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15933</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ارباب بی رحم</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارباب]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15942</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="ارباب بی رحم" title="ارباب بی رحم" decoding="async" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>در و پشتم بستم ب اتاق مادرم رفتم چشمای منتظرش ک بم گفت دخترم پولو جور کردی&#8230; گفتم معلومه من برای تو همه کار میکنم&#8230; رفتم خونه حسابی بدنمو برای شکنجه اماده کردم گفته بود اینی ک چقد ممکنه حال مادرم خوب شه ب اینی بستگی داره ک من چ قد بهش حال بدم.. کاشکی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="ارباب بی رحم" title="ارباب بی رحم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>در و پشتم بستم ب اتاق مادرم رفتم چشمای منتظرش ک بم گفت دخترم پولو جور کردی&#8230; گفتم معلومه من برای تو همه کار میکنم&#8230; رفتم خونه حسابی بدنمو برای شکنجه اماده کردم گفته بود اینی ک چقد ممکنه حال مادرم خوب شه ب اینی بستگی داره ک من چ قد بهش حال بدم.. کاشکی این بدنو نداشتم.. لباسایی ک داده بودو تن کردم ی پالتو کشیدم روش..رفتم پایین رانندش منتظر بود سوار شدم تو اینه خودمو نگار کردم ارایشی کرده بودم ک صورتمو زیبا تر نشون میداد از در ک رفتم تو سلام کرد و فقط نگاش کردم همون اول زد تو گوشم گفت وقتی میگم سلام منتظر جوابشم ن اینکه مثه گربه زل بزنی بهم منم زیر لبی جوابشو دادم گفت میدونی ک شیمی درمانی و عمل و اینا ب کارا و تحمل امشبت ربط داره یه شب رویایی..خندید و رفت صورت مادرم جلو چشم بود.رفتم تو پالتومو در نیاوردم زیرش ی سوتین قرمز بود ک ی تور از زیرش اویزون بود تا زیر باسنم و ی شرت قرمز ک جلوش بند داشت&#8230;اومدم بشینم ک گفت اتاق&#8230;رفتم تو اتاق پشتم اومد روبروش وایستادم نگاش کردم مرد جذابی بود ولی ن برای من ..حداقل ن الان..اولا ک در ب در دنبال دکتر بودم حس میکردم عاشقش شدم..پالتومو دراورد پرت کرد رو میز گف به به چ بدن سفیدی داری تو لعنتی چرا زودتر نیومدی &#8230;با ی دستش سرمو گرفت موهای بلوند و بلندمو چنگ زد لباشو گذاشت رو لبام اونیکی دستشو کرد تو شرتم سرشو برد نزدیک گوشم گفت هر چقد میخوای همراهیم نکن امکان داره مامانت از اتاق عمل ب طور ناگهانی نیاد بیرون ..ی ذره نگاش کردم چشام پره اشک با دوتا دستم صورتشو گرفتم و میبوسیدمش خودمو میمالیدم بهش مثه جنده لاشی ها..از چشام اشک میومد چونم میلرزید ولی انگاری مهم نبود گفت بشین اومدم بشینم ک موهام گرفت کشید بالا گفت نشنیدم گفتم چیو گفت هرچی میگم میگی چشم ارباب..لبامو فشار دادم و گفتم چشم ارباب..موهامو ول کرد و نشستم با چشاش اشاره کرد ب کیرش شلوارشو دراوردم گفت مثه ننه مرده ها هی اشک نریز حالمو بهم زدی..حال بده تا فردا بت حال بدم زود باش&#8230;سریع اشکامو پاک کردم کیرشو دراوردم فک کنم 20 سانتو میرفت ولی خیلی کلفت نبود اما تا مغزم میرفت همین جوری زل زدم ک حلم داد گفت اه حوصلمو سر بردی بغل میز کمرم خورد ب دیوار کمر بندشو برداشت گف بخواب ب پشت شرت و سوتینم درار &#8230;میلرزیدم نمیتونسم مغزم ارور میداد شرت و سوتینمو دراورد برم گردوند سینه هام ب کفه سرد میخورد دهنمو بست گفت جیغ بزن کمربندو میزد رو بدنم سگکش میخورد بهم رو ب مرگ میرفتم گف دفه بعدی ک بهت گفتم کیرمو بخور باید بخوری حوصلمو سر نبری ..محکم میزد روبا سنم دستامو میکوبیدم کف زمین و جیغ میکشیدم کمربنو پرت کرد موهامو گرفت بلندم کرد ب زور وایستادم رو پاهام گفت حالا بخورگفتم چشم ارباب..نشستم جلوش کیرشو گرفتم تو دستم قبلنم خورده بودم ولی برای کسی و ک دوسش داشتم ن ب زور&#8230;لبام حالت غنچه گذاشتم سر کیرش زبونمو میکشیدم سرش لیسش زدم دورشو کردمش تو دهنمو میخوردم براش سرمو فشار میداد و بهم میگفت فوق العاده ای تو دختر..همه کیرشو کردم تو دهنم دراوردم تخماشو کردم تو دهنمو میخوردمش از تخماش تا سر کیرشو لیس میزدم..کیرشو دراورد دستامو با کمر بندش پشتم بست تکیم داد ب دیوار سرمو گرفت تو دستاش تو دهنم تلمبه میزد دستو پا میزدم دیگه داشم بالا میاوردم ک سرمو کوبید ب دیوار و ولم کرد ی سیگار روشن کرد رفت سمت پنجره &#8230;بدن درد گرفته بودم هیچ غلطی نمیتونسم بکنم سیگارشو ک تموم کرد دوباره اومد سمتم ..پرتم کرد رو تخت دستامو باز کرد ..دستامو گرفت بالا گفت فقط صدای ناله هاتو بشنوم سینه هامو میخورد میزد روش میمکید &#8230;نوک سینه هامو گاز گرفت ک از ته دلم جیغ کشیدم از بغل بالش گیره لباس بر داشت نوک سینه هامو گرفت با تعجب نگاش میکردم ک زد نوک سینه هام گفتم تورو خدا غلط کردم دردم میاد ااه اایییییییی اه تورو خدا برش دار ..گف خوب حالا خفه شو تا در موردش فکر کنم ..پاهامو ب تخت ب ست دستامو جفت کرد بغل هم بست ب تخت چشام بست بوی سیگارش میومد&#8230;چند باز زد رو کسم از زیر چش بند دیدم سیگار لب دهنشه دیلدو رومیخواد بکنه تو کسم گفت اه بکش..منم بلند اه میکشیدم ک دیلدو رو فشار داد تو کسم دیگ از ته دلم داد میزدم اون چیزی ک میترسیدمو اورد..گذاشت پایین پام ی دیلدو دیگه اورد سیگارشو برداشت اورد سمت گردنم فشارش داد ک از درد سوختن جیغ میزدمو خودمو تکون میدادم ک تخت تکون میخورد خنده ای کرد چشم بندمو باز کرد دیلدو رو برداشت گفت لیس بزن منم لیس زدم نرفت توش دوتاشو دراورد انگشتاشو کرد توش بعد کل دستشو کرد تو کوسم کمرو میداد بالا خیلی دردم اومده بود دستشو دراود دوتا دیلدو هارو کرد تو سرشو تنظیم کرد دم کونم گفت اماده منم گفتم بله ارباب ..گفت جرت میدم ام شب..و روشنش کرد ..تند تند تو کونم میرفت و دیلدو ها تا ته توم بوددستامو میکشیدم سمت کوسم داشتم میمردم جیغ میکشیدم..گف جیغ بزن دوس دارم &#8230;گفتم تورو خدا بسه دارم میمیرم ..گوله گوله اشک میریختم من از بی دی اس ام متنفر بودم &#8230;درد همه بدنمو گرفه ..دیگه جیغامو از ته دل میکشیدم نمیدونسم چقدگذشته ک خاموشش کرد دست و پامو باز کرداز کونم خون اومده بوده ..دیلدو هارو یهو دراور ک بی جون ناله کردم محکم گیره هارو کشید گریه زاری میکردمو اه میکشیدم از درد اومد روم کیرشو گذاشتم دم کوسم گردنمو گرفت کرد تو کوسمو تلنبه میزد چنگ میزدم ب دستاش محکم تلنبه میزد حس میکردم الان کیرش از دهنم میاد بیرون تف میکرد روم میگف اه بکش جنده لاشی التماس کن میزد رو سینه هام صورتم ..همه جام قرمز بود..دیگ اشکام تمو شده بود و فقط ناله میکردم&#8230;ی تلنبه محکم زد و ولم کرد نشست لبه تخت و گفت بدو ..گفتم چشم ارباب بزور خودمو کشیدم پایین ک جیغم درومد همه جام کبود بود کیرشو خوردم ک ولم کرد گفت جنده لاشی خوبی حالا گورتو گم کن &#8230;تا شبای بعدی&#8230;گفتم چشم ارباب پالتومو برداشتم فقط اون ماله خودم بود خون باسنم بند اومده بود ولی درد میکرد نفهمیدم چجوری خودمو روسوندم دم در و بی هوش شدمنوشته گفتن نداره   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%ad%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15942</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مخصوص جق مبتدی</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:33:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15948</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مخصوص جق مبتدی" title="مخصوص جق مبتدی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>این یه داستان نیست و صرفا به توصیف با جزئیات یه سکس میپردازه.(کاملا مناسب برای خودارضایی)اقای A رو یه مرد با قد حدود ۱۸۰ پوست سبزه و موهای مشکی در نظر میگیریم که کیرش ۱۸ سانت طول داره و کلفتیش اونقدری که دهن یه خانوم رو کامل پر میکنه.اقای B رو یه مرد با خصوصیات [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مخصوص جق مبتدی" title="مخصوص جق مبتدی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>این یه داستان نیست و صرفا به توصیف با جزئیات یه سکس میپردازه.(کاملا مناسب برای خودارضایی)اقای A رو یه مرد با قد حدود ۱۸۰ پوست سبزه و موهای مشکی در نظر میگیریم که کیرش ۱۸ سانت طول داره و کلفتیش اونقدری که دهن یه خانوم رو کامل پر میکنه.اقای B رو یه مرد با خصوصیات ظاهری به همون صورت در نظر میگیریم که البته فقط بیاین فکر کنیم سرش کاملا طاس و کیرش ۲۰ سانت باشه. نکته جالب راجب این طرف اینکه تخم هاش اندازه توپ بیسبال و کسی نمونه اش رو تا حالا ندیده.حالا بریم سراغ خانوماخانوم A یه خانم یکم درشت (نه خیلی چاق نه خیلی لاغر) با موهای قهوه ای و قد ۱۶۵. خب تا اینجا چیز خاصی نداشته اما سینه های سایز ۹۰ و یه کون بزرگ و سفید دقیقا همون چیزیه که ایشون رو یه جنده لاشی کاملا مناسب کردهخانوم B یه مانکن لاغره که عاشق کیرهای کلفت با رگ های برجسته است (این طرف به سکس معتاده) قدش ۱۷۰ و سینه هاش ۸۵ نباشه کمتر هم نیست فقط یکم کونش انگار اب رفته که در عوض کس صورتی و کالباسیش کاملا جبرانش میکنه.حالا طی یه قضیه ای این چهار نفر توی شرایط سکس قرار گرفتن و میخوان حسابی بهم دیگه حال بدن&#8230;.خانوم B که از همه حشری تره پیش قدم میشه و یراست هم میره سراغ اقای B، سریع کمربندش رو باز میکنه و از اونجای که حوصله ی باز کردن دکمه ها رو نداره شلوار جینش رو جر میده. یه کیر گنده میوفته بیرون که قبل از اینکه هوا رو حس کنه وارد دهن خانوم B میشه. همینطور که داشته ساک میزده توجهش به تخما جلب میشه، ناخن هاشو اروم دور تخم ها میکشه و در حالی که پوست چروکیدشون رو بالا می کشیده طی یه حرکت ناگهانی کیر رو ول میکنه و میره سراغ تخم ها، پایان حلقش رو پر میکنه و با ولع لیس میزنه و میک میزنه. از طرفی این حرکات وحشیانه حسابی خانوم و اقای A رو به وجد اورده . شرت مشکی خانوم A از خیسی به کسش چسبیده پس اقای A طی یک حرکت جنتلمنانه وارد عمل میشه و با زبون کس بیچاره رو نجات میده. زبونش رو تا ته وارد کس میکرد و در میورد اما بازم دلش بیشتر میخواست برای همین خانوم A رو برداشت و از خوابوند روی زمین، اونم از خدا خواسته زانو و زد و پاهاشو باز کرد تا کسش کاملا در اختیار این زبون تیز و زبر قرار بگیره.اقای B کون سفیدشو با دوتا دست گرفت و ازهم باز کرد و درحالی که با انگشت کسش رو میمالید سوراخ کونش رو لیس میزد در نهایت هم تحمل نکرد و زبونش رو هل داد توی کسش و با پایان توان همه جا رو با دهن گایید.آقای B یه کس لیس حرفه ای بود اما زبونش واقعا نمیتونست کار کیرش رو بکنه پس خانوم A بعد ده دقیقه حال کردن برگشت کیر سیخ شده اش رو گرفت توی دست و گفت  من اینو میخوام نه اون زبون فسقلی لعنتیتبعدش به کمر خوابید و کیر رو گذاشت دم سوراخش اما وارد نکرد. اقای B که بهش برخورده بود تصمیم گرفت یکم اذیت کنه برای همین بجای اینکه شروع کنه به تلمبه زدن، شروع کرد سر کیرش رو بماله به اطراف کس، بعضی وقتا که دیکه آه کشیدنای خانوم A اوج میگرفت فقط کلاهک صورتی کیرش رو وارد میکرد و بعد بلافاصله درش میورد.دیگه خانوم A داشت ضجه میزد خواهش میکنم بکنش داخل&#8230; دیگه تحمل ندارم لعنتی بکنش داخل&#8230; جرم بده بکن تو.توی همین موقع ها بود که یهو یه کیر سفت و داغ وارد کسش شد، یه درد ناگهانی و فوق لذت بخش تو وجودش پیچید.سر اقای A رو گرفت و در حالی که موهاش رو چنگ میزد پایین اوردش تا سینه هاش رو بخوره.اونم در حالی که تلمبه میزد شروع کرد نوک سینه های برجستش رو لیسیدن و بعضی وقتا گاز گرفتن. اون ممه های خوشگل تو دستاش جا نمیشدن اما با این حال سعی میکرد بگیرتشون و فشارشون بده.با فاصله یکی دو متر بلاخره خانوم B از ساک زدن دل کنده بود و داشت کونش رو آماده میکرد که یهو دید اقای B رفته سراغ روان کننده و میخواد گند بزنه به اون کیر خوشگل. با عصبانیت زد زی دستش و درحالی که کیر رو نوازش میکرد گفت من اینو همینطوری میخوامش. پوزیشن داگ استایل روی لبه ی اپن حالت مورد علاقش بود برای همین عین یه سگ حشری رفت اونجا وایساد و پاهاش رو باز کرد و شروع کرد به تاب دادن کمرش و لرزوندن کونش تا بلاخره سگ نر بهش حمله کردموهای بلندش رو چنگ زد و یبار دور دستش پیچوند، دوتا از انگشتای دستش رو وارد دهنش کرد تا ساک بزنه و با همه ی قدرتی که از خودش سراغ داشت اون کون خوشگلو گایید.کناره های سوراخ کون خانوم B از اصطکاک اون کیر کلفت قرمز و زخم شده بود.ولی خب زرشک که مرد با کیر به این برازندگی بیشتر از سه چهار دقیقه دووم نیورد و همه ی آب داغ و غلیظش رو همونجا که بود خالی کرد.اون کون کوچولو همینطوریشم بیشتر از ظرفیتش پر بود و وقتی پر از آب شد دیگه خانوم B طاقت نیورد و یه فریاد گوشخراش کشید.وقتی فهمید طرف ارضا شده فکر کرد اینطوری نمیشه این نمیتونه تنهایی حال منو خوب کنه.رفت سراغ زوج A، اقای A رو کنار زد و شروع کرد به لیسیدن کس خانوم A و در حالی که مشغول بود گفت شما دو باید منو بگایناقای A که هنوز ارضا نشده بود اعصابش کیری شد واسه همین تصمیم گرفت حسابی حالشو جا بیاره با اقای B هماهنگ کرد و دوتا کردن توی کس خانوم B که از اول تا حالا کسی بهش دست نزده بود.اونم کسو موسو ول کرد و یه آه بلند کشید. حالا این وسطم باز تخمای اقای B کار خودشونو کردن و توجه خانم A رو که در واقع زیر همه خوابیده بود رو جلب کردن اونم شروع کرد به مکیدن تخم ها و بازی کردن باهاشون.این پوزیشن هر سه تای اقای A و B و خانوم B رو بعد یه مدتی ارضا کرد.اما بدبخت خانوم A که فقط لیسید و لیسیدنش هنوز کیر میخواست&#8230; برای همین وقتی همه عین نئشه افتاده بودن اینور اونور پاشد رفت تکیه داد به یکی از کناپه ها و روی سرش بلند شد بعد پاهاش رو توی بغلش جمع کرد و به اقای B فرمان داد که باید منو ارضا کنیاونم با دیدن این صحنه دوباره داشت راست میکرد برای همین یه کف دستی زد و بلند شد.رفت بالای سر اون کون و کس هویدا وایساد و کیرش رو اروم اروم وارد کرد و شروع کرد به کمر زدن.خانوم A گفت تخماتم جا کن.حالا هری اومدن اینو قانع کنن که نمیشه و پاره میشی و این حرفا اصلا گوشش بدهکار نبود.همین حرکت هرچهار نفرو حسابی هیجان زده کرده بود. اون سه تا اومدن اول حسابی سوراخ کون و کسش رو خوردن و خیس کردن (این وسط چندتا لبم گرفتن که مهم نیست) بعد کیر رو تا نصفه فرو کردن و شروع کردن به هل دادن تخم ها. آقای B حس خفگی داشت ولی برعکس کون خانوم A انگار حسابی داشت حال میکرد.بلاخره تونستن کیر با جفت تخم هاش داخل جا کنن و حتی یکمم تلمبه زدن (بیشتر باید کفت ویبره رفتن) بلاخره خانوم A هم ارضا شد و آبش پاشید روی صورت اقای گاینده (که البته اونم برای بار سوم ارضا شد)نهایتا هم همه با کیرهای اویزون و سینه های جمع شده یه دست ابجو زدن و رفتن تا فردای قیامت که دوباره این حرکتو تکرار کنن.نوشته gaygug   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d9%85%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5-%d8%ac%d9%82-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d8%af%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15948</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با خانم پولکی</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%be%d9%88%d9%84%da%a9%db%8c</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%be%d9%88%d9%84%da%a9%db%8c#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15958</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس با خانم پولکی" title="سکس با خانم پولکی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>این داستان واقعی هس من حسام از شهر ارومیه هستمیه روز اتفاقی یکی از دوستام بهم یه شماره داد زنک زدم با کلی از خود تعریف کردن تونستم مخشو بزنم یه خانوم بود یه ساله ازدواج کرده بود متولد۷۹ باقدی حدود۱۶۵ وزنشم ۶۰ اینا از خودم بکم یه مسر ۲۴ ساله با قد ۱۸۰ وزنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس با خانم پولکی" title="سکس با خانم پولکی" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>این داستان واقعی هس من حسام از شهر ارومیه هستمیه روز اتفاقی یکی از دوستام بهم یه شماره داد زنک زدم با کلی از خود تعریف کردن تونستم مخشو بزنم یه خانوم بود یه ساله ازدواج کرده بود متولد۷۹ باقدی حدود۱۶۵ وزنشم ۶۰ اینا از خودم بکم یه مسر ۲۴ ساله با قد ۱۸۰ وزنم ۶۵ یا قیافه ای معمولی رو به پایین زیاد شاخ نیستمبریم سر اصل مطلب با کلی از خودتعریف کردن و کلی کس کس و شعر بحث رو کشوندم به سکس ساعت های ۲ شب بود که راضیش کردم بیاد بهم بده از اونجایی که فهمیدم خیلی پولکی هس بهش گفتم چقدر میخوای بهم بدی اونم ۵۰۰ خواس منم برا اینکه پولشو ندم گفتم پول نمیشه چون پول بدم فک میکنم جنده لاشی ای و حال نمیده بهم برات یه مدال طلا میخرم از این کوسشعر ها تا اینکه ساعت ۹ قرار شد بیاد بده بهم صبح شد رفتم دنبالش تا بیارمش سر مکانم اومد وسوار ماشین شد تو این بین همش گیر داده بود که مدال کو از این حرفا منم به دروغ گفتم دادم درس کنن بعدظهر میفرستم بهت تا اینکه رسیدیم سر مکان رفتیم تو از پشت بغلش کردم و شروع کردم به خوردن لباش خیلی خوب همراهی میکرد بعد مانتوشو در اوردم و افتادم رو ممه هاش از رو بلوز ممه هاشو میمالیدم بعد بلوزشو در اوردم و شروع کردم به خودن ممه هاش واقعا خیلی خوب بودن حدود۷۵ اینا میشد ممه هاشو خوردم بعد روفتم سراغ کوسش از رو شلوار کوسشو میمالیدم بعد شلوارشو در اوردم و از رو شورت کوسشو میخوردم با زبونم باهاش بازی میکردم بعد شورتشو جر دادم و افتادم رو کوسش لیس میزدم اونم از شدت حال به خودش میپیچید بعد بلند شدشلوارمو در اورد (کیرم حدود۱۸ سانته) کیرمو خورد تا ته میکرد تو دهنش در میورد تخمامو میخورد کم مونده بود ابم بیاد که بلندش کردم خوابوندمش رو زمین کیرمو گذاشتم رو سوراخ کوسش فشار دادم تا ته رف تو یه جیغ کشید منم تند تند تلمبه زدم بعد چن دقیقه حس کردم تو هوا تلمبه میزنم اصلا حال نمیداد خیلی گشاد بود هرچی کردم حال نداد( انکار یه لوله دو اینچی رو میکنی به ۵ اینجی) دیدم حال نمیده به رو خوابوندمش اولش نمیزاشت بعد که گفتم ۲۰۰ هم میدم بهت قبول کرد کیرمو خیس کرد با دهنش بعد کذاشتم رو سوراخ کونش و فشار دادم به زور رف تو از درد به خودش میپیچید اروم اروم تلمبه زدم رفته رفته تندترش کردم که وسط هاش دیگه نزاش از کون بکنمش کردم تو کوسش و تلبمه زدم دیدم حال نمیده دادم برارم ساک بزنه تا اینکه ابم اومد و پاش دیم لباس هامونو پوشیدیم بردم کذاشتمش دم خونشون قراره بعد ظهر مدال طلاشو بدم ولی هنوز بعد ظهر نشده یبارم خواستم خرش کنم بیارم که نیومد بنظرتون الان مدالو بدم بهش یا ندم ؟؟اکه غلط املای داشتم شرمنده چون تند تند نوشتم نوشته حسام   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%be%d9%88%d9%84%da%a9%db%8c/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15958</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست پسر برای همسرم</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15972</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دوست پسر برای همسرم" title="دوست پسر برای همسرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام دوستان و کاربران سایت سایت داستان سکسی پس از خوندن هر داستان و یا خاطره ای از یک راوی که ارسال میشه بصورت داوطبانه حق داریم که چه موافق و یا مخالف نظر بدیم ، نه اینکه با الفاظ رکیک ، شخصیت نویسنده را به حراج فساد بزاریم . گاهی به سبب شرایط زندگی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دوست پسر برای همسرم" title="دوست پسر برای همسرم" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام دوستان و کاربران سایت سایت داستان سکسی پس از خوندن هر داستان و یا خاطره ای از یک راوی که ارسال میشه بصورت داوطبانه حق داریم که چه موافق و یا مخالف نظر بدیم ، نه اینکه با الفاظ رکیک ، شخصیت نویسنده را به حراج فساد بزاریم . گاهی به سبب شرایط زندگی ، برای هر زوجی و در هر موقعیت اجتماعی در هر زمان و مکانی مسائلی بوجود میاد که از اراده آدمی خارجه و هیچ توجیهی هم نمیتونه براش داشته باشه .این موضوع برای افراد فرق میکنه مثلا یکی برای تفریح و خوشگذرانی ، یکی بخاطر نیاز به مادیات ، دیگری بخاطر طمع و کلی دلایل دیگه. ولی بخاطر داشته باشم ممکنه همون مسئله ای که منع کردیم روزی سر خودمون بوجود بیاد. من نادر ۳۳ساله در آپارتمانی در تهران با همسرم الناز بدون داشتن فرزندبه مدت هفت ساله که زندگی میکنیم. شغلمم هم نصب کننده تجهیرات ماهواره ای به صورت حرفه ای در بام های خانه ها و برجهاست . الناز هم بدلیل نداشتن هیچگونه تخصص و استعداد کاری در زمینه های آرایشگری ، خیاطی ، منشیگری و فروشندگی خانه دار هستش ولی یک خانه دار عالی و بسیار تمیز با برنامه ریزی بسیار دقیق در تقسیم بندی مواد ویتامینه موجود در وعده های غذایی . از طرفی هم بسیار زیبا ، خوش هیکل و خوش لباس هم در منزل و هم در خارج از منزل .من هر روز صبح ساعت ده خارج و حدودا ساعت دو نیمه شب به منزل برمیگردم. در آمدم هم خوبه و از مخارج روزانه هیچ نگرانی نداریم. به سبب دقت و صداقت و حتی خوش قولی مشتریهای زیادی برام بوجود امده و آنقدر کارم زیاده که جمعه ها و تعطیلات هم مجبور به کارکردن هستم .دو سالی بود که شدیدا غرق در کار شده بودم و فقط به فکر راه اندازی کار مردم و درآمد خودم بودم تا حدی که همه اهل فامیل از من گله مند بودند و در ان موقع یک قرار داد بزرگ در یک برج برای سیم کشی و نصب رسیور را به امضا رسونده بودم و تعهد داده بودم که مدت ده روز این پروژه را به اتمام برسونم. حقیقا هم خوب پولی برام داشت .پارسال در یک شب طبق معمول دیر وقت به خانه رفتم که بیدار بودن همسرم باعث تعجبم شد .شام را پس از مدتها با هم خوردیم و ساعتی هم با هم صحبت کردیم. الناز میگفت که از تنهایی خسته شده و دیگه تحمل نداره و از من اجازه میخواست تا در بیرون به کاری مشغول بشه ، به او گفتم آخه عزیز دلم ، خوشگلم ، عشقم مگر تخصص در زمینه کاری پیدا کردی یادت رفته سه سال پیش هر کجا که مشغول شدی باعث ضرر و زبان صاحب کارت شدی و کلی مرا تو دردسر انداختی ؟ الناز با یک حالت ملتمسانه و بغض در گلو گفت آخه چیکار کنم واقعا افسردگی گرفتم . راست میگفت بخاطر نداشتن بچه که خدا قسمتمون نکرده بود و عدم حضور من در ساعتهای مختلف در خانه باعث به هم ریختگی روحی او شده بود و از طرفی هم مدتها بود به تنهایی به مهمانی میرفت و به تنهایی مهمانی برگذار میکرد. به الناز قول دادم که دو سه روزی صبر کنه تا فکری براش بکنم .دقایقی بعد به حمام رفتم و یک سکس توپ هم انجام دادیم .دو سه روزی گذشت و هر چه فکر کردم نتوانستم راهی برای این مشکل پیدا کنم تا اینکه یه فکر غیر معقول و نامتعارف به ذهنم خطور کرد چند ساعتی شیطان را لعنت و خودم را شماتت میکردم . بخاطر درگیر شدن ذهنم دیگر نتوانستم تمرکز در کارم داشته باشم وسایلم را جمع کردم و به طرف خونه حرکت کردم. در طول این هفت سال در خانواده ها با مسائل مختلفی روبرو میشدم اوایل برام خیلی غیر قابل هضم بود ولی به تدریج عادی شد مثلا یکی از ان مسائل این بود که آقا و یا سرپرست خانواده و یا حتی پسر ان خانواده به صورت مخفی آدرسی را به من میدادن تا به انجا مراجعه کنم و سیستم ماهواره ای را در انجا پیاده کنم و تاکید به کانالهای +۱۸ هم داشتند . در ان خانه خانمی به تنهایی زندگی میکرد . معلوم بود که ان خانه و ان خانم وسیله تفریح و خوش گذرانی ان مرد بوده و بعنوان زنگ تفریح با یک شگرد و کلاس خاصی بوجود امده بود در این مدت هفت سال دو بار هم خانم یک خانواده آدرس مخفی برای دوست پسرش را به من داد و بخاطر سکوتم دو برابر دستمزد دریافت می کردم . و همینطور مسائل مشابه این مخفی کاریها همیشه برام وجود داشت . مطمعنا این مسائل تاثیر گزار هم روی من بوده . در طول راه به منزلم پس از کلی کل انجار ذهنی و بررسی انتخاب راهی مناسب برای تصمیمم و چگونگی پیشنهاد ان به الناز را مرور میکردم . وبا یک تلفن از او خواستم تا آماده شود برای رفتن به یکی از رستورانهای رومانتیک تهران. در ان شب غیر از نگرانیم از بابت پیشنهاد به الناز و مخالفت ان یک حسی پیدا کرده بودم که برایم شیرین و لذت بخش بود شاید این حس مرا وادار به انجام این کار میکرد . پس از کلی گشتن و صحبت کردن و شاد بودن به خانه امدیم . به محض ورود به خانه الناز را بغل کردم و لبهایش را با لبهایم قفل کردم و به مدت چند دقیقه زبانم را داخل دهانش میچرخاندم. نمیدونم چه اتفاقی برام افتاده بود که از حس شهوت زیاد داشتم دیوانه میشدم و اصلا کنترلی روی خودم نداشتم. جالبه که انعکاس این حس شدید از طرف من روی الناز هم تاثیر گذاشته بود و عکس العملهای او هم یه طور دیگه بود . برای اولین بار بدون درخواست و خواهش از الناز کمربندم را باز و شلوارم را به پایین کشید و با یک ولع خاص و اشتهای زیاد کیر مرا از شورتم بیرون کشید و شروع به ساک زدن کرد و چنان میمکید که حس کردم کیرم درازتر از شبهای قبل شده پس از ده دقیقه مکیدن به اتاق خواب رفته و مثل فیلمهای سوپر خارجی به جان هم افتادیم بر خلاف دفعات قبل الناز اسپری چهار کاره را از کشو میز دستشویی آورد و کیر منو آغشته به ان کرد و گفت امشب باید هم از جلو و هم از عقب از خجالتشون در بیایی . چند ماهی بود که درخواست منو از کون کردنش را رد کرده بود . من هم با یک حس شدید و شهوت زیاد به کس و کون الناز افتادم و وحشی ترین سکس ما در طول این هفت سال بوجود امد . بعد از نیم ساعتی تلمبه زدن از کون و کس تنگ و سفید الناز با یک نگرانی خاصی تصمیم به گفتن پیشنهادم گرفتم و به او گفتم عزیزم راستش من برای تنهایی تو یه فکری به نظرم رسیده فقط میترسم که از دست من ناراحت و عصبانی بشی ، با اشتیاق و برق در چشمانش که در حال بالا و پایین شدن بخاطرتلمبه های شدید من بود گفت بگو ، نه ناراحت نمیشم یا قبول میکنم و یا مخالفت. صورتم را نزدیک گوشش بردم و به آرامی گفتم که برای تنهایی تو یه پیشنهادی برات دارم ، با هیجان گفت ، اون چیه ، بگو که طاقت صبر کردن ندارم. گفتم دوست داری یه دوست پسر داشته باشی و در طول روز از طریق پیامک و صحبت با تلفن وقت گذرانی کنی ؟ بدون هیچ مکسی گفت ارررررره . گفتم جدی گفتم ، الناز هم گفت منم جدی جوابت را دادم .در حال فعالیت روی بدنش یکباره انرژی من چند برابر شد و به سرعت عقب و جلو میکردم کیرم در داخل کس تنگش در حال ترکیدن بود و الناز هم با دست و پایش بدن مرا قفل به بدن خودش کرده بود و از روی درد و لذت ناله میکرد .پس از چند دقیقه هر دویمان همزمان ارضاع شدیم و صداهایی از خودمان در میاوردیم که تا بحال نشنیده بودیم نیم ساعتی بیهوش در کنار هم به یک خواب آرامش بخش رفتیم . پس از بیدار شدن گفتم عشقم یادت میاد من بتو چی گفتم ، با کمی مکس گفت اره یادمه و من هم موافقم ، اگرتو جدی گفته باشی. دیگر هیچ نگفتیم و پس از دستشویی همدیگر را بغل کردیم خوابیدیم. صبح ساعت نه بود که صدای الناز مرا بیدار کرد و گفت نادر بلند شو تا صبحانه بخوریم پس از باز کردن چشمهایم کل ماجرای دیشب در عرض یک ثانیه از ذهنم رد شد ، او را بوسیدم و ازش تشکر کردم در حال خوردن صبحانه باز هم گفتم که در مورد پیشنهادم کمی فکر کن و بعد نظرت را بگو .دلم نمیخواهد در آینده چالشی در زندگیمون بوجود بیاد . با لبخند گفت که هر طور خودت دوست داری همون کار را بکن .خداحافظی کردم و رفتم . و در طول روز بارها به الناز زنگ زدم و احوالش را پرسیدم و در آخرین تماس با خنده به من گفت برام دوست پسر پیدا کردی گفتم مگه من باید پیدا کنم ؟ گفت اره من که بلد نیستم دوست پسر پیدا کنم و کلی شوخی کردیم و خندیدیم. چند روز بعد در حال تنظیم دیش بودم که پسر جوانی حدودا بیست ساله به پشت بام امد و سلام کرد و سینی چای هم در دستانش بود که برای من آورده بود من هم تشکر کردم و در کنار من مشغول تماشای کارهای من شد گوشی اش زنگ خورد و با صحبت های تند ، خشم خود را نشان میداد . و بلند بلند میگفت که دیگه حاضر نیستم ترا ببینم چون دیروز بد جوری مرا عذاب داری و حال مرا گرفتی و حرفهایی که فقط معنی گله و شکایت میداد و پس از یک دقیقه قطع کرد و بی اختیار گفت جنده لاشی خانم .نگاهش کردم و گفتم چی شده که آنقدر عصبانی هستی گفت دوست دخترم بود کثافت چقدر تلاش کردم بردمش خونم یک ساعت باهاش حرف زدم که با من سکس کنه ولی حاضر نشد که نشد . به درک که قبول نکرد .راستش مدتیه دنبال یک خانم خوشگل میکردم که هر چند وقت یکبار بیارمش به منزلم و بکنمش و حتی حاضرم هر وقت که میاد دویست تومن هم به او بدم . گفتم دویست تومن که خیلی زیاده گفت خیالی نیست فقط اونی که دلم میخواد باشه بیشتر خرجش میکنم. فکری به نظرم رسید و گفتم شماره ات را به من بده یه خانم خوشگل میشناسم گفت چند سالشه من هم گفتم حدودا بیست و پنج گفت خیلی خوبه گفتم من یکبار کردمش همه چیش عالیه گفت شوهر داره گفتم اره ولی زندانه گفت بهتر ، خانم شوهر دار یه چیز دیگس. شماره اش را داد و رفت. شب که امدم خونه و شام خوردم الناز را صدا کردم و گفتم یه شماره بهت میدم فردا زنگ بزن و باهاش صحبت کن بچه مایه داره و میگفت که پول خرجش میکنم و جزئیات را براش توضیح دادم. چند روز بعد موقع رفتن به الناز گفتم که امشب زودتر میام تا در کنار هم باشیم (منظورم سکس بود ) او هم لبخندی زد و گفت پس مجبورم شام ، میگو درست کنم . در واقع میخواستم در ان حالت سکس و شهوت ، ازش بپرسم که آیا زنگ زد به مرده و کلا چه نتیجه ای بوجود آورده. شب شد و هنگام مالیدن و لیسیدن گفتم که چکار کردی با اون مرده زنگ زدی .؟گفت اره دو سه روزیه که هر روز صحبت میکنیم و در تلگرام عکس هم برای هم فرستادیم. نادر جون چقدر مرده خوشگله و چقدر بامزه او هم از من خوشش آمده و قراره که چند روز دیگه همدیگر را ببینیم . شماره عابر منو گرفت و سیصد تومان پول ریخت و گفت این کادو برای اشناییمونه و این مسئله باعث شد که تنهاییه همسرم را پر کنم و از طرفی هم حساب بانکی اش را پر کنم. در حال حاضر که یکسال از این مسئله میگذره الناز توانسته یک پژو 206 قرمز رنگ تیپ 5 بخره و حالشو ببره. و هر دویمان راضی هستیم که این مسئله باعث رکود در حس جنسیمان نشده و هیچ ناراحتی نداشته باشیم. شب عزیزان خوش و ممنون از شما . پوزش بابت طولانی شدن و کرنش بابت تحمل شما .نوشته سینا    </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15972</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه تجربه سکسی جالب</title>
		<link>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پارتی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[فتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15987</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه تجربه سکسی جالب" title="یه تجربه سکسی جالب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام خدمت اعضای سایت داستان سکسی من چند سالی هست که به این سایت سر میزنم و امروزم تصمیم گرفتم یه خاطره واقعی رو براتون تعریف کنم . چون اولین داستانی هست که مینویسم اگه ایرادی داشت بهم بگید ممنون میشم.اول یه معرفی مختصر از خودم داشته باشم.(اسامی طبق قوانین سایت مستعار هستن) من سینا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه تجربه سکسی جالب" title="یه تجربه سکسی جالب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام خدمت اعضای سایت داستان سکسی من چند سالی هست که به این سایت سر میزنم و امروزم تصمیم گرفتم یه خاطره واقعی رو براتون تعریف کنم . چون اولین داستانی هست که مینویسم اگه ایرادی داشت بهم بگید ممنون میشم.اول یه معرفی مختصر از خودم داشته باشم.(اسامی طبق قوانین سایت مستعار هستن) من سینا هستم ، 20سالمه و قد و وزنم به ترتیب 178 و 80 هستش .خب بریم سراغ داستان که برمیگیرده به 3 ماه پیش تقریباقصه از اونجایی شروع میشه که من یه پسرعمویی دارم که از 2 سال پیش باهاش خیلی صمیمی شدم و تو این مدت هی به من گفت که فلانی چرا ما باید جق بزنیم و نتونیم یه کس بکنیم و از این حرفا. خود پسر داییم هم از اونجایی که قیافه آنچنانی نداره و تا حالا با دختری دوست نشده از همون موقع به من میگفت که بریم جنده لاشی بکنیم .منم اولش قبول نمیکردم و میگفتم خطرناکه و به ریسکش نمی ارزه.روزا همینطوری میگذشت و منم به فکرش نبودم تا اینکه تو تعطیلات عید امسال قرار گذاشتیم که وقتی خانواده ها رفتن مسافرت یکی رو جور کنیم ایندفعه علی(پسرعموم) ترسید و گفت دردسر میشه چون بشدت آدم محتاطی هستش و با اینکه پول زیادی داره ولی خیلی خرج نمیکنه .اصل داستان از این جا شروع شد که یه بار علی اومد خونه ما و منم داشتم میرفتم بیرون که گفت وایستا باهم بریم منم گفتم اوکی. سوار ماشین که شدیم دوباره شروع کرد به حرف زدن درباره قرار گذاشتن و گفت یکی رو پیدا کردم سمت اندرزگو که اسمش تیناست و 30 سالشه خودمم یه بار کردمش و تو هم امتحان کن.منم بدم نمیومد ولی وقتی گفت به حساب من گفتم باشه.بعدش منو پیاده کرد و گفت جمعه همین هفته بریم. خلاصه روز قرار شد و منم تیپ زدم و رفتم میدون صادقیه که از اونجا باهم بریم خونه طرف.علی هم سرراه رفت یه بسته کاندوم تاخیری گرفت و بعد نیم ساعت رسیدیم جلو در خونه تینا.قبل رفتن بهم گفت که اینا چون میخوان زود آبتو بیارن اولش برات ساک میزنن و بعد شروع به سکس میکنن و از این حرفا پس حواست باشه استرس نداشته باشی .خلاصه پیاده شدم و آیفون رو زدم و در که باز شد سریع رفتم تو. خونه تینا همون طبقه همکف بود که یه واحد تقریبا 50 متری بود . درو که باز کرد و دیدمش بدجوری شق کردم و گفت عزیزم خوش اومدی بفرما تو .تینا هم از لحاظ مشخصات ظاهری مثل همین پلنگای خیابونی بود با ممه ها گنده و کون خوش فرمی هم داشت. منم با اینکه بار اولم بود خیلی ریلکس برخورد کردم و خیلی باهاش حرف نزدم و رفتم نشستم رو مبل که بعدش ازم پرسید چیزی میل داری برات بیارم که منم گفتم نه مرسی.قبل رفتن تو اتاق هم گفت آقا سینا اول مهریه رو بدین ممنون میشم.(لامصب 200 هزار تومن گرفت ازمون) .وارد اتاق که شدیم یه جو سکسی خوبی برقرار بود و آدم حس آرامش میکرد. اولش من لباسمو در آوردم با شورت رفتم رو تخت دراز کشیدم و بعدشم تینا با یه سوتین اومد و نشست کنارم. منم از همون اول از ممه هاش خوشم اومده و سوتینش رو درآوردم و ممه هاشو خوردم اونم از روی شورت کیرمو میمالید. یه چند دقیقه ای همینطوری گذشت و منم مثل همه فیلمای پورنی که هممون دیدیم خواستم اولش کس و کونش رو بلیسم که همینطورم شد و یکم که گذشت یه آه بلندی کشید و فهمیدم که حسابی حال کرده و گفتم تینا جون مثل اینکه خوشت اومده ها؟ اونم جواب داد آره خیلیییییییی.منم کیرم کامل شق شده بود و شورتم رو درآوردم و کاندوم رو دادم به تینا که بکشه سر کیرم .جاتون خالی واقعا یه ساک حسابی برام زد . از اونجایی که هیکل گوشتی و گنده ای داشت نمیتونستیم 69 بزنیم و خیلی ضد حال خوردم چون قبلش تصورم این بود که میشه با جنده لاشی ها هر پوزیشنی رو اجرا کرد که متاسفانه اینطوری نبود. بعد کسلیسی و ساک زدن تینا رفتیم سراغ داگی استایل و یکمی هم اونطوری کردمش و از اینجا به بعد بود که کاندوم به طرز عجیبی خیلی زود اثر کرده بود و کیرم کامل بی حس شده بود منم که جوگیر شده بودم خیلی تند تند تلمبه میزدم که یهو تینا گفت کسم درد گرفت بسه دیگه خودم منم خسته شده بودم که دوتایی رو تخت دراز کشیدم و منم دستم رو ممه هاش بود و داشتم میمالیدمشون که یدفعه به ذهنم رسید که یکم برم تو فاز فوت فتیش و رفتم سراغ پاهاش ولی تجربه خوبی نبود واقعا چون پاهای خیلی نرمی نداشت و خوشم نیومد ولی به روش نیاوردم و آروم آروم دوباره برگشتم سراغ کونش که از کون بکنم که بازم یه ضد حال دیگه زد و گفت من از پشت نمیدم و از این حرفا.منم کم کم داشت حوصلم سرمیرفت چون اون کاندومه بدجوری کیرم رو بی حس کرده بود و حدودا 40 دقیقه ای بود که پیشش بودم و هر کاری میکردم آبم نمیومد ،اونم چون میخواست سریع تمومش کنیم با دست کیرمو میمالید تا آبش بیاد ولی هیچی به هیچی.اون لحظه واقعا تموم تصوراتم درباره سکس با جنده لاشی از این رو به اون رو شد و به یه جایی رسیده بودم که باید بدون ارضا شدن کارو تموم میکردیم که یاد دوران جق زدن هامون افتادم گفتم تینا جون یکم کیرمو با روغن چرب کن ببینیم چی میشه.(قشنگ 1 ساعت شده بود دیگه و دوتامونم خسته شده بودیم البته اون به چیزی که میخواست رسیده بود من این وسط داشتم کیر میشدم) خلاصه بعد 10 دقیقه داشت آیم میومد که گفتم بشین بریزم رو سینه هات که خدایی این یه مورد رو نه نیاورد و قبول کرد منم آبم که اومد دوباره رو تخت ولو شدم و تینا برام دستمال کاغذی آورد بعدشم رفتم دستشویی و دستامو شستم و برگشتم لباسامو بپوشم آخرای کار هم واسه اینکه جو عوض بشه گفتم واسه پارتی و اینجور چیزا پایه ای که گفت آره مشکلی نیست و حتی میتونم دوستامم بیارم و از این حرفا.(قابل توجه شاخای اینستا که فکر میکنن دو تا پلنگ رو بردن تو یه ویلای اجاره ای تو کردان کرج با دو سه تا شیشه مشروب و فکر میکنن از ما بهترون هستن) منم بعد خداحافظی کردن اومدم سوار ماشین علی شدم و از اونجا دوتایی باهم رفتیم یه غذایی بخوریم و بعدشم منو جلو در خونمون پیاده کرد و بهم گفت که اگه شد بازم بریم . خب دوستان این بود خاطره نه چندان سکسی من که برا خود من یه تجربه جدیدی بود که شاید بعدا هم امتحان کنم چون واقعا اونطوری که دوست داشتم پیش نرفت . امیدوارم از خوندنش لذت برده باشید .نوشته سینا    </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15987</post-id>	</item>
		<item>
		<title>منم یه ترنس احساسی (۲)</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d9%85%d9%86%d9%85-%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%db%b2</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d9%85%d9%86%d9%85-%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%db%b2#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Aug 2022 00:32:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[گی]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15993</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="منم یه ترنس احساسی (۲)" title="منم یه ترنس احساسی (۲)" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>&#8230;قسمت قبلاز خونش رفتم بیرون ،هم خوشحال بودم هم ناراحت نزدیک بود گریه زاری کنم &#8230;رفتم نشستم تو پارک تا یکم از حالت شوکه خارج بشم و به خودم بیام که دیدم گوشیم زنگ خورد &#8230;ساسان بود ،خواستم جواب ندم ولی کنجکاو بودم میخاد چی بگه برا همین جواب دادم &#8230;بهم گفت که مست بوده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="منم یه ترنس احساسی (۲)" title="منم یه ترنس احساسی (۲)" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>&#8230;قسمت قبلاز خونش رفتم بیرون ،هم خوشحال بودم هم ناراحت نزدیک بود گریه زاری کنم &#8230;رفتم نشستم تو پارک تا یکم از حالت شوکه خارج بشم و به خودم بیام که دیدم گوشیم زنگ خورد &#8230;ساسان بود ،خواستم جواب ندم ولی کنجکاو بودم میخاد چی بگه برا همین جواب دادم &#8230;بهم گفت که مست بوده و بد وقتی رفتم پیشش ودست خودش نبوده ،ازم معذرت خواست و گفت که بهتره دیگه همو نبینیم اینطوری واسه هر دومون بهتره &#8230;خیلی ناراحت شدم دلم نمیخاست اینطوری بشه &#8230;من نمی‌دونم چرا فک میکنن هر کی ترنسه باید بده و کارش دادن باشه ،ترنس هم عین دختراس یه خط قرمزایی برا خودش داره اگه واقعا لاشی نباشه &#8230;بهش پی ام دادم و گفتم من دلم میخواست کنار تو باشم ولی دیگه نه اینطوری بی مقدمه و به زور &#8230;هیچ جوابی نیومد ازش &#8230;اون لحظه دیگه هیچی نگفتم و بیخیال همه چی شدم .تا دوماه ونیم هیچ خبری ازش نداشتم شمارشم به کل پاک کرده بودم تا این که دیدم تو تلگ بهم پیام داده ،خواستم جواب ندم ولی دلم میخاستش بهم می‌گفت دلم برات تنگ شده بیا ببینمت ،منم سین میکردم ولی نمی‌دونستم چی جوابشو بدم &#8230;برام ویس فرستاد و گفت من بیشتر از همه درکت میکنم می‌دونم دلت محبت میخاد می‌دونم نمیخای تا وقتی تغییر جنسیت ندادی سکس کنی ،میدونم لاشی نیستی ولی من نمیتونم همینجوری باتو رفیق بشم تو هم باید برام یکارایی بکنی و انقد گفت که فهمیدم اومده مخ منو بزنه که من بهش بدم &#8230;هر چی گفت قبول نکردم و گفتم من اینطوری نمیخام و اگه دلت میخواد میتونی بری &#8230;بهم گفت بدون کردن کون چی ؟خسته شده بودم واقعا &#8230;بهش گفتم چرا فقط فکر سکس بامنی ،کاش میشد کنارم بمونی تا زمان تغییر جنسیتم بهم کمک کنی بعدش دیگه در اختیار توام هرجوری بخای البته اگه باهام ازدواج کنی &#8230;.تنها جوابی که ازش اومد این بود که گفت همش کسشعر محض همون لحظه مسدودش کردم از دست خودم عصبانی بودم رفتم حموم انقد خودمو زدم تا خالی شدم &#8230;دیگه انگار خسته عالم بودم فقط محکم داشتم خودمو میزدم &#8230; خونوادمم فهمیده بودن و هی در حمومو میزدن که باز کنم ولی باز نمی‌کردم داشتم ازشون قول می‌گرفتم که من ۱۸سالم بشه میذارید تغییر جنسیت بدم واونا هم فقط میگفتن مگه به همین راحتیه یه چن روزی گذشت و من دلم هوای اون روزامو کرد که میرفتم پاساژا و مانتو ولباسای دخترونه رو نگاه میکردم .لباسامو پوشیدم و رفتم.شاید بیشترشم بخاطر دیدن ساسان بود &#8230;ساسان با رفیقاش بیرون نشسته بودن وهی میگفتن و میخندیدن ،تودلم گفتم چی میشد با منم مثل اونا می‌شدی &#8230;وقتی منو دید و فک کرد اومدم اونو ببینم اومد سمتم و من هی ازش دور شدم اما بالاخره بهم رسید و گفت مگه باتونیستم ،برگشتم و همینجوری فقط نگاش کردم بهم گفت بیا بریم مغازم ،پشت سرش رفتم &#8230;وقتی وارد مغازش شدم دیدم دیگه هیچ مانتویی نیست و فقط لباس و شلوار دخترونس بهم گفت هرچی دوس داری برا خودت بردار &#8230;اونجا بهم ساپورت نشون داد و گفت از اینا بردار .دلم میخواست بردارم ولی فقط لجبازی میکردم &#8230;نشستیم پشت ویترین رو صندلی ،یه لحظه فضای مغازه ساکت بود و هیچی نمی گفتیم بعدش شروع کرد به حرفای سکسی زدن &#8230;می‌گفت عرفان دلم میخاد خم بشیو کیرمو بخوری باور کن دودیقه ای ابم میاد می‌گفت میخای بریم خونه من فقط کیرتو بمالم ابت بیاد بدنتو ماساژ بدم بعدش محکم لبامو بذارم تو لبات ،تو بغل خودم بخابی &#8230;دلم واقعا همه اینارو میخاست &#8230;هیچی نمیگفتم .دوباره به هوف بلندی کشیدی و برام چایی ریخت ولی با اون حرفاش یجوری تحریک شده بودم که دوباره شروع کرد &#8230;.می‌گفت دوس داری من کیرتو بخورم محکم بمالمش ،تف کنم رو اون سوراخ کوچولوت و سوراختو با زبونم بخورم &#8230;.خلاصه خیلی گفت &#8230;که آخرش دیگه خندم گرفت اومد محکم سرمو چسبوند به سینش &#8230; با حالت خنده گفت چیشد تحریک شدی ؟گفتم آره گفت پس بعد مغازه بریم خونه عشق وحال ؟بهش گفتم قول بده هیچ وقت ترکم نمیکنی ؟قول داد و قسم خورد اما انگار باز از ته دلم یه اطمینان کامل میخاستم &#8230;بهش گفتم من تغییر جنسیت بدم تو هیچ وق باهام ازدواج نمیکنی ؟میگفت توقعم زیاده و خانوادشو وسط کشید که من فقط خودم نیستم اونا نمیذارن وگرنه من خودم دلم میخادت &#8230;خیلی باهم حرف زدیم که وقت ناهار شد &#8230;زنگ زدم به مامانمو وگفتم که من ناهار بیرونم و نمیام &#8230;اولش رفتیم ناهار خوردیم انگاری همه آرزوهام داشتن برآورده میشدن&#8230;خوشحال بودم که ساسان به جز سکس راجب چیزای دیگه هم بلده صحبت کنه &#8230;تو راه خیلی حرفای محبت آمیز بهم زد و هی دستمو می‌گرفت و بوسش میکرد اما میدونستم همه اینا بخاطر اینه بتونه باهام سکس کنه اما من دیگه همه جوره تابع خواستش بودم &#8230;رسیدیم خونه .دوباره رفت برام آب آورد میوه آورد یکم حرف زدیم خوشحال بودم اره خیلی خوشحال بودم &#8230;اولین پیشنهادش این بود بریم حموم ،منم قبول کردم &#8230;تو حموم پیرهنمو درآورد و بلافاصله شروع کرد به لب گرفتن باهام &#8230;نمی‌دونم ولی من خجالت می‌کشیدم باهاش لب بگیرم خودشم اینو فهمیده بود و هی میخندیدو می‌گفت من لبامو بدون حرکت نگه داشتم تو لبای منو بخور .منم بهش گفتم چشماتو ببند چشماشو بست و من شروع کردم به خوردن لب هاش ،چقد حس خوبی بود که یهو خندش گرفت وقتی می‌خندید بیشتر خجالت می‌کشیدم &#8230;فقط می‌گفت عشق خودمی &#8230;پیرهنشو درآورد ،خیلی استرس داشتم قلبم داشت از دهنم میزد بیرون &#8230;که ساسان شروع کرد به خوردن گردنم و هی کونمو با دستاش میبرد بالا &#8230;دیگه بد جوری تحریک شدم فقط ای ای میکردم ودستمو می‌بردم سمت شلوارم .شلوارمو با شرتم همزمان کشید پایین &#8230;منو چسبوند به دیوارو سینه هامو خورد که همونجا کنارش زدم و گفتم نمیتونم دیگه &#8230;حالم بد شده بود و حالت تهوع داشتم همونجا افتادم زمین و یه لحظه حس کرد که پاهام دستام همه جام سست شد &#8230;خیلی اینطوری میشدم بهش گفتم که فشارم افتاده &#8230;با همون حالت لخت رفت برام آب قند آورد .بعد خوردن آب قندم محکم بغلم کرد وگفت دیونه ترسیدم &#8230;هی داشت بدنمو ماساژ میداد یکم تو حموم تو همون حالت نشستیم &#8230;بعدش حالم خوب شد رفتیم زیر دوش &#8230;ساسان موهامو رو صورتم انداخته بود و هی نگام میکرد ومیخندید و بغلم میکرد این کاراشو خیلی دوس داشتم یکم لب گرفتیم منو برگردوند به پشت و از پشت محکم بغلم کرد &#8230;کیرشو روی کونم حس میکردم که هی بالا پایین می‌رفت دلم میخواست همون لحظه ارضا بشم چون از پشت گردنمو محکم گرفته بود و لیس میزد همون‌جوری بدنمو لیس زد و اومد سمت سوراخم ،اخ چقد حال داشت وقتی زبونش به سوراخم میخورد منم فقط داشتم کیرمو میمالیدیم که ابم اومد ،انگار از ته دلم آروم شده بودم ولی ساسان ولکن نبود .کیرمو شستم و حوله برداشتیم و رفتیم سمت اتاقش و افتادیم روتختش ،ساسان منو برگردوند و دوباره رفت سمت سوراخم اما این بار انگشتو میکرد تو سوراخم و حرکت میداد یه ذره درد داشتم هی تف میزد و دوباره انگشتشو میکرد من فقط داشتم محکم پاهامو به تخت میزدم و فقط دلم میخواست برگردم که ساسان خودش منو برگردوند و این بار لباشو محکم گذاشت رولبام وهیچ حرکتی نکرد دیگه انگار حس کردم نمیتونم نفس بکشم تنها کاری که کردم این بود کمرشو فشار داد و چنگ زدم فک کنم اونم اینو میخاست بعدش رفت سمت زیر بغلام دستامو برد بالا و بهم می‌گفت ای ای کنم منم اینکارو کردم که دیدم دوباره کامل تحریک شدم باز رفت سمت سوراخم و دوباره انگشت کردو هی تف زد &#8230;.یه لحظه کیرشو کناره های سوراخم حس کردم ولی خیلی میترسیدم همون لحظه برگشتم و گفت نه ساسان نمیتونم گفت تو یه لحظه تحمل کن و هی جون خودشو قسم میداد که من بذارم &#8230;آروم آروم سر کیرش رفت تو سوراخم ،همونجا دوباره محکم پا شدم که دیگه عصبانی شد و سرم داد زد ،واقعا داشتم گریه زاری میکردم که دوباره سر کیرشو تو سوراخم حس کردم میدونستم خودش نمیخاست درد بکشم ولی واقعا درد داشت &#8230;آروم آروم کیرشو کرد تو سوراخم که همونجا یه داد محکمی زدم و اون فقط می‌گفت جانا جانا&#8230;بعدش همینطوری نگه داشت و قربون صدقه من می‌رفت و آرومم میکرد اون لحظه زیاد درد نداشتم ولی وقتی عقب جلو کرد دوباره دردش شروع شد یکم دیگه با اه وناله ای که ساسان میکرد دردم تبدیل به لذت شد ،دلم میخاست محکم تر این کارو کنه &#8230;برم گردوند ولی این بار دیگه خیلی محکم کرد من فقط با دستام کیرمو میمالیدیم که سریع ارضاشم دستامو کنار زد و خودش کیرمو مالوند &#8230;هر دومون داشتیم اه وناله میکردیم که آب من اومد و همون لحظه ارضا شدنم خیلی محکم تلمبه زد که حس کردم بهترین حال دنیارو کردم حس کردم تموم بدنم ارضا شده بعدش ساسان کیرشو درآورد و آبشو ریخت رو سینه هام &#8230;خیلی لذت بخش بود &#8230;چشماشو بسته بود و فقط می‌گفت پسر عالی بود عالی عالی &#8230;دستمال آورد و همه جامو پاک کرد و گفت میخای دوش بگیریم یا بخابیم گفتم بخابیم بعدش &#8230;افتادیم رو تختو و محکم بغلم کرد و دستامو گرفت خیلی حس خوبی بود هنوز نفساش داشت میزد .بهم می‌گفت من هیچ وقت دلم نمیخاست با پسر سکس کنم و گی بشم کلا میگفتم کار کثیفیه ولی نمی‌دونم چرا اینطوری شد می‌گفت انگار حسم به منطقم غلبه کرد از گفتن حرفاش میترسیدم &#8230;.بهم گفت خیلی سکس باتورو دوس داشتم بااین که اذیت کردی ولی عالی بود خودم خیلی حال کردم بهم می‌گفت خودم کمکت میکنم تغییر جنسیت بدی تااخرش خودم کنارتم &#8230;این داستان کاملا واقعیه .نوشته عرفان (نهال)   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d9%85%d9%86%d9%85-%db%8c%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%b3-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%db%b2/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15993</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گرفتن مچ زنعمو از طریق تلگرام</title>
		<link>https://clipseksi.com/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%da%86-%d8%b2%d9%86%d8%b9%d9%85%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%da%86-%d8%b2%d9%86%d8%b9%d9%85%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 May 2022 16:34:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جق]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چاق]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=15994</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گرفتن مچ زنعمو از طریق تلگرام" title="گرفتن مچ زنعمو از طریق تلگرام" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام به دوستای گل سایت داستان سکسی &#8230;اول از همه یه چیزی بگم &#8230;.من یه بار این داستان رو نصف نیمه اینجا گذاشتم ولی متاسفانه بعضیاتون باور نکردین &#8230;ولی اینبار میخوام کاملشو بنویسم&#8230;.من امیرم 20از یه جای این مملکت&#8230;. من وقتی داستانای سکس با زنعمو و زندایی و &#8230;.. رو میبینم که اینجا میذارین که95 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="گرفتن مچ زنعمو از طریق تلگرام" title="گرفتن مچ زنعمو از طریق تلگرام" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام به دوستای گل سایت داستان سکسی &#8230;اول از همه یه چیزی بگم &#8230;.من یه بار این داستان رو نصف نیمه اینجا گذاشتم ولی متاسفانه بعضیاتون باور نکردین &#8230;ولی اینبار میخوام کاملشو بنویسم&#8230;.من امیرم 20از یه جای این مملکت&#8230;. من وقتی داستانای سکس با زنعمو و زندایی و &#8230;.. رو میبینم که اینجا میذارین که95 درصدشون دروغه واقعا خندم میگیره چون پایه و اساسی نداره &#8230;.ولی این داستان مال انتخاباته 96 و حوادثی که پیرامونش رخ داد&#8230;..من اسممو مستعار نوشتم و تو اون داستانمم نمیدونم چی گذاشتم اما اینجا میذارم امیر&#8230;..من یه زنعمو دارم 33 ساله وزنش 85 و قدش 165 و بدن چاق و سفیدی داره و اگه خدا بخواد اینسری عکساشو میذارم براتون&#8230;ما هممون تو یه روستا زندگی میکنیم و هممون تو یک حیاط هستیم با اینکه خونه هامون جداس و از این بابت زیاد خونه هم میرفتیم&#8230;داستان از اونجایی شروع شد که من به رفتار های زنعموم مشکوک شدم بخاطر رفت و آمد هاش به نونوایی&#8230;.تو محلمون یه نونوایی هست که صاحبش یک پسر 27 سالس مثلا به اسم مهدی &#8230;جوری که یه بار سره ظهر رفتم نونوایی متوجه خنده های بین زنعموم و مهدی شدم و یقین پیدا کردم که اینا باهم رفیقن و یه خبرایی هست بین این دوتا&#8230;&#8230;.من چون تو خونمون اینترنت داشتم و هممون تو یه حیاط بودیم به زنعمومم اینترنت میدادم ..و اگه ساعت 3 شب اینترنتش قطع میشد فوری میومد پیشه من تا براش درست کنم&#8230;من دیگه متوجه شده بودم اینا باهم یه سر و سر هاایی دارن و یه روز بدجووور داغ بودم دیدم پسرعموی کوچیکم گوشیه زنعمومو آورد تا براش بازی بریزم منم براش چنتا بازی دان کردم و با یو اس بی ریختم تو ش &#8230;حین ریختن رفتم تو تلگرام کامپیوترم و از اکانت خودم اومدم بیرون و رفتم تو اکانت زنعموم و به شخصی ترین حریمش نفوذ کردم و از اونجاییکه تلگرام یه کد مجدد میفرسته به اکانت ..این پیامو از گوشی زنعموم پاک کردم تا متوجه نشه&#8230;&#8230;.و پسر عمومو که 7 سالشه فرستادم خونشون و خودم رفتم سراغ تلگرامش&#8230;..آقا نمیدونین چه مزه ای داره &#8230;تمام پیام هاش و گند کاریهاش تو تلگرامش بود دیگه &#8230;منم از خوشحالی داشتم بال در میاوردم &#8230;.فهرست چت هاش با خواهراش و دوستاش و کلی چیزای دیگه &#8230;.حدود یک ساعت اکانتشو برسی کردم دیدم خبری نبود&#8230;..که یهو دیدم زنعموم آنلاین شده و داره با یک مخاطب به نام(m( رو مخاطب کلیک کردم دیدم مهدی همون صاحب نونواییه هست و چه لاوی داشتن باهم میترکوندن..این به اون میگفت عشقم ..اون به این میگفت عشقم و مثله دو تا نامزد داشتن باهم چت میکردن &#8230;..اولش تعجب کردم و جا خوردم &#8230;.با اینکه میدونستم مهدی و زنعموم یه روابطی دارن بازم باورش سخت بود&#8230;زنعموم وقتی چتشون تموم میشد فوری چت رو دلیت میکرد و مهدی رو تو لیست بلاگ ها میذاشت تا داییم نبینه&#8230;عموی بدبختمم عین خر کار میکرد تا خرج این جنده لاشی رو بده&#8230;..من نمی تونستم کاری بکنم&#8230;اگه به داییم میگفتم زندگیشون از هم میپاشید و بچه هاش بی مادر میشدن و باعث و بانیش من میشدم منم حوصله اینارو نداشتم&#8230;.یه هفته پشت هم تو تلگرامش بودم و تو این مدت از چت هاشون اسکرین شات میگرفتم و سیو میکرم &#8230;.هر شب باهم سکس چت میکردن و مهدی عکس کیرش رو برا زنعموم و همچنین زنعموم عکس کسش رو برا مهدی میفرستاد &#8230;&#8230;منم فقط جق میزدم&#8230;..یواش یواش جرئتم زیاد شد و بعد از یه هفته رفتم سراغ زنعموم و اونو اوردم خونه &#8230;اونروز هیچکس خونه نبود &#8230;.فقط خودم بودم&#8230;..و بهش گفتم قضیت با این صاحب نونوایی چیه ؟؟ اون اول اصلا به رو خودش نیاورد و تازه مدعی شد که دارم دروغ میگم&#8230;.و سرم داد کشید..من گوشیم رو یواشکی از جیبم در آوردم و صداشو برای مدرک ضبط میکردم &#8230;. و رفتم سمت کامپیوتر و تلگرام و اسکرین شات هایی که از چتش گرفتم رو بهش نشون دادم&#8230;..عاقا ..چشتون روز بد نبینه &#8230;از ترس رید فقط&#8230;یهو زد زیره گریه زاری منم عصبانی شدم و گفتم میخوام همه چیو به دایی بگم &#8230;.که یهو ازم خواهش کرد نگم &#8230;.بهم گفت هرکاری که بخوام برام میکنه &#8230;و همه ی اینا داشت تو گوشیم ضبط میشد و من اون لحظه تو فکر سکس نبودم و انداختمش بیرون&#8230;و گفتم میخوام به دایی بگم&#8230;..اونروز رو خوب یادمه موقع انتخابات پارسال &#8230;بود و داییم غروب اونروز از سر کار برگشت و من به گوشی زنعموم تک انداختم و یه اس دادم گفتم بگم به دایی همه چیو؟؟؟اون سریع برام زنگ زد و با صدای گرفته و ناله ازم خواست نگم و منم هیچی نگفتم&#8230;..پس فردای اون روز زنعموم اومد خونمون و این روزم خونمون کسی نبود&#8230;بابام که سره کار میرفت و مامانمم خونه مامانش بود&#8230;..رو مبل باهم نشستیم و رو زد بهم گفت که چرا تو تلگرامش رفتم و کلی کس کس و شعر منم گفتم کنجکاو شدم و از این حرفا&#8230;..بهش گفتم صداشو هم ضبط کردم و وقتی اینو شنید باز اشک تو چشاش جمع شد و عین بچه دبستانی ها گریه زاری میکرد&#8230;..منم گفتم باشه نمیگم به دایی و آروم دستاشو گرفتم &#8230;.و رو مبل بهم گفت امیر من نمیتونم با تو رابطه داشته باشم تو مثله پسرمی &#8230;.راستش من دیگه کیرم بلند شده بودو و حوصله اینارو نداشتم&#8230;آروم دستمو بردم رو سینه هاش و اونم اصلا مقاومت نمیکرد چون میدونست زندگیش در خطره &#8230;از رو پیراهن سینه هاشو لمس میکردم و اون فقط اشک تو چشاش بود.بردمش تو اتاقم روی تشک شلوارشو کشیدم پایین یه شورت گل گلی پاش بود و اون فقط میگفت سریع تر تمومش کن&#8230;تجربه ی سکس نداشتم سریع یه تف به کیرم زدم و زنعمومو به حالت داگی خوابوندم و انگشت شستمو میکشیدم رو کسش&#8230;..زنعموم پر از استرس بود هی میگفت تمومش کن الان یکی میاد &#8230;منم کیرمو گذاشتم رو کسش&#8230;و فشار دادم تو&#8230;..اولین بارم بود که کس میکردم ..چه حس قشنگی &#8230;انگار داشتن دنیا رو بهم میدادن &#8230;رو ابرا بودم &#8230;.عجب چیزه داغی واقعا سکس بهترین تفریح دنیاس &#8230;..به یک دقیقه نکشید آبم اومد شاید با 15 تا ضربه&#8230;&#8230;.و وقتی آبم اومد ریختم رو کمرش&#8230;و اون سریع بدون اینکه هیچی بگه شلوار و دامنشو کشید بالا و رفت &#8230;&#8230;.از اون به بعد با تهدید و و به زور میکنمش &#8230;.دیگه حرفه ای شدم &#8230;هر نوع سکسی که خواستم باهاش انجام دادم &#8230;ولی اون از ته دل رازی نیس با اینکه براش لیس میزنم و کمبود ی براش نمیذارم&#8230;اما به هر حال اون زنعمومه&#8230;&#8230;.عکساشو هم براتون تو یه تاپیک میذارم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..مرسی که داستانو خوندیدن&#8230;..قبول کنین اگه من زنعمومو نکنم میره به مهدی میده پس فش ندین در ضمن داستانای دروغم ننویسین&#8230;..یاعلینوشته امیر   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%da%86-%d8%b2%d9%86%d8%b9%d9%85%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%aa%d9%84%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">15994</post-id>	</item>
		<item>
		<title>كس دادن خانمم تو باغ دوستش</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d9%83%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d9%83%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 May 2022 16:33:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=16008</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="كس دادن خانمم تو باغ دوستش" title="كس دادن خانمم تو باغ دوستش" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>سلام به همه اعضا گروهاين مطلبي كه مينويسم داستان نيست و واقعيته من ٣٧ سالمه و تو جوونيام اصلا اهل دختر بازي و سكس نبودم يجورايي كم رو بودم تا اينكه از سربازي كه برگشتم و رفتم سر كار تو شركت خصوصي بعداز كذشت چند وقت كم كم حس ميكردم دلم ميخواد با كسي باشم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="كس دادن خانمم تو باغ دوستش" title="كس دادن خانمم تو باغ دوستش" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>سلام به همه اعضا گروهاين مطلبي كه مينويسم داستان نيست و واقعيته من ٣٧ سالمه و تو جوونيام اصلا اهل دختر بازي و سكس نبودم يجورايي كم رو بودم تا اينكه از سربازي كه برگشتم و رفتم سر كار تو شركت خصوصي بعداز كذشت چند وقت كم كم حس ميكردم دلم ميخواد با كسي باشم ولي نميشد و با ديد زدن سر خودمو شيره مي ماليدمبعد چند ماه با يكي از همكارام دوست شدم و خونشون ميرفتم. خانم مهربوني داشت خيلي زود صميمي شديم يسره خونشون بودمو ميرفتيم تفريح و عشق و حال با دوستم و خانوادش البته. دوسالي گذشت تا من از اون شهر رفتم و از هم دور شديم ولي رابطه تلفني داشتيم و گاهي ميرفتم ديدنشون تا اينكه تماسهاي من با خانم دوستم تبديل به لاس زدن شدو خيلي زود تبديل به سكس چت شد و يروز كه رفته بودم خونشون شب خوابيديم و صبح بيدار شدم ديدم در اتاقشون بازه و زنش دوستم با شرت خوابيده و منم حسابي ديد زدم .خلاصه زياد حاشيه نرم يه چندباري بعد اون تنها گيرش انداختمشو فقط تونستم بمالونمش و با چند نفري هم در حد مالش تونستم حركت بزنم تا اينكه ازدواج كردم با يه دختر سفيد و اندام متوسط نه ريز نه درشت ازدواج كردم ولي همش نگران كارام با خانم دوستم و بقيه بودم نكنه سر خودم بياد.تا اينكه يروز دوستم گفت بريم مسافرت مجردي و منم قبول كردم خانمم هم گفت ميره خونه يكي از دوستاش كه خيلي صميمي بودن و با دوستاش هماهنگ كردنو رفتن بعد از دو روز برگشتم خونه و خانمم هم اومد پرسيدم كجا رفتين كه گفت رفتيم باغ دوستم رودهن ٤نفري و تعريف مرد كه چه كارايي كردن سيگارو و مشروب و اسب سواري تو باغ و غيره اينم بگم خانمم اهل مشروب و سيگار و قليون بود و من مشكلي نداشتم و حجاب هم نه چادري و اينا بود نه ولنگو واز ميپوشيد ولي من زياد بهش گير نميدادم.يروز كه اتفاقي گوشيش دستم بود داشتم عكساي گوشيشو ميديدم كه ديدم خانمم جلوي يه مرد زانو زده به حالت سگي و مرده موحاشو گرفته انگار ميخواد براش ساك بزنه مرده سرش تو عكس نبود و لباس كامل تنش بود وقتي ازش سوال كردم سريع گوشيشو قاپيدو گفت دوستم لباس شوهرشو پوشيده بود و يه خيار گذاشته بود تو شلوارش اداي مردارو در اورد .راستش منم نميدونم چرا هم باور كردم هم نكردم.هرچي هم ازش خواستم حرف بكشم بهم جواب نميده.بعداز اونروز فكرش از سرم بيرون نميره هم عصبي ميكنه منو هم حشري.نميدونم چكار كنم.يه وقتايي از ناراحتي دلم ميخواد چند نفر جرش بدن من تماشا كنم يوقتايي هم حشري ميشم و بهش ميگم جنده لاشی اونم الكي ناراحت ميشه ولي مطمئنم قند تو دلش اب ميشهنوشته كامي   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d9%83%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">16008</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خیس و عجیب</title>
		<link>https://clipseksi.com/%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8</link>
					<comments>https://clipseksi.com/%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[Admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 May 2022 16:33:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[پدر]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[کس]]></category>
		<category><![CDATA[کیر]]></category>
		<category><![CDATA[لاشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://clipseksi.com/?p=16012</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خیس و عجیب" title="خیس و عجیب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p>همیشه از بچگی با بقیه فرق داشتم غیر قابل پیشبینی بودم یه جوری بودم که هیچ کس نمیتونست حدس بزنه الان قراره چیکار کنم تو ۱۱ یا ۱۲ سالگیم مادرم واسه این اخلاقم دو سه باری بردم مشاوره داستانی که میخوام بگم مال زمان ۱۹ سالگیمهسال اول دانشگاهم بود یکی از کلاسام ظهر تموم شد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="300" height="180" src="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x180.png" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خیس و عجیب" title="خیس و عجیب" decoding="async" loading="lazy" data-attachment-id="596" data-permalink="https://clipseksi.com/%da%a9%d9%84%db%8c%d9%be-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c" data-orig-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" data-orig-size="300,213" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;0&quot;,&quot;credit&quot;:&quot;&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;&quot;,&quot;caption&quot;:&quot;&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;0&quot;,&quot;copyright&quot;:&quot;&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;0&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;0&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0&quot;,&quot;title&quot;:&quot;&quot;,&quot;orientation&quot;:&quot;0&quot;}" data-image-title="کلیپ سکسی داستان سکسی" data-image-description="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-image-caption="&lt;p&gt;سایت کلیپ سکسی داستان های سکسی جدید &lt;/p&gt;
" data-medium-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی--300x213.png" data-large-file="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" /></p><p>همیشه از بچگی با بقیه فرق داشتم غیر قابل پیشبینی بودم یه جوری بودم که هیچ کس نمیتونست حدس بزنه الان قراره چیکار کنم تو ۱۱ یا ۱۲ سالگیم مادرم واسه این اخلاقم دو سه باری بردم مشاوره داستانی که میخوام بگم مال زمان ۱۹ سالگیمهسال اول دانشگاهم بود یکی از کلاسام ظهر تموم شد طرفای ۳رو مود خوبی نبودم یادمم نمیاد برا چی عصبی بودم یه جور کلافگی بی خودداشتم از پله های سالن میومدم پایین که یکی از پسرای دانشگاه به اسم آرمان سر راهم سبز شد قدش حدوداً ۱۸۰ بود پوست گندمی هیکلش خوب بود بوی عطرش و از ۱۰ متری میشد حس کردگفت صحرا خانوم اگه‌میشه جزوه های آمار و میخوایتم میشه..منم حال و حوصله ی این بنده خدارو نداشتم گفتم  ایشالا هرچی میخوای بش برسی بکش کنار من میخوام برم واکنشم غیر عادی بود دست خودم نیست میگم که از بچگی این طوری بودم یه اختلال اونم کم نیوورد گفت خوب حالا انگار کیه برو پدر روانی .. یهو جا خوردم انگار مغزم داااغ شد عصبانیت داشت تک تک سلولای بدنمو میخورد برگشتم سمتش نگاش کردم چشمام گرد شده بود چند قدم رفتم سمتش نزدیکش شدم یه جوری که نفسای به شماره افتادم میخورد به صورتش انگشتمو اوردم بالا گفتم با من اینطوری حرفف نمیزنی.. دیگهه با من اینطورری حرررف نمیزنی اونم که انگار از حالت غیر عادیم جا خورده بود گفت باشه چته آروم باش ببخشید .. هنوز خیلی به هم نزدیک بودیم با دست سینشو هل دادم عقب و با نفرت نگاش کردم چقد بدنش سفت بود از زیر پیرهنش نمیشد فهمید انقد بدن خوبی داره به خودم اومدم دیدم از بغلش رد شدم و رفتم یه هفته ایی همین طوری گذشت تا یه روز بیرون دانشگاه توی یه کوچه بنبست که ماشینمو پارک کرده بودم همون طوری که داشتم سوار ماشینم میشدم برم خونه دیدم داره از جلوم میاد بدون اینکه بهش توجه کنم سوار ماشین شدم تا نشستم یهو .. یاد بدنش افتادم.. بوی عطرش .. تنم مور مور شد سرمو گذاشتم رو فرمون نمیدونم چم بود.. اومد کنار پنجره و زد به شیشه به خودم اومدم سرمو بر گردوندم نگاش کردم گفت شیشرو بده پایین ولی من یهو درو باز کردم میخ شد رو دیوار پیاده شدم و در و بستم بازم نزدیک نزدیکش بودم بش گفتم چیه؟ گفت ببین من وقتی انقد نزدیکم وای میسی اصا یادم میره چی میخواستم بگم با حرفش یه جوری شدم یه خنده کج شیطانی کردم یه قدم رفتم رجلو تر عملا تو بغلش بودم با یه نگاه خیلی سرد و همون لبخنده گفتم همینه که هست گفت اومدم ازت معذرت خواهی کنم بازم اون روز نباید اونطوری میگفتمنگاش کردم قدش از من بلند تر بود گفتم کردی؟ گفت  کردم؟ از حالت قیافش که انگار از من با نیم وجب قدم حساب میبرد خندم گرفت اونم سرشو انداخت پایین و خندید گفت میشه واسه اینکه مطمئن بشم بخشیدیم ناهار و امروز مهمونه من باشی ؟ هنوز اونجوری تو همون حالت بودیم دلم میخواست سرمو بزارم رو سینش بوش کنم ولی گفتم هووم.. باشماشین خودمو قفل کردمو رفتیم سوار ماشین اون شدیم و تو یه رستوران باهم ناهار خوردیم باز برگشتیم تو ماشین بم گفت خیلی عجیبی دختر.. یه وقتای خود شیطانی یه وقتایی مظلوم و آروم من که اون موقع یه شیطااان پایان بودمم که دام میخواست فقطط لگیرمشو لمسش کنم گفتم کوودووومو دوس داری گفت بستگی به شرایطش دارهمنالان کودومو دوس داریاون چه لحنت لوَند شده.. شیطون شدی؟من هاهاها.. اره .. منم وقتی نزدیکت وای میسم شیطون میشماون  نفسات باحال میشه جفتمون میدونستیم این لاااس زدنا واسه چیه دیگه حوصله حرفای الکی و نداشتم یهو یقشو گرفتم اوردمشش جلو گفتم  نفسام و دوووس داریی آره ؟ فرصت ندادم چیزی بگه و لباشووو مکیدم انقد وحشی که آخش درومده بود هی گردنشو چنگ میزدمو لباشو میخوردم کم کم اومده بود تو باغ و از رو لباسن دست میکشید رو تنم و میمالوندمخودشو ازم گرفت و گفت دیگه نمیتونم صحرا تو دیوونه ایی نمیتووونممم همین طوری بزارم بریی نمیفهمیدم چی میگه مطمئن بودم کسم خیییسه خیسه گفتم مننن جایی نمیرم ارمان بیااا میخوامت بیااااااااجلو داری حالمو بد میکنیگفت اینجااا نمیشههه بریم خونه من تازه فهمیدم چی میخواد ..فقط گفتم باشه آرمان هرجا میخوای برو فقط زوودرسیدیم دم آپارتمانش و در و باز کرد رفتم تو کشوندمش داخل و در و بستم همونجا پشت در شرووووع کردم خوردن لباش دستامو میکشیدم روپهلوهاش اونم مث من وحشی شده بود و داشت همین طوری که لبامو میخورد مانتومو در میورد دستمووو از پهلوهاش بردم روو کیرش سففت سفتت شده بود مانتومو در اورد حالششش داغون بود منم با یه جین قد ۹۰ و یه تاپ سفید که زیرش یه سوتین مشکی پوشیده بودمو نصف سینه هاام معلوم بود جلوش وایساده بودم گفت صحرااا دیوووونم کردیییی بغلم کرد و بردم تو اتاقشو انداختم رو تخت منم مثه این جنده لاشی هاا میخندیدمو میگفتم آرمااان آرووم باش جینمو کشید پایین و شرت مشکی که زیرش پوشیده بودم افتاد بیرون تاپ خودمو در اوردمو تی شرت اونو هم کندم با یه حرکت از زیر دستش در اومدم و کشیدمش رو تخت و همونطوری نشستم رو شیکمش گفتم ببینن منووو میکشمت انقد حشریم که میخواممم بکشمت کسمو رو شکمش جلو عقب میکردمو تهدیدش میردم شلوارو شرتشو دادم پایبن کیر ۱۸.۱۹ سانتیش پرید بیرون گفتم جوووووون مبخواامشششش همششششششششش مال خودمه آرمانننن اونمم فقطط میگفت بخورش صحراا مال توعه بخورشش حالم خوب نیست سر کییرشو کردم تو دهنمو زبونمو دورش چرخوندم گفت آااااااه بخوور نصف کیرشو تو دهنم جاا دادمو شرو کردم مکییدن داشت از حال میرفت گفت بسه بسههه دارییی میکشیم واقعا از روش اومدم پاینن اومد روم و کره کرد رو گردنمم مبخورد و ممه هامووو میماااالوند آه میکشیدمو دااااااااد میزدمطاقت نیوورد شرتموو کشیددد پاییین و زبوونشووو لووووله کرد توووو کسم یرسووو فشاررر میدادمو میگفتم جووونن بخوورشش آرمانننننن بعد یه چار دقیقه نتونستمممم دیگه سرشو اوردم بالا گفتم من کیییرتو میخوام کیییرتو میخوام آرمان اونمم بی طاقت من به پهلو خوابوند خودشم پشت سرم به پهلو خوابید پامو بازز کرد و از پشت محکم سر کیرشو گذاشت دمه کسم و محکم فشاررر داد تووو جفتمون آه میکشیدیم تلنبه زدنش شروع شد و من فقط بااا آه هیییی ایمشو میگفتمم و اونمم محکم‌تر میزد یهوو کسممم منقبض شد و جییییییقم از لذت دراومد و ارضا شدم بعد دو دیقه به آرمان نگا کردم دلم براش سوخت پاشدم و نشستم رو کیرش و خودممم شروع کردم تلنبه زدن که اونم بعد دو سه دیقه آبش اومد و ریختش رو شکمم یکم پیش هم خوابیدیمو منو رسوند دم ماشینم که برگردم خونهببخشید اگه طولانی بود حتما نظر یادتون نرهنوشته صحرا   </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://clipseksi.com/%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d9%88-%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8/feed</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://clipseksi.com/wp-content/uploads/2018/11/کلیپ-سکسی-داستان-سکسی-.png" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">16012</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/37 queries in 0.090 seconds using Disk

Served from: clipseksi.com @ 2026-04-17 17:40:05 by W3 Total Cache
-->